uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

روانشناسی-احساس خوب

روانشناسی-احساس خوب

Відкрити в Telegram

ادمین ن.اوحدی روانشناس بالینی سکس تراپ زوج‌درمانکر دارای پروانه از سازمان نظام روانشناسی Admin: @OHADIpsychologist

Показати більше
427
Підписники
Немає даних24 години
-47 днів
-430 днів
Архів дописів
نه گفتن موهبت بزرگیست که یاد گرفتنش جهانت را امن‌تر می‌کند. و روانت را آسوده‌تر. همانقدر که نه گفتن را یاد می‌گیری گوش‌هایت را برای نه شنیدن آماده کن. بگذار دیگران هم این «نه» خاموش و بدنام را بر زبان آورند. بگذار «نه» از بدنامی و بدیُمنی در بیاید. «نه» در حقیقت موجود خوب و سربزیری است. اما اگر همین «نه» سربزیر پشت آری‌های ساختگی‌مان پنهان شود بزودی از ما موجودی نقاب‌دار و بیمار می‌سازد که یک گردان عصبانی از «نه»های سرکوب شده روانش را اِشغال کرده است. یاد بگیر نه بگویی و نه بشنوی. کار سختی نیست، من توانستم. 📕 #یادداشت‌های_یک_دیوانه ✍🏻 #نیکلای_گوگول 🌈🌈🌈

Ⓜ️ شکست یا احساس شکست؟ ☑️گاهی یک اتفاق بیرونی واقعاً ناموفق بوده است، اما گاهی ذهن ما از همان اتفاق، "شکستِ کامل" می‌سازد. این دو یکی نیستند. اما چطور بفهمیم شکست ما واقعی است یا فقط حس شکست داریم؟ ✔️این چند نشانه کمک می‌کند: ▪️به تعریف از پیش‌تعیین‌شده نگاه کن اگر از قبل معیار مشخصی داشتی و آن معیار واقعاً برآورده نشده، یک ناکامی واقعی رخ داده است. اما اگر معیارها مبهم‌اند یا بعد از اتفاق، سخت‌گیرانه‌ترشان کرده‌ای، احتمالاً بیشتر با حس شکست طرفی تا شکست واقعی. ▪️نتیجه را از هویت جدا کن "این پروژه شکست خورد" با "من شکست‌خورده‌ام" فرق دارد. اولی درباره یک نتیجه است، دومی درباره ارزش شخصی. دومی معمولاً تحریف ذهنی است. ▪️ببین چه مقدار از کنترل دست تو بوده اگر بخش زیادی از نتیجه به عوامل بیرونی، زمان، شانس، منابع، یا تصمیم دیگران وابسته بوده، آن‌چه رخ داده لزوماً نشانه ناتوانی تو نیست. ردّ پای داده را پیدا کن، نه فقط احساس را از خودت بپرس: دقیقاً چه چیزی از دست رفت؟ چه چیزی هنوز باقی مانده؟ چه شواهدی هست که نشان دهد "همه‌چیز" خراب نشده؟ احساس شکست معمولا کلی‌گراست؛ واقعیت معمولا جزئی‌تر است. ▪️از خودت بپرس: آیا این پایانِ راه است یا فقط یک مسیر بسته شد؟خیلی وقت‌ها آن‌چه حس شکست می‌دهد، در واقع "رد شدن از یک مسیر" است، نه "از دست رفتن همه‌ی مسیرها". ✔️چند راه‌کار کلیدی و عملی برای پذیرش و آرام شدن ▫️نام‌گذاری دقیق اتفاق به‌جای "من باختم"، بگو "این تلاش به نتیجه نرسید" یا "این انتخاب آن‌طور که می‌خواستم پیش نرفت". این کار شدت شرم و خودسرزنشی را کم می‌کند. ▫️سه سؤال ثابت بپرس: چه چیزی واقعاً از دست رفت؟ چه چیزی هنوز دست من است؟ قدم بعدیِ کوچک و قابل‌انجام چیست؟ این سه سؤال ذهن را از آشفتگی به عمل می‌برد. ▫️از خودسرزنشی به تحلیل برو بعد از یک ناکامی، فقط دو ستون بنویس: "چه چیزهایی از کنترل من خارج بود؟" "چه چیزهایی را دفعه‌ی بعد می‌توانم بهتر کنم؟" این کار احساس فروپاشی را به یادگیری تبدیل می‌کند. ▫️زمانِ سوگواری بده لازم نیست فوراً خوب شوی. اگر چیزی را از دست داده‌ای، ناراحت‌بودن طبیعی است. مقاومت در برابر ناراحتی معمولا آن را طولانی‌تر می‌کند. ۱۵ تا ۳۰ دقیقه برای نوشتن، گریه، قدم زدن، یا حرف زدن با یک آدم امن می‌تواند کمک کند. ▫️بدن را آرام کن تا ذهن هم آرام شود تنفس آهسته‌تر، پیاده‌روی، دوش آب ولرم، خواب کافی، و کم‌کردن کافئین در لحظه‌ی بحران واقعا اثر دارد. ذهنِ مضطرب با بدنِ خسته بدتر می‌شود. ▫️تجربه را موقت کن، نه دائمی به‌جای "من همیشه همین‌طورم"، بگو: "من الان در یک دوره‌ی سخت هستم." این جمله ساده از فرو رفتن در ناامیدی جلوگیری می‌کند. ▫️یک نفر را در جریان بگذار نه برای #نصیحت، فقط برای دیده شدن. #شکست در سکوت، معمولا بزرگ‌تر و سنگین‌تر می‌شود. ▪️منبعDavid D. Burns Feeling good

