uk
Feedback
غلوپژوهی

غلوپژوهی

Відкрити в Telegram

يا أهل الكتاب لا تغلوا في دينكم (نساء: ١٧١) - مطالعات حدیثی، تاریخی و فرقه‌شناسی - موضوع کانال منحصر به غلو فرقه‌ای نیست. مدیر اصلی: @amid3 مطالب قدیم: t.me/gholow2/1000 معرفة الرجال: @Al_Rijal صحف مطهرة: @sohof2 سایت: deraayaat.ir

Показати більше

📈 Аналітичний огляд Telegram-каналу غلوپژوهی

Канал غلوپژوهی (@gholow2) у мовному сегменті Фарсі є активним учасником. На даний момент спільнота об'єднує 18 615 підписників, посідаючи 4 326 місце в категорії Релігія і духовність та 17 703 місце у регіоні Іран.

📊 Показники аудиторії та динаміка

З моменту свого створення невідомо, проект продемонстрував стрімке зростання, зібравши аудиторію у 18 615 підписників.

За останніми даними від 07 липня, 2026, канал демонструє стабільну активність. Хоча за останні 30 днів спостерігається зміна кількості учасників на -14 334, а за останні 24 години на -240, загальне охоплення залишається високим.

  • Статус верифікації: Не верифікований
  • Рівень залученості (ER): Середній показник залученості аудиторії становить 6.68%. Протягом перших 24 годин після публікації контент зазвичай збирає 3.07% реакцій від загальної кількості підписників.
  • Охоплення публікацій: В середньому кожен допис отримує 1 252 переглядів. Протягом першої доби публікація в середньому набирає 575 переглядів.
  • Реакції та взаємодія: Аудиторія активно підтримує контент: середня кількість реакцій на один пост – 0.
  • Тематичні інтереси: Контент зосереджений навколо ключових тем, таких як روایت, نقل, کمیت, السلام, عَنْ.

📝 Опис та контентна політика

Автор описує ресурс як майданчик для висловлення суб'єктивної думки:
يا أهل الكتاب لا تغلوا في دينكم (نساء: ١٧١) - مطالعات حدیثی، تاریخی و فرقه‌شناسی - موضوع کانال منحصر به غلو فرقه‌ای نیست. مدیر اصلی: @amid3 مطالب قدیم: t.me/gholow2/1000 معرفة الرجال: @Al_Rijal صحف مطهرة: @sohof2 سایت: deraayaat.ir

Завдяки високій частоті оновлень (останні дані отримано 08 липня, 2026), канал підтримує актуальність та високий рівень охоплення публікацій. Аналітика показує, що аудиторія активно взаємодіє з контентом, що робить його важливою точкою впливу в категорії Релігія і духовність.

18 615
Підписники
-24024 години
-1 1737 днів
-14 33430 день
Архів дописів
أعظم الله اجورنا و اجورکم بمصابنا بالحسين عليه السّلام، و جعلنا و إيّاكم من الطالبين بثاره مع وليّه الإمام المهدي من آل محمّد صلوات الله عليهم آه از آن ساعتی که با تن چاک چاک نهادی ای تشنه لب صورت خود روی خاک تنت به سوز و گداز، تو گرم راز و نیاز سوی خیام حرم، دو چشم تو مانده باز آمده از خیمه‌گه خواهر غم دیده‌ات دید و که شمر از جفا نشسته بر سینه‌ات گفت بده مهلتی تا برسم بر سرش برادرم تشنه است مبر سر از پیکرش #مرثیه_سید_الشهدا

