کانال تخصصی شعر گیلکی
Відкрити в Telegram
شعر و نقد و البوم مقالات و صدا و .... ارسال شعر،نقد و مقاله @kas_agha
Показати більше1 137
Підписники
-324 години
+27 днів
+730 днів
Архів дописів
" گیله حجم " ۲۵
تی تو
تو ترین تو بو
تی تو مرَه
می من
من ترین من بوبوست
واگردان
تو ی ِ تو
تو ترین تو بود
با تو ی ِ تو
من ِ من
من ترین من شد
...✍#کاس_آقا_گسکری
۱۴۰۵/۳/۸- رشت
https://t.me/pguilan
من دِ نیارم
تو بوگو
کویتا ناجه یه
واستی
تنخایی رافایی بِسم
کی دس فارَس ببه ...
#برگردان
من دیگر نمیتوانم
تو بگو
کدام آرزو را باید
به تنهایی چشم انتظار باشم
که دست یافتنی باشد ...
...✍#مرسده_عباسی
https://t.me/pguilan
شعر ِ کورکی
خو مویانا چل تکه ببافته
کلمه عینه اَنار
#برگردان
دخترک شعر / موهایش را چهل تکه بافته / کلمه مثل اَنار
.✍#علیرضا_فانی
https://t.me/pguilan
🔹زبانشهر و حقیقتهای محلی در برابر روایتهای کلان جهانی
🔹مراد قلی پور
🔹نظریه زبانشهر
در افق زبانشهر، نسبت میان حقیقتهای محلی و روایتهای کلان جهانی به یکی از بنیادیترین میدانهای کشمکش معنایی بدل میشود، زیرا زبانشهر بر این پیشفرض استوار است که هیچ حقیقتی خارج از بافت زبانی، تاریخی، بدنمند و زیستهی خود معنا نمییابد و هر کوششی برای تعمیم یک روایت واحد جهانی، ناگزیر به حذف، سادهسازی و خشونت نمادین علیه تکثر تجربههای محلی میانجامد. روایتهای کلان جهانی، خواه در قالب ایدئولوژیهای سیاسی، گفتمانهای توسعه، الگوهای اقتصادی نولیبرال یا حتی روایتهای ظاهراً انساندوستانهی جهانیشدن، همواره از موضعی فرادست سخن میگویند که زبان را به ابزار استانداردسازی معنا فرو میکاهد و تفاوتهای زبانی، فرهنگی و تاریخی را به نویز یا انحراف تقلیل میدهد. در برابر این منطق، زبانشهر از «حقیقتهای محلی» دفاع میکند، نه بهعنوان حقیقتهایی منزوی یا نسبیگرایانه، بلکه بهمثابه گرههای زندهی معنا که تنها در پیوند با مکان، حافظه، بدن، لهجه، سکوتها و زخمهای تاریخی قابل فهماند. حقیقت محلی در زبانشهر، حقیقتی است که از دل زیست روزمره برمیخیزد، از تجربهی شکست، مهاجرت، تبعید، سرکوب، مقاومت و بقا تغذیه میکند و همواره در حال مذاکره با زبانهای دیگر است، بیآنکه خود را به یک مرکز واحد واگذار کند.
در این چشمانداز، روایتهای کلان جهانی نه بهطور کامل نفی میشوند و نه بیچونوچرا پذیرفته، بلکه بهعنوان ساختارهایی تحلیل میگردند که قدرت خود را از ظرفیت بالایشان در سادهسازی پیچیدگی جهان و تولید معناهای قابل گردش در مقیاس جهانی به دست میآورند. زبانشهر نشان میدهد که این روایتها چگونه با اتکا به فناوریهای ارتباطی، الگوریتمهای ترجیحدهنده و اقتصاد توجه، حقیقت را به کالایی جهانروای تبدیل میکنند که باید سریع فهمیده شود، آسان مصرف گردد و بدون اصطکاک فرهنگی منتقل شود. در چنین وضعیتی، حقیقت محلی اغلب یا نامرئی میشود یا تنها در صورتی به رسمیت شناخته میشود که بتواند خود را با دستور زبان روایت کلان تطبیق دهد. زبانشهر دقیقاً در همین نقطه مداخله میکند و با تأکید بر چندزبانگی، ترجمهی نامتقارن، لکنت، گسست و حتی ناتمامی معنا، از امکان زیست حقیقتهایی دفاع میکند که بهراحتی جهانی نمیشوند و نباید هم جهانی شوند.