*دارو چیست!؟* ‏ *It's not pills* *بدانید که دارو فقط قرص نیست* ‏ *Exercise is medicine* *ورزش، دارو است* ‏ *Morning walk is medicine* *قدم زدن صبحگاهی، داروست* ‏ *walking fast is medicine* *تندراه رفتن داروست* ‏ *Eating with family is medicine* *غذا خوردن با خانواده دارو است* ‏ *Laughter and humor are also medicine* *خنده و شوخ طبعی هم داروست* ‏ *Deep sleep is also a medicine* *خواب عمیق هم داروست* ‏ *Getting along with a Good friend is medicine* *همراهی با یک دوست خوب داروست* ‏ *Always happy  is medicine* *همیشه خوشحال بودن داروست* ‏ *Positivity is medicine* *مثبت اندیشی داروست* ‏ *Yoga is medicine* *ستایش و پرستش خداوند داروست* ‏ *In some cases Silence is medicine* *در بعضی موارد، سکوت داروست* ‏ *Love is medicine* *مهرورزیدن ومحبت داروست* ‏ *A good friend is a perfect drugstore* *یک دوست خوب یک داروخانه عالی است.*

Falling down is an accident, Staying down is a choice. پایین افتادن یک اتفاقه اما اون پایین موندن یک انتخابه.