اصلاح: با توجه به نقل منابع دیگر ظاهراً گوینده بخش اول این سخن، عبد الله بن عمار -لعنه الله- است؛ نه حمید بن مسلم و گویا در روایت شیخ مفید اشتباهی رخ داده است. (نک‍: تاریخ الطبري، ج5، ص451؛ شرح الأخبار في فضائل الأئمة الأطهار، ج3، ص163؛ تجارب الأمم وتعاقب الهمم، ج5، ص80؛ المصابیح، ص373؛ مثیر الأحزان، ص71) @Gholow2

sticker.webp1.12 KB

🏴 شهادت نامه عشاق امضا می شود 🎙استاد نظری منفرد امشب شهادت نامه ی عشاق امضا می شود فردا ز خون عاشقان این دشت دریا می شود امشب کنار یکدگر بنشسته آل مصطفی فردا پریشان جمعشان چون قلب زهرا می شود امشب صدای خواندن قرآن به گوش آید ولی فردا صدای الامان زین دشت برپا می شود امشب کنار مادرش لب تشنه اصغر خفته است فردا خدایا بسترش آغوش صحرا می شود امشب که جمع کودکان در خواب ناز آسوده اند فردا به زیر خارها گمگشته پیدا می شود امشب رقیه حلقه ی زرین اگر دارد به گوش فردا دریغ این گوشوار از گوش او وا می شود امشب به خیل تشنگان عباس باشد پاسبان فردا کنار علقمه بی دست سقا می شود امشب بُوَد جای علی آغوش گرم مادرش فردا چو گل ها پیکرش پامال اعدا می شود امشب گرفته در میان، اصحاب، ثارالله را فردا عزیز فاطمه بی یار و تنها می شود امشب به دست شاه دین باشد سلیمانی نگین فردا به دست ساربان این حلقه یغما می شود امشب سر سرّ خدا بر دامن زینب بُوَد فردا انیس خولی و دیر نصارا می شود ترسم زمین و آسمان زیر و زبر گردد "حسان" فردا اسارت نامه ی زینب چو اجرا می شود #مرثیه_سید_الشهدا

🏴 شهادت نامه عشاق امضا می شود 🎙استاد نظری منفرد امشب شهادت نامه ی عشاق امضا می شود فردا ز خون عاشقان این دشت دریا می شود امشب کنار یکدگر بنشسته آل مصطفی فردا پریشان جمعشان چون قلب زهرا می شود امشب صدای خواندن قرآن به گوش آید ولی فردا صدای الامان زین دشت برپا می شود امشب کنار مادرش لب تشنه اصغر خفته است فردا خدایا بسترش آغوش صحرا می شود امشب که جمع کودکان در خواب ناز آسوده اند فردا به زیر خارها گمگشته پیدا می شود امشب رقیه حلقه ی زرین اگر دارد به گوش فردا دریغ این گوشوار از گوش او وا می شود امشب به خیل تشنگان عباس باشد پاسبان فردا کنار علقمه بی دست سقا می شود امشب بُوَد جای علی آغوش گرم مادرش فردا چو گل ها پیکرش پامال اعدا می شود امشب گرفته در میان، اصحاب، ثارالله را فردا عزیز فاطمه بی یار و تنها می شود امشب به دست شاه دین باشد سلیمانی نگین فردا به دست ساربان این حلقه یغما می شود امشب سر سرّ خدا بر دامن زینب بُوَد فردا انیس خولی و دیر نصارا می شود ترسم زمین و آسمان زیر و زبر گردد "حسان" فردا اسارت نامه ی زینب چو اجرا می شود #مرثیه_سید_الشهدا

