شیخ عبدالقادر گیلانی
Відкрити в Telegram
✍️ معرفی شخصیت، کلام و آثار فاخر عالِم و عارف بزرگ جهان اسلام، مجتهد و مفتی در دو مذهب بزرگ اهل سنت (شافعی و حنبلی) و مؤسس طریقت قادری امام شیخ عبدالقادر گیلانی رحمة اللّٰه علیه. بیوگرافی حضرت شیخ: https://t.me/abdolghader1/10
Показати більше1 482
Підписники
Немає даних24 години
+187 днів
+4930 день
Архів дописів
1 482
✍ ابن قیم جوزی رحمهالله میفرماید:
اساس و محور خوشخُلقی، چه در رابطه با مردم و چه در رابطه با خداوند، بر دو اصل استوار است که شیخ عبدالقادر گیلانی ـ رحمهالله ـ آنها را چنین بیان کرده است:
با خدا باش، بیآنکه خلق را در میان آوری؛
و با خلق باش، بیآنکه نفس خویش را در میان آوری.
پس درنگ کن و بنگر که این دو جمله، با وجود کوتاهیشان، چه اندازه بلندمرتبه و ژرفاند، و چگونه همه اصول سلوک و هر خُلق نیکویی را در بر گرفتهاند!
بدخُلقی و فساد اخلاق، تنها از اینجا پدید میآید که خلق، میان تو و خدا واسطه شوند، و نفسِ تو، میان تو و بندگان خدا قرار گیرد. پس هرگاه در هنگام بودن با خدا، خلق را کنار بگذاری، و در هنگام بودن با مردم، نفس خویش را کنار نهی، به همه آنچه اهل سلوک بدان اشاره کردهاند، برای رسیدن به آن همت گماشتهاند و گرد آن گشتهاند، دست یافتهای. و خداوند یاریدهنده است.
✍ متن عربی:
ومدار حسن الخلق مع الخلق ومع الحق: على حرفين، ذكرهما الشيخ عبد القادر الكيلانيُّ -رحمه الله- فقال:
كُنْ مع الحقِّ بلا خَلْقٍ،
ومع الخَلْق بلا نفسٍ.
فتأمّلْ، ما أجلَّ هاتين الكلمتين مع اختصارهما، وما أجمعَهما لقواعد السُّلوك ولكلِّ خلقٍ جميلٍ! وفساد الخُلق إنّما ينشأ من توسُّطِ الخَلق بينك وبين الله، وتوسُّطِ النّفس بينك وبين خلقه. فمتى عزلتَ الخَلق حالَ كونك مع الله، وعزلتَ النّفس حالَ كونك مع الخَلق= فقد فُزتَ بكلِّ ما أشار إليه القوم، وشَمَّروا إليه، وحاموا حولَه. والله المستعان.
📕 مَدارج السَّالكِين (63/3) لابن القيِّم
https://t.me/abdolghader1
1 482
✍ دعای استعاذه و مجرب از حضرت شیخ عبدالقادر گیلانی رحمهالله
🤲 أَعُوذُ بِرَبِّ الْعَرْشِ وَالْكُرْسِيِّ مِنَ الشَّيْطَانِ الْغَوِيِّ، وَخَوَاطِرِ السُّوءِ وَهَوَاجِسِ النَّفْسِ، وَمِنْ فِتْنَةِ كُلِّ جِنِّيٍّ وَإِنْسِيٍّ، وَمِنْ رِيَاءٍ وَنِفَاقٍ وَعُجْبٍ وَكِبْرٍ وَشِرْكٍ وَخِلَالِ السُّوءِ النَّاشِئَةِ فِي قَلْبِي، وَمِنْ كُلِّ شَهْوَةٍ وَلَذَّةٍ مُرْدِيَةٍ فِي الْمَهَالِكِ نَفْسِي، وَمِنَ الْبِدَعِ وَالضَّلَالِ وَالْأَهْوَاءِ الْمُسَلَّطَةِ لِلنِّيرَانِ عَلَى جِسْمِي، وَمِنْ كُلِّ قَوْلٍ وَفِعْلٍ وَهِمَّةٍ تَحْجُبُ عَنِ الْقُلُوبِ الْعَرْشِيَّةِ قَلْبِي، وَمِنِ اتِّبَاعِ الْأَهْوَاءِ الْمُضِلَّةِ وَالطَّبَائِعِ النَّفْسِيَّةِ وَالْأَخْلَاقِ الرَّدِيَّةِ.
أَعُوذُ بِالْمَلِكِ الْحَمِيدِ الْمَجِيدِ مِنَ الشَّيْطَانِ الْخَبِيثِ الْمَرِيدِ.
