uk
Feedback
نشانه

نشانه

Відкрити в Telegram

نشانه‌ای برای توسعه‌ پایدار آى دى/ راه تماس، كامنت و نظر @dav94talab

Показати більше
1 503
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
-830 день
Архів дописів
استوری ضیا ‌نبوی در اینستاگرام در مورد شیوه واکنش برخی از مدافعان جنگ به توافق اولیه بین ایران و آمریکا
استوری ضیا ‌نبوی در اینستاگرام در مورد شیوه واکنش برخی از مدافعان جنگ به توافق اولیه بین ایران و آمریکا

ائتلاف ناخواسته سه گروه از مخالفان توافق همه باید در مخالفت یا موافقت با تصمیم‌های سیاسی آزاد باشند و بتوانند زیر چتر این آزادی، کنش‌های اعتراضی یا حمایتی خود را سامان دهند. با این حال، گاهی برخی از این کنش‌ها، با وجود اتکا به اصل آزادی، به دلایل دیگری قابل دفاع نیستند. توافق کنونی سه دسته مخالف عمده دارد. گروه نخست کسانی‌اند که چشم‌انتظار تسلیم حکومت ایران بودند و گمان می‌کردند متجاوزان پس از کنار زدن حاکمان کنونی، قدرت را به آنان واگذار خواهند کرد. انتشار و افشای برخی سناریوهای پشت پرده نشان می‌دهد که چنین انتظاری از آغاز ساده‌دلانه و بی‌پایه بوده است. حتی در برخی طرح‌های براندازی، قرار بوده تغییر حکومت از مسیر درگیری‌های قومی و با تسخیر تهران به دست شبه‌نظامیان مسلح انجام شود. بعید بود چنین سناریویی، حتی در صورت موفقیت، به استقرار ثبات بینجامد؛ بلکه احتمالاً زمینه‌ساز آشوب‌هایی بی‌پایان می‌شد و حضور دیگر نیروهای سیاسی نیز بر پیچیدگی اوضاع می‌افزود. از این رو، مخالفت این گروه بیش از آن‌که اثر سیاسی داشته باشد، واکنشی روانی به ناکامی است. گروه دوم، مخالفانی هستند که از حق اعتراض خود استفاده می‌کنند، اما پرچمدارانشان کسانی‌اند که همواره بخشی از ساختار قدرت بوده‌اند و در تصمیم‌گیری‌ها و نیز برهم زدن تصمیم‌ها نقشی مؤثر داشته‌اند. در بسیاری از رقابت‌های سیاسی نیز حاکمیت فضا را به سود آنان و علیه رقیبانشان سامان داده است. هرچند پایگاه اجتماعی گسترده‌ای ندارند، اما هنوز بخش‌هایی از مهم‌ترین نهادهای حاکمیتی در اختیار آنان است. اعتراض این گروه به توافق، هرچند حق آنان است، اما به دلایل مختلف چندان موجه به نظر نمی‌رسد. نخست آن‌که برای بیان اعتراض خود از امکانات عمومی بهره می‌برند؛ امکاناتی که دیگران از آن محروم‌اند. آنان عملاً گردهمایی‌هایی را که برای مخالفت با تجاوز شکل گرفته، به سود اهداف خود مصادره کرده‌اند و تبعیض در برخورد با آنان و دیگران کاملاً آشکار است. این گروه به جای پاسخگویی درباره عملکرد خود، همواره از همین تبعیض بهره برده‌اند و نه تنها خود را طلبکار می‌دانند، بلکه کمتر حقی برای دیگران به رسمیت می‌شناسند. دوم آن‌که مخالفت خود را به نام «مردم» و «ملت» عرضه می‌کنند و با بهره‌گیری از این مفاهیم، نوعی قداست برای موضع خود می‌سازند؛ قداستی که راه انتقاد را از پیش می‌بندد. حال آن‌که مردم و ملت، همه شهروندان یک کشور را دربرمی‌گیرد، نه صرفاً کسانی را که در یک میدان یا تجمع حضور یافته‌اند. این افراد، با وجود شمار اندکشان، اغلب موفق می‌شوند خواسته‌های خود را پیش ببرند. اگر چهره‌هایی مانند رسایی، ثابتی یا میثم نیلی با فیلمی مخالفت کنند، چه‌بسا آن فیلم از پرده نمایش پایین کشیده شود. اکنون همین جریان، توافق را «خیانت» می‌خواند، مقاماتی را که در پی آن هستند «خائن» می‌نامد و علیه آنان شعار می‌دهد. دسته سوم، اسرائیل و حامیان آن هستند. در سال‌های گذشته نیز بارها دیده شده است که هرگاه زمینه‌ای برای کاهش تنش و حرکت به سوی توافق در منطقه پدید آمده، برخی اقدامات نظامی یا سیاسی اسرائیل در جهتی تفسیر شده که می‌تواند این روندها را با دشواری روبه‌رو کند. هم‌زمانی مخالفت جریان‌های تندرو داخلی با توافق و تداوم حملات اسرائیل به اهدافی در لبنان، دست‌کم این پرسش را پیش می‌کشد که آیا این کنش‌ها، با وجود تفاوت در انگیزه‌ها و اهداف، در عمل به یک نتیجه مشترک نمی‌انجامند؟ این سه گروه از منظر فکری، سیاسی و راهبردی تفاوت‌های عمیقی با یکدیگر دارند؛ اما در یک نقطه به هم می‌رسند: مخالفت با توافق و ترجیح استمرار وضعیت تقابل بر حرکت به سوی تنش‌زدایی. از این رو می‌توان گفت که آنان، هرچند نه آگاهانه و نه در قالب یک همکاری سازمان‌یافته، در عمل در مسیری واحد حرکت می‌کنند؛ مسیری که نتیجه آن تضعیف یا برهم خوردن توافق است.