... فَقَالَ حُمَيْدُ بْنُ مُسْلِمٍ فَوَ اللَّهِ مَا رَأَيْتُ مَكْثُوراً قَطُّ قَدْ قُتِلَ وُلْدُهُ وَ أَهْلُ بَيْتِهِ وَ أَصْحَابُهُ أَرْبَطَ جَأْشاً وَ لَا أَمْضَى جَنَاناً مِنْهُ ع إِنْ كَانَتِ الرَّجَّالَةُ لَتَشُدُّ عَلَيْهِ فَيَشُدُّ عَلَيْهَا بِسَيْفِهِ فَتَنْكَشِفُ عَنْ يَمِينِهِ وَ شِمَالِهِ انْكِشَافَ الْمِعْزَى إِذَا شَدَّ فِيهَا الذِّئْبُ. فَلَمَّا رَأَى ذَلِكَ شِمْرُ بْنُ ذِي الْجَوْشَنِ اسْتَدْعَى الْفُرْسَانَ فَصَارُوا فِي ظُهُورِ الرَّجَّالَةِ وَ أَمَرَ الرُّمَاةَ أَنْ يَرْمُوهُ فَرَشَقُوهُ بِالسِّهَامِ حَتَّى صَارَ كَالْقُنْفُذِ فَأَحْجَمَ‏ عَنْهُمْ‏ فَوَقَفُوا بِإِزَائِهِ... (مفید، الإرشاد، ج٢، ص١١١) ... حمید بن مسلم گفت: به خدا سوگند هرگز کسی را ندیدم که دشمنان بی‌شمار محاصره‌اش کرده باشند؛ فرزندان و خاندان و یارانش را کشته باشند؛ ولی چونان ابی عبد الله (ع) دل‌قرص و دلیر و آرام باشد. پیاده نظام بر او یورش می‌بردند و او بر آن‌ها حمله می‌کرد و از چپ و راست مانندِ گله بزی که گرگ به آن‌ها حمله کند فرار می‌کردند. وقتی شمر این وضعیت را دید، سواره نظام را فراخواند تا در پشتِ پیاده نظام قرار گرفتند و به تیراندازان دستور داد که تیراندازی کنند؛ پس آن قدر به او تیر زدند که مانند خارپشت شد. این جا بود که حسین (ع) از حمله دست کشید و دشمنان در مقابلش ایستادند... @gholow2

... فَقَالَ حُمَيْدُ بْنُ مُسْلِمٍ فَوَ اللَّهِ مَا رَأَيْتُ مَكْثُوراً قَطُّ قَدْ قُتِلَ وُلْدُهُ وَ أَهْلُ بَيْتِهِ وَ أَصْحَابُهُ أَرْبَطَ جَأْشاً وَ لَا أَمْضَى جَنَاناً مِنْهُ ع إِنْ كَانَتِ الرَّجَّالَةُ لَتَشُدُّ عَلَيْهِ فَيَشُدُّ عَلَيْهَا بِسَيْفِهِ فَتَنْكَشِفُ عَنْ يَمِينِهِ وَ شِمَالِهِ انْكِشَافَ الْمِعْزَى إِذَا شَدَّ فِيهَا الذِّئْبُ. فَلَمَّا رَأَى ذَلِكَ شِمْرُ بْنُ ذِي الْجَوْشَنِ اسْتَدْعَى الْفُرْسَانَ فَصَارُوا فِي ظُهُورِ الرَّجَّالَةِ وَ أَمَرَ الرُّمَاةَ أَنْ يَرْمُوهُ فَرَشَقُوهُ بِالسِّهَامِ حَتَّى صَارَ كَالْقُنْفُذِ فَأَحْجَمَ‏ عَنْهُمْ‏ فَوَقَفُوا بِإِزَائِهِ... (مفید، الإرشاد، ج٢، ص١١١) ... حمید بن مسلم گفت: به خدا سوگند هرگز کسی را ندیدم که دشمنان بی‌شمار محاصره‌اش کرده باشند؛ فرزندان و خاندان و یارانش را کشته باشند؛ ولی چونان ابی عبد الله (ع) دل‌قرص و دلیر و آرام باشد. پیاده نظام بر او یورش می‌بردند و او بر آن‌ها حمله می‌کرد و از چپ و راست مانندِ گله بزی که گرگ به آن‌ها حمله کند فرار می‌کردند. وقتی شمر این وضعیت را دید، سواره نظام را فراخواند تا در پشتِ پیاده نظام قرار گرفتند و به تیراندازان دستور داد که تیراندازی کنند؛ پس آن قدر به او تیر زدند که مانند خارپشت شد. این جا بود که حسین (ع) از حمله دست کشید و دشمنان در مقابلش ایستادند... @gholow2