ضرورت پخته شدن و رسیدن به بلوغ فکری و خودآگاهی و آزادی و آزادگی چیزی نیست جز عبور از هویت هایی که جامعه بر ما تحمیل می کند. همان چیزی که سارتر از آن با عنوان Existential Authenticity یاد می کرد و هایدگر در تمایز میان Dasein و Das Man توضیح می داد. در وضعیت Das Man انسان اصالتی ندارد. او زندگی نمی کند بلکه مطابق انتظار دیگران اجرا می کند. چه بسیار کسانی که هیچ علاقه ای به پزشکی یا مهندسی نداشتند اما چون سال ها خانم دکتر یا آقای مهندس صدایشان زده اند جوانی خود را پشت در کنکور دفن کرده اند. هویت نمادینی که دیگران بخشیده اند آرام آرام جای خواست درونی را گرفته است و در پایان چیزی جز حسرت باقی نمانده است. زیستن در این برهوت آسان نیست. در جهانی که گاه احمق ها فاتح اند و متقلبان گرداننده صحنه فریب خوردن و زخم دیدن استثنا نیست بلکه قاعده است. اما چرا می گویم فریب خوردن بخشی از زیستن است؟ نه از آن رو که باید آگاهانه خود را به مسلخ برد بلکه از آن رو که ساختار این زندگی که فاصله ای کوتاه میان دو ابدیت است با شکست و بی عدالتی و خیانت گره خورده است. ما بارها در موقعیت هایی قرار می گیریم که اصل وقوع آنها در اختیار ما نیست. وارد رابطه می شویم و بعد درمی یابیم طرف مقابل انسانی فریبکار بوده است. آیا باید تا ابد خود را سرزنش کنیم؟ این سرزنش توهم کنترل است. گویی همه چیز از ابتدا در اختیار ما بوده است. در دوستی ضمانت می کنیم و خیانت می بینیم. اعتماد می کنیم و ضربه می خوریم. اینها نشانه حماقت نیست بلکه نشانه انسان بودن است. حتی آنجا که با انتخاب های غلط زندگی خود را خراب می کنیم ماجرا ساده نیست. هیچ انسانی صبح از خواب بیدار نمی شود تا عمدا زندگی خود را نابود کند. خطا بخشی از فرایند شدن است. تا زمین نخوریم راه رفتن را یاد نمی گیریم و تا طعم شکست را نچشیم پیروزی معنایی نخواهد داشت. نیچه وقتی می گفت آفرین بر آنچه سخت می کند بیمار نبود. او می دانست تا رنجی در کار نباشد لذتی نیز نخواهد بود. زندگی پارادوکس است. نور بدون تاریکی معنا ندارد. مارسل پروست می گوید کسی که هر شب بی دردسر می خوابد لذت یک خواب عمیق پس از بی خوابی را درک نخواهد کرد. فقدان است که معنا می سازد. گمان نکنید شرور زندگی سهم ویژه شماست. خیانت، بیماری، مرگ ناگهانی و فروپاشی استثنا نیستند. اینها بدیهی ترین حوادث این عالم اند. در این دردها تنها نیستیم و دانستن این امر خود نوعی تسلی است. اما آنچه اهمیت دارد چیز دیگری است. اصالت بدون زیستن در دل همین تلخی ها به دست نمی آید. ثبات شخصیت از دل آسایش زاده نمی شود. انسان محکم در آتش ساخته می شود. کامو می گفت درک بیهودگی زندگی سرآغاز آگاهی است. کانت از جسارت اندیشیدن سخن می گفت اما در این جهان تنها اندیشیدن کافی نیست. باید شهامت ایستادن در برابر آنچه سخت و زمخت و تلخ است را نیز داشت. این ستمکده جای انسان های نازک خیال نیست. زیستن در چنین برهوتی انسانی می طلبد که پس از عبور از رنج نه سنگ شود و نه قربانی بلکه روایت گر شود. روایت گر شکست و خطا و زیستن در دل فریب و در نهایت رسیدن به خودفرمان فرمایی.