نام‌های گمراه مهم است که چه بنامیم. نام‌ها، نسبت ما با جهان را مشخص می‌کنند. نام‌ها، مهم‌اند. نام‌ش «تعدیل» نیست. «اخراج» است. نام‌ش «ممیزی» نیست، «سانسور» است. نام‌ش «ناترازی» نیست، «کمبود» است. نام‌ش «غیر انتفاعی» نیست، «پولی» است. چیزها را باید به نام واقعی‌شان صدا کرد. پشت تغییر نام‌ها، منافع است. ترس است. دورویی است. به نام‌های گمراه عادت نکنیم. بازگرداندن نام‌ها به چیزها، مقاومت است. @raahiane/راهیانه #شبح/#از_رنجی_که_میبریم

چرا آمار سرطان در جوانان بالا رفته است؟ حقایق و پشت‌پرده‌ها ✍️ دکتر علی‌اصغر هنرمند اگر به بخش‌های سرطان‌شناسی در همین بیمارستان‌های کشور خودمان سر بزنید، با حقیقت تلخی روبه‌رو می‌شوید: جوانان ۲۰ الی ۴۰ ساله‌ای که با انواع تومورهای بدخیم دست‌وپنجه نرم می‌کنند. واقعاً چه اتفاقی افتاده است؟ آیا سبک زندگی مدرن، ما را از درون بیمار می‌کند یا پای عوامل پنهان دیگری در میان است؟ این پرسش مهم، محور اصلی دو کنگره بزرگ و جهانی سرطان در سال جاری بوده است. بر اساس اطلاعات ارائه‌شده، روزانه بیش از ۹ هزار مورد جدید سرطان در افراد زیر ۵۰ سال در سراسر جهان تشخیص داده می‌شود. اما متخصصان هشدار می‌دهند که نباید همه این آمارها را با یک دید نگاه کرد؛ چرا که پشت این اعداد، مجموعه‌ای از دلایل متفاوت نهفته است. 🔴 آیا واقعاً آمارها بالا رفته یا تشخیص ما بهتر شده است؟ بخشی از پاسخ در نحوه جمع‌آوری داده‌ها نهفته است. اگر تشخیص یک نوع سرطان به‌طور ناگهانی در تمامی گروه‌های سنی افزایش یابد، احتمالاً پای تغییر در پروتکل‌های تشخیصی یا طبقه‌بندی بیماری در میان است. برای مثال، این موضوع در مورد سرطان پانکراس صدق می‌کند. اما در بسیاری از سرطان‌های دیگر، آمارها نشان‌دهنده یک تغییر واقعی و نگران‌کننده در بروز بیماری هستند. پژوهشگران این پدیده را «اثر کوهورت تولد» (Birth cohort effect) می‌نامند؛ به این معنا که افراد متولدشده در دهه‌های اخیر، بسیار بیشتر از نسل‌های قبلی در معرض خطر ابتلا به سرطان قرار دارند. اما چه عواملی نقش اصلی را ایفا می‌کنند؟ 🔴 غذاهای فوق‌فراوری‌شده مصرف مداوم غذاهای صنعتی (مانند سوسیس، کالباس، تنقلات کارخانه‌ای و نوشابه‌ها) در سنین جوانی با خطر بروز پولیپ‌های روده‌ای ارتباط مستقیم دارد — حتی در افرادی که اضافه‌وزن ندارند. 🔴 معمای چاقی اگرچه سرطان‌های روده بزرگ و رحم ارتباط شناخته‌شده‌ای با چاقی دارند، اما به نظر می‌رسد چاقی به‌تنهایی مقصر ماجرا نیست. 🔴 آلاینده‌های شیمیایی و ردپای ژنتیکی پژوهش‌های اخیر با بررسی تغییرات شیمیایی روی رشته‌های DNA انسان، توانسته‌اند ردپای مواجهه محیطی را ردیابی کنند؛ مانند دفترچه خاطراتی که نشان می‌دهد فرد چقدر در معرض سیگار، رژیم غذایی ناسالم یا سموم علف‌کش مانند پیکلورام (Picloram) بوده است. 🔴 قاتلان خاموش در روده: نقش باکتری‌ها و سموم میکروبی میکروارگانیسم‌های ساکن بدن نیز نقش مهمی در خطر ابتلا به سرطان روده بزرگ دارند. سال گذشته پژوهشگران دریافتند که تومورهای کولورکتال زودرس، دارای جهش‌های ژنتیکی خاصی هستند که توسط یک سم باکتریایی به نام کولیباکتین (Colibactin) ایجاد می‌شوند — سمومی که مانند یک قیچی به جان ساختار ژنتیکی سلول‌ها می‌افتند. داده‌های کنگره‌های امسال نشان داد که حتی برخی کودکان زیر ۵ سال، جهش‌هایی در سطح یک فرد ۶۵ ساله دارند! این مسئله لزوم اصلاح سبک زندگی از سنین پایه را بیش از پیش روشن می‌سازد. در نهایت، هیچ «مقصر واحدی» وجود ندارد؛ ترکیبی از تغذیه، محیط و تغییرات میکروبیوم بدن طی سالیان متمادی دست به دست هم می‌دهند تا این بحران را شکل دهند. آشنایی با علائم هشدار و غربالگری‌های سرطان