از منظر سیاسی، این تقابل به بازاندیشی در مفهوم قدرت میانجامد، زیرا قدرت در زبانشهر نه در تحمیل یک روایت کلان، بلکه در توان شنیدن و بهرسمیتشناختن حقیقتهای محلی تعریف میشود. جامعهای که زبانشهر را میپذیرد، میداند که حقیقتهای محلی الزاماً همصدا نیستند، گاه با یکدیگر تعارض دارند و حتی میتوانند متناقض به نظر برسند، اما این تناقض نه نشانهی بحران، بلکه نشانهی زندهبودن میدان معناست. در برابر منطق جهانیسازی حقیقت که همواره بهدنبال اجماع سریع و روایتهای تمیز است، زبانشهر بر کندی فهم، تعلیق قضاوت و اخلاق گوشدادن پافشاری میکند. حقیقت در اینجا نه چیزی است که باید تصاحب شود، بلکه چیزی است که باید با آن همزیستی کرد، حتی زمانی که آزاردهنده، ناقص یا ناهمخوان با روایتهای مسلط جهانی باشد.
زبانشهر با دفاع از حقیقتهای محلی، امکان نوعی جهانیبودن بدیل را مطرح میکند؛ جهانیبودنی که نه از راه یکسانسازی معنا، بلکه از مسیر همنشینی تفاوتها شکل میگیرد. در این جهانیبودن، هیچ روایت کلانی حق ندارد خود را آخرین داور حقیقت بداند و هیچ حقیقت محلی نیز ادعای مصونیت از نقد ندارد. آنچه میان این دو برقرار میشود، شبکهای سیال از گفتوگوها، ترجمهها، سوءتفاهمها و بازفهمهاست که جهان را نه بهمثابه یک داستان واحد، بلکه بهصورت آرشیوی زنده از روایتهای همزمان و ناهممرکز میفهمد. زبانشهر در این معنا، نه بازگشت به محلیگرایی بسته است و نه تسلیم به جهانیسازی مسلط، بلکه تلاشی است برای زیستن در جهانی که حقیقت در آن، همیشه در جمع، در تفاوت و در حرکت معنا مییابد.
🔹از کتاب: نظریه زبانشهر
🔹مراد قلی پور
🔹چاپ بزودی
ص۸۷۸
#هساپس
#جریان_شعر_پیشرو_اقوام_ایران_و_جهان
https://t.me/hasa_pas
نقد دکتر علی تسلیمی بر شعر مراد قلی پور . با سپاس
#هسا_پس
واپرسه:
ایتا گوزگا کی لوله انبارانه بو اونا نوخوردا به
من رزناما ورق زنم
صفحه سه یا اونا نیشان دم
واپرسه:
ایتا مانده کی اونه چوم تلویزیونا دنکفته به
من تومامه کانالانا گردم
خستا بوم دوکوشم
واپرسه:
ایتا چیچیلاس کی اپارتمان نیدا به
من أن اوتاق أون اتاق نانم چی دومبالا گردم
واپرسه:
ایتا لیشه کی حصارانا وانلیشته به
من اسفالتانا فاندرم کی ألاب کونن
واپرسه
من دیوارانا
واپرسه
من پنجرانا
واپرسه
من خیابانانا
واپرسه
من ماشینانا
واپرسه
من ابرانا
واپرسه
من رزناما دودم
تلویزونا دوکوشم
أبانا فاندرم کرا أین
رابانا فاندرم کاوانه جور
گابا نا فاندرم خوشینه جی جانا أ جنگله جا إوارا کوده نه
رزناما واکونم
بیدینم
می اسما بزنه؟
دیوارانا فاندرم
بیدینم می خون واجه
#کلمان
گوزگا:قورباغه
مانده:گوساله
دنکفته:نیافتاده
دوکوشم:خاموش می کنم
چیچیلاس:سنجاقک
وانلیشته:نلیسیده
فاندرم:نگاه می کنم
ألاب:موج بخار گرمای روی اسفالت
راب:حلزون
جی جی:پستان
واجه:هست-روییده
#واگردان
می پرسد:
قورباغه ای که بوی اگزوزی به مشامش نخورده باشد
من روز نامه را ورق می زنم
صفحه سوم را به او نشان می دهم
می پرسد:
گوساله ای که چشمش به صفحه (تلویزیون)نیافتاده باشد
