دکتر فریبا بشر دوست
Відкрити в Telegram
1 078
Підписники
Немає даних24 години
-27 днів
-630 день
Архів дописів
1 078
Repost from کمپین مبارزه با بیشعوری
آغاز هفته جهانی آگاهی از بیماری اسکیزوفرنیا.
۲۴ می مصادف با روز جهانی اسکیزوفرنیا است.این روز با هدف آگاهیرسانی در مورد این بیماری نامگذاری شده و تا یک هفته ادامه پیدا میکند.
#اسکیزوفرنیا
#بیماری_اعصاب_و_روان
ahebba (@ahebba_society)
1 078
📌"استخدام منشی "
کلینیک روانشناسی کاویان جهت تکمیل کادر اداری منشی ( ترجیحا روانشناس یا رشته های وابسته) استخدام میکتد .
متقاضیان در واتس اپ به شماره زیر پیام بدهند:
+98 992 031 1472
1 078
@zhuanchannel
قدم زدن در خاطرات،اگر طولانی شود
خاصیتِ خاطره بودنشان را از دست میدهند
و تبدیل میشوند به خودآزاری.
نه از بیدار شدنِ خاطراتمان فرار کنیم و نه در آنها گم شویم.
حواسمان باشد معمولا بیشترِ خاطراتمان مربوط به آدمها و روابطیست که اکنون در قبرستانِ ذهنمان دفن شدهاند.
گاهی رفتن به قبرستان و مرور خاطرات مشکلی ایجاد نمیکند این یک فرایند طبیعیست.
دلتنگی طبیعیست مخصوصا برای کسی که در زندگیِ اکنونمان دیگر حضور ندارد و در واقع مرده است در اکنونمان.
اما زیادی ماندن در قبرستان، میتواند از ما یک مردهی متحرک بسازد و دیگر توانایی حضور در اکنونمان را از دست بدهیم.
تواناییِ حضور در رابطههای اکنونمان
ادمهای اکنونمان
موقعیتهای اکنونمان
و فرصتهای بینظیری که اکنون در اختیارمان هستند.
بیدار شدنِ خاطرات و احساساتِ قدیمیمان نسبت به گذشته، یک اتفاقِ گذراست.
موقت و کوتاه است.
به موقت بودنش که آگاه باشیم میتوانیم متوجه شویم که اگر بیشتر بخواهد طول بکشد یعنی خودمان تمایل داریم در قبرستانمان زندگی کنیم تا در زمان اکنونیِ غیرقابل پیشبینی و واقعی
به تمایلِ زندگی کردن در قبرستانمان آگاه باشیم تا اگر زیادی طول کشید، بتوانیم خودمان را نجات دهیم و دوباره برگردیم به جریان زندگیِ واقعیمان.
برای اتصال به زندگی و بیرون آمدن از قبرستان به اکنونمان نگاه کنیم و از خود بپرسیم:
امروز چه روزیست؟
من چند سالم است؟
چقدر از خاطرههایم گذشته است؟ چند سال؟
آیا میخواهم امروزم را از دست بدهم با فکر کردن و غرق شدن درگذشته؟
من چه چیزهایی امروز دارم که به آنها توجه نمیکنم؟
امروز چطور میتوانم توجهم را به داشتههایم جلب کنم نه به نداشتههایم؟
امروز چطور میتوانم برای خودم کاری بکنم که حال درونم بهتر شود؟
امروز روی چه لذتی میتوانم متمرکز شوم؟ لذتی جسمانی نه ذهنی( ورزش، ماساژ، معاشرت، غذای مورد علاقه و...)
امروز چطور میتوانم احساساتم را به آدمهایی که در اکنونم وجود دارند نشان دهم؟
نزار قبانی میگوید :
اگر برای تو خیری داشت میماند
اگر دوستدارت بود حرف ميزد
و اگر مشتاق دیدنت بود میآمَد ...!