⭕️پژوهشی جدید راجع به شبکه‌های اجتماعی: توییتر فارسی چگونه به سپهر عمومی گسسته تبدیل شد؟ 🔻 مقاله جدیدم راجع به «کنش‌های گسست‌زا» در توییتر فارسی، در مجله معتبر New Media and Society منتشر شد. در این مقاله به سازوکارهایی پرداخته‌ام که باعث شده تا گفت‌وگو در شبکه‌های اجتماعی و خصوصا توییتر دشوار شود؛ سازوکارهایی که در نهایت به تضعیف فرهنگ دموکراتیک در جوامع منجر می‌شود. 🔻توییتر فارسی محیطی به‌شدت قطبی‌شده است؛ گزاره‌ای که پژوهش‌های متعددی در سال‌های اخیر آن را تأیید کرده‌اند. در این مطالعات، مفاهیمی مانند «اتاق پژواک» یا «شکل‌گیری گروه‌های همفکر» به‌عنوان عامل مؤثر در شکل‌گیری قطب‌بندی سیاسی معرفی شده‌اند. اما آیا این مفاهیم برای توضیح عمق گسست و قطبی‌سازی در توییتر فارسی کافی هستند؟ 🔻این موضوع دومین مقاله‌ام راجع به توییتر فارسی در ژورنال‌های علمی و معتبر بین‌المللی است که اخیرا منتشر شد. در پژوهشی که به همراه هادی صفری و علی نانوایی انجام داده‌ایم، تلاش کردیم تا با بهره‌گیری از مفاهیمی دیگر، سازوکارهای مؤثر بر قطع ارتباط میان کاربران و تشدید گسست در توییتر فارسی را بررسی کنیم. در این پژوهش، کنش‌های گسست‌زا (Disconnective practices) به موارد ذیل اطلاق شده است: ▪️گفتارِ مرتبط با بلاک کردن (Block Talk): پست‌هایی که در آن کاربران درباره بلاک کردن دیگران صحبت می‌کنند یا دیگران را به بلاک کردن برخی کاربران دعوت می‌کنند. ▪️اجتناب گزینشی (selective avoidance): دوری گزینشی از مواجهه با دیدگاه‌های مخالف از طریق بلاک، آنفالو و مشابه آن. ▪️بی‌ادبی سیاسی (Political incivility): به‌کارگیری الفاظ رکیک، توهین، تحقیر و حمله شخصی در بحث‌های سیاسی. 🔻این مطالعه با بررسی این مفاهیم در فضای توئیتر فارسی، و با بهره‌گیری از تحلیل زمانی و تحلیل شبکه‌های اجتماعی بر پایهٔ ۲۲۶ میلیون توییت و رویدادهای کلیدی سال‌های ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۱ نشان می‌دهد کاربران ایرانی چگونه از طریق بلاک کردن، آنفالو کردن و به‌کارگیری زبان توهین‌آمیز به شکل‌گیری محیطی قطبی و گسسته کمک می‌کنند. 🔻یافته‌ها نشان می‌دهد گفتار مرتبط با بلاک‌کردن و بی‌ادبی سیاسی به‌عنوان رفتارهایی پایدار، در دوره‌های بحران سیاسی افزایش می‌یابند و قطبی‌سازی طرفدارانه را تشدید می‌کنند. این رفتارهای دیجیتال نه تنها بازتاب شکاف‌های اجتماعی موجود هستند، بلکه آن‌ها را تقویت نیز می‌کنند و اعتماد و مدارا، دو عنصر کلیدی فرهنگ دموکراتیک، را کاهش می‌دهند و در نهایت به تضعیف فرهنگ دموکراتیک در جوامع منجر می‌شود. 🔻با بررسی توییتر فارسی به‌مثابهٔ سپهر عمومی‌ای که در آن کنشگران سیاسی گفتمان را شکل می‌دهند، این پژوهش بینش‌هایی دربارهٔ پیامدهای گسترده‌تر رسانه‌های اجتماعی بر قطبی‌سازی و گسست سیاسی در کشورهای غیر غربی ارائه می‌کند. 🔻این مقاله از طریق لینک زیر قابل دسترس است: https://journals.sagepub.com/doi/abs/10.1177/14614448261433479 @MohammadRahbari

Repost from نشر اگر
مراسم رونمایی از کتاب «شور ناآرام صوت: فرهنگ شنیداری-موسیقیایی دهه شصت ایران» به زودی در یکی از رویدادهای فرهنگی جذاب تهران،
مراسم رونمایی از کتاب «شور ناآرام صوت: فرهنگ شنیداری-موسیقیایی دهه شصت ایران» به زودی در یکی از رویدادهای فرهنگی جذاب تهران، کتاب جدید حامد طاهری‌کیا با عنوان «شور ناآرام صوت» رونمایی می‌شود. این کتاب که توسط نشر اگر منتشر شده، به بررسی تحولات فرهنگ شنیداری و موسیقی در دهه شصت ایران می‌پردازد؛ دهه‌ای که هم‌زمان با بازسازی‌های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی، موسیقی نیز دستخوش پروژه‌ای بزرگ برای پالایش و بازتعریف شد. در این مراسم، ترمه رضازاده میزبان گفت‌وگویی با رضا صمیم، بهرنگ تنکابنی و حامد طاهری‌کیا (نویسنده کتاب) خواهد بود. مکان: خیابان طالقانی، بین نادری و وصال، مجموعه تئاتر لبخند، کتاب‌خانه‌ی وزن‌ دنیا زمان: دوشنبه ۲۵ خرداد، ساعت ۱۸:۰۰ اگر به تاریخ موسیقی، جامعه‌شناسی فرهنگی و دهه شصت ایران علاقه دارید، این رویداد را از دست ندهید.