أَعُوذُ بِالرَّبِّ الْوَدُودِ مِنْ نِقْمَتِهِ إِذَا غَفَلْتُ عَنْ طَاعَتِهِ، إِذْ هُوَ أَقْرَبُ إِلَيَّ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ.
أَعُوذُ بِهِ مِنْ سَطْوَتِهِ إِذَا غَضِبَ عَلَى أَهْلِ مَعْصِيَتِهِ، أَعُوذُ بِهِ مِنْ هَيْبَتِهِ عِنْدَ شِدَّةِ بَطْشِهِ فِي يَوْمِ الْقِيَامَةِ لِلطَّاغِينَ مِنْ بَرِيَّتِهِ.
وَأَعُوذُ بِهِ مِنْ كَشْفِ الْغِطَاءِ وَالسِّتْرِ وَالتِّيهَانِ فِي مَعْصِيَتِهِ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ، وَنِسْيَانِ الْأَصْلِ وَالْفَرْعِ، وَالْمَيْلِ إِلَى الزَّيْغِ وَالرَّعُونَةِ وَالْخُيَلَاءِ وَالْكِبْرِ، وَتَرْكِ الطَّاعَةِ وَالْقُرْبَةِ وَالْبِرِّ وَالتَّعَالِي عَلَيْهِ، وَالْأَيْمَانِ الْكَاذِبَةِ، وَالْحِنْثِ دُونَ الْبِرِّ، وَخَاتِمَةِ السُّوءِ، وَالْإِفْلَاسِ مِنْ كُلِّ خَيْرٍ، وَالْمُوَافَاةِ عِنْدَ حُضُورِ الْمَنِيَّةِ بِالشَّرِّ.
ترجمه
به پروردگار عرش و کرسی پناه میبرم از شیطان گمراهکننده، و از اندیشههای بد و وسوسههای نفس، و از فتنه هر جن و انسان، و از ریا، نفاق، خودپسندی، تکبر، شرک و همه خصلتهای ناپسندی که در دلم پدید میآیند، و از هر شهوت و لذتی که جانم را به ورطههای هلاکت میکشاند، و از بدعتها، گمراهیها و هوسهایی که آتش دوزخ را بر پیکرم مسلط میسازند، و از هر گفتار، کردار و همّتی که دل مرا از دلهای عرشی محجوب و دور میگرداند، و از پیروی هوسهای گمراهکننده، سرشتهای نفسانی و اخلاق ناپسند.
به فرمانروای ستوده و باشکوه پناه میبرم از شیطان پلید و سرکش.
به پروردگار مهربان و دوستدار پناه میبرم از کیفر او، آنگاه که از فرمانبرداریاش غافل شوم؛ زیرا او از رگ گردن به من نزدیکتر است.
به او پناه میبرم از قهر و قدرتش، آنگاه که بر اهل نافرمانی خشم گیرد.
و به او پناه میبرم از هیبت او، هنگامی که در روز قیامت، سختگیری و انتقامش بر سرکشان از آفریدگانش فرود آید.
و به او پناه میبرم از آنکه پرده پوشش و ستر از من برداشته شود، و در خشکی و دریا در نافرمانی او سرگردان گردم؛ و از فراموش کردن اصل و فرع؛ و از گرایش به کژی، سبکسری، خودنمایی و تکبر؛ و از ترک طاعت، تقرب به خدا، نیکوکاری و سرکشی در برابر او؛ و از سوگندهای دروغ؛ و از شکستن سوگند، بیآنکه به نیکی و وفاداری روی آورم؛ و از فرجام بد؛ و از محروم ماندن از هر خیر؛ و از آنکه هنگام فرا رسیدن مرگ، با شر و بدفرجامی به دیدار پروردگار برسم.
📘 الغنیه لطالبی طریق الحق
https://t.me/abdolghader1
1 482
✍ شریف ابوعبدالله حسین بغدادی رحمهالله نقل میکند:
در مجلس شیخ ما عبدالقادر گیلانی رحمة اللّٰه علیه حضور داشتم. در آن روز حدود ده هزار نفر در مجلس بودند و شیخ علی هیَتی کنار محراب نشسته بود. در همان حال، خواب سبکی بر او غلبه کرد.
شیخ عبدالقادر گیلانی او را دید و به حاضران فرمود: «ساکت باشید.»
همه سکوت کردند. سپس ایشان از روی کرسی پایین آمد و با نهایت ادب در برابر شیخ علی هیَتی ایستاد.