قانون پارکینسون چرا وقتی برای انجام كاری يک ساعته سه ساعت، وقت داريم انجام آن سه ساعت طول می‌کشد؟ چرا وقتی انجام پروژه‌ای را یک ساله تعریف می‌کنیم، در یک سال انجام می‌شود و اگر همان را هشت ماه تعیین کنیم در هشت ماه انجام می‌شود؟ پاسخ همه این سوالات در "قانون پارکینسون" نهفته است. بر اساس قانون پارکینسون در مدیریت : "ذهن، کار را به مدت زمانی که به آن اختصاص داده شده کش می‌دهد" در واقع می‌توان این‌گونه بیان کرد، براساس قانون پارکینسون: وقت بیشتر = اتلاف وقت بیشتر کارمند بیشتر = بیکاری بیشتر دخل بیشتر = خرج بیشتر لذا به‌عنوان مدیر، مهم است بتوانیم بر قانون پارکینسون غلبه کنیم و مهم‌ترین تکنیک برای غلبه بر آن: تعیین مهلت زمانی و ضرب‌الاجل معقول و پایبندی به انجام کارها در زمان تعیین شده‌است. اگر کاری به کارمند یا گروه‌های کاری سپرده می‌شود حتما باید مهلت معقول انجام (براساس تجربه، امکانات و حجم کار) کاملا مشخص باشد و به‌طور شفاف به فرد یا گروه اعلام شود تا از اتلاف زمان، انرژی و هزینه جلوگیری گردد. 🌈⭕️🌈⭕️

فروغ چقدر قشنگ گفته: آدم‌هايی که بیشتر از من و تو سرشان می‌شود می‌گویند انسانِ متمدن کسی است که در تنهایی احساس تنهایی نکند. تو باید برای خودت یک دنیای درونی داشته باشی و همچنین تکیه‌گاه‌های ثابت روحی و فکری! یعنی در عین حال که در میان مردم زندگی می‌کنی خودت را کاملا از آن‌ها بی‌نیاز بدانی. مردم هیچ به ما نمی‌دهند که ما خودمان از به‌دست آوردنش عاجز باشیم! از مردم، فقط رنج و ناراحتی و سر و صدای بیخود نصیب آدم می‌شود!

فیلم‌هایی که حکم یه جلسه تراپی دارن برات: ۱. زندگی پنهان والتر میتی : برای وقتی دلت شجاعت می‌خواد. ۲. ویل هانتینگ خوب : برای روبه‌رو شدن با زخم‌های قدیمی. ۳. بخور، دعا کن، عشق بورز : برای پیدا کردنِ خودت وسط گم‌گشتگی. ۴. مزایای گوشه‌گیر بودن : برای درکِ سکوت و درون‌گرایی. ۵.فیلم او : برای وقتایی که از تنهایی فرار می‌کنی. ۶. ذهن زیبا : برای باور کردنِ قدرت ذهن و عشق. ۷. روح  : برای یاد گرفتنِ لذت بردن از لحظه‌های ساده. ۸. به‌سوی طبیعت وحشی: برای پیدا کردنِ آزادی واقعی. ۹. در جست‌وجوی خوشبختی : برای وقتایی که خسته‌ای ولی هنوز امید داری. ۱۰. درخشش ابدی یک ذهن پاک : برای وقتی که عشق و درد قاطی شدن. #معرفی_فیلم 🌈⭕️🌈⭕️🌈

ادامه سوال شماره ۲۳۷ #پاسخ_سوال۲۳۷ 🔵 اوحدی مشاوره پیش از ازدواج و زوج درمانی و سکس تراپی هستم خ شریعتی - روبرو ظفر- ک صادقیان پلاک10 ط 5 تلفن26703813

#پاسخ_سوال ۲۳۷ 🔵 اوحدی مشاوره پیش از ازدواج و زوج درمانی و سکس تراپی هستم خ شریعتی - روبرو ظفر- ک صادقیان پلاک10 ط 5 تلفن26703813