غذا دادن به حیوانات خیابانی؛ مهربانی یا تشدید یک بحران زیست‌محیطی؟ 🔹 غذا دادن به سگ‌ها و گربه‌های خیابانی از نگاه بسیاری از شهروندان اقدامی انسانی است، اما آیا این رفتار در بلندمدت به نفع حیوانات و محیط زیست تمام می‌شود؟ 🔸پوریا قلیچ‌خانی، کارشناس ارشد تنوع زیستی، در گفت‌وگو با ما از پیامدهای اکولوژیک افزایش جمعیت حیوانات آزادگرد، تهدیدهای آنها برای حیات‌وحش و راهکارهای علمی مدیریت این معضل سخن می‌گوید. این یادداشت را اینجا بخوانید

زندگی کردن به شیوه انسانی با وقار ✍️فتانه عبدالحسینی| عضو گروه مطالعات زنان| خردادماه ۱۴۰۵ آصف بیات، در کتاب «زندگی همچون سیاست» و «سیاست‌های خیابانی» «زندگی کردن به شیوه انسانی باوقار» اشاره دارد. 💡زندگی باوقار به مثابه کنش جمعی خاموش: از منظر آصف بیات، جامعه‌شناس برجستهٔ ایرانی، «زندگی کردن به شیوه انسانی باوقار» در جوامع خاورمیانه، به‌ویژه در شرایط سرکوب و اقتدارگرایی، صرفاً یک مفهوم انتزاعی اخلاقی نیست، بلکه به مثابهٔ یک کنش سیاسی ظریف و در عین حال عمیق معنا پیدا می‌کند. هستهٔ مرکزی اندیشهٔ او بر این باور استوار است که مردم عادی - فرودستان شهری، زنان، جوانان و دیگر توده‌های به‌حاشیه‌رانده‌شده - علی‌رغم سلطهٔ دولت‌های خودکامه، اقتصادهای نئولیبرال و سیطرهٔ اخلاقیِ تنگ‌نظرانه، صحنه را خالی نمی‌کنند. در عوض، با اتکا به آنچه او «هنر حضور» می‌نامد، تلاش می‌کنند فضاهای جدیدی برای ابراز وجود خلق کنند و زندگی خود را به شیوه‌ای بهتر و با کرامت‌تر رقم بزنند. بیات برای تبیین این شیوه از زیستن، مفهوم «پیشروی آرام مردم عادی» را مطرح می‌سازد. این پیشروی، نه از جنس انقلاب‌های ناگهانی یا جنبش‌های اجتماعیِ ایدئولوژی‌محور و پر سر و صدا، بلکه مجموعه‌ای از کنش‌های محتاطانه، خاموش و بلندمدت است که در متن زندگی روزمره جریان دارد. تهیدستان و فرودستان در این چارچوب، قربانیانی منفعل نیستند که سرنوشت محتوم خود را بپذیرند. آنها فعالانه و با استفاده از تاکتیک‌های روزمره برای تأمین مسکن، معیشت، کار و حفظ کرامت انسانی خود می‌کوشند و بدین ترتیب، بدون آنکه لزوماً به دنبال تغییرات کلان سیاسی باشند، ساختارهای قدرت را در سطح خُرد به چالش می‌کشند. ابزار اصلی این پیشروی آرام، چیزی نیست جز «ناجنبش‌های اجتماعی»؛ مفهومی کلیدی در اندیشهٔ بیات. ناجنبش‌ها به «کنش‌های جمعیِ فعالانِ غیرجمعی» اشاره دارند. این بدان معناست که میلیون‌ها انسانی که لزوماً با یکدیگر ارتباط سازمان‌یافته ندارند و رهبری واحد را دنبال نمی‌کنند، به دلیل شرایط مشترک، دست به رفتارهای مشابهی می‌زنند. برای مثال، زنانی که در فضای عمومی پوشش اجباری را رعایت نمی‌کنند، یا دستفروشانی که برای کسب درآمد در حاشیهٔ خیابان‌ها می‌ایستند، هر یک به تنهایی یک کنشگرِ فردی هستند. اما وقتی این رفتارها توسط «بیشماران» تکرار شود، به تدریج به امری عادی و مشروع تبدیل گشته و مرزهای «ممکن» را جابجا می‌کند. نیروی محرکهٔ این همبستگی پنهان، در «شبکه‌های انفعالی» و «خیابان سیاسی» شکل می‌گیرد. شبکه‌های انفعالی، پیوندهایی هستند که نه بر اساس عضویت رسمی، بلکه بر پایهٔ مشاهدهٔ وضع مشترک در فضاهای عمومی (مثل اتوبوس، صف نانوایی یا پیاده‌رو) ایجاد می‌شود. مردم در این فضاها، با دیدن دیگریِ هم‌سرنوشت خود، هویت مشترک را درونی می‌کنند و احساسات جمعی را بازتولید می‌نمایند. از سوی دیگر، «خیابان» برای کسانی که از قدرت نهادینه (مانند اعتصاب یا رأی) محروم‌اند، تنها عرصهٔ باقی‌مانده برای مبارزه و ابراز وجود است. خیابان صرفاً یک فضای فیزیکی نیست، بلکه به «خیابان سیاسی» بدل می‌شود؛ جایی که شهروندان نارضایتی خود را بر زبان می‌آورند، هویت می‌سازند و با غریبه‌ها، بر اساس منافع و عواطف مشترک، ارتباط بالقوه برقرار می‌کنند. بنابراین، از نگاه آصف بیات، «زندگی کردن به شیوه انسانی باوقار» در شرایط سرکوب، یعنی به کارگیری «هنر حضور در زمانهٔ عسرت». یعنی با وجود فشار ساختاریِ ناشی از لغو یکجانبهٔ قرارداد اجتماعی از سوی حاکمیت، مردم از عرصهٔ اجتماعی و سیاسی خارج نمی‌شوند. آنها با کنش‌های روزمره خود -از نحوهٔ پوشش و حضور در فضاهای عمومی گرفته تا تلاش برای امرار معاش شرافتمندانه- نه فقط برای بقا، که برای بازپس‌گیری هستی ساده و باکرامت خود مبارزه می‌کنند. این مبارزه، اگرچه آرام و تدریجی است، اما توانایی آن را دارد که زمینه‌های ذهنی و عینی تغییرات بزرگ‌تر را در آینده فراهم آورد. کانال علمی مطالعات زنان https://www.instagram.com/women.studies/ @womenstudiesisaorg