اندکی بعد، شیخ علی از خواب بیدار شد. شیخ عبدالقادر گیلانی به او فرمود:
«آیا در خواب، پیامبرﷺ را دیدی؟»
شیخ علی پاسخ داد: «آری.»
شیخ عبدالقادر فرمود:
«به خاطر همان (دیدار رسول خداﷺ) بود که در برابر تو ادب کردم.»
سپس پرسید:
«پیامبر چه سفارشی به تو فرمود؟»
شیخ علی گفت:
«به من سفارش کرد که ملازم تو باشم و از دانش تو بهره بگیرم.»
سپس از شیخ علی دربارهٔ معنای سخن شیخ عبدالقادر که فرمود: «به خاطر او در برابر تو ادب کردم» پرسیدند.
شیخ علی گریست و گفت:
«آن کسی را که من در خواب دیدم، مولای ما (شیخ عبدالقادر) او را در بیداری میدید.»
اللهم صل وسلم وبارك على سيدنا محمد وعلى آله عدد كمال الله وكما يليق بكماله .
📘 بهجة الأسرار ومعدن الأنوار
نورالدین علی بن یوسف شطنوفی (متوفای ۷۱۳ هـ).
https://t.me/abdolghader1
1 482
✍ امام عبدالقادر گیلانی رحمهالله
بر توست، ای سالکی که با دیدهٔ تدبر و تأمل، در راز بازگشت همهٔ موجودات به وحدت ذاتی حق، و در پیوند همهٔ جلوهها و آفریدهها با مبدأ حقیقی و سرچشمهٔ نخستین میاندیشی ــ خداوند چشمِ بصیرتت را از دیدن اسباب و وسایط بپیراید و تو را بر کنار زدن پردهها و کشف حقیقتها یاری رساند ــ که درون خویش را از هرگونه گرایش به غیر خدا پاک سازی؛ چنان که سراسر باطنت از محبت الهی سرشار گردد.
آنگاه این محبت در ژرفای جانت ریشه بدواند، استوار شود و پیوسته فزونی گیرد، تا بدانجا که حتی از اندیشهها و وسوسههای نفس خویش نیز غافل شوی. سپس این عشق از باطن به ظاهرت سرایت کند و تو را از همهٔ خواهشها، لذتها و کششهای نفس، و از هر آنچه قوای جسم و جانت طلب میکنند، بازدارد. در نتیجه، ظاهر و باطنت یکسره از محبت خدا لبریز گردد.
در آن هنگام، دیگر هیچ التفاتی به غیر حق در تو باقی نمیماند. سراپا حیرت میشوی، مدهوش میگردی و در تماشای جمال کریم او چنان غرق میشوی که جز او هیچ نمیبینی.
و چون به این مقام برسی، حق تعالی تو را از خویشتنِ خویش میرباید، از دیدهٔ خودت پنهانت میسازد، و اگر در او پایدار بمانی و در ذات او از خود فانی شوی، آنگاه سزاوار آن خواهی بود که با زبانِ استعداد و حال خویش ــ پس از آنکه همهٔ نقشها و نشانههای خودیات در خداوند محو شد ــ بگویی:
«ما از خداییم و به سوی او بازمیگردیم.»
آنگاه حقیقت این سخن الهی را با تمام وجود درمییابی:
«پس منزّه است آن کسی که فرمانرواییِ همهٔ هستی به دست اوست، و همگی شما به سوی او بازگردانده میشوید.»
( سوره یس آیه ۸۳)
📘 تفسیر الجيلاني سوره یٰس
https://t.me/abdolghader1
1 482
✍ امام شیخ عبدالقادر گیلانی رحمهالله
📘 «خَمْسَةُ عَشَرَ مَكْتُوبًا»
مجموعه ۱۵ نامه
مکتوب اول در بیان آغاز جذبه الهی و کشش حق.
ای عزیز! هنگامی که برقهای شهود از ابرِ فیضِ الهیِ ﴿يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشَاءُ﴾ «خداوند هر کس را بخواهد به نور خویش هدایت میکند» درخشیدن گیرد، و نسیمهای وصال از جایگاه عنایتِ ﴿يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشَاءُ﴾ «رحمت خویش را به هر کس که بخواهد اختصاص میدهد» بوزد، گلهای انس و الفت در بوستانهای دلها شکوفا میشوند و بلبلان شوق در باغهای ارواح، با نغمههای ﴿يَا أَسَفَى عَلَى يُوسُفَ﴾ «ای دریغا بر یوسف!» به نغمهسرایی میپردازند.