سوال شماره ۲۳۷ پاسخ دهنده #سرکارخانم_اوحدی -----------🍃🍃🍃🌸🍃🍃🍃--------- سلام من ۴۳ سالمه و همسرم ۵۰ ساله مشکل من بیماری پارانوئید همسرم ایشون خیلی من و دخترمو ادیت میکنه و اصلا راصی نمیشه دکتر بره در ضمن من ی پسر ۲۲ ساله ی دختر ۱۸ ساله و ی دختره ۷ ساله دارم دو تا دخترم ناخواسته و با آیو دی باردار شدم همسرم خیلی خود شیفتست و خودشو میپرسته و تا کوچکترین مشکلی از دید خودش پیش میاد به من و بچه ها توهین میکنه و اصلا احترام نمیداره اعتماد به نفسو از هممون گرفته من به حدی افسرده شدم که با خوردن قرص اعصاب هم هنوز خوب نشدم دوسال پیش قلبمو انژیو کردم دیگه ن بیمارستان رفتم ن چکاپ دا دم ن انگیزه دارم که دنبال درمان برم همش دوست دارم تو خونه باشه و بیرون رفتن برام خیلی سخته خیلی دوس ندارم برم بیرون میرم بیرون همش اضطراب دارم میخوام زود برگردم خونه همسرم هم راضیه که من صب تا شب تو خونه نشستم و به زندگیم میرسم خانوم دکتر چطور میتونم اعتماد به نفسمو بدست بیارم چطور همسرمو راضی کنم بره دنباله درمانش بچه هام خیلی عداب میکشن اصلا تو جمع خانوادگی شرکت نمیکنه خونه پدرشم پسرای خواهر شوهرام باشن مدام به من و دخترم اشاره میکنه برید اشپزخونه یا تو اتاق جدا دخترم خیلی داره عداب میکشه مثل هنرپیشه تو فیلمه ملی و راه نرفته اش هست ببخشید طولانی شد خیلی دلم پره ناامیدو دل شکسته ام

💢طرحواره درمانی یا همان schema therapy  چیست و چگونه انجام میشود؟ ✍🏻طرحواره ها لنزها یا عینک هایی هستند که در اثر تجارب عاطفی منفی ناشی از ناکام شدن نیازهای روانی بنیادین در انسان نهادینه می شود. وقتی عینک آبی به چشم بزنی دنیا را آبی خواهی دید ولی آیا دنیا آبی است؟ طرحواره ها باعث می شوند که شما حقیقت را آنگونه که هستند نبینید بلکه خود و دیگران را همانطور که از پشت عینک می بینید ببینید! براساس مدل طرحواره آموزشی، انسان سالم کسی است که نیازهای روانشناختی پنج گانه او به جا و به موقع پاسخ داده شده باشد. این نیازهای روانشناختی انسان عبارتند از: 1⃣ دلبستگی های ایمن به دیگران (شامل امنیت، ثبات) 2⃣ استقلال، کارآمدی و حس هویت 3⃣بیان آزادانه نیازها و هیجانهای پذیرفتنی 4⃣خودانگیختگی و تفریح 5⃣محدودیت های واقع گرایانه و خود بازداری (خود کنترلی) ➖از دیدگاه طرحواره درمانی افراط و تفریط در شکل گیری این نیازهای روانشناختی باعث شکل گیری طرحواره می شود.