پس چطور و با چه رفتاری میتوانم احساساتم را به آنهایی نشان دهم که ماندند، حرف زدند و آمدند؟
پونه_مقیمی
https://t.me/DrBashardoost
1 078
س.ک.س و عشق؛ بدون رنگ ولعاب اخلاقی
چهطور میتوان به انسانها کمک کرد تا در روابطشان سرانجام بهتری داشته باشند؟ اولاً، باید این حقیقت را به رسمیت بشناسیم که هیچیک از این نیازها (نه س.ک.س و نه عشق) برتریِ اخلاقی بر دیگری ندارد: اینکه کسی عشق را بیشتر از تنآمیزی بخواهد مثل این است که تنآمیزی را بیشتر از عشق بخواهد؛ نه «بهتر» از آن است و نه «بدتر» از آن. هر دوی این نیازها جایگاه خودشان را در مجموعهی احساسات و امیال ما دارند.
ثانیاً، ما افراد جامعه باید راهی بیابیم تا مطمئن شویم که انسانها میتوانند این دو نیاز را آزادانه، بدون ترس از سرزنش یا محکومیت اخلاقی مطرح کنند. باید تابوهای پیرامون هر دوی این امیال را تضعیف کنیم، به نحوی که نیاز به فیلم بازیکردن به حداقل برسد و درنتیجه دلشکستگی و احساس گناهِ ناشی از ریاکاری نیز تا حد امکان پایین بیاید.
تا وقتی که تنها راه برای رسیدن به تنآمیزی تظاهر به عشق باشد، برخی از ما به دروغ متوسل میشویم. و تا وقتی که تنها راه برای یافتن عشقِ طولانیمدت این باشد که وانمود کنیم یک ماجراجوی بیبندوبار ایم که حاضر ایم به خانه افرادِ غریبه برویم و با آنها رابطهی جنسی بدون قید و تعهد داشته باشیم، این خطر وجود دارد که صبح بعد از این رابطه به نحو دردناکی احساس رهاشدگی کنیم.
زمان آن است که برای نیاز به تنآمیزی و نیاز به عشق جایگاهی برابر، بدون رنگولعاب اخلاقی، قائل شویم. این دو از ارزش و اعتبار همسان برخوردار اند و هر یک آنها را میتوان مستقل از دیگری احساس کرد. و برای مطرحکردن هیچکدام نباید مجبور به دروغگفتن شویم.
آلن_دوباتن / چگونه درباره س.ک.س بیشتر بیندیشیم
https://t.me/DrBashardoost
1 078
| چرا و چگونه کمالگرایی آدم را بیچاره میکند |
اگر واژه کمالگرایی را در گوگل جستجو کنید، احتمالاً به این عناوینِ خبری میرسید: «دانشجویانِ کمالگرا نمرات بهتری میگیرند، اما به چه قیمتی؟»، «چرا مشاغل باید در سال ۲۰۲۰ کمالگرایی را طرد کنند؟» و «چرا تغییر کمالگرایی تا این حد سخت است؟»
کمالگرایی به عنوانِ یک وضعیتِ ذهنی همواره محلِ بحثهای علمی بوده است. بسیاری از سلبریتیها اخیراً از کمالگرایی و فشاری که تلاش برای بینقص بودن به آنها وارد میکند، شکایت کردهاند. اعتقاد به کمالگرایی به این معنی است که شما هر قدر هم تلاش میکنید تا بهترینِ خود را عرضه کنید باز هم فکر میکنید میتوانستید بهتر عمل کنید؛ بنابراین هرگز از خود رضایت ندارید.
کمالگرایی یا همان چیزی که در علمِ روانشناسی به آن اختلالِ شخصیتِ وسواسی-جبری گفته میشود، در زمره اختلالاتِ سلامتِ روانی قرار میگیرد. کسانی که از شکلهای افراطیِ این اختلال رنج میبرند، همواره نگرانِ این هستند که چیزها از نظمِ معمولِ خود خارج شود و کنترلی بر امور نداشته باشند؛ آنها به جزئیات توجه زیادی نشان میدهند. این مشکل ممکن است با سایر اختلالات از مشکلاتِ تغذیهای تا وسواسِ فکری و عملی، اضطراب، افسردگی و افکارِ خودکشی همراه شود.