و آتشهای اشتیاق در کانونهای اسرار درونی شعلهور میشود؛ بالهای پرندگان اندیشه از شدت پرواز در فضای عظمت از کار میافتد؛ پهلوانان عقل در بیابانهای معرفت راه را گم میکنند؛ پایههای ارکان فهم بر اثر ضربهٔ هیبت به لرزه درمیآید؛ و کشتیهای عزم و اراده در ژرفای دریاهای ﴿مَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ﴾ «آنان خدا را آنگونه که شایستهٔ اوست نشناختند» با بادهای ﴿وَهِيَ تَجْرِي بِهِمْ فِي مَوْجٍ كَالْجِبَالِ﴾ «و آن کشتیها آنان را در میان موجهایی همچون کوهها به حرکت درمیآوردند» به حرکت درمیآیند.
و هنگامی که موجهای دریای عشقِ ﴿يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ﴾ «خدا آنان را دوست دارد و آنان نیز او را دوست دارند» به تلاطم درمیآید، هر یک با زبان حال ندا میدهد: ﴿رَبِّ أَنْزِلْنِي مُنْزَلًا مُبَارَكًا وَأَنْتَ خَيْرُ الْمُنْزِلِينَ﴾ «پروردگارا! مرا در جایگاهی پربرکت فرود آور، و تو بهترین فرودآورندگانی.»
پس عنایت پیشین الهی آنان را درمییابد: ﴿إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنَى﴾ «همانا کسانی که از جانب ما نیکی و سعادت از پیش برای آنان مقرر شده است...» و آنان را بر ساحلِ بخششِ ﴿مَقْعَدِ صِدْقٍ﴾ «جایگاه صدق» فرود میآورد؛ و آنان را به مجالس مستانِ ﴿أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ﴾ «آیا من پروردگار شما نیستم؟» میرساند؛ و برای آنان سفرهٔ نعمتِ ﴿لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنَى وَزِيَادَةٌ﴾ «برای کسانی که نیکی کردند، نیکویی و افزون بر آن است» میگستراند؛ و جامهای وصال را از خمرههای قرب، به دست ساقیانی که ﴿وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا﴾ «پروردگارشان به آنان نوشیدنیای پاک مینوشاند» بر آنان میگرداند؛ و آنان به پادشاهی جاودانه و فرمانروایی همیشگی شرافت مییابند: ﴿وَإِذَا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيمًا وَمُلْكًا كَبِيرًا﴾ «و هنگامی که آنجا را ببینی، نعمت و پادشاهی بزرگی را خواهی دید.»
📗 منبع: خَمْسَةُ عَشَرَ مَكْتُوبًا لِلشَّيْخِ عَبْدِ القَادِرِ الجِيلَانِي رضیاللهعنه
تحقیق:
الدكتور لؤي فتّوحي وفائز فتّوحي
https://t.me/abdolghader1
1 482
🔷 از حجابِ نفس تا آستانِ وصال
✍ امام عبدالقادر گیلانی رحمهالله
ای جوان! چگونه رستگار خواهی شد، در حالی که دستِ نفس، هوس، سرشتِ نفسانی و شیطانت را بر چشمِ قلب خود باقی گذاشتهای؟
این دستها را کنار بزن؛ آنگاه اشیا و حقایق را آنگونه که هستند خواهی دید.
دستِ نفس را با مجاهده و مبارزه با آن، و با مخالفت با خواستههایش از میان بردار.
دستِ هوا و هوس، طبع نفسانی و شیطانت را نیز کنار بزن؛ زیرا اگر چنین کنی، خواهی دید که این دستها برداشته شدهاند و پردههای میان تو و پروردگار عزّوجلّ کنار رفتهاند.
در آن هنگام، به نور و هدایت او به هر چه غیر از اوست مینگری؛ خودت را میبینی و دیگران را نیز میبینی.
عیبهای خود را مشاهده میکنی و از آنها دوری میجویی، و عیبهای دیگران را نیز میبینی و از گرفتار شدن به همان عیبها میگریزی.
هنگامی که این مقام برای تو کامل شود، خداوند تو را به خود نزدیک میکند و چیزهایی به تو عطا میفرماید که نه چشمی دیده، نه گوشی شنیده و نه بر دل هیچ بشری خطور کرده است.
دل و سِرّ (باطنِ نهانی) تو را مورد خطاب قرار میدهد و آن دو را میآراید و جامههای کرامت خویش را بر آنها میپوشاند.
تو را به ولایت و دوستیِ خاصّ خود میپذیرد، یاریت میکند، نیرویت میبخشد و بر دیگر آفریدگانش برتری و اقتدار معنوی میدهد.
تو را آزاد و رها میسازد، نگهبانِ قلب خویش قرار میدهد، و فرشتگانش را در خدمت تو میگمارد.