من تمام کانال ها را می چرخم
خسته می شوم و خاموش می کنم
می پرسد:
سنجاقکی که آپارتمان ندیده باشد
من توی این اتاق و آن اتاق نمی دانم به دنبال چه می گردم
می پرسد:
گاو ماده جوانی که حصار ها را نلیسیده باشد
من به آسفالت ها خیره ام که بخار می کنند
می پرسد
من دیوار ها را
می پرسد
من پنجره ها را
می پرسد
من خیابان ها را
می پرسد
من ماشین ها را
می پرسد
من ابر ها را
می پرسد
من روز نامه را می بندم
صفحه را خاموش می کنم
به آب ها خیره می شوم که دارند می آیند
به حلزون های بالای کاهو ها
به گاوهایی که پستان هایشان را در این جنگل گم کرده اند
روز نامه را باز می کنم
ببینم
اسم مرا زده اند؟
به دیوار ها نگاه می کنم
ببینم که خون من روییده است
.✍#مراد_قلی_پور
این شعر جنایتهایی را افشا میکند که نه تنها بر انسان بلکه بر طبیعت و محیط زیست رفته است. بر طبیعت آپارتمان، اسفالت و اگزوز حکمفرماست و بر انسان دیوار. خون پیشتر از زمین میرُست و گوینده سیاوش دیگری است که خونش از دیوار میروید (نجات معنا از معنا در فرم و محتوا: افسانهگردانی). این نجات دادن هنرمندانه است: همچنین به پرسشها پاسخ یکبهیک، منطقی و مرتب داده نمیشود. شعر پیشتاز اینگونه است، پاسخها و حرکت شعر مانند شاعرانی که قطع معنا میکنند نیست. حرکتهای غافلگیرکنندهای است که معنا را بهگونهای دیگر زنده کرده است. جنگل که باید طبیعت دلخواه ما بوده باشد، در شعرتان لغزنده گردیده و جایگاه جنگلیان شهری شده. "گاو" هم لغزنده است: از سویی گاو در کنار حلزون معنای منفی دارد و از سوی دیگر چهرهای ستمدیده که پستانش را ندوشیده بلکه دزدیدهاند. "میپرسد"های دوم اگر در ادامهی پرسشهای نخست باشد، پس از آن پاسخهای گوینده است (پرسش و پاسخهایی نیمهتمام) و اگر جداگانه خوانده شود، میتواند تداخل وجه انشایی و خبری باشد و این تداخل در شعر ستودنی است.
.✍#دکتر_علی_تسلیمی
https://t.me/pguilan
نیویسم:
دیرو
وارجینا صدا
_ا رو
_او رو.
ویچین نشا/ فوووستانا
رایان/جیگا بدا دارده/ دبه کانا.
پنجره واوه
دورشین بامو خیابانانا
پا صدا
دی به/
ایمرو
●
نیویسم:
ایمرو
دیرو زرخ ^ سپیانی / جولفانی رو
_چا چاچکان^اورشواره/ بودوب بودوب^ اوخان
دس^شوب زنه ده
تازه گوله نه.
باد/ لچک اوساده
گر گردخه سیمبر صاراینا.
دوخانه/ اینسا گرامه کورکینا.
هیزارتا دس درازا به.
●
نیویسم:
فردا
مانم
کو ابرا با بوشانم
اولار سالانه ایژگیره سوج^ ناجانا
چو تو
با
بیگانم.
فردا
تام را
ایشتاوم دس کلا
گولی یا
شوروم لا
اویرا بم
توقا.
#برگردان
می نویسم/ دیروز
این سو و آن سوی
صدای بریدن.
نمی شود برچید/ریخته شده ها را
راهها پنهان کرده اند/ چوبهای پرتاب برای چیدن میوه را.
پنجره باز میشود/ بسوی خیابان های درهم ریخته.
صدای پا / می ریزد به/ امروز
●
می نویسم/امروز
روی اعماق جنون تلخ دیروز.
تنوره های خزه پوش چاه/ پژواک دویدن ها/ سوت می زنند/ برای گلو های تازه.
باد/ روسری اش را برداشت
خیابان گردی می کند/ دختران اینستا گرام را فرا می خواند.
هزاران دست دراز میشود.