عناوین خیالی کتاب‌ها در آثار امیرمعزی https://t.me/AmirMuezzi/101

🏴 به سوی ما شتاب کن              در آن روز نخستین کسی که از فرزندان ابوطالب به شهادت رسید، علی اکبر فرزند حسین بن علی (ع) بود. هنگامی که به میدان می‌رفت، حسین علیه السلام چشمانش را به زمین دوخت؛ گریست و گفت: خدایا تو شاهد باش، جوانی به جنگ آنان رفت که شبیه ترین مردم به رسول خدا (ص) بود. علی، به سوی دشمنان تاخت و کرّ و فرّی نمود؛ سپس نزد پدر بازگشت و گفت: پدرجان! تشنگی ... حسین (ع) فرمود: دلبندم! صبر کن، روز را به پایان نخواهی برد مگر آن که رسول خدا (ص) از جامش تو را سیراب کند. پس به میدان بازگشت و پیوسته بر دشمن هجوم می‌برد‌ و می‌خواند: أنا عَلِيّ بن حُسَيْن بن علي       نحن و رب البيت أولى بالنبي               تالله لا يحكم فينا ابن الدعي (منم علی پسر حسین فرزند علی، به خدای کعبه سوگند ما به رسول خدا (ص) نزدیکتریم؛ به خدا قسم که فرزند [زیاد] زنازاده هرگز بر ما حکم نخواهد کرد)        مرة بن منقذ بن النُّعْمَانِ العبدي او را دید و گفت: همه گناهان عرب بر گردن من، اگر از پیش من بگذرد و پدرش را به عزایش ننشانم. این بار چون علی هجوم آورد، مرة بن منقذ بر سر راهش قرار گرفت و او را زخم زد؛ بر زمین افتاد؛ مردم‌ گرد او جمع شدند و با شمشیر پاره‌پاره‌اش کردند. و نیز گفته‌اند: تیری بر زرهش نشست و آن را شکافت. در لحظات آخر در حالی که در خون خود می‌تپید، فریاد زد: پدرجان سلام بر تو باد؛ این پدربزرگم رسول خدا است که تو را سلام می‌رساند و می‌گوید: در آمدن به سوی ما شتاب کن. پس نعره‌ای زد و از دنیا رفت. حسین (ع) گفت: پسرم! خدا بکشد مردمی را که تو را کشتند! چقدر در برابر خدا جسور و بر دریدن حرمت رسول خدا (ص) گستاخ‌اند. خاک بر سر این دنیا بعد از تو. زینب از خیمه‌گاه بیرون دوید و در حالی که فریاد می‌زد: "ای وای برادرم! ای وای پسر برادرم!" آمد و خود را بر پیکر علی اکبر انداخت. حسین دست او را گرفت و به خیمه برگرداند. سپس خود برگشت و به جوانان بنی‌هاشم گفت: نعش برادرتان را ببرید. پیکر پاکش را برداشتند و بر در خیمه‌ای که مقابل آن می‌جنگیدند‌، گذاشتند ... ۱. قَالَ أَبُو مخنف: حَدَّثَنِي زهير بن عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ زهير الخثعمي، قَالَ: كَانَ آخر من بقي مع الْحُسَيْن من أَصْحَابه سويد بن عَمْرو بن أبي المطاع الخثعمي، قَالَ: وَ كَانَ أول قتيل من بني أبي طالب يَوْمَئِذٍ علي الأكبر بن الْحُسَيْن بن علي، و أمه لَيْلَى ابنة أبي مرة بن عروة بن مسعود الثقفي، وَ ذَلِكَ أنه أخذ يشد عَلَى الناس وَ هُوَ يقول: أنا عَلِيّ بن حُسَيْن بن علي      نحن و رب البيت أولى بالنبي             تالله لا يحكم فينا ابن الدعي قَالَ: ففعل ذَلِكَ مرارا، فبصر بِهِ مرة بن منقذ بن النُّعْمَانِ العبدي ثُمَّ اللَّيْثِيّ، فَقَالَ: عليّ آثام العرب إن مرّ بي يفعل مثل مَا كَانَ يفعل إن لم أثكله أباه، فمرّ يشدّ عَلَىّ النّاس بسيفه، فاعترضه مرة بن منقذ، فطعنه فصرع، و احتوله الناس فقطعوه بأسيافهم. قَالَ أَبُو مخنف: حَدَّثَنِي سُلَيْمَان بن أبي راشد، عن حميد بن مسلم الأَزْدِيّ، قَالَ: سماع أذني يَوْمَئِذٍ من الْحُسَيْن يقول: قتل الله قوما قتلوك يَا بني! مَا أجرأهم عَلَى الرحمن، وعلى انتهاك حرمة الرسول! عَلَى الدُّنْيَا بعدك العفاء. قَالَ: و كأني أنظر إِلَى امرأة خرجت مسرعة كأنها الشمس الطالعه تنادى: يا اخياه! و يا بن أخياه! قَالَ: فسألت عَلَيْهَا، فقيل: هَذِهِ زينب ابنه فاطمه ابنه رسول الله ص، فجاءت حَتَّى أكبت عَلَيْهِ، فجاءها الْحُسَيْن فأخذ بيدها فردّها إِلَى الفسطاط، و أقبل الْحُسَيْن إِلَى ابنه، و أقبل فتيانه إِلَيْهِ، فَقَالَ: احملوا أخاكم، فحملوه من مصرعه حَتَّى وضعوه بين يدي الفسطاط الَّذِي كَانُوا يقاتلون أمامه قَالَ: ثُمَّ إن عَمْرو بن صبيح الصدائي رمى عَبْد الله بن مسلم بن عقيل بسهم فوضع كفه عَلَى جبهته، فأخذ لا يستطيع أن يحرك كفيه، ثُمَّ انتحى لَهُ بسهم آخر ففلق قلبه، فاعتورهم الناس من كل جانب ... (تاريخ الطبري؛ ج۵، صص۴۴۶ و ۴۴۷) ۲. حدّثني أحمد بن سعيد، قال: حدّثني يحيى بن الحسن العلوي، قال: حدثنا غير واحد، عن محمد بن عمير، عن أحمد بن عبد الرحمن البصري، عن عبد الرحمن بن مهدي، عن حماد بن سلمة عن سعيد بن ثابت، قال: لما برز علي بن الحسين إليهم، أرخى الحسين-صلوات الله عليه و سلامه -عينيه فبكى، ثم قال: اللهم كن أنت الشهيد عليهم، فبرز إليهم غلام أشبه الخلق برسول الله (ص) ، فجعل يشدّ عليهم ثم يرجع إلى أبيه فيقول: يا أباه، العطش، فيقول له الحسين: اصبر حبيبي فإنك لا تمسي حتى يسقيك رسول الله (ص) بكأسه، و جعل يكر كرّة بعد كرّة، حتى رمى بسهم فوقع في حلقه فخرقه، و أقبل ينقلب في دمه، ثم نادى: يا أبتاه عليك السلام، هذا جدّي رسول اللّه (ص) يقرئك السلام، و يقول: عجّل القدوم إلينا، و شهق شهقة فارق الدنيا. (مقاتل الطالبيين، ص۱۱۶) @Gholow2