Repost from مشق نو
📝📝📝جان‌های ماه دی 🔺اینستاگرام ایرانی چه روایتی از رخدادهای دی‌ماه ۱۴۰۴ به‌دست می‌دهد؟ ✍️ابوالفضل حاجی‌زادگان | پژوهشگر اجتماعی 🖊کیفیت‌هایی در زندگی‌های انسان‌ها جریان دارند که در «شش رقم آخر کد ملی» آنها نوشته نمی‌شوند. البته که می‌دانم بخش‌های مهمی در صفحه‌های اینستاگرام‌شان هم نمایان نمی‌شوند؛ اما من راه مناسب‌تر و کم‌خطاتری برای شناختن این انسان‌ها سراغ نداشتم. 🖊از طرفی، شاید این دردناک‌ترین راه برای شناختن نگرش‌ها، نظرها، آرزوها و آمال جان‌باختگان باشد. اما علاوه بر ملاحظات پژوهشی، به‌لحاظ فردی نیز پیمودن چنین مسیری برای‌ام ضرورت داشت. قرار گرفتن در معرض این تجربه‌ی دردناک، می‌تواند به ما یادآوری کند که «یک» چه عدد بزرگی است؛ تا شدت ابتذال در مناقشه‌ی اصطلاحاً «سیاسی»ای را که درباره‌ی تعداد جان‌باختگان در جریان است، بهتر درک کنیم. 🖊برای انجام این مطالعه، ابتدا باید به یک نمونه‌ی معرّف می‌رسیدم که به‌لحاظ تعداد و تنوع، یافته‌ها را تعمیم‌پذیر کند. برای شناسایی صفحه‌های اینستاگرامی کشته‌شدگان و نیز اکانت‌های نزدیکانِ همفکرشان، از یک راهبرد چندمسیره برای کشف شبکه استفاده کردم. 🖊صفحات شخصی کشته‌شدگان، کانون اصلی این جست‌وجو بودند. بررسی پست‌ها، استوری‌های هایلایت‌شده، کامنت‌ها، تعاملات تکرارشونده، روابط دوستانه‌ی قابل مشاهده و شناسایی گروه‌های سیاسی و اجتماعیِ مرجع در بین این اکانت‌ها، امکان شناخت بخشی از جهان اجتماعی، فرهنگی و سیاسی آنان را فراهم می‌کند. 🔸متن کامل این نوشتار را در لینک زیر بخوانید یا روی Instant View کلیک کنید mashghenow.com/?p=6405 #ابوالفضل_حاجی‌زادگان #ایران #اینستاگرام 🔸نشانی تلگرام «مشق نو»: t.me/mashghenowofficial

📔رونمایی و نقد و بررسی کتاب؛ سیاستی دیگر: خلق جهان مشترک ایرانی ‌ ناقدان: #دکتر_محمد_علی_اکبری #دکتر_احمد_بستانی مولف کتاب:
📔رونمایی و نقد و بررسی کتاب؛ سیاستی دیگر: خلق جهان مشترک ایرانی ‌ ناقدان: #دکتر_محمد_علی_اکبری #دکتر_احمد_بستانی مولف کتاب: #دکتر_جواد_کاشی مدیر_نشست: #دکتر_ابوالفضل_دلاوری ‌ ‌🗓شنبه 23 خرداد 1405 ساعت 17 ‌ ‌🏡تهران، خیابان وليعصر، خیابان شهيد بهشتي، خیابان خالد اسلامبولي، نبش کوچه دهم، مرکز نشر دانشگاهی ‌ 🔹برنامه به صورت حضوری برگزار می گردد. 🔹ورود برای عموم آزاد و رایگان است. ‌ 💢نشر اگر💢 💢مرکز نشر دانشگاهی💢 💢انجمن علمی مطالعات صلح ایران💢 💢خانه اندیشمندان علوم انسانی💢 ‌ 🆔 @iranianhht

Repost from نشر اگر
⁨ «خانه‌ی کتابدار» نهادی است مردمی که خانواده‌ای فرهنگی در منطقه منیریه تهران برپا کرده‌اند و خود اداره‌اش می‌کنند. خانه‌ای ب
⁨ «خانه‌ی کتابدار» نهادی است مردمی که خانواده‌ای فرهنگی در منطقه منیریه تهران برپا کرده‌اند و خود اداره‌اش می‌کنند. خانه‌ای به ارث رسیده را به میراثی فرهنگی- عمومی تبدیل کرده‌اند که چهره‌ی محله را تغییر داده و بویژه بچه‌ها و مادران را که مخاطبان کتابخانه و کارگاه‌ها و نشست‌های آن هستند. این کتاب داستان شکل‌گیری این خانه است، خانه‌ای شخصی که خانه‌ای همگانی شد و یکی از دلنشین مکان‌های فرهنگی تهران است. این کتاب از امروز در کتابفروشی‌های معتبر موجود است و می‌توانید تهیه‌اش کنید!⁩

‏در نشست رییس جمهور با مدیران وزارت علوم یک زن دور میز نیست. در تصاویر مجزا در خبرگزاری دولت یک نفر دیده می‌شود. وزارتخانه‌ای
‏در نشست رییس جمهور با مدیران وزارت علوم یک زن دور میز نیست. در تصاویر مجزا در خبرگزاری دولت یک نفر دیده می‌شود. وزارتخانه‌ای که بیش از نیمی از جمعیت کل آن را زنان تشکیل می‌دهند. از طرفی به‌کارگیری زنان از حساسیت‌های وزیر هم بوده است. چه می‌شود که در نهایت این زنانند که محذوف ساختارند؟ #روزنوشته‌های_سمیه_توحیدلو @smtohidloo