ارواح پیامبران و رسولانش را به تو نشان میدهد، و در آن حال هیچ امر پنهانی از احوال مخلوقات بر تو پوشیده نمیماند.
📗 مجالس فتح الربانی
https://t.me/abdolghader1
1 482
فصل: نیکی به پدر و مادر واجب است.
خداوند متعال فرموده است:
«اگر یکی از آن دو یا هر دوی آنان در کنار تو به سالخوردگی رسیدند، حتی به آنان "اُف" مگو، بر سرشان فریاد مزن، و با آنان سخنی بزرگوارانه و محترمانه بگو.» (اسراء: ۲۳)
و نیز فرموده است:
«و در دنیا با آنان به شایستگی و نیکی معاشرت کن.» (لقمان: ۱۵)
و نیز فرموده است:
«مرا و پدر و مادرت را سپاس گزار، که بازگشت همه به سوی من است.»
(لقمان: ۱۴)
از عبدالله بن عباس رضیاللهعنهما روایت شده است که پیامبر ﷺ فرمودند:
«هر کس بامداد را در حالی آغاز کند که پدر و مادرش از او ناخشنود باشند، دو درِ جهنم به روی او گشوده میشود؛ و هر کس شب را در حالی به پایان برساند که آنان از او ناخشنود باشند، دو درِ جهنم به روی او گشوده میشود. اگر تنها یکی از آن دو باشد، یک در گشوده میشود؛ هرچند آن دو بر او ستم کرده باشند، هرچند بر او ستم کرده باشند، هرچند بر او ستم کرده باشند.»
و از عبدالله بن عمر رضیاللهعنهما روایت شده که رسول خدا ﷺ فرمودند:
«خشنودی پروردگار در خشنودی پدر و مادر است، و خشم پروردگار در خشم پدر و مادر.»
و نیز از عبدالله بن عمر رضیاللهعنهما روایت است که مردی نزد پیامبر ﷺ آمد و گفت:
«میخواهم در جهاد شرکت کنم.»
پیامبر ﷺ فرمودند:
«آیا پدر و مادرت زندهاند؟»
گفت: «آری.»
فرمودند:
«پس جهاد تو در خدمت به آن دو است.»
🔷 شیوه نیکی به پدر و مادر
نیکی به آنان آن است که نیازهایشان را برطرف سازی، آنان را از هرگونه آزار حفظ کنی، و با آنان همانگونه با نرمی و مدارا رفتار نمایی که با کودکی خردسال رفتار میشود.
از آنان و از خواستههایشان اظهار خستگی و دلتنگی نکنی، و خدمت به آنان را جایگزین بسیاری از عبادتهای مستحبی خود، مانند نمازهای نافله، روزههای مستحبی و تلاوتهای مستحب قرار دهی.
پس از هر نماز برای آنان آمرزش بخواهی، آنان را وادار به زحمت و مشقت نکنی، آزار احتمالی آنان را تحمل نمایی، صدایت را از صدای آنان بلندتر نکنی، و در اموری که مخالفت با شرع در آن نباشد، با آنان مخالفت نورزی.
مقصود از این سخن آن است که اطاعت از آنان نباید موجب ترک واجباتی مانند حج واجب، نمازهای پنجگانه، زکات، کفارهها و نذرها گردد؛ و نیز نباید سبب ارتکاب کارهای حرام، مانند زنا، نوشیدن شراب، قتل، تهمت، یا تصرف ناروا در اموال مردم از راه غصب یا دزدی شود.
زیرا پیامبر ﷺ فرمودند:
«در نافرمانی خداوند، هیچ اطاعتی از هیچ مخلوقی جایز نیست.»
خداوند متعال نیز فرموده است:
«و اگر آن دو تلاش کردند که چیزی را که بدان علم نداری شریک من قرار دهی، از آنان اطاعت مکن؛ ولی در دنیا با آنان به نیکی معاشرت کن.» (لقمان: ۱۵)
این حدیث و این آیه، حکمی کلی را بیان میکنند؛ یعنی نباید از هیچکس، هر که باشد، در انجام گناه یا ترک فرمان خدا اطاعت کرد.
از احمد بن حنبل نیز در روایت ابوطالب نقل شده است که درباره مردی که پدر و مادرش او را از نماز جماعت بازمیداشتند، فرمود:
«در ترک واجب، اطاعت از آنان جایز نیست.»
اما درباره عبادتهای مستحب، ترک آنها برای اطاعت از پدر و مادر جایز است، بلکه اطاعت از آنان در این مورد بهتر و شایستهتر است.
از دیگر مصادیق نیکی به آنان این است که با کسانی که آنان با ایشان رابطه دارند، رابطه برقرار کنی؛ از کسانی که آنان از ایشان روی گردان شدهاند، دوری نمایی؛ و همانگونه که برای خود خشمگین میشوی، برای آنان نیز در زندگی و پس از مرگ غیرت و دفاع داشته باشی.
هرگاه طبیعتت تو را به خشم نسبت به آنان فراخواند، به یاد آور که چگونه تو را پرورش دادهاند، شبها برایت بیدار ماندهاند، با مهربانی از تو مراقبت کردهاند و برای آسایش تو رنج بردهاند؛ و نیز این فرمان خدا را به یاد آور:
«و با آنان سخنی بزرگوارانه بگو.»
(اسراء: ۲۳)
اگر نه مهر و دلسوزی نسبت به آنان، و نه یاد نعمتهایشان، تو را از خشمت بازنداشت، بدان که از توفیق الهی محروم شدهای و گرفتار خشم خدا گشتهای. پس هرگاه خشمت فرو نشست، اگر در حق آنان فرمان خدا را نادیده گرفتهای، به درگاه خداوند توبه کن.
به سفری که بر تو واجب نیست، جز با اجازه آنان نرو.
و نیز برای جهادی که بر تو واجب عینی نشده است، بدون اجازه آنان خارج مشو.
با رفتار خود آنان را داغدار و اندوهگین مساز؛ زیرا پیامبر ﷺ دیگران را نیز از داغدار کردن پدر و مادر نهی کرده و فرمودهاند:
«خداوند لعنت کند کسی را که میان مادر و فرزندش جدایی اندازد.»
و اگر به غذا یا نوشیدنی خوبی دست یافتی، شایسته است بهترین آن را به پدر و مادرت تقدیم کنی؛ زیرا چه بسیار که آنان تو را بر خود مقدم داشتند، خود گرسنه ماندند تا تو را سیر کنند، برای آسایش تو شبها بیدار ماندند و رنج کشیدند تا تو در آرامش باشی.
اگر چنین رفتار کنی، به خواست خداوند، به راه درست هدایت خواهی شد.
📘 الغنیه لطالبی طریق الحق
https://t.me/abdolghader1
1 482
📗 «رِسَالَةٌ فِي الْأَسْمَاءِ الْعَظِيمَةِ لِلطَّرِيقِ إِلَى اللَّهِ»
✍ تألیف امام شیخ عبدالقادر گیلانی رحمهالله.
7⃣ بخش هفتم
اسم هفتم: «وَدود» (بسیار دوستدارنده و مهربان) است.
تعداد تلاوت آن: ده هزار و یکصد بار (۱۰,۱۰۰) یا ودود
و توجّه (نیت و دعای مخصوص) آن:
ای ودود، ای ودود، ای ودود، در قلبم محبت نسبت به خودت قرار بده.
ای ودود، ای ودود، ای ودود، خدایا، محبّت خودت را در قلبم، و در قلبهای بندگان مؤمن و عارفات قرار بده.
ای ودود، ای ودود، ای ودود، خدایا، برای من نزد خودت پیمانی قرار بده، و برای من نزد خودت محبّتی قرار بده، و در سینههای مؤمنان عارف، دوستی و مودّت مرا قرار بده.
خدایا، مرا از شرِّ کسی که شرّش را کفایت کردهای، کفایت کن، و کفایت او به دست توست، ای ودود، ای ودود، ای ودود.
و این اسم (ذکر) برای نفس کامله (نفس کامل) است. نوری (مشخّص) ندارد، عالم آن خیرات (برترینها و نیکیها) است، جایگاه آن خفا و پنهانی است، و وارد (منبع فیض) آن، همهی آنچه پیشتر ذکر شد (یعنی مجموع تمام مراتب قبلی) است.
🔷 این بود هفت اسم اصولی (هفت اسم اصلی) به پایان رسید.
و شش اسم فرعی عبارتند از:
۱. حَقّ (حقیقت مطلق)
۲. قَهّار (چیرهشونده و غالب)
۳. قَیّوم (قیامکننده به همهی هستی)
۴. وَهّاب (بخشندهی بیمنّت)
۵. «مُهَیمِن» (نگاهبان، مراقبِ مطلق)
۶. «باسط» (گشایشدهنده، گسترشدهنده)
پس این سیزده اسم (هفت اسم اصولی و شش اسم فرعی) هستند، و در میان آنها اسم اعظم (بزرگترین نام خداوند) قرار دارد. و خداوند به هر چیزی داناست، و ستایش مخصوص پروردگار جهانیان است.
پس بر تو باد، ای برادر من، به پنهانداشتن (این اسرار) و حفظ کردن و بهجای خود سپردن آنها، و همچنین مداومت بر تقوا و اخلاص؛ تا به مطالب والا و اهداف عالی دست یابی، إن شاء الله.
بعد از هر نماز واجب (فریضه) بخواند: الله الهادي و علیه إعتمادي «خداوند راهنماست و توکّل و اعتماد من بر اوست.»
❗️ نکته: حدالامکان با مشورت مرشدی دانا شروع به اذکار فرمایید.
https://t.me/abdolghader1
1 482
📗 «رِسَالَةٌ فِي الْأَسْمَاءِ الْعَظِيمَةِ لِلطَّرِيقِ إِلَى اللَّهِ»
✍ تألیف امام شیخ عبدالقادر گیلانی رحمهالله.
6⃣ بخش ششم
اسم ششم: «عَزیز» (توانا و شکستناپذیر) است.
«عزیز» از اسماء الهی به معنای شکستناپذیر، توانا و گرامی است. در این مقام، سالک از خدا میخواهد که او را عزیز و گرامی گرداند و به عزّت الهی متّصل کند، بهگونهای که هیچ ذلّت و خواری به او راه نیابد.
تعداد تلاوت آن: شصت و چهار هزار و ششصد و چهل بار (۶۴,۶۴۰) یا عزیز
و توجّه (نیت و دعای مخصوص) آن:
ای عزیز، ای عزیز، ای عزیز، مرا از بندگان ویژه و گرامیات قرار بده.
ای عزیز، ای عزیز، ای عزیز، مرا به عزّت خودت عزیز گردان.
ای عزیز، ای عزیز، ای عزیز، مرا گرامیدار، ای عزیز، ای عزیز، ای عزیز.
و این اسم (ذکر) برای نفس مرضیّه (نفس مورد رضایت خدا) است.
و رنگ نور آن سیاه است، و عالم آن شهادت (جهان محسوس و آشکار) است، و عالم (شناخت) آن اُخریٰ (علم آخرت/علم الهی متعالی) است، و وارد (منبع فیض) ندارد (یعنی از عالم غیب فیضی به آن نمیرسد و کاملاً به ذات حق متّصل است).
❗️ نکته: حدالامکان با مشورت مرشدی دانا شروع به اذکار فرمایید.
https://t.me/abdolghader1
1 482
📗 «رِسَالَةٌ فِي الْأَسْمَاءِ الْعَظِيمَةِ لِلطَّرِيقِ إِلَى اللَّهِ»
✍ تألیف امام شیخ عبدالقادر گیلانی رحمهالله.
5⃣ بخش پنجم
اسم پنجم: «واحِد» (یکتا و یگانه) است.
تعداد تلاوت: نود و سه هزار و چهارصد و بیست بار (۹۳,۴۲۰) یا واحد
و توجّه (نیت و دعای مخصوص) آن:
ای واحِد، ای واحِد، ای واحِد، خدایا، تو موجودِ حقیقی هستی، مرا با نور یگانگیات موجود گردان، و با مشاهدهی قرب و اُنس خودت تأییدم فرما، ای واحِد، ای واحِد، ای واحِد.
خدایا، تو به ذات خودت و به الوهیّتت موجودی. ای واحِد، ای واحِد، ای واحِد.
و این اسم (ذکر) برای نفس راضیه (نفس خشنود) است.
و رنگ نور آن سبز است، و جایگاه آن لاهوت (مقام الوهیّت) است، و منبع فیض آن معرفت است، و باطن آن سِرُّ السِّرّ (رازِ رازها) است.
❗️ نکته: حدالامکان با مشورت مرشدی دانا شروع به اذکار فرمایید.
https://t.me/abdolghader1
1 482
📗 «رِسَالَةٌ فِي الْأَسْمَاءِ الْعَظِيمَةِ لِلطَّرِيقِ إِلَى اللَّهِ»
✍ تألیف امام شیخ عبدالقادر گیلانی رحمهالله.
4⃣ بخش چهارم
اسم چهارم: «حَیّ» (زنده) است.
تعداد تلاوت آن: بیست هزار و نود و دو بار (۲۰,۰۹۲)
توجّه (نیت و دعای مخصوص) آن: ای زنده، ای زنده، ای زنده، زندگی پاکیزهای به من عطا کن، و از شراب محبّتت، شیرینترین و گواراترینش را به من بنوشان.
خدایا، زندگیام را به خودت محقّق گردان، یا حَیّ، یا حَیّ، یا حَیّ.