🏴 یاری آسمانی ابو مخنف از عقبة بن بشیر الاسدی روایت کرد که ابو جعفر محمد بن علی بن الحسین (=امام باقر ع) به من فرمود: ما از شما بنی اسد، خونی طلب داریم! گفتم: ای ابا جعفر، خدا رحمتت کند، گناه من چیست؟ کدام خون؟ حضرت فرمود: کودکِ حسین را برایش آوردند؛ در آغوش او بود که یکی از قبیله شما بنی اسد، او را با تیر زد و ذبحش کرد. پس حسین خون او را گرفت و وقتی دو دستش را از خون او پر کرد؛ بر زمین ریخت؛ سپس عرضه داشت: خدایا، اگر یاری آسمانی را از ما بازداشتی؛ پس آن را برای چیزی که بهتر است قرار بده و انتقام ما را از این ستمکاران بگیر! «قَالَ أَبُو مخنف: قَالَ عقبة بن بشير الأسدي: قَالَ لي أَبُو جَعْفَر مُحَمَّد ابن عَلِيّ بن الْحُسَيْن: إن لنا فيكم يَا بني أسد دما، قَالَ: قلت: فما ذنبي أنا فِي ذَلِكَ رحمك اللَّه يَا أَبَا جَعْفَر! وما ذَلِكَ؟ قَالَ: أتي الْحُسَيْن بصبي لَهُ، فهو فِي حجره، إذ رماه أحدكم يَا بني أسد بسهم فذبحه، فتلقى الْحُسَيْن دمه، فلما ملأ كفيه صبه فِي الأرض ثُمَّ قَالَ: رب إن تك ‌حبست ‌عنا النصر من السماء فاجعل ذَلِكَ لما هُوَ خير، وانتقم لنا من هَؤُلاءِ الظالمين» (طبری، التاریخ، 5/ 448). @Gholow2