🌟 گزارش رویداد «تجربه‌کاوی نهادهای مدنی در توسعه عدالت آموزشی» آموزش فراتر از دیوارهای کلاس است؛ تپش قلب یک جامعه برای بقا و توسعه است! 🌱 روز دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۵، خانه اندیشمندان علوم انسانی میزبان جمعی از استادان، فعالان مدنی، معلمان و دغدغه‌مندان آموزش بود. رویداد «تجربه‌کاوی نهادهای مدنی در توسعه عدالت آموزشی» که به همت «مدرسه معلمی الف‌ب» و «خانه اندیشمندان علوم انسانی» برگزار شد، فرصتی برای بازاندیشی، مستندسازی تلاش‌ها و به اشتراک‌گذاری تجارب زیسته ۳ نهاد از موسسات مدنی را فراهم کرد تا مسیر توسعه آموزشی با آگاهی و هم‌افزایی بیشتری طی شود. در این نشست پربار، تصویر روشنی از امید، تاب‌آوری و کنشگری در دل چالش‌ها ارائه شد. خلاصه‌ای از آنچه در این رویداد گذشت: 🧱 بنای امید در دل محرومیت؛ کالبدبخشی به رویای یادگیری مدرسه‌سازی فقط روی هم گذاشتن آجر و سیمان نیست، بلکه خلق فضایی امن و به دور از استرس برای رشد همه‌جانبه کودکان است. زهرا گیتی‌نژاد با مرور تجربه‌های «موسسه خیریه مهرگیتی» نشان دادند که ساخت ۶۲۰ مدرسه و توزیع میلیون‌ها جلد کتاب در مناطق حاشیه‌ای، چگونه توانسته کالبدی مستحکم برای تحقق عدالت و رفع فقر آموزشی بسازد. 💡 دمیدن روح در کالبد آموزش؛ گذار از مدرس به معلم راهبر زیباترین ساختمان‌ها هم بدون حضور اثربخش و روح‌بخش «معلم» جان نمی‌گیرند. صادق کشاورزیان و محمدحسین حیدری با روایت دغدغه‌های «مدرسه معلمی الف‌ب»، بر ضرورت توسعه نرم‌افزاری تاکید کردند. تمرکز این نهاد بر توان‌افزایی حرفه‌ای معلمان در مناطقی نظیر سیستان و بلوچستان، خوزستان و کرمان است تا با تغییر نقش سنتی آن‌ها به «معلم راهبر»، خلأهای ساختار رسمی آموزش جبران شود. 🤝 بیدارسازی ظرفیت‌های بومی؛ سپردن سکان توسعه به دست مردم توسعه پایدار زمانی رخ می‌دهد که نهادها از یک توزیع‌کننده صرف خدمات، به یک تسهیل‌گر آگاه تغییر نقش دهند. محمدکاظم متولی با ارائه مسیر طی‌شده در **«بنیاد توسعه کارآفرینی زنان و جوانان»* *توضیح داد که با آموزش نیروهای بومی، می‌توان قدرت حل مسئله و ظرفیت‌سازی اجتماعی را به دست خود جوامع محلی سپرد و آن‌ها را به موتور محرک توسعه روستاهایشان تبدیل کرد. 🦅 خلق سوژه‌های فعال؛ سیمرغ‌های مدنی در سرمای زمانه در شرایط پر از بحران و سرد جهان امروز، چگونه می‌توان دست از تلاش نکشید؟ مقصود فراستخواه در بخش نشست علمی برنامه، با تحلیلی جامعه‌شناختی پاسخ این سوال را در خروج از انفعال و تبدیل شدن به یک «سوژه فعال» دانست. از نگاه او، نهادهای مدنی حاضر در رویداد، همان سوژه‌های مقاومی هستند که تسلیم واقعیت‌های تلخ نمی‌شوند و با نوآوری اجتماعی، روایت‌های جمعی و امیدبخشی برای توسعه ایران خلق می‌کنند. 📌 توسعه آموزشی یک پازل است؛ کالبد فیزیکی، توانمندسازی انسانی و مشارکت جوامع محلی باید در کنار هم قرار گیرند تا عدالت آموزشی محقق شود. داستان این نهادها، داستان سیمرغی است که با هم‌افزایی و کنشگری پر می‌گشاید. ✨ گزارش کامل نشست را در این لینک بخوانید: https://alefb.ir/?p=29882 مدرسه معلمی الف‌ب 🌱 برای زیستن قصه‌های تازه Website | Instagram | Telegram | Bale

👥 نشست همفکری درباره حمل‌و‌نقل عمومی رایگان در نشست همفکری درباره حمل‌ونقل عمومی رایگان، با حضور کارشناسان و علاقه‌مندانِ مس
👥 نشست همفکری درباره حمل‌و‌نقل عمومی رایگان در نشست همفکری درباره حمل‌ونقل عمومی رایگان، با حضور کارشناسان و علاقه‌مندانِ مسائل شهری از جنبه‌های گوناگون به ایده حمل‌و‌نقل عمومی رایگان و چگونگی جابجایی‌ و حضورمان در شهر می‌پردازیم و درباره آن با یکدیگر گفتگو می‌کنیم. 🎺 دیدگاه‌های مدیران کلانشهرهای ایران درباره حمل‌ونقل همگانی 🎙 شهاب‌الدین کرمانشاهی | پژوهشگر حمل‌ونقل شهری؛ عضو هیئت علمی دانشکده شهرسازی دانشگاه تهران 🎺 بلیت رایگان برای حمل‌ونقل عمومی در تهران؛ تصمیم احساسی یا گزینه امکان‌پذیر و موثر؟ 🎙 بهروز شیخ‌رودی | تحلیلگر اقتصاد شهری؛ معاون سابق محاسبات و پایش عملکرد شورای شهر تهران 🎺 فضای عمومی در حرکت؛ بازاندیشی در شیوه‌های جابه‌جایی‌ ما در شهر 🎙 محمد نظرپور | پژوهشگر مطالعات شهری و جابه‌جایی شهری 🎺 تجارب بین‌المللی رایگان‌سازیِ حمل‌و‌نقلِ همگانی 🎙 زهرا صفرلو | پژوهشگر حمل‌و‌نقل شهری، دانش‌آموخته مدیریت شهری دانشگاه تهران تاریخ و زمان: چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۳۰ تا ۱۹:۳۰ نشانی: تهران، بلوار کشاورز، خیابان کبکانیان، انتهای کوچه جعفری آذردابانلو شماره ۲۶ انجمن صنفی روزنامه‌نگاران استان تهران 🔗 ثبت نام: d-mag.ir/p24315 💙 چرا حمل‌و‌نقلِ عمومیِ رایگان ارزش فکر کردن دارد؟ برگزارکنندگان: مجله تحلیلی دقیقه | ازمایشگاه حمل‌ونقل فعال دانشگاه تهران | انجمن صنفی روزنامه‌نگاران استان تهران @dmag_ir @TehranActiveMobility @tehran_association_journalists