‌ 🔥🌈هر ۷ سال چه تکاملی در شخصیت انسان رخ میدهد... اولین دوره تکامل: از تولد تا هفت سالگی است. انگیزه و رفتارهای کودک در این سنین را غرایزی مثل گرسنگی، درد و نیاز به محبت و حمایت شکل می‌دهد. بر این اساس، بسیاری از واکنش‌ها و رفتارهای ناخودآگاه فرد در این دوره و تحت تاثیر محیطی که در آن رشد می‌کند شکل می‌گیرد. 7 تا 14سالگی احساسات را می‌شناسیم: در این سنین ما شروع به ربط دادن مسائل مختلف به احساسات‌مان می‌کنیم... ضمن این که در همین سن، دندان‌های شیری می‌افتد و تغییرات جسمی مربوط به بلوغ آغاز می‌شود.‌کودک یاد می‌گیرد که دنیای درونش را سرو سامان بدهد. 14 تا  21 سالگی جنس مخالف را کشف می‌کنیم: در این مرحله، ما به شکل تازه‌ای درباره خودمان کنجکاو می‌شویم... آشنایی با علم و هنر شامل موسیقی، نقاشی، ادبیات و ایجاد روابط با دیگران را «کشف» می‌کنیم... و به این درک می‌رسیم که جنس مخالف برای مان تمایلات و انگیزه‌های خاصی با خود به همراه دارد... همراه با حس استقلالی که در 21 سالگی ایجاد می‌شود، در پایان این دوره انتظار می‌رود فرد مسیر زندگی خود را پیدا کرده یا دست کم این پرسش برایش مطرح شده باشد که هدفم در اینده چیست؟ 21 تا 28سالگی خودمان را پیدا می‌کنیم... در این مرحله ما برای ورود به مرحله بزرگسالی آماده می‌شویم... حالا زیرساخت‌های شخصیت اجتماعی ما شامل مدرک تحصیلی، جایگاه شغلی، میزان درآمد و... ساخته شده و روابط جدیدی وارد زندگی مان شده... همچنین در این مرحله مشکلاتی که در دوران کودکی داشته ایم آثار خود را بروز می‌دهند و ما گاهی حتی بدون این که متوجه شویم، با مشکلات و چالش‌هایی دست و پنجه نرم می‌کنیم که سال‌ها با آن‌ها همراه بوده ایم.... 28 تا 35 سالگی خلاقیت‌مان شکوفا می‌شود... بیشتر افراد در این مرحله خلاقیت بیشتری نسبت به مراحل قبلی زندگی از خود بروز می‌دهند و محققان و مخترعان معمولا در این سنین به اوج خلاقیت و اکتشافات خود می‌رسند. محققان می‌گویند: مغز ما حول و حوش 35 سالگی به اوج فعالیت خود می‌رسد... همچنین در این دوره است که بر اساس آن چه که خانواده، دوستان و جامعه به عنوان باورهای درست به ما آموخته‌اند، شروع به تفکیک آن چه که برایمان مناسب است و آن چه که ممکن است نامناسب و ناخوشایند باشد، می‌کنیم... 35 تا 42 سالگی تجربه بحران و بی‌قراری: بسته به شرایط زندگی تا این سن، بیشتر آدم‌ها در این دوره یک‌جور احساس بی‌قراری را تجربه می‌کنند... معمولا در این سنین، یک تمایل ناگهانی برای به اشتراک گذاشتن دانسته‌ها و تجربیات زندگی با دیگران در افراد به وجود می‌آید و فرد احساس می‌کند که باید اثری از خود در جهان به جا بگذارد.. 42 تا 49 سالگی رسیدن به درکِ تازه‌ای از عشق... فقط در این مرحله است که مغز و روح همه تجربیاتی را که تاکنون به دست آمده هضم می‌کند... در این مرحله، بسیاری از مردم احساس می‌کنند که به انتهای راه رسیده‌اند و بر همین مبنا عمل می‌کنند و اگر احیانا بر مبنای این احساس عمل نکنند، این احساس ازبین نمی‌رود و مدتی بعد با شدت بیشتری بازخواهد گشت... همچنین در این مرحله درک ما از مفهوم «عشق» به بلوغ می‌رسد و ما می‌آموزیم که چگونه بدون هیچ گونه چشم داشتی عشق بورزیم... 49 تا 56 سالگی سازگاری با شرایط جسمی جدید: در این سنین ما با وجود افول سلامت جسمی به اوج سلامت روحی و روانی خود می‌رسیم... هرگونه مشکل شخصیتی در این مرحله می‌تواند بسیار استرس زا باشد... همچنین در این مرحله، ما باید یاد بگیریم که با خودمان به شکل جدیدی زندگی کنیم، با بدن جدید و سالمندمان سازگار شویم و درک کنیم که عادت‌های مضری که تاکنون کسب کرده ایم، یک شبه از بین نخواهند رفت... اگر تا این مرحله موفق نشده‌ایم به اهداف خود برسیم، ممکن است دچار افسردگی شویم... 56 تا 63 سالگی من کی هستم؟ در این سنین ذهن تقریبا آرام می‌شود و ما شخصیتی را که داریم می‌پذیریم. با این حال، در این مرحله بسیاری از مسائلی که تاکنون پنهان بوده‌اند- به عنوان مثال محدودیت‌هایی که برای خود ایجاد کرده ایم- آشکار می‌شوند و ما اکنون می‌خواهیم خود را از آن‌ها خلاص کنیم... 63 تا 70سالگی فرصتی برای مرگ‌اندیشی... در این سنین، ما راحت‌تر می‌توانیم دیگران را همان طور که هستند بپذیریم... تفاوت‌های خودمان با آن‌ها را مثبت ارزیابی می‌کنیم و بیشتر از این که بدی‌های دیگران را ببینیم، خوبی هایشان را می‌بینیم... همچنین در این دوره به مرگ بیشتر فکر می‌کنیم ، و خواهان فاصله گرفتن از دنیای اطراف مان هستیم.

