1 189
Підписники
-124 години
-47 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
1 189
نم بارون یواش
زده تو کوچه نباش
نکنه سرما بخوری
با من میخوای چه کنی؟
بلدی دیوونه کنی؟
بگو ببینم چطوری؟
دست تو دست راه بریم
تا خود ماه بریم
یهو دلم خواست بیا
تا بارون اومد حرف عشقی زدم
یهو دلم خواست بیا
وای دلم دلم دلم
واسه تو میره خوشگلم
تو مثه دریایی و من آتیش لب ساحلم
وای تورو چشم نکنن
با تو خوش و بش نکنن
نمیرسه به پات اگه ماهو آرایش نکنن
..
چشم داره به تو هر کی کور شه عشقم
از دورت بگو دنیا دور شه عشقم
پیشت آرومم، اصن بند میاد زبونم
دوستت دارم میخوام بگم اما نمیتونم
1 189
من که میدونستم ی روزی همینقدر مزخرف میری
ولی وقتایی که میگفتی من همیشه هستم با اینکه میدونستم نیستی
همون قدر مزخرف خوشحال میشدم !
1 189
کل حرف دلم رو داستایوفسکی تو یه جمله
خیلی خوب بیان می کنه، اونجایی که می گه:
«سخت ترین کار دنیا این است که منطقی
رفتار کنی؛ در حالی که احساسات دارد
خفه ات می کند.»
1 189
عشق همیشه یک طرفس
یکی میره یکی هست
اون که میمونه برات میمونه از روی هوس
عشق به تو میده یه قفس
تا میکشی تو نفس
اون که میمونه برات میمونه از روی هوس
