uk
Feedback
2 491
Підписники
+124 години
+17 днів
Немає даних30 день
Архів дописів
🔺تصاویری از مسجد شیخی‌ها در یزد 🔸پیش‌از این مقاله‌ای در معرفی این مسجد ارائه کرده بودیم با عنوان: مسجد شیخی‌ها؛ بنایی ناشناخته در شارستان کهن یزد @AghayedNet

✔️نگارش سه کتاب مکتبی با نام «ازهاق الباطل» در یک بازه زمانی تعبیر «ازهاق الباطل» با توجه به کریمه ۸۱ از سوره مبارکه اسراء است که می‌فرماید «و قل جاء الحق و زَهَقَ الباطل ان الباطل کان زَهوقاً.» در روایات شیعه است که عمه امام زمان عجل الله فرجه هنگام تولد حضرت، مشاهده کرد که بر ذراع راست حضرت این آیه شریفه نقش شده بود. ازاین‌رو جای تعجب نیست که برای ردّ محکمِ اعتقادی که مخالف کتاب و سنت است، از این ترکیب استفاده شود. چراکه وعده الهی است «ان الله لایصلح عمل المفسدین» و این ردیه‌های استوار وسیله‌هایی برای تحقق آن وعده محسوب می‌شود. جالب توجه است که در فهرست‌های مشهور، کتاب‌هایی با عنوانِ مستقلِ «ازهاق‌ الباطل» به‌ندرت گزارش شده است. در مجموعه وزین فنخا، فقط سه رساله با این نام ثبت شده که دو رساله آن مکتبی است (هرچند رساله دوم ناقص معرفی شده و نام مؤلف ثبت نشده است). سومین رساله نیز چنین معرفی شده: «ازهاق الباطل فی رد شبهة الفرقة الوهابیة، امام الحرمین همدانی». رساله‌ای که به‌خواهش حاج ملا آقا بزرگ خراسانی در رد وهابیه نگاشته شده است و دو نسخه آن در کتابخانه‌های مشهد و نسخه‌ای در کتابخانه مرعشی نگهداری می‌شود. (فنخا، ج۳، ص۱۷۰و۱۷۱) همچنین رساله احقاق الحق و ازهاق الباطلِ قاضی نورالله شوشتری در مجلد دوم فنخا (ص۱۵۰) معرفی شده است. طبیعتاً رساله‌های متعددی به این نام نگاشته شده و محتمل است که در کتاب‌های خطیِ بی‌شماری که در کتابخانه مرعشی و… فهرست نشده، وجود دارد. اما در همین مقداری که فهرست شده، این نام‌گذاری اندک است. در صورتی که در مکتب شیخیه، سه کتاب با این عنوان نامیده شده. با مراجعه به مطبوعات و مخطوطات مکتبی می‌یابیم سه کتاب با نام «ازهاق‌الباطل»، در یک بازه زمانی مشخص، نگاشته شده است: از سال ۱۲۶۱ تا ۱۲۸۶ ق، یعنی در طیّ ۲۵ سال. نکته مهم دیگر اینکه هر سه در زمان حیات عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی رفع الله شأنه بوده است. 🔸برای مطالعه متن کامل، لینک زیر را لمس یا کلیک کنید: 🔻🔻🔻 http://www.aghayed.net/%d9%8dezhaaq/

🔺اشعار میلادیه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، ذکر فضائل و مناقب آن بزرگوار @AghayedNet

🔹ابان بن تغلب از حضرت صادق سؤال كرد: یا ابن رسول‌ الله چرا زهراء «زهراء» نامیده شده است؟ حضرت فرمودند: از جهت اینکه زهراء در
🔹ابان بن تغلب از حضرت صادق سؤال كرد: یا ابن رسول‌ الله چرا زهراء «زهراء» نامیده شده است؟ حضرت فرمودند: از جهت اینکه زهراء در روز سه‌ بار به نور برای امیرالمؤمنین علیه‌السلام نور می‌افشاند. @AghayedNet