کریس وارد در کتاب «کمتر کامل، بیشتر خوشحال» توضیح میدهد که اعتماد به نفسِ پایین مرزِ باریکی است که کمالگرایی را از یک فضیلت به یک معضل تبدیل میکند: «تلاش برای دستیابی به کمال برای آنکه فرد از سفر خود لذتِ بیشتری ببرد یا به پاداش برسد، بسیار خوب است؛ اما تلاش برای رسیدن به کمال برای اینکه فرد به دیگران اثبات کند از همه بهتر است، مرز بین فضیلت و معضل است.»
او در کتاب خود نشان میدهد که تحمیلِ استانداردهای غیرممکن به خود در طولِ زندگی تا چه حد میتواند هزینه شخصی داشته باشد؛ و علاوه بر آن تا چه حد میتواند روی زندگیِ اطرافیانِ فردِ کمالگرا اثر منفی بگذارد. او میگوید: «من به یک والد یا همسرِ سمی، کنترلگر، مطالبهگر، نامطبوع و همیشه حقبهجانب تبدیل شده بودم.» اما ادامه میدهد که در درون، احساسِ تنهایی، فهمیده نشدن و اضطراب میکردم. من فکر میکردم که همه چیز باید درست اجرا و انجام شود و همیشه اضطراب داشتم که مبادا هر زمانی اشتباهی رخ دهد.
کَری کوپر، استاد روانشناسیِ سازمانی و بهداشت در دانشگاه منچستر، میگوید: «کودکان به خصوص بعد از طلاقِ والدین بسیار آسیبپذیر میشوند، زیرا تلاش میکنند وضعیتِ محیط را به حالتِ ثبات درآورند.» او همچنین میگوید: «زنانی که به مشاغلِ تحتِ سلطه مردان وارد میشوند معمولاً کمالگرایی از خود بروز میدهند، زیرا احساس میکنند باید به رؤسای مرد نشان دهند از عهده کارها بر میآیند.»
پروفسور کوپر میگوید: یکی دیگر از عواملِ بروزِ کمالگرایی، رسانههای اجتماعی است. «کمالگرایی به نسلِ استفادهکنندگان از رسانههای اجتماعی، فضاهایی که در آن هر کسی خودش را در کاملترین شکل عرضه میکند: بهترین سبکِ زندگی، بهترین ظاهر، بهترین زندگیِ اجتماعی، مرتبط است.» زندگی با فردِ اُسیپیدی از بیرون بسیار کامل و بینقص است. این همان احساسی است که این افراد دوست دارند به دیگران بدهند. حسِ بینقص و کامل بودن. از بیرون به نظر میرسد که آنها نمونه واقعیِ یک همسر، والد، دوست و به خصوص یک همکار هستند.
https://t.me/DrBashardoost
1 078
✍️ چرا مجبوریم با سایه شخصیتی مان تعامل کنیم
بیشتر ما با این باور بزرگ شدهایم که آدمها، برخی ویژگیهای خوب و بد دارند و برای اینکه دیگران ما را قبول داشته باشند باید خودمان را از شر صفات بد رها سازیم یا آنها را پنهان کنیم. بدین ترتیب ما بخشی از وجود خود را نادیده میگیریم و سرکوب میکنیم. اما نتیجهی این کار، محروم ساختن خود از تعادل، یکپارچگی شخصیت و موهبتهای پنهان، در بخشِ تاریکِ وجودمان یعنی «سایهی شخصیت» است.