●
می نویسم:/فردا
می مانم/کدام ابر را باید آشفته کنم/
سوز آرزوهای بر آورده نشده سالیان دور را
چگونه/ باید/بر اندازم.
درسکوت فردا/ دست افشانی می شنوم_ هیاهو.
در لا به لای مه/ گم می شوم آرزو مندانه.
.✍#مسعود_پورهادی
https://t.me/pguilan
کوگا
تاسیانی یا
کولا گیفت
نفس کِشن نشا
کویا شوئندَری؟
کهنه درجکان
ناجه یه،
والیشتا ن دَرید...
#واگردان
دهکده/دلتنگی را/بروی شانه دارد/
نمی توان نفس کشید/به کجا می روی؟
پنجره های کهنه/حسرت را /می لیسند...
#پویافر 96/6/25
https://t.me/pguilan
🔹نظریه زبانشهر
🔹مراد قلیپور
🔹چاپ بزودی
...در ادامهی پیوند «زبانشهر» با مفهوم پسازبانیِ استعمار، میتوان مسیر را بهسوی لایههایی برد که در آنها زبان دیگر صرفاً ابزار ارتباط یا حتی ابزار سلطه نیست، بلکه به صورت میدانی سیال و چندبعدی عمل میکند که هم میتواند میراث استعمار را بازتولید کند و هم میتواند آن را از درون تخریب و دگرگون سازد؛ و زبانشهر دقیقاً در همین نقطه بهمثابه نیرویی ظهور میکند که استعمار را نه از طریق مقاومت آشکار، بلکه از راه فروپاشاندن بنیانهای زبانی آن به چالش میکشد، زیرا استعمار فقط سرزمین را تسخیر نمیکند، بلکه ذهن، خاطره، نامها و نظام دلالت را نیز بهتملک خود درمیآورد، و آنجا که زبان دستخوش سلطه میشود، سوژهها نیز در لایههای نامرئیِ هویت، ترس، میل و روایت دگرگون میشوند؛ بنابراین پسازبانیبودنِ زبانشهر یعنی تلاشی برای گسستن زنجیرهای که استعمار در قلب زبان ایجاد کرده است.
در این افق، استعمار دیگر فقط حضور فیزیکی و نظامی نیست؛ بلکه در قالب نرمافزار، الگوریتم، سیاست واژهها، طرحوارههای رسانهای و ساختارهای تفسیری عمل میکند، و زبانشهر نه آن را نادیده میگیرد و نه سادهسازی میکند، بلکه نشان میدهد که سلطه مدرن بیشتر از آنکه از بیرون بر ما اعمال شود، در لایههای نشانهایِ جهان ما خانه دارد، در نام خیابانها، در تقسیمبندیهای «خودی/غیرخودی»، در مواضع ثابتِ سوژه، در امکان یا عدم امکانِ گفتن، و حتی در سکوتهایی که ناگزیر به ما تحمیل میشود؛ و زبانشهر با کاویدن همین شکافها، استعمار را به جایی برمیگرداند که از آن میترسد: به صحنهای که در آن زبان، دیگر فرمانبردار نیست.
در این مرحله، «پسازبانی استعمار» وضعیتی است که در آن زبان، از قالبهای استعماری، نژادی، طبقهای و ملی بیرون کشیده نمیشود، بلکه واژگون میگردد؛ یعنی نشانهها به شکلی به کار میروند که همزمان یادآور تاریخ خشونت باشند و در عین حال آن را بیاثر کنند. زبانشهر با پذیرشِ چندگانگی هویتی و تکهتکهبودن گفتار، شیوهای از بیان را تولید میکند که اجازه نمیدهد هیچ قدرتی، هیچ دولت-ملتسازی، هیچ روایت رسمی، و هیچ نظام کنترل اطلاعات، زبان را یکصدا و یکجهت مصادره کند. اینجا زبان نه محل سازگاری، بلکه میدان انفجار است: جایی که استعمار دیگر نمیتواند خلوص معنایی تحمیل کند؛ زیرا زبانشهر خود بر ناپیوستگی و گسست استوار است.