ادرس مطب " تهران - خیابان میرداماد - نرسیده به شریعتی -دست چپ- نبش خیابان رودبار- پلاک 7 - زنگ 3 -بالای داروخانه- طبقه دوم

#سوال شماره:۲ #چهارشنبه:۱۱اردیبهشت #پاسخ دهنده :خانم دکتر اوحدی -----------🍃🍃🍃🌸🍃🍃🍃--------- . . من دو دختر دوقلودارم به سن ۲۰ ساله الان مدت ۹ ماه است که به طرز عجیبی با هم قهر کردن ودعوای شدیدی دارن هردو به دانشگاه میرون اما به دو دانشگاه متفاوت از بچگی خیلی بهم وابسته بودن وخیلی با هم خوب بودن بدون هم یک لحضه هم ارام نبودن اما این دو مدت ۹ ماه است با هم به طرز عجیبی دعوا میکنن تا اینکه بزرگترها واسطه شدن برای اشتی دادن اما نشد حتی دایی بچه ها که روی اون خیلی تعصب داشتن هم نتوانست برای من وپدرشون خیلی سخت شده میخواهم بدونم من باید چگونه با اینها رفتارکنم خیلی خسته شدم وکم اوردم . . . . -----------🍃🍃🍃🌸🍃🍃🍃--------- 📲 گروه پرسش و پاسخ ✅ ( روانشناس خود باشید)

✅مشاوره پیش از ازدواج ✅زوج درمانی ✅سکس تراپی ✅درمان خیانت زناشویی و ✳️افسردگی ✳️وسواس فکری ✳️ اضطراب ✳️ فوبی های خاص با تکنیک
✅مشاوره پیش از ازدواج ✅زوج درمانی ✅سکس تراپی ✅درمان خیانت زناشویی و ✳️افسردگی ✳️وسواس فکری ✳️ اضطراب ✳️ فوبی های خاص با تکنیک های: ✅CBT ✅Schema therapy ✅paradoxical ✅DBT ❇️ و به زودی با دستگاه واقعیت مجازی 💢 حضوری 💢تلفنی 💢آنلاین ( ایران و خارج از کشور) 🅰 آدرس خیابان شریعتی .جنب مترو دکتر شریعتی . ساختمان پزشکان نیکان. طبقه پنجم . کلینیک کوشان ☎️۰۲۱-۲۶۷۰۵۷۳۴ 📱۰۹۱۲۴۸۸۷۲۷۸ 📱۰۹۱۹۶۰۵۰۶۰۲ @OHADIpsychologist شماره نظام 4949