🔹کارل گوستاو یونگ، روانشناس سوئیسی، برای اولین بار مفهوم «سایهی شخصیت» را مطرح کرد. یونگ، واژهی «سایه» را برای اشاره به بخشهایی از شخصیت به کار برد که به دلیل ترس، جهل، خجالت طرد شدهاند. یونگ میگوید «سایه آن کسی است که شما نمیخواهید باشید.»
🔹سایهی شخصیت مثل نیمهی پنهان ماه است. سایه شامل جنبههای منفی و تاریک و حتی شیطانی وجود ماست که از نظر خانواده، دوستان، جامعه و حتی خودمان قابل پذیرش نیست. سایه بخشی از گذشتهی بدوی و اولیهی ماست؛ همان انسان وحشی، حقیر و همراه با حرص و آز، که دارای هیجانات عاطفی شدید و کنترلنشده است.
🔹سایه در اعماق آگاهی ما دفن شده است و ما یا دیگران مستقیما از آن آگاهی نداریم. اما پیام آن روشن است. هرگاه پیامهایی از قبیل «من خوب نیستم. من مشکل دارم. من دوستداشتنی نیستم. من شایستگی ندارم. من بیارزش هستم» را از بخشی پنهان در وجود خود دریافت کردید، بدانید که سایهتان با شما در حال حرف زدن است.
به ۲ دلیل نباید سایه را سرکوب کرد:
▪️︎تعادل و سلامت روانی ما در گرو آن است که بخش خودآگاه وجود ما و سایه بتوانند باهم زندگی کنند. بنابراین سرکوب سایه با قویتر کردن آن، تعادل روانی ما را بههم میزند و باعث بروز انواع ناهنجاریها و مشکلات روانی میشود.
▪️︎سایه صرفا دارای جنبههای منفی نیست. همانطور که یونگ گفته است «اگر گرایشهای سرکوبشدهی سایه فقط بد بودند، مشکلی وجود نداشت. با اینکه سایه، عموما حقیر، ابتدایی، وحشی و غیرقابل پیشبینی است، اما بهطور مطلق بد نیست و دارای جنبههای مثبتی مثل صفات برجستهی کودکانه و معصومانه است که میتواند باعث ایجاد شور و حال و زیبایی در زندگی انسان شود.»
🔹شناخت سایه مستلزم دقیق شدن در وجود خویش است. برای تشخیص سایههای خود سعی کنید تا به این سؤالات فکر کنید و آنچه را که به ذهنتان میرسد، بنویسید:
▪️︎از کدام ویژگیهای خودم، بدم میآید؟
▪️︎میترسم دیگران چه مطالبی را درمورد من بفهمند؟
▪️︎فهمیدن چه چیزی درمورد خودم، بیش از هر چیز برایم ترسناک است؟
▪️︎کدام بخشهای وجود خود را نفی میکنم؟
▪️︎پذیرش کدام ویژگیهایم، برایم مشکل است؟
▪️︎از چه چیزی بیش از هر چیز میترسم؟
▪️︎بزرگترین دروغی که تاکنون به خود یا دیگران گفتهام چیست؟
🔹معمولا هر آنچه در شخصیت دیگران موجب آزارمان میشود، بخشی از سایهی خودمان است. اغلب رنجش ما از افراد دیگر به علت مشکلی حلنشده در وجود خود ماست. هر قضاوتی که درمورد دیگران میکنیم معمولا فرافکنی آن چیزی است که در سایهی خودمان مخفی شده است. ما معمولا نقطهضعفهای خود را به دیگران نسبت میدهیم و مطالبی منفی که در مورد دیگران میگوییم، درواقع همان چیزهایی است که باید به خودمان بگوییم.
🔹وقتی درمورد دیگران پیشداوری میکنید، در حقیقت دارید در مورد خودتان پیشداوری میکنید. ما بیشتر سایههایمان را چنان مخفیانه از دید خود مخفی میکنیم که اگر پدیدهی فرافکنی وجود نداشت، شاید تمام عمر از نگاه ما مخفی میماندند. بنابراین به هرچه که درمورد دیگران میگویید یا میاندیشید، دقت کنید و سعی کنید تا آن ویژگیها را در خود تشخیص دهید.