در سطحی عمیقتر، استعمار از طریق ایجاد «مرکز» و «حاشیه» در زبان عمل میکند: یک زبان را معیار میکند، دیگری را لهجه میخواند، یکی را رسمی میکند و دیگری را بیارزش، و همین سلسلهمراتب است که ساختارهای سلطه را درونی میکند. اما زبانشهر با ایجاد شبکهای از صداهای برابر، با تأکید بر هویتهای میانزبانی و دوپاره، و با تبدیل کردن هر سخن به صحنهای برای جابهجایی قدرت، این مرکز/حاشیهسازی را از کار میاندازد. زبان در اینجا دیگر نه «مالک» دارد و نه «مرز»، بلکه به جریان مشترکی تبدیل میشود که هر سوژه از آن عبور میکند، آن را تغییر میدهد و از آن تأثیر میپذیرد، بدون آنکه مجبور باشد تابع یک ساخت قدرت مشخص بماند.
بهاینترتیب، زبانشهر استعمار را نه در ساحت سیاست، بلکه در ساحت ریزحیات زبانی شکست میدهد؛ جایی که استعمار حتی نمیداند حضور دارد. این شکست از طریق بازآفرینی نشانهها، از طریق تبدیل زبان به فضای مقاومت خاموش، و از خلال مجموعهای از بازیهای معنایی، حذفهای ملایم، سکوتهای هدفمند و جابهجاییهای رمزآلود صورت میگیرد؛ و استعمار در برابر این بازیِ پایانناپذیر، هیچ ابزار تحلیلی دقیق ندارد. دستگاههای قدرت با کنترل آرشیو، نهاد آموزش، رسانه و سیاستگذاری میخواهند زبان را تثبیت کنند، اما زبانشهر با تبدیل زبان به چیزی سیال، لرزان، چندریشه و گریزان از تثبیت، این پروژه را از بنیاد ناکام میگذارد.
زبانشهر در عصر پسازبانیِ استعمار یعنی ورود به جهانی که در آن، سوژهها دیگر نمیپرسند «چگونه از سلطه رها شویم؟» بلکه میپرسند «چگونه زبان را به فضایی تبدیل کنیم که سلطه در آن نتواند خانه بسازد؟» و پاسخ زبانشهر همچون همیشه در پذیرش چندصدایی، در آغوش گرفتن هویتهای شکافدار، و در تبدیل هر گفتار به رخدادی آزادیبخش است؛ رخدادی که در آن استعمار، تا پیش از آنکه بتواند وارد شود، از طریق لغزش نشانهها، فروپاشی معناهای ثابت، و مقاومت آرام و شاعرانهای که در دل سکوت جریان دارد، بیاثر میشود...( از کتاب: نظریه زبانشهر/ بزودی)
#نظریه_زبانشهر
#مراد_قلی_پور
#چاپ_بزودی
ص۵۱۵
https://t.me/pguilan
....
هَچین
آبی بوگوده خو دیم پرا آسمان
تاسیانه بهار
#برگردان
بی هوده / گونه اش را آسمان آبی کرده / بهار تاسیان
.✍#علیرضا_فانی
https://t.me/pguilan
دار ٚ قورباغان بَمان دارُون ٚ سَر بنشتَن و بَخُونهسَن
یه چکه او نبارسه
ماشینون ٚ سَر
#برگردان
داروکها آمدند، بر درختها نشستند و آوازها سر دادند
دریغ از یک قطره آب
که بر ماشینها باریده باشد.
.✍#شمس_لنگرودی
https://t.me/pguilan
تأنیم
گب بزنیم
اگه تو ،
تی گوشا واکُنی
من ،
می چوما.
#برگردان
می توانیم
حرف بزنیم
اگر تو
گوشت را باز کنی
و من
چشمانم را .
.✍#رسول_نصیری ۴۰۴/۵/۲۶
https://t.me/pguilan
دریا خو کف بوده دهان امرا
هارای بزه
مسافیرون فیرار بودّن
هیندونه پوست
سیمیشکه
سیا اُوچین
کُونه دمپاییئن
ساحیل دیل ِ سر بمُنسن
#برگردان
دریا با دهان کف آلود
فریاد زد
مسافران فرار کردند
پوست هندوانه
و تخم آفتاب گردان
کیسه زباله
و دمیایی های کهنه
در دل ساحل جا ماندند
...✍#پروین_اسماعیلزاده
https://t.me/pguilan
تی ماشک که دَبافتی
آخان پوشت ِ اَمرَه
اونی ثقیل سوربَه کو دریا
تر ماهیان سر فشاد ی
که اتو
چالَک چالَک
.
.
.
هنی که سیمچاله
سر بوشو جه هیزار تا وازِچوم....