ادامه غلوهای سازمان‌یافته در راستای جایگزینی امامت اهل بیت (ع) با امامت فقیه با سوء استفاده از شرایط دشوار ایران و محور مقاومت @Gholow2

ادامه غلوهای سازمان‌یافته در راستای جایگزینی امامت اهل بیت (ع) با امامت فقیه با سوء استفاده از شرایط دشوار ایران و محور مقاومت @Gholow2

1_26593848476.pdf3.33 KB

بررسی_و_واکاوی_معنای_جعل_خلیفه_در_زمین،_زهره_نریمانی_و_جعفر_فیروزمندی.pdf6.87 KB

پژوهشی_در_«خلیفه»_خواندن_راویان_حدیث_در_سنّت_نبوی،_محمد_صادق_رضوی،.pdf5.64 KB

▪️عالم اظله در میراث شیعه و غلات (۸) بررسی تطبیق آیه ۱۶ سوره جن بر عالم اظله https://deraayaat.ir/jenn_azellah/ #اظله #تفسیر_باطن @Gholow2

▪️عالم اظله در میراث شیعه و غلات (۷) ارث و میراث‌ بر پایه برادری در اظله یکی دیگر از ادله اعتقاد به اظله،‌ سه حدیث است که در آن ادعا شده قائم (عج) پس از قیام، ارث را بر اساس برادری در عالم اظله تقسیم می‌کند؛ نه بر اساس برادری نسبی و خویشاوندی‌. این احادیث در آثار شیخ صدوق (الخصال، الفقیه، الهدایة و اعتقادات الإمامیة) و دلائل الإمامة نقل شده است. در کتب غلات، مانند الهفت نیز آمده است. در این پیوند توضیح داده شده است که این احادیث بر خلاف کتاب و سنت، و به تعالیم باطنی غلات درباره حقوق اخوان، وابسته است: https://deraayaat.ir/mirath_azellah/ #اظله #حقوق_اخوان @Gholow2

▪️عالم اظله در میراث شیعه و غلات (6) نقد نامه امیرالمؤمنین (ع) به یارانش به روایت رسائل الأئمة کلینی پس از آن که مقدماتی درباره انگاره اظله بیان شد و این موضوع، تا حدی از زاویه کتبِ فرقه‌شناسی، منابع غلات، آراء متکلمین و مصادر رجال و فهرست، بررسی شد، اکنون نوبت به بررسی احادیث اظله در منابع شیعه می‌رسد. نخستین حدیثی که در این راستا، بررسی شد، نامه‌ای است منسوب به امیرالمؤمنین (ع) که در کشف المحجة ابن طاوس از رسائل الأئمة کلینی نقل شده است. این نامه با این عبارت آغاز می‌شود: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌ إِلَى الْمُقَرَّبِينَ [الْمُقِرِّينَ‌] فِي الْأَظِلَّةِ ...» بر اساس آن چه در پیوند زیر آمده است، متن این نامه ظاهراً ترکیبی از چند متن دیگر است و احتمالاً برخی از فقرات آن نیز با فضای باطنی مرتبط است: https://deraayaat.ir/rasael/ #اظله #مفضل @Gholow2