#پرسش‌_و_پاسخ 🔸در موبایل‌ها نرم‌افزار قرآن و مفاتیح و کتب دینی است. گاهی کودکان با آن بازی می‌‌کنند (منظور بازی با نرم‌افزارهای بازی و چه زیر دست و پا افتادن) آیا بی‌احترامی محسوب می‌شود یا خیر؟ پاسخ: 🔹اگر تعمد در بی‌حرمتی نیست، اشکالی ندارد. 🔸همچنین در عتبات عالیات یا در وقت دعاء و زیارات، خواندن ادعیه، زیارات و قرآن از روی موبایل مانعی دارد؟ پاسخ: 🔹اگر استفاده از موبایل در آن عتبه مقدسه ممنوع نیست، اشکالی ندارد. @AghayedNet

#پرسش‌_و_پاسخ 🔸در موبایل‌ها نرم‌افزار قرآن و مفاتیح و کتب دینی است. گاهی کودکان با آن بازی می‌‌کنند (منظور بازی با نرم‌افزارهای بازی و چه زیر دست و پا افتادن) آیا بی‌احترامی محسوب می‌شود یا خیر؟ پاسخ: 🔹اگر تعمد در بی‌حرمتی نیست، اشکالی ندارد. 🔸همچنین در عتبات عالیات یا در وقت دعاء و زیارات، خواندن ادعیه، زیارات و قرآن از روی موبایل مانعی دارد؟ پاسخ: 🔹اگر استفاده از موبایل در آن عتبه مقدسه ممنوع نیست، اشکالی ندارد. @AghayedNet

✔️یادداشتی با عنوان: نگارش سه کتاب مکتبی با نام «ازهاق الباطل» در یک بازه زمانی ⏳به‌زودی... @AghayedNet
✔️یادداشتی با عنوان: نگارش سه کتاب مکتبی با نام «ازهاق الباطل» در یک بازه زمانی ⏳به‌زودی... @AghayedNet

🔺رساله‌ای نویافته و منتشر نشده در دفاع از کتاب دره نجفیه (از تصنیفات عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی
🔺رساله‌ای نویافته و منتشر نشده در دفاع از کتاب دره نجفیه (از تصنیفات عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه) و رد لزوم وحدت ناطق شیعی @AghayedNet

✔️نقد کتاب شرح و ترجمه حقایق‌الطب 🔻در ده محور (به‌طور مختصر) 💠بخش دوم ۷. آیات و روایاتی که در متن حقایق‌الطب به‌کار رفته، بخشی اقتباس است و در مطاوی بیان خود استفاده فرموده‌اند و بخشی عین آیه و روایت است. بخش اول در پاورقی نیامده و از بخش دوم نیز اندکی تعلیقه خورده است. ۸. اگرچه طبق بیان مقدمه کتاب، قرار بر این بوده که مباحث فلسفی و حِکمی شرح نشود؛ اما در مواضع متعددی مباحثی که ارتباط مستقیمی با متن کتاب داشته نیز شرح نشده است. برای مثال می‌فرمایند: «...بلکه همه این جواهر سیزده‌گانه، ‌اسطقسات مرکبات‌اند.» (ص۱۶۶) در ترجمه، هیچ توضیحی درباره این جواهر سیزده‌گانه نیامده؛ با توجه به اینکه برای روشن‌ شدن متن کتاب نیاز بوده است. ۹. در بعضی پاورقی‌ها (ازجمله ص۱۶۱) به‌عنوان شرح کلام مرحوم مصنف اعلی الله مقامه، از کسانی نقل‌قول شده که از اتجاه عقیدتی دیگرند و مرحوم آقای کرمانی بر عقاید آنان اشکالاتی دارند. شاید در روبِنا و ظاهرِ الفاظ شباهتی باشد؛ ولی مبنا و زیربِنا متفاوت است. به‌تعبیر دیگر وحدت زبان و بیان، دلیل وحدت مقصود و مراد و مَرام نیست. در آثار و ادبیات اهل تصوف به‌طور مکرر کلمات حقی است که «یراد بها الباطل» و همان کلمات در منظومه فکری مرحوم آقای کرمانی مطابق روایات و ضروریات دین معنا شده است. ۱۰. آخرین محور، توجه به اغلاط تایپی و عدم ویرایش صوری است. هرچند این محور متوجه ویراستار و حروف‌چین است؛ چراکه مترجم محترم این کتاب را به‌صورت دستی و برروی کاغذ ترجمه کرده و به ناشر سپرده‌اند. عدم توجه به علایم نگارشی و استفاده‌های نابه‌جا از نقطه و ویرگول، نایک‌دستی بسیار پررنگ در سراسر کتاب و... از مشکلاتی است که خوانش کتاب را دشوار می‌کند. اگرچه در نشست نقد این ترجمه به بعضی محورها اشاره شد و مترجم محترم پاسخ خود را بیان کردند، ولی به‌درخواست افراد متعددی که خواهان ارائه ده محور بودند، این یادداشت تنظیم گردید. شایان توجه است که این نقدها از جایگاهِ این حرکت مهم و ارزشمند نمی‌کاهد. بلکه بالعکس، برای تعالی هرچه بیشتر این‌گونه فعالیت‌هاست تا راهنمایی‌ اندکی باشد برای فعالیت‌های آینده و آثار دیگر مترجم محترم و سایر پژوهشگران. خدا بر درجات مرحوم مصنف، مرحوم حاج محمدکریم کرمانی بیفزاید و ما را قدردان علوم ایشان قرار دهد. ١۵ جمادی‌الثانیة ١۴۴٣ ۲۸ دی‌ماه ۱۴۰۰ @AghayedNet