Repost from ملی مذهبی
نشستی برای ایران ✅@mellimazzhabi
نشستی برای ایران@mellimazzhabi

🔻 بازداشت پدر در پرونده کودک‌آزاری سنندج؛ درخواست مادر برای حضانت و اشد مجازات 🔹 در پی انتشار تصاویر کودک‌آزاری دو خواهر ۷ و ۱۵ ساله در سنندج، با گزارش همسایه‌ها و ورود پلیس و اورژانس اجتماعی، دو کودک از خانه پدر خارج و به مراکز درمانی و حمایتی منتقل شدند. 🔹 رئیس‌کل دادگستری استان کردستان اعلام کرد پدر به اتهام کودک‌آزاری با قرار بازداشت موقت روانه زندان شده و نامادری نیز به اتهام مشارکت در کودک‌آزاری به دادسرا احضار شده است. 🔹 مادر این دو دختر با درخواست حضانت فرزندانش گفت: «برای آسایش دو دخترم حاضرم جانم را بدهم» و خواستار رسیدگی سریع قضایی و مجازات عاملان شد. 🔹 به گفته مقام قضایی، آثار ضرب‌وجرح شدید و شکستگی در بدن کودکان مشاهده شده و پرونده با دستور ویژه در حال رسیدگی است. 🔹 استاندار کردستان نیز با اهدای یک واحد آپارتمان و تأمین لوازم ضروری منزل، زمینه اسکان دو کودک در کنار مادرشان را فراهم کرده است. |انتخاب Www.payamema.ir @payamema

در پی درگذشت مرجان ساتراپی، روایت‌های متعددی درباره عارضه‌ای که به نام «سندروم قلب شکسته» شناخته می‌شود مطرح شده است. در بسیاری از این روایت‌ها، موضوع با لحنی احساسی و رمانتیزه، یا صرفاً از زاویه روان‌شناختی توضیح داده شده؛ رویکردی که گاه با اطلاعات نادرست و بدفهمی‌هایی درباره ماهیت پزشکی این عارضه همراه بوده است. این نوشته درباره علت درگذشت مرجان ساتراپی نیست. هدف آن این است که روشن کند علم پزشکی امروز درباره سندروم قلب شکسته چه می‌داند، چه چیزهایی هنوز نامعلوم است، و کدام برداشت‌های رایج درباره آن نیاز به اصلاح دارد./ پوریا ناظمی https://t.co/GdGZd6EL17