#برگردان
تور ماهیگیری ات را که بافته ای
با نخ کلفت
سرب سنگینش رو
در کدام دریا
روی ماهیان تازه ریختی
که اینجور
تعداد تعداد...
جوری که انبار
پر شده از هزارچشم باز
...✍#مرسده_عباسی
https://t.me/pguilan
ایتا کَشه باغ پایه
چن تا چوله ذوغال
ایمسالام
باد فو دوشته
لیمو شربتا
#ترجمه
یک بغل
قلمه ی باغ
چند تکه ذوغال
امسال نیز
باد
شربت لیمو را
سرکشید .
.✍#نادر_نیک_نژاد
#از کتاب پاری وختان خفس جه اسمان قشنگ تره
#ترجمه : گاهی قفس از آسمان زیبا تراست .
https://t.me/pguilan
۲۳ شهریور، سالگرد درگذشت "شیون جانِ فومنی"
امی پیله شاعر نامیرا رِه
داران پیرا بوستن
دریا چوروک بیگیفته
نئسایی
نئسایی تا بیدینی !
اَ اَبران دِ
دوست و دوشمن
نشناسده!
#ترجمه :
درختان پیر شده اند
دریا چروک برداشته
نیستی
نیستی تا ببینی !
این ابرها دیگر
دوست و دشمن
نمی شناسند !
.✍#آرش_دل_آور
https://t.me/pguilan
...شورای کانال تخصصی شعرگیلکی
۱- کانال تخصصی شعرگیلکی دارای شورا است و همه پست ها با نظر شورای چند نفره درکانال، درج می گردد.
۲ - شورای کانال تخصصی شعر گیلکی با اعتقاد به تکثر گرایی و تنوع گرایی، خواهان شنیدن همه صدا هاست نه یک صدای خاص.
۳- کانال تخصصی شعر گیلکی، از هیچ جریان شعری خاصی جانبداری نمی کند، اما بستری است برای شنیدن صداهای همه جریان های شعر گیلکی.
۴- کانال تخصصی شعر گیلکی ، شعر هر جریانی را به نام همان جریان درج می نماید مثلا شعر هساشعر را به نام جریان هسا شعر و شعر هساپس را به نام هساپس و شخی شعر را تحت عنوان شخی شعر و هایکو واره را تحت نام هایکو واره و شعر گیله حجم را با عنوان گیله حجم وشعر چند زبانی را با عنوان چند زبانی و نیز ورزبما شعر را با عنوان ورزبما شعر و نیزشعر سایر جریانات شعری را با عنوان همان جریان شعری پست می نماید.
۵ - کانال تخصصی شعر گیلکی، از هر گونه نقد و نظری به شدت حمایت می نماید چون بر این باور است که نقدها موجب رشد و بالندگی شعر گیلکی است و نیز جوابیه ی نقد ها را هم در کانال، درج می نماید.
۶- کانال تخصصی شعر گیلکی بر این باور است که در نقد باید شعر شاعر ، نه شخصیت شاعر ، مورد نقد قرار گیرد
۷- شعرهای ارسالی گیلکی و نقد ها با حفظ رعایت امانت متن درج می گردد و فقط برخی اغلاط املایی، اصلاح می گردد.
۸- کانال تخصصی شعر گیلکی صدای همه ی صدا هاست.به ویژه، صدا های مظلوم و بایکوت شده توسط برخی رسانهها.
۹- کانال تخصصی شعر گیلکی متمرکز به گویش خاص یک منطقه نیست در بر گیرنده تمام گویش های گیلانی است
۱۰-در نوشتار کانال تخصصی افعالی مثل بوکون ، فوکون ، دوکون ، چاکون ... به صورت بُکُن ، فُکُن ، دوکُن ، چاکُن ... ویرایش می گردد.
۱۱- شعرهای ارسالی فقط بدون عکس شاعر در کانال درج می گردد .
۱۲- کانال تخصصی شعرگیلکی از درج شعر های کلاسیک مثل مثنوی ، غزل ، دو بیتی ، رباعی ... معذور است
۱۳- آدرس کانال برای ارسال شعرهای گیلکی و نقد و مقاله،
ارسال شعر،نقد و مقاله.