✔️نقد کتاب شرح و ترجمه حقایق‌الطب 🔻در ده محور (به‌طور مختصر) 💠بخش دوم ۷. آیات و روایاتی که در متن حقایق‌الطب به‌کار رفته، بخشی اقتباس است و در مطاوی بیان خود استفاده فرموده‌اند و بخشی عین آیه و روایت است. بخش اول در پاورقی نیامده و از بخش دوم نیز اندکی تعلیقه خورده است. ۸. اگرچه طبق بیان مقدمه کتاب، قرار بر این بوده که مباحث فلسفی و حِکمی شرح نشود؛ اما در مواضع متعددی مباحثی که ارتباط مستقیمی با متن کتاب داشته نیز شرح نشده است. برای مثال می‌فرمایند: «...بلکه همه این جواهر سیزده‌گانه، ‌اسقطسات مرکبات‌اند.» (ص۱۶۶) در ترجمه، هیچ توضیحی درباره این جواهر سیزده‌گانه نیامده؛ با توجه به اینکه برای روشن‌ شدن متن کتاب نیاز بوده است. ۹. در بعضی پاورقی‌ها (ازجمله ص۱۶۱) به‌عنوان شرح کلام مرحوم مصنف اعلی الله مقامه، از کسانی نقل‌قول شده که از اتجاه عقیدتی دیگرند و مرحوم آقای کرمانی بر عقاید آنان اشکالاتی دارند. شاید در روبِنا و ظاهرِ الفاظ شباهتی باشد؛ ولی مبنا و زیربِنا متفاوت است. به‌تعبیر دیگر وحدت زبان و بیان، دلیل وحدت مقصود و مراد و مَرام نیست. در آثار و ادبیات اهل تصوف به‌طور مکرر کلمات حقی است که «یراد بها الباطل» و همان کلمات در منظومه فکری مرحوم آقای کرمانی مطابق روایات و ضروریات دین معنا شده است. ۱۰. آخرین محور، توجه به اغلاط تایپی و عدم ویرایش صوری است. هرچند این محور متوجه ویراستار و حروف‌چین است؛ چراکه مترجم محترم این کتاب را به‌صورت دستی و برروی کاغذ ترجمه کرده و به ناشر سپرده‌اند. عدم توجه به علایم نگارشی و استفاده‌های نابه‌جا از نقطه و ویرگول، نایک‌دستی بسیار پررنگ در سراسر کتاب و... از مشکلاتی است که خوانش کتاب را دشوار می‌کند. اگرچه در نشست نقد این ترجمه به بعضی محورها اشاره شد و مترجم محترم پاسخ خود را بیان کردند، ولی به‌درخواست افراد متعددی که خواهان تفصیل این محورها بودند، این یادداشت تنظیم گردید. شایان توجه است که این نقدها از جایگاهِ این حرکت مهم و ارزشمند نمی‌کاهد. بلکه بالعکس، برای تعالی هرچه بیشتر این‌گونه فعالیت‌هاست تا راهنمایی‌ای کوچک باشد برای فعالیت‌های آینده و آثار دیگر مترجم محترم و سایر پژوهشگران. خدا بر درجات مرحوم مصنف، مرحوم حاج محمدکریم کرمانی بیفزاید و ما را قدردان علوم ایشان قرار دهد. ١٨ جمادی‌الثانیة ١۴۴٣ ۲۸ دی‌ماه ۱۴۰۰ @AghayedNet