🔹ما حتی قسمت روشن سایهی خود را نیز فرافکنی میکنیم. هر صفتی که در دیگران تحسین میکنید، چیزی است که بهطور بالقوه در شما وجود دارد و نیازمند توجه و شکوفایی است. اگر عظمتی مشاهده میکنید، در واقع عظمت خودتان است.
🔹بنابراین به هرچه که در دیگران به عنوان سرزنش یا تحسین نگاه میکنید، آنها را به عنوان سایههای تاریک یا روشن خود بپذیرید و سعی کنید که پیامشان را درک کنید. بدین ترتیب تولد بخشی جدید از وجود یکپارچهی خود را شاهد خواهید بود که به زندگی شما غنا و عظمت بیشتری میبخشد.
. https://t.me/DrBashardoost
1 078
اگر به من بگويند زيباترين واژه اي که يادگرفتى چيست؟
ميگويم پذيرش است. یعنی:
پذيرفتن شرايط با تمام سختي هاش....
پذیرفتن ادم ها با تمام نقص هاشون....
پذيرفتن اینکه مشکلات هست و بايد به مسير ادامه داد....
پذيرفتن اينکه گاهي من هم اشتباه ميکنم....
پذيرش يعني:
پذيرفتن اينکه من کامل نيستم...
پذيرفتن اينکه هيچ کس مسئول زندگي من نيست....
پذيرفتن اينکه انتظار از ديگران نداشتن....
و...
️ داشتن پذيرش توي زندگي يعني پايان دادن به تمام دعواها، اختلاف ها و جدل ها.....
https://t.me/DrBashardoost
1 078
💢چند نشانه که نشان میدهد در یک رابطه درمانی خوب با روانشناستان قرار دارید💢
✅ احساس میکنید شنیده میشوید
یک درمانگر واقعی سؤالاتی میپرسد که باعث میشود شما با او احساس راحتی کنید، اما همچنین باید نشان دهد که فعالانه به پاسخهای شما گوش میدهد. آنها تماس چشمی خود با شما را حفظ میکنند و همچنین چیزهایی را در طول جلسه یادداشت میکنند و به مواردی که قبلاً گفتهاید اشاره میکنند.
✅ احساس میکنید درک میشوید
✅ احساس شرمندگی یا قضاوت شدن نمیکنید
هنگامی که چیزی را با درمانگر خود در میان میگذارید که باعث میشود احساس آسیبپذیری بیشتری داشته باشید، خوب است که احساس خود را در مورد پاسخ او ارزیابی کنید. آیا بعد از به اشتراک گذاشتن موارد محرمانه با او احساس امنیت کردید؟
✅ با جلو رفتن جلسات درمان احساس قدرت میکنید
درمانگر به شما کمک میکند تا خود را به چالش بکشید که چگونه یا چرا به روشی خاص به مسائل نزدیک میشوید، یا الگوهایی را که ممکن است به شما کمکی نکنند، را به شما نشان میدهد. یک درمانگر به شما کمک می کند تا افکار خود را زیر سوال ببرید تا بتوانید انگیزه خود را برای انجام بعضی از کارها، از منظری جدید ببینید.
✅ میتوانید به یکدیگر بازخورد بدهید
درمان یک فرآیند است. اغلب، افراد تحت درمان در حال یادگیری مهارتها و ابزارهای جدیدی هستند که قبلاً با آنها آشنا نشدهاند. منطقی است که شما ممکن است فوراً در این مهارتهای جدید عالی نباشید، پس درمانگر باید بازخورد عاطفی معتبری به شما بدهد، همچنین آنها باید باز باشند و از دریافت بازخورد شما نیز استقبال کنند.
https://t.me/DrBashardoost
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