۳. کتاب الأظلة محمد بن سنان نجاشی «كتاب الأظلة» را از تصنیفات محمد بن سنان شمرده و سند خود را به آن چنین یاد کرده است: «أخبرنا جماعة شيوخنا عن أبي غالب أحمد بن محمد عن عم أبيه علي بن سليمان عن محمد بن الحسين بن أبي الخطاب عنه بها.» (رجال النجاشي، ص328) محمد بن سنان نزد برخی از متقدمان به ضعف و غلو متهم شده است. (رجال النجاشي، ص328؛ فهرست الطوسی، ص406؛ رجال ابن الغضائری، ص92؛ المسائل السرویة، ص38؛ رجال الکشی، ج4، ص613؛ ج5، ص687؛ ج6، ص795، 823) هر چند مدح و تبرئه او نیز گزارش شده است. درباره محتوای کتابِ محمد بن سنان، اطلاع دقیقی نداریم. احادیثی درباره اظله به محمد بن سنان منسوب است (نمونه: الكافي، ج‌1، ص442) اما دلیلی وجود ندارد که این احادیث در کتاب الأظلة او بوده باشد. همچنین شیخ مفید از کتابی به نام «الأشباح والأظلة» منسوب به محمد بن سنان یاد کرده است: «إن الأخبار بذكر الأشباح تختلف ألفاظها و تتباين معانيها و قد بنت الغلاة عليها أباطيل كثيرة و صنفوا فيها كتبا لغوا فيها و هذوا فيما أثبتوه منه في معانيها و أضافوا ما حوته الكتب إلى جماعة من‌ شيوخ‌ أهل الحق و تخرصوا الباطل بإضافتها إليهم من جملتها كتاب سموه كتاب الأشباح و الأظلة و نسبوا تأليفه إلى محمد بن سنان. و لسنا نعلم صحة ما ذكروه في هذا الباب عنه فإن كان صحيحا فإن ابن سنان قد طعن‌ عليه و هو متهم بالغلو. فإن صدقوا في إضافة هذا الكتاب إليه فهو ضال بضلاله عن الحق و إن كذبوا فقد تحملوا أوزار ذلك.» (المسائل السروية، ص37) اما روشن نیست که این کتاب، تا چه اندازه به کتابی که نجاشی یاد کرده، مرتبط بوده است. ۴. کتاب الأظلة احمد بن محمد بن عیسی اشعری نجاشی کتابی به نام «الأظلة» برای احمد بن محمد بن عیسی الأشعري یاد کرده است. (رجال النجاشي، ص82) اشعری از ثقات و بزرگان امامیه بوده (رجال النجاشي، ص82) و نسبت به غلات نیز سختگیر بوده است. اشعری در سند برخی از احادیث اظله نیز حضور دارد (الكافي، ج‌1، ص203، 437؛ علل الشرائع، ج1، ص118؛ تفسیر القمی، ج2، ص391؛ بصائر الدرجات، ج1، ص73) که ممکن است برخی از آن‌ها با کتابِ او مرتبط باشد. بنا بر آن چه گذشت، می‌توان اطلاعات موجود‌ را این گونه جمع‌بندی کرد: در کتب رجال و فهرست، چهار کتاب با عنوان الأظلة یاد شده است که از آن میان، سه کتابِ مفضل، محمد بن سنان و عبدالرحمن بن کثیر، از نظر مؤلفان و راویان، با جریان متهم به غلو کاملاً مرتبط است. نجاشی درباره محتوای کتاب عبدالرحمن بن کثیر، داوری بسیار منفی دارد. نگاه شیخ مفید نیز به کتاب الأشباح والأظلة منسوب به محمد بن سنان -که ممکن است با کتاب الأظلة منسوب به او مرتبط باشد- شدیداً منفی است. اما یک کتاب که ظاهرا متأخرتر از سه کتاب دیگر است، متعلق به احمد بن محمد بن عیسی اشعری است که در برابر جریان غلو قرار داشته است. #اظله #محمد_سنان @Gholow2