✔️نقد کتاب شرح و ترجمه حقایق‌الطب 🔻در ده محور (به‌طور مختصر) 💠بخش دوم ۷. آیات و روایاتی که در متن حقایق‌الطب به‌کار رفته، بخشی اقتباس است و در مطاوی بیان خود استفاده فرموده‌اند و بخشی عین آیه و روایت است. بخش اول در پاورقی نیامده و از بخش دوم نیز اندکی تعلیقه خورده است. ۸. اگرچه طبق بیان مقدمه کتاب، قرار بر این بوده که مباحث فلسفی و حِکمی شرح نشود؛ اما در مواضع متعددی مباحثی که ارتباط مستقیمی با متن کتاب داشته نیز شرح نشده است. برای مثال می‌فرمایند: «...بلکه همه این جواهر سیزده‌گانه، ‌اسقطسات مرکبات‌اند.» (ص۱۶۶) در ترجمه، هیچ توضیحی درباره این جواهر سیزده‌گانه نیامده؛ با توجه به اینکه برای روشن‌ شدن متن کتاب نیاز بوده است. ۹. در بعضی پاورقی‌ها (ازجمله ص۱۶۱) به‌عنوان شرح کلام مرحوم مصنف اعلی الله مقامه، از کسانی نقل‌قول شده که از اتجاه عقیدتی دیگرند و مرحوم آقای کرمانی بر عقاید آنان اشکالاتی دارند. شاید در روبِنا و ظاهرِ الفاظ شباهتی باشد؛ ولی مبنا و زیربِنا متفاوت است. به‌تعبیر دیگر وحدت زبان و بیان، دلیل وحدت مقصود و مراد و مَرام نیست. در آثار و ادبیات اهل تصوف به‌طور مکرر کلمات حقی است که «یراد بها الباطل» و همان کلمات در منظومه فکری مرحوم آقای کرمانی مطابق روایات و ضروریات دین معنا شده است. ۱۰. آخرین محور، توجه به اغلاط تایپی و عدم ویرایش صوری است. هرچند این محور متوجه ویراستار و حروف‌چین است؛ چراکه مترجم محترم این کتاب را به‌صورت دستی و برروی کاغذ ترجمه کرده و به ناشر سپرده‌اند. عدم توجه به علایم نگارشی و استفاده‌های نابه‌جا از نقطه و ویرگول، نایک‌دستی بسیار پررنگ در سراسر کتاب و... از مشکلاتی است که خوانش کتاب را دشوار می‌کند. اگرچه در نشست نقد این ترجمه به بعضی محورها اشاره شد و مترجم محترم پاسخ خود را بیان کردند، ولی به‌درخواست افراد متعددی که خواهان تفصیل این محورها بودند، این یادداشت تنظیم گردید. شایان توجه است که این نقدها از جایگاهِ این حرکت مهم و ارزشمند نمی‌کاهد. بلکه بالعکس، برای تعالی هرچه بیشتر این‌گونه فعالیت‌هاست تا راهنمایی‌ای کوچک باشد برای فعالیت‌های آینده و آثار دیگر مترجم محترم و سایر پژوهشگران. خدا بر درجات مرحوم مصنف، مرحوم حاج محمدکریم کرمانی بیفزاید و ما را قدردان علوم ایشان قرار دهد. ١٨ جمادی‌الثانیة ١۴۴٣ ۲۸ دی‌ماه ۱۴۰۰ @AghayedNet