Repost from سروستان
خانه همه دشمنی‌ها شبیه هم نیستند. یک کشور ممکن است با دولت ایران مشکل داشته باشد، ممکن است با سیاست‌های جمهوری اسلامی مخالفت کند، این‌ها اختلافات سیاسی‌اند، پرهزینه و گاه خطرناک، اما در نهایت مربوط به یک مقطع تاریخی و یک ساختار حکومتی مشخص هستند. اما وقتی پای تمامیت ارضی یک کشور به میان می‌آید، ماجرا از جنس دیگری می‌شود. به عنوان نمونه، برای بسیاری از ایرانیان، مسئله امارات متحده عربی، صرفاً یک اختلاف سیاسی نیست. موضوع از جایی حساس می‌شود که بحث به جزایر سه‌گانه و خدشه‌دار کردن نام خلیج‌فارس کشیده می‌شود. در این نقطه دیگر صحبت بر سر دولت‌ها نیست، صحبت بر سر مرزهاست. بر سر خاکی است که پیش از جمهوری اسلامی وجود داشته، پیش از پهلوی وجود داشته و احتمالاً پس از همه حکومت‌های امروز نیز وجود خواهد داشت. درواقع حکومت‌ها می‌آیند و می‌روند، اما ملت‌ها با حافظه تاریخی خود زندگی می‌کنند. به همین دلیل است که بسیاری از ایرانیان میان کشوری که با حکومت ایران اختلاف دارد و کشوری که نسبت به بخشی از خاک ایران ادعا مطرح می‌کند، تفاوت قائل می‌شوند. از نگاه آنان، اولی با یک نظام سیاسی درگیر است، اما دومی با خود ایران. شاید به همین دلیل باشد که واکنش احساسی نسبت به امارات را نمی‌توان صرفاً با رقابت‌های سیاسی روز توضیح داد. این کشور طی سال‌های گذشته تلاش کرده حاکمیت ملی ایران را به چالش بکشد و این موضوعی‌ست که خط قرمز مشترک تقریباً همه گرایش‌های سیاسی و فکری در ایران است. در چنین شرایطی، احساس رضایت از تضعیف یا ناکامی امارات، الزاماً از نفرت نژادی سرچشمه نمی‌گیرد، بلکه از این تصور ناشی می‌شود که کشوری که نسبت به تمامیت ارضی ایران طمع نشان داده، با هزینه اقدامات خود روبه‌رو شده است. در روابط بین‌الملل نیز احترام به مرزها و درک موازنه قدرت اهمیت تعیین‌کننده‌ای دارد. همسایگانی که احساس کنند هزینه‌ای برای طرح ادعاها یا فشارهای خود نمی‌پردازند، در بلندمدت جسورتر می‌شوند. بنابراین از این منظر، ناکام گذاشتن چنین سیاست‌هایی بخشی از منطق بازدارندگی است. از همین روست که برای بخش قابل توجهی از ایرانیان، خبر ضربه خوردن امارات صرفاً خبر ناکامی یک کشور دیگر نیست. آن را پیامی می‌دانند درباره این‌که مرزهای ایران، موضوعی قابل مذاکره یا معامله نیست. زیرا در ذهن یک ملت، میان دشمنی با یک حکومت و چشم‌داشت به خاک یک کشور تفاوت بزرگی وجود دارد. با اولی می‌توان مذاکره کرد، بر سر دومی نه. اولی به سیاست مربوط است، دومی به موجودیت. البته امارات یک‌شبه به این نقطه نرسیده است. سال‌ها مماشات، کم‌اهمیت شمردن برخی رفتارها و ناتوانی در تحمیل هزینه متناسب به اقدامات خصمانه، فضایی ایجاد کرد که به‌تدریج جسورتر شود و وزن سیاسی خود را فراتر از اندازه واقعی‌اش تعریف کند. از این منظر، مسئله فقط خطای امارات نیست، بلکه خطای کسانی هم هست که در جایگاه حکومتی یک مملکت اجازه دادند این توهم شکل بگیرد که می‌توان علیه تمامیت ارضی ایران موضع گرفت و هزینه‌ای نپرداخت. شاید اگر این پیام سال‌ها پیش با صراحت بیشتری منتقل شده بود، امروز شاهد چنین سطحی از گستاخی و ادعاهای تکراری نبودیم. اما تاریخ منطقه معمولاً بی‌رحم‌تر از آن است که توهمات را برای همیشه حفظ کند. گاهی یک بحران کافی است تا فاصله میان تصویر ساخته‌شده از قدرت و واقعیت قدرت آشکار شود. در چنین لحظاتی، مهم نیست فشار از کدام سو وارد شده یا چه کسی ماشه را کشیده است، آنچه اهمیت دارد فروریختن این تصور است که می‌توان علیه ایران موضع گرفت، به نمادهای هویتی و منافع ملی آن تعرض کرد و همزمان از هر هزینه‌ای مصون ماند. و شاید این یادآوری بد نباشد که در ایران هنوز فراموش نشده که برخی شیخ‌نشین‌های جنوب خلیج فارس در سال‌های جنگ ایران و عراق چه نقشی در حمایت مالی و سیاسی از ماشین جنگی صدام ایفا کردند. درنهایت مسئله یک قاعده قدیمی است که قرن‌ها در حافظه ایرانیان باقی مانده: ایران ممکن است با دولت‌های دیگر اختلاف داشته باشد، ممکن است در مقاطعی ضعیف یا قدرتمند شود، اما هر کس سودای دست بردن به مرزهایش را در سر بپروراند، دیر یا زود با این حقیقت روبه‌رو خواهد شد که ایران برای ایرانیان فقط یک کشور در چارچوب سازوکارهای تصنعی سیاسی نیست، خانه است. و هیچ ملتی در برابر دست درازی به خانه‌اش بی‌تفاوت نمی‌ماند. #AS

گزارش عدالت جهانی- ۲۰۲۶ برنامه‌ای است برای بازاندیشی توسعۀ جهانی در قرن ۲۱، که عدالت اجتماعی را با محدودیت‌های زیست‌محیطی پیوند می‌زند. پیام اصلی گزارش این است که پیگیری هم‌زمان رفاه انسانی، برابری، و زیست‌پذیری سیاره‌ای منوط به دگرگونی‌های عمیق در توزیع ثروت، ساختار مالی بین‌المللی، نظام انرژی، و الگوهای مصرف است. از نظر نویسندگان گزارش، نابرابری نتیجۀ انتخاب‌های سیاسی و نهادی است و می‌توان آن‌را با ارادۀ سیاسی و همکاری بین‌المللی کاهش داد. نابرابری امروز صرفاً مسئلۀ درآمد نیست، بلکه در مالکیت ثروت، دسترسی به آموزش، نابرابری جنسیتی، قدرت سیاسی، و اثرات اقلیمی نیز ریشه دارد. شکاف‌های آموزشی و جنسیتی نشان می‌دهند که نابرابری از طریق نسل‌ها و ساختارهای اجتماعی بازتولید می‌شود. از نظر راه‌حل، گزارش بر سه شرط اصلی تأکید می‌کند: کاهش سریع انتشار کربن، گذار از مصرف‌گرایی به «کفایت»، و کاهش جدی نابرابری درآمد، ثروت، و قدرت در داخل کشورها و میان کشورها. این سند پیشنهاد می‌کند یک «صندوق جهانی عدالت» و سازوکارهای مالیاتی و بازتوزیعی بین‌المللی برای سرمایه‌گذاری عظیم در آموزش، زیرساخت‌های سبز، و خدمات عمومی تأسیس شود.

🔷از جنگ تا محیط‌زیست؛ آیا زمان خداحافظی با کیسه‌های پلاستیکی فرارسیده است؟ 🔶زخم جنـــــــگ، درس پلاستیک 🔷عضو کمیسیون محیط‌زیست مجلس: عرضه کالای جایگزین با قیمت کمتر می‌تواند به‌سرعت زمینه فرهنگ‌سازی و شرایط لازم برای جایگزینی را فراهم کند ✍کامیار فکور 🔷پس از جنگ معمولاً مسیری برای بازاندیشی در مورد راه‌های رفته و راه‌های پیش رو باز می‌شود. حملات آمریکا و اسرائیل در جریان جنگ ۴۰ روزه اخیر، علاوه بر زیرساخت‌های نظامی و انرژی، برخی مجتمع‌های پتروشیمی ایران را نیز هدف قرار داد و موجب اختلال در بخشی از ظرفیت تولید محصولات پتروشیمی و پلاستیکی کشور شد. ادامه مطلب 🔻 https://payamema.ir/payam/153595 @payamema