کانال تخصصی شعر گیلکی
الذهاب إلى القناة على Telegram
شعر و نقد و البوم مقالات و صدا و .... ارسال شعر،نقد و مقاله @kas_agha
إظهار المزيد1 109
المشتركون
-124 ساعات
-27 أيام
+130 أيام
أرشيف المشاركات
کتاب « مثلهای چون عسل» اثر جدید " حسین صفری سید آبادی " به زودی روانه بازار میشود.
عمو حسین صفری نویسنده و شاعر توانمند فومنی در این کتاب مثلهای گیلکی و تالشی را گردآوری نمودهاست.
کانال تخصصی شعر گیلکی نیز چاپ این کتاب را یه عمو حسین صفری عزیز تبریک می گوید
اِی تا تاس اَرسو
فوکودم تی پوشته سر؛
خستاَ بوستم؛
خایی هنوسم
اَ تاسیان بمانسته یه
واچینم؟
#برگردان:
یک کاسه اشک
پشتِ رفتنت ریختم؛
خستهام؛
هنوز هم انتظار داری
این غم و اندوه ِمانده را
برچینم؟
.✍#رسول_سعیدی_زاده
https://t.me/pguilan
سلام دوستان گرامی
امروز وارد پنجمین سالی می شویم که من ( کاس آقا گسکری ) در این کانال در خدمت شما هستم و از همه ی شما خوبان سپاسگزارم در این مدت پر فراز و نشیب همراه و همیارم بوده اید و نیز جا دارد که از سرور و استاد عزیزم جناب آقای مراد قلیپور عزیز نیز تشکر نمایم که فضای صمیمی کانال تخصصی شعر گیلکی را در اختیار مان نهاده اند .امیدوارم همه شما شاد و سلامت و پیروز باشید
https://t.me/pguilan
سیا سانه ،
هتو ، تونده باد وَئزه ،
جنگل جنگل ، ستاره
ابرانه پوشت ،
نام اَویره
#برگردان
توفان سیاه است
پیدرپی زوزه میکشد باد تند
جنگل جنگل ستاره
در پشت ابرها
گمنام
▫️✍#محمد_تقی_بارور_انزلی
https://t.me/pguilan
روجا ارسو/سورخا کوده زمینا/باهار ایمسال/خانه سوجانه/فتِ فراوانه
#واگردان
اشک ستاره/زمین را سُرخ کرده/امسال بهار/شقایق/به وفور است
.✍#پویافر
https://t.me/pguilan
قرص بو می دیل،
اَمَا ترَک اوساد.
بلکی
«شال تَرس مامَد» بو.
#برگردان:
دلم محکم بود،
اما ترک برداشت.
شاید
دلم ترسو بود
.✍#رسول_سعیدیزاده
https://t.me/pguilan
Repost from کانال تخصصی شعر گیلکی
تاریکی دیله جَه
ایته دانه خوسرَه بیرون باورد
خورشیدَ دوخاد.
#برگردان
در دل تاریکی،
دانهای سر برآورد
خورشید را صدا زد.
✍️ #ناهید_نیکدل
https://t.me/pguilan
تاریکی دیله جَه
ایته دانه خوسرَه بیرون باورد
خورشیدَ دوخاد.
#برگردان
در دل تاریکی،
دانهای سر برآورد
خورشید را صدا زد.
✍️ #ناهید_نیکدل
https://t.me/pguilan
می دردَ دیلاَنا_
سر بسر دیچئم،
چوم خسته
راه خسته
رافایی، خواب ناَره...
#برگردان
درد دلهایم را/ روی هم چیدم/ چشم
خسته/ راه خسته/انتظار/خواب
ندارد...
#معصومه_ساجدی
https://t.me/pguilan
تی چوم، توقایی...
میجیک بزن
ارسو جه من
#برگردان
چشم تو، عاشقی.../پلک بزن /اشک از من
▫️✍#رضا_دادرس
https://t.me/pguilan
" گیله حجم "
می روز
پور ِ جه ابلیس ِ نور
آکه
شاعر بوهَن سوکوله اَن
#واگردان
روز ِ من
پر از نور ابلیس است
کی
خروس ها شاعر می شوند
.✍#کاس_آقا_گسکری
۱۴۰۵/۳/۱۸- رشت
https://t.me/pguilan
" هساشعر "
گولی وا
پوست کالان بو کونه
تا گول بدنه صدا
نیویرِه
هه ناجه امی گردن بنده .