✔️نقد کتاب شرح و ترجمه حقایق‌الطب 🔻در ده محور (به‌طور مختصر) 💠بخش اول ۱. این ترجمه به‌قلم جناب آقای محمد مهران‌فر در سال ۱۳۹۳ منتشر شد و در سال ۱۳۹۶ به چاپ دوم رسید. این کتاب در شرایط و روزگاری چاپ شده که به تراث معنوی مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی رفع الله شأنه بی‌توجهی شده است. ازاین‌رو نفس این فعالیت و ترجمه مغتنم است. شکر اللهُ مساعیه. ۲. عنوان کتاب «شرح و ترجمه حقایق‌الطب» است. به‌نظر می‌رسد کلمه «شرح» زائد باشد؛ چه اینکه این شرح در همه اجزاء کتاب اعمال نشده و به‌ویژه مطالب فلسفی و حِکمی کتاب به سه دلیل شرح نشده است. تفصیل این سه دلیل در صفحه ۱۶ این ترجمه منعکس گردیده. شاید این‌طور درنظر بوده است که مطالب حِکمی این کتاب چندان در فهم مطالب دخیل نیست. این دیدگاه را مرحوم آقای کرمانی در همین کتاب حقایق‌الطب رد کرده و می‌فرمایند ارتباط وثیقی میان مباحث طبی مطروحه در کتاب و مباحث حکمت برقرار است. بخشی از عبارت ایشان در این زمینه چنین است: «...و كأنی بمن لايعرف لحنی يزعم ان ما اذكره خارج عن الطب و هو علم الله و شهد انه عين الطب و حقيقته...» (مکارم‌الابرار، ج۲۴، ص۱۰۲) ۳. عنوان فرعی کتاب «اصول پزشکی سنتی» تعیین شده. اگر «سنتی» به‌معنای مقتبس از روایات معصومین علیهم‌السلام است، در فضای فعلی جامعه این برداشت نمی‌شود و اگر اصطلاح «طب سنتی»‌ منظور است، ناصحیح به‌نظر می‌رسد. عنوان پیشنهادی بعضی از اهل فن «اصول پزشکی وحیانی» است. ۴. در این کتاب خطاهای متعددی در ترجمه ملاحظه می‌شود. برای نمونه متن کتاب حقایق‌الطب چنین است: «فمنها ما يعرضه السقط قبل كماله و منها ما يبقی الی ان‌يصير جنيناً و ولداً فمنها ما يخرج معتدلاً تامّ الخلقة كامل القُویٰ.» (همان، ص۷۹) در این ترجمه، «ما» نافیه معنا شده است: «که بعضی از آنها قبل‌از کمالشان سقط بدان‌ها عارض نمی‌شود و بعضی نیز باقی نمی‌مانند تا اینکه جنین و نوزاد شوند.» (شرح و ترجمه حقایق‌الطب، چ۱، ص۱۶۶) در موضعی دیگر می‌فرمایند: «فلو بسطنا القول هنا فیه قلیلاً لَما کان بعیداً من الصواب.» (مکارم‌الابرار، ج۲۴، ص٨٢) در ترجمه آمده است: «اگر در اینجا این حدیث را شرح دهیم کار کمی انجام داده‌ایم.» (ص۱۷۱) ۵. در مواضعی متن کتاب ترجمه نشده و حذفیاتی وجود دارد. برای نمونه در صفحه ۹۷ این ترجمه (اواخر صفحه) دو خط از متن عربی ترجمه نشده که با بررسی متن اصلی قابل‌تشخیص است. ۶. موارد متعددی از مرادات مرحوم مصنف اعلی الله مقامه در این ترجمه تبیین نشده است. برای نمونه در مقدمه، تلویحاً به دو پدر علمی خود مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی و مرحوم شیخ احمد اَحسائی رفع الله شأنهما اشاره کرده‌اند؛ اما در ترجمه یا پاورقی منعکس نگردیده است. در موضعی دیگری به مکتبِ قیاس که یکی از فرقه‌های سه‌گانه طبی است اشاره فرموده‌اند (درمقابل اصحاب تجربه و اصحاب حِیَل). اما در ترجمه، «قیاس» به‌معنای لغوی ترجمه شده است: «...به همین سبب در معالجاتشان از حق دور مانده و به قیاس مبتلا شده‌اند.» در پاورقی صفحه ۷۹ نوشته شده: «قیاس در منظور مؤلف از قیاس، مقایسه کردن است.» نمونه دیگر لفظ «حَجَر» است که در مباحث مربوط به مولود فلسفی و کیمیا، همچون نطفه است در انسان؛ چنان‌که در شعر منسوب به ابن‌ارفع رأس الشذوری آمده است: «اول هذا العلم تکلیس الحجر». اما در ترجمه، معنای لغویِ «حَجَر» درنظر گرفته شده و در ترجمهٔ «فأیّ حجر افضلُ منه» (مکارم‌الابرار، ج٢۴، ص۴١) آمده است: «پس کدام سنگ افضل از انسان است؟» (ص۹۳) گذشته از اینکه مرجع کنایه در «منه» محلّ تأمل است. همچنین بعضی تفاسیر کلام مرحوم مصنف تفسیر بما لایرضیٰ صاحبه است. برای نمونه عبارت «نفس دارای بالا و پایین است»، در پاورقی ص ۱۵۹ چنین شرح شده: «تعبیر به بالا و پایین به تسامح در تعبیر است.» ⏳ادامه دارد... @AghayedNet