@kas_agha
شورای کانال تخصصی شعرگیلکی
https://t.me/pguilan
سالروز آسمانی شدن شاعر محبوب گیلان شیون فومنی را گرامی می داریم
https://t.me/pguilan
"اولی سکانس"
دوُ تا بو رو
ایته اونی پوشتِ سره
رج ا رج
بافندره رویا بافه یه
فشتکه قشنگِ کور
اورد ِحصیر نقش میانی .....
"دُیّمی سکانس"
أ تو کی کشکرت
توسکا ترکه لچّه
دوخوانه نوخوانده مئمان ه
ویریسه گولِ کُوئر
توسخالِ آب و جارو
خو چاک چاک انگوشته
جه ولگ ِخش
حنا دَوده
ب زینم کی ایته دیشلمه چای
هتو که اودوشه قند ِ شَهدَ
بوگومان بوشوره هرچی تلخی ه....
.
.
.
فردا کی بیه
باز از اسسر .....
#برگردان
سکانس اول
دو تا به رو
یکی به پشت سر
رج به رج
میبافد بافه ی رویا را
دختر زیبای فشتکه(روستایی در گیلان)
میان نقش ترد حصیر ....
سکانس دوم
آنطور که زاغ . روی ترکه ی توسکا
نوید مهمان ناخوانده میده
دختر زیبا بلند میشود
به آب و جارو
زخم انگشت ها از خش برگ را حنا میبندد
وبعد که چای دیشلمه ...
شیرینی قند آب شده
رامینوشد
شاید که شسته شود هر چه که تلخی ...
.
.
.
فردا که بیاید
باز از نو ...
...✍#مرسده_عباسی
https://t.me/pguilan
...شورای کانال تخصصی شعرگیلکی
۱- کانال تخصصی شعرگیلکی دارای شورا است و همه پست ها با نظر شورای چند نفره درکانال، درج می گردد.
۲ - شورای کانال تخصصی شعر گیلکی با اعتقاد به تکثر گرایی و تنوع گرایی، خواهان شنیدن همه صدا هاست نه یک صدای خاص.
۳- کانال تخصصی شعر گیلکی، از هیچ جریان شعری خاصی جانبداری نمی کند، اما بستری است برای شنیدن صداهای همه جریان های شعر گیلکی.
۴- کانال تخصصی شعر گیلکی ، شعر هر جریانی را به نام همان جریان درج می نماید مثلا شعر هساشعر را به نام جریان هسا شعر و شعر هساپس را به نام هساپس و شخی شعر را تحت عنوان شخی شعر و هایکو واره را تحت نام هایکو واره و شعر گیله حجم را با عنوان گیله حجم وشعر چند زبانی را با عنوان چند زبانی و نیز ورزبما شعر را با عنوان ورزبما شعر و نیزشعر سایر جریانات شعری را با عنوان همان جریان شعری پست می نماید.
۵ - کانال تخصصی شعر گیلکی، از هر گونه نقد و نظری به شدت حمایت می نماید چون بر این باور است که نقدها موجب رشد و بالندگی شعر گیلکی است و نیز جوابیه ی نقد ها را هم در کانال، درج می نماید.
۶- کانال تخصصی شعر گیلکی بر این باور است که در نقد باید شعر شاعر ، نه شخصیت شاعر ، مورد نقد قرار گیرد
۷- شعرهای ارسالی گیلکی و نقد ها با حفظ رعایت امانت متن درج می گردد و فقط برخی اغلاط املایی، اصلاح می گردد.
۸- کانال تخصصی شعر گیلکی صدای همه ی صدا هاست.به ویژه، صدا های مظلوم و بایکوت شده توسط برخی رسانهها.
۹- کانال تخصصی شعر گیلکی متمرکز به گویش خاص یک منطقه نیست در بر گیرنده تمام گویش های گیلانی است
۱۰-در نوشتار کانال تخصصی افعالی مثل بوکون ، فوکون ، دوکون ، چاکون ... به صورت بُکُن ، فُکُن ، دوکُن ، چاکُن ... ویرایش می گردد.
۱۱- شعرهای ارسالی فقط بدون عکس شاعر در کانال درج می گردد .
۱۲- کانال تخصصی شعرگیلکی از درج شعر های کلاسیک مثل مثنوی ، غزل ، دو بیتی ، رباعی ... معذور است
۱۳- آدرس کانال برای ارسال شعرهای گیلکی و نقد و مقاله،
ارسال شعر،نقد و مقاله.
@kas_agha
شورای کانال تخصصی شعرگیلکی
https://t.me/pguilan