#ترجمه :
گلو باید
پوست اندازی کند
تا صدا گُل دهد
وگرنه
همین حسرت
گلو بند ماست .
▫️✍#نادر_نیک_نژاد
#ازکتاب پاری وختان خفس جه اسمان قشنگ تره .نشر گیلکان
#ازکتاب گاهی قفس از آسمان زیباتر است .نشر گیلکان .
https://t.me/pguilan
هروخت کی
توقایی می لبون سر
زُپه زنه
نارنج دار قد کشنه
#برگردان
هروقت
عشق روی لبهایم
جوانه می زند
درخت نارنج قد می کشد
.✍#پروین_اسماعیلزاده
https://t.me/pguilan
می کیتابَ بخان
بوگو
عجب لاکیتابی بو
#واگردان
کتاب ام را بخوان
بگو
عجب لاکتابی بود
.✍#کاس_آقا_گسکری
۱۴۰۵/۳/۱۹- رشت
https://t.me/pguilan
میشین
دیفار ٚ پوشت ٚجي ژویر کشه
موتأذی
#برگردان
بنفشه
از پشت دیوار فریاد می زند
عاصی
▫️✍#مهنوش_سمامی
https://t.me/pguilan
" گیله حجم "
تا تو
جه تی توئی بیرون بایی
جه من پورابِه
تی تو
بازین من و تو
تومن بیم
#واگردان
تا تو
از توئی تو بیرون بیایی
توی ِ تو
از من سرشار می شود
بعد من و تو
تومن می شویم
.✍#کاس_آقا_گسکری
۱۴۰۵/۳/۱۵- رشت
https://t.me/pguilan
" هساشعر "
هسا کی درّه دکفته َ می مییان
مرا نوگو
تو دَوار
من همیشک جادّه بوم .
#ترجمه :
اکنون که دّره افتاده میان ما
به من نگو
عبور کن
من همیشه جادهّ بودم .
▫️✍#نادر_نیک_نژاد
#ازکتاب پاری وختان خفس جه اسمان قشنگ تره ،نشر گیلکان
https://t.me/pguilan
پا می شین
جه دس بشو
چی واسی توشکه
به ابرو باورم
بی دهن
غمچه یَا
خندان دینمه...
#برگردان
پایم
از دست رفت
چرا خم به ابرو
بیاورم
می بینم
غنچه را که بی دهن
می خندد ....
▫️✍#شیون_فومنی
https://t.me/pguilan
در امتداد همین بحث، میتوان یک لایه عمیقتر را هم در این گذار بررسی کرد؛ لایهای که به رابطه «هویت زبانی» و «سیاست زبان» در شعر گیلکی مربوط میشود. در شعر مدرن گیلکی، هویت زبانی معمولاً بهعنوان امری تثبیتشده و نسبتاً بدیهی حضور دارد؛ شاعر درون یک زبان بومی مینویسد و تلاش میکند آن را به سطح ادبی ارتقا دهد، بدون اینکه خودِ مفهوم «گیلکی بودن زبان» دچار تردید جدی شود. اما در رویکرد پستمدرن، این بداهت از بین میرود و زبان خودش به مسئله تبدیل میشود.
در اینجا زبان گیلکی دیگر فقط «وسیله بیان هویت» نیست، بلکه خودِ هویت نیز درون زبان بازسازی و گاهی حتی بازتعریف میشود. به همین دلیل، در برخی تجربههای شعری منسوب به این جریان، میتوان نوعی «هویت سیال زبانی» را دید؛ هویتی که نه کاملاً محلی است، نه کاملاً ملی، و نه بهسادگی قابل ترجمه به چارچوبهای تثبیتشده فرهنگی. این سیالیت، دقیقاً یکی از مؤلفههای مهم پستمدرنیسم ادبی است، جایی که هویتها به جای ثبات، در وضعیت حرکت و بازآرایی دائمی قرار دارند.