#پرسش_و_پاسخ 🔸آیا می‌شود مخصوصاً به‌قصد زیارت قبور والدین، شدّ رحال کرد و سفر نمود؟ پاسخ: 🔹بی‌اشکال نیست. نیت اصلی را صله رحم قرار دهید و برای دیدار فامیل در آن منطقه بروید که ثواب آن بیشتر است. نیت به‌طور فرعی، زیارت قبور باشد. 🔸آیا قبری که نعش آن به کربلا منتقل شده، از لحاظ دستور برای حضور اولاد نزد آن، همان حکم را دارد یا خیر؟ پاسخ: 🔹آن حکم را ندارد و دستوری داده نشده. @AghayedNet

🔺فایل صوتیِ نشست 🔹با موضوع: نقد کتاب شرح و ترجمه حقایق الطب با حضور مترجم 🔸سه‌شنبه، ٢١ دی‌ماه ١۴٠٠ @AghayedNet

🔺کتاب تازه منتشر شده پژوهش گسترده پروفسور Youli A. Ioannesyan درباره شیخیه منتشر شد 🔸جستارهایی درباره شیخیه: برگ‌هایی از تا
🔺کتاب تازه منتشر شده پژوهش گسترده پروفسور Youli A. Ioannesyan درباره شیخیه منتشر شد 🔸جستارهایی درباره شیخیه: برگ‌هایی از تاریخ و برخی از جنبه‌های آموزه‌ای (با نشر ترجمه متون و نمونه نسخ خطی) 🔹سن پترزبورگ: انتشارات دانشگاه دولتی آموزشی روسیه به نام گرتسین (سری ادیان جهان) شابک 978-5-8064-3058-9 این اثر به زبان روسی نوشته شده.در شناسنامه اثر به زبان انگلیسی آمده است که در فضای پژوهشِ آکادمیک، این رساله پژوهشی اولین مطالعه به‌صورت گسترده درباره شیخیه است که بر اساس منابع اصلی، تصویری کل‌نگر از آموزه‌های این مکتب عرفانی تشیع ارائه کرده است. مکتب مذکور در اواخر قرن هجده و نیمه اول قرن نوزده در خاور نزدیک و میانه به‌سرعت گسترش پیدا کرد. این کتاب حاوی بیوگرافی بنیانگذاران شیخیه و همچنین پیامدهای مربوط به بحث و جدل صریح ایشان با مخالفان آنهاست و اصول تعالیم این مکتب را با تمرکز بر «چهار رکن» آن مورد بررسی قرار می‌دهد. همچنین معرفی بخش‌هایی از آثار مهمّ نظریه‌پردازان مکتب ارائه شده است. حجم گسترده‌ای از تصاویر برگ‌های ارزشمندترین نسخه‌های خطی مجموعه انستیتو نسخ خطی پترزبورگ در آخر کتاب منتشر شده است. @AghayedNet

🔺اسنادی دیگر از ارادت مرحوم مرتضی قلی‌خان به عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی رفع الله شأنه. پیش‌از این اشا
🔺اسنادی دیگر از ارادت مرحوم مرتضی قلی‌خان به عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی رفع الله شأنه. پیش‌از این اشاره شد مرحوم مرتضی قلی‌خان، تولیت آستان قدس رضوی، به این بزرگوار ارادت داشته و برای مقبره ایشان نیز زحماتی را متقبل شده است. در این اسناد ملاحظه می‌شود یکی از کاتبانِ دروسِ مرحوم آقای شریف طباطبائی برخی از دروس را برای این مرحوم نگاشته و در ابتداء صفحات اشاره کرده «برای آقای مرتضی قلی‌خان زید عزّه نوشته شد». ابتداء یکی از این دروس نیز آمده: «به‌جهت بندگان جناب مستطاب اجل اکرم آقای میرزا مرتضی قلی‌خان ادام الله بقائه این عبد سراپا تقصیر علیرضا به یادگاری آن درس و فرمایشات مولای خود را برای ایشان نوشته که هر وقت می‌خوانند این روسیاه را به یک سوره مبارکه حمد و قل هو الله احد یاد نمایند.» @AghayedNet