۲. کتاب الأظلة عبد الرحمن بن کثیر کتابی به نام الأظلة به عبدالرحمن بن کثیر الهاشمی منسوب بوده که ابوغالب زراری آن را از حمید بن زیاد از علی بن صالح از علی بن حسان از عبدالرحمن بن کثیر روایت کرده است. (رسالة ابي غالب الزراری، ص175) نجاشی نیز این کتاب را برای عبدالرحمن بن کثیر برشمرده ولی سندی به آن ارائه نداده است. (رجال النجاشي، ص235) نجاشی در وصف این کتاب نوشته است: «كتاب الأظلة كتاب فاسد مختلط.» (رجال النجاشي، ص235) نجاشی درباره خود عبدالرحمن بن کثیر نیز گفته است: «كان ضعيفا غمز أصحابنا عليه و قالوا: كان يضع الحديث.» (رجال النجاشي، ص234-235) غالباً راوی عبدالرحمن بن کثیر، علی بن حسان است که او را نیز به عبارات شدید، به غلو و وضع حدیث و فساد مذهب متهم کرده‌اند. (رجال الکشی، ص748؛ رجال ابن الغضائري، ص77؛ رجال النجاشي، ص251) بر اساس گفته ابوغالب زراری، کتاب الأظلة را نیز علی بن حسان از عبدالرحمن بن کثیر روایت کرده است. با واکاوی روایاتِ علی بن حسان از عبدالرحمن بن کثیر به ویژه در زمینه تفسیر باطن، می‌توان وجه تضعیف این طریق از سوی رجالیانِ متقدم را دریافت. در سند ابوغالب زراری، راویِ علی بن حسان، علی بن صالح است که در واقع تصحیف علی بن ابی صالح است. زیرا طبق متنِ ابوغالب، حمید بن زیاد دو کتاب «الأظلة» و «فضل إنا أنزلناه» را از علی بن صالح از علی بن حسان روایت کرده است (رسالة أبي غالب الزراري، ص175)؛ در حالی که نجاشی نوشته است: «علي بن أبي صالح‌ و اسم أبي صالح محمد يلقب بزرج، يكنى أبا الحسن، كوفي، حناط، و لم يكن بذاك في المذهب و الحديث، و إلى الضعف ما هو. و قال حميد في فهرسته: سمعت منه كتبا عدة، منها: كتاب ثواب إنا أنزلناه [في ليلة القدر]، كتاب الأظلة، كتاب البداء و المشيئة، كتاب الثلاث و الأربع، كتاب الجنة و النار، كتاب النوادر، كتاب الملاحم، و ليس أعلم هذه الكتب له أو رواها عن الرجال.» (رجال النجاشي، ص257) بنابراین طبق تصریح نجاشی، حمید بن زیاد، همان دو کتاب «الأظلة» و «فضل إنا أنزلناه» را از علی بن ابی صالح روایت کرده است؛ نه علی بن صالح. نجاشی تردید دارد که این کتب، تألیف خود علی بن ابی صالح است یا از دیگران روایت کرده است؛ اما همان طور که محقق شوشتری دریافته (قاموس الرجال، ج7، ص282) با توجه به متن رساله ابی غالب زراری، دست کم در مورد دو کتاب «الأظلة» و «فضل إنا أنزلناه»، شکی باقی نمی‌‌ماند که تألیف او نبوده؛ بلکه همان کتابهای منسوب به عبدالرحمن بن کثیر است که از طریق علی بن حسان روایت کرده است. به هر حال علی بن ابی صالح نیز به گفته نجاشی در مذهب و حدیث، تا حدی ضعیف است. از او روایات اندکی با عنوان «علی بن بزرج» در منابع فعلی، باقی مانده است. در منابع موجود، روایتی از عبدالرحمن بن کثیر که در آن الفاظ أظلة، ظل، ظلال یا ظلة باشد یافت نشد؛ بنابراین فعلاً تصویر روشنی از متن کتاب الأظلة او نداریم؛ جز این که نجاشی آن را فاسد و مختلط خوانده است. #اظله #تفسیر_باطن #عبدالرحمن_کثیر @Gholow2