از زاویه دیگر، این تحول را میتوان در سطح «فرم نوشتار» نیز مشاهده کرد. در شعر مدرن گیلکی، حتی در نمونههای تجربی، هنوز نوعی انسجام نحوی و ریتمیک وجود دارد که اجازه میدهد متن بهعنوان یک کل قابل دنبال کردن باقی بماند. اما در رویکرد پستمدرن، این انسجام عمداً شکسته میشود. جملهها ممکن است نیمهتمام رها شوند، پیوندهای منطقی حذف یا جابهجا شوند، و ساختار کلی متن به جای حرکت خطی، به سمت پراکندگی شبکهای برود. نتیجه این وضعیت، متنی است که بیشتر از آنکه «خوانده شود»، «پیمایش» میشود.
این تغییر فرم، پیامد مهمی در سطح تجربه خواننده دارد. خواننده دیگر با یک مسیر مشخص معنایی مواجه نیست، بلکه وارد فضایی میشود که در آن باید بین قطعات پراکنده، خود نوعی نظم احتمالی بسازد. این تجربه، بهنوعی نزدیک به مفهوم «خوانش فعال و مولد» است؛ خوانشی که در آن معنا پیشاپیش آماده نیست، بلکه در لحظه برخورد با متن شکل میگیرد.
در کنار این، باید به یک نکته مهم دیگر هم اشاره کرد: تنش میان «محلیبودن زبان» و «جهانیبودن فرم». شعر گیلکی بهطور طبیعی حامل نشانههای فرهنگی و اقلیمی خاص است، اما وقتی وارد حوزه پستمدرن میشود، فرم آن بهشدت تحت تأثیر جریانهای جهانی قرار میگیرد. این وضعیت یک دوگانگی ایجاد میکند: از یک سو زبان در ریشههای محلی خود باقی میماند، و از سوی دیگر در سطح فرم به شبکهای جهانی از تجربههای زبانی نزدیک میشود. این دوگانگی نه لزوماً ضعف، بلکه یکی از ویژگیهای اصلی ادبیات معاصر در زبانهای غیرمرکزگراست.
در چنین بستری، نقش مراد قلیپور را میتوان نه صرفاً بهعنوان یک شاعر فردی، بلکه بهعنوان کنشگر زبانی نیز در نظر گرفت. کنش او در سطح شعر، نوعی بازتعریف امکانات زبان گیلکی است؛ زبانی که در این فرآیند از یک ابزار ارتباطی-فرهنگی به یک میدان آزمایش زیباییشناختی تبدیل میشود. در این میدان، قواعد سنتی شعر، از وزن و روایت گرفته تا تصویرسازی کلاسیک، جای خود را به منطق پراکندگی، چندمعنایی و گاه خودارجاعی میدهند.
میتوان گفت گذار شعر گیلکی از مدرن به پستمدرن، در این خوانش، نوعی حرکت از «هویت تثبیتشده در زبان» به «زبان بهمثابه تولید دائمی هویت» است. در این وضعیت، دیگر نمیتوان از یک مرکز ثابت برای معنا، هویت یا حتی فرم سخن گفت. همه چیز در حال بازتعریف مداوم است، و همین ویژگی است که شعر را از سطح بیان تجربههای تثبیتشده، به سطح تجربه خودِ بیثباتی ارتقا میدهد.
#جواد_حاجوی /
روسیه/ سن پطرزبورگ
۱۴ خرداد ۱۴۰۵
ص۳
در ادامه همین مسیر، میتوان دقیقتر به این نکته پرداخت که در گذار شعر گیلکی به وضعیت پستمدرن در خوانش مراد قلیپور، مسئله صرفاً تغییر فرم یا تکنیک نیست، بلکه نوعی دگرگونی در «نگاه به واقعیت» نیز رخ میدهد. در شعر مدرن، واقعیت بیرونی—حتی اگر دچار شکست و چندپارگی شود—هنوز بهعنوان مرجع نهایی باقی میماند؛ یعنی شعر هرقدر هم استعاری یا نمادین باشد، در نهایت به نوعی تجربه قابل ارجاع در جهان خارج یا ذهن فردی برمیگردد. اما در وضعیت پستمدرن، این مرجعیت بهتدریج فرو میریزد و شعر وارد قلمرویی میشود که در آن «ارجاع» جای خود را به «ارجاعزدایی» میدهد.