🧠 خانه خشم؛ خشم معمولاً آخرین لایه یک مجموعه پیچیده از احساسات و تجربه‌هاست بسیاری از ما خشم را تنها به شکل فریاد زدن، بحث کردن یا ناراحتی شدید می‌شناسیم، اما روان‌شناسان معتقدند خشم معمولاً آخرین لایه یک مجموعه پیچیده از احساسات و تجربه‌هاست. مدل «خانه خشم» نشان می‌دهد که پشت هر عصبانیت ممکن است احساساتی مانند ترس، ناامیدی، شرمندگی یا آسیب‌دیدگی پنهان باشد. همچنین خاطرات و تجربه‌های گذشته می‌توانند نقش مهمی در فعال شدن خشم در موقعیت‌های امروزی داشته باشند. این مدل تأکید می‌کند که برای مدیریت بهتر خشم، باید ریشه‌های آن را بشناسیم؛ از الگوهایی که در کودکی آموخته‌ایم تا رفتارها و احساساتی که هنگام عصبانیت تجربه می‌کنیم. شناخت عوامل تحریک‌کننده، توجه به تأثیر خشم بر روابط و استفاده از راهکارهایی مانند گفت‌وگوی آرام، ورزش، #تنفس عمیق و دریافت حمایت عاطفی، می‌تواند به ابراز سالم‌تر احساسات و افزایش آرامش روان کمک کند. 🌈⭕️🌈⭕️🌈

هر وقت ترسیدی و فکر کردی که به آخر خط رسیدی، این تیکه از کتاب کیمیاگر رو بگذار جلوی چشمات: "همیشه به قلبت بگو كه ترس از رنج از خود رنج بدتر است، تاریكترین لحظهٔ شب لحظه پیش از برآمدن آفتاب است.." 💜💙🩷💚🩵

Soft mornings where chickens wander and hills hold quiet secrets #aesthetic #nature

چرا نوجوان من حرف‌هایش را با من نمی‌زند؟ (و چگونه در را باز کنیم) 💬 قسمت اول این یکی از رایج‌ترین و غمگین‌ترین سوال‌هایی است که والدین می‌پرسند. روزی نوجوان شما همه چیز را با در میان می‌گذاشت، اما حالا انگار دیواری بلند بین شما کشیده شده. نگران نباشید؛ این بخشی از رشد طبیعی است، اما نحوه برخورد شما می‌تواند این دیوار را بلندتر یا کوتاه‌تر کند. 🧠 چرا نوجوان سکوت می‌کند؟ (دلایل پشت پرده) ۱. ترس از قضاوت شدن نوجوان می‌ترسد اگر حرف دلش را بزند، شما او را مسخره کنید، تحقیر کنید یا با یک سخنرانی بلند جواب دهید. 🔍 مثال: نوجوانی که درباره دوستش حرف می‌زند و والدین بلافاصله می‌گویند: "این دوست برای تو خوب نیست!" ۲. ترس از واکنش هیجانی شما اگر شما با عصبانیت، گریه یا فریاد به حرف‌هایش واکنش نشان دهید، او یاد می‌گیرد که برای حفظ آرامش خانواده، سکوت کند. 🔍 مثال: نوجوانی که درباره افت نمره‌اش حرف می‌زند و والدین شروع به داد و فریاد می‌کنند. ۳. احساس بی‌اثر بودن وقتی نوجوان بارها حرف زده اما تغییری در قوانین یا رفتار شما ایجاد نشده، یاد می‌گیرد که حرف زدن فایده‌ای ندارد. 🔍 مثال: نوجوانی بارها گفته که دیرتر خوابیدن به او تمرکز بهتری برای درس می‌دهد، اما والدین همچنان اصرار به خواب زودهنگام دارند. ۴. نیاز به حریم خصوصی نوجوان در حال شکل‌دادن هویت مستقل خود است. او نیاز دارد بخشی از زندگی‌اش فقط متعلق به خودش باشد. https://t.me/ehsasekhooob ۵. نداشتن مهارت بیان احساسات گاهی خود نوجوان هم نمی‌داند چه احساسی دارد یا چطور باید آن را بیان کند. در ادامه در مورد راهکارهای عملی حل این مسئله صحبت می کنیم..