خدایا، روح مرا به خودت، حیات ابدی بخش، و سرّ مرا به سرّ خودت در حضرات شهودی (مراتب مشاهدهی الهی) بهرهمند گردان، و قلب مرا از معارف ربّانی (شناختهای پروردگاری) پر کن، و زبان مرا به علوم لذّیّه (دانشهای گوارا و شیرین) گشاده گردان. یا حَیّ، یا حَیّ، یا حَیّ.
و این اسم (ذکر) برای نفس مطمئنّه (نفس آرامیافته) است.
و رنگ نور آن سفید است، و جایگاه آن حقیقت محمّدیهﷺ (حقیقت محمدی) است، و باطن آن سِرّ است، و منبع فیض آن حقیقت (واقعیت نهایی) است.
❗️ نکته: حدالامکان با مشورت مرشدی دانا شروع به اذکار فرمایید.
https://t.me/abdolghader1
1 482
📗 «رِسَالَةٌ فِي الْأَسْمَاءِ الْعَظِيمَةِ لِلطَّرِيقِ إِلَى اللَّهِ»
✍ تألیف امام شیخ عبدالقادر گیلانی رحمهالله.
3⃣ بخش سوم
اسم سوم: «هُوَ» (او) است.
تعداد تلاوت: چهل و چهار هزار و ششصد و سی بار (۴۴,۶۳۰)
و توجّه (نیت و دعای مخصوص) آن: ای کسی که هو خداوند است، معبودی جز تو نیست، هُوَ، هُوَ، هُوَ.
خدایا، باطن مرا به سرّ هُویّت (هویّتات) محقّق گردان، و خودپرستی و منیّت را از من فانی کن تا به هُویّت والای ذاتت برسم. ای کسی که هیچ چیزی مانند او نیست، هر چیزی را که غیر توست از من محو کن، و سنگینیِ (بارِ) موجودات را از من سبک گردان، و از من پاک کن نقطهی (مرکز) غیربودن (غیریت) را [چنان محو کن] تا تنها تو را ببینم و غیر تو را نشناسم.
یا هو، یا هو، یا هو، هیچ موجودی جز تو نیست، و هیچ مقصودی جز تو نیست، ای وجودِ وجود، ای الله ای هو. و ستایش مخصوص پروردگار جهانیان است.
و این نام (ذکر)، برای نفس مُلهَمه (نفس الهامیافته) است.
و رنگ نور آن سرخ است، و جایگاه آن روح است، و عالم آن هیاج (عالم هیجان و شوق) است.
و منبع فیض و واردات آن، معرفت (شناخت الهی) است.
❗️ نکته: حدالامکان با مشورت مرشدی دانا شروع به اذکار فرمایید.
https://t.me/abdolghader1
1 482
📗 «رِسَالَةٌ فِي الْأَسْمَاءِ الْعَظِيمَةِ لِلطَّرِيقِ إِلَى اللَّهِ»
✍ تألیف امام شیخ عبدالقادر گیلانی رحمهالله.
2⃣ بخش دوم
دومین اسم (ذکر): «الله» است.
تعداد تلاوت آن: هفتاد و دو هزار و هشتاد و چهار بار (۷۲,۰۸۴)
و قصد و نیت آن: یا الله، یا الله، یا الله، مرا به واسطهی خودت، به سوی خودت راهنمایی کن، و ثبات و پایداری را در هنگام حضور (درگاه)ت روزیام گردان، تا در پیشگاهت مؤدّب و آراسته به ادب باشم.
یا الله، یا الله، یا الله، خدایا، به عظمت و جلالت، محبّت خودت را روزیام گردان.
یا الله، یا الله، یا الله، خدایا، قلب بندهی ضعیفت را مظهر ذات خودت و سرچشمهای برای آیات (نشانههای) خودت قرار بده: یا الله، یا الله، یا الله.
و این نام (ذکر)، برای نفس لوّامه (نفس سرزنشگر) است.
و رنگ نور آن زرد است، و جایگاه آن قلب است، و عالم آن برزخ است، و منبع فیض و واردات آن طریقت است.
❗️ نکته: حدالامکان با مشورت مرشدی دانا شروع به اذکار فرمایید.
https://t.me/abdolghader1
1 482
📗 «رِسَالَةٌ فِي الْأَسْمَاءِ الْعَظِيمَةِ لِلطَّرِيقِ إِلَى اللَّهِ»
✍ تألیف امام شیخ عبدالقادر گیلانی رحمهالله.
1⃣ بخش اول
به نام خداوند بخشندهی مهربان
ستایش مخصوص پروردگار جهانیان است، و بهترین درودها و