در این وضعیت، شعر دیگر به دنبال این نیست که بگوید «چه چیزی وجود دارد»، بلکه بیشتر میپرسد «چگونه گفته میشود» و حتی فراتر از آن، «چه چیزی با گفتن ساخته میشود». این تغییر، در شعر گیلکی اهمیت دوچندان پیدا میکند، زیرا زبان گیلکی بهطور تاریخی حامل نوعی پیوند قوی با زیستبوم، طبیعت، کار روزمره و حافظه جمعی بوده است. بنابراین، فاصله گرفتن از بازنمایی مستقیم جهان، در واقع فاصله گرفتن از یک سنت زبانی–فرهنگی نیز هست؛ سنتی که شعر را به تجربه زیسته و قابل لمس گره میزد.
در آثار مرتبط با این جریان، زبان گیلکی از نقش «حافظهمحور» به نقش «تجربهمحور زبانی» تغییر جایگاه میدهد. یعنی بهجای اینکه شعر حامل خاطره جمعی یا روایتهای فرهنگی باشد، خودِ زبان به میدان آزمایش تبدیل میشود. واژهها در کنار هم قرار میگیرند نه برای ساختن یک تصویر پایدار، بلکه برای تولید تنش، گسست و گاهی حتی بیثباتی معنایی. این همان جایی است که میتوان از «زیباشناسی عدم قطعیت» در شعر سخن گفت؛ جایی که معنا همیشه در حال لغزش است و هیچ قرائت نهایی تثبیت نمیشود.
نکته مهم دیگر در این گذار، تغییر رابطه شاعر با مخاطب است. در شعر مدرن گیلکی، حتی وقتی شاعر نوگراست، هنوز نوعی «قرارداد ارتباطی» میان او و خواننده وجود دارد؛ قراردادی که بر اساس آن، شعر قرار است قابل فهم باشد، حتی اگر پیچیده. اما در رویکرد پستمدرن، این قرارداد عمداً تضعیف میشود. شاعر دیگر مسئول سادهسازی یا تسهیل فهم نیست، بلکه مسئول گسترش امکانهای خوانش است. در نتیجه، مخاطب از جایگاه دریافتکننده معنا به جایگاه «همسازنده معنا» منتقل میشود؛ یعنی متن بدون مشارکت فعال خواننده کامل نمیشود.
با این حال، این وضعیت را نباید صرفاً بهعنوان گسست یا بحران تلقی کرد. در سطحی دیگر، میتوان آن را نوعی گسترش ظرفیت زبان گیلکی دانست. زبانی که پیشتر بیشتر در حوزههای گفتاری، محلی یا توصیفی فعال بود، اکنون وارد حوزههای انتزاعی، خودبازتابانه و حتی فلسفی میشود. این انتقال، اگرچه با مقاومتهایی در سطح فهم عمومی همراه است، اما از منظر ادبی، امکانهای تازهای برای بقا و تحول زبان فراهم میکند.
اگر بخواهیم جمعبندی دقیقتری از این گذار ارائه دهیم، باید گفت شعر گیلکی در این مسیر از «شعر بهعنوان بازتاب فرهنگ» به «شعر بهعنوان تولید فرهنگ زبانی جدید» حرکت میکند. در این چارچوب، مراد قلیپور نه صرفاً یک شاعر در امتداد مدرنیسم، بلکه نماینده نوعی تجربه زبانی است که تلاش میکند زبان گیلکی را از سطح محلی و توصیفی، به سطحی چندلایه، خودآگاه و ساختارشکن ارتقا دهد. این حرکت، چه با آن موافق باشیم چه نه، نشاندهنده ورود شعر گیلکی به مرحلهای است که در آن پرسش اصلی دیگر «چه گفته میشود» نیست، بلکه «خودِ گفتن چگونه ممکن میشود» است.
ص۲( ادامه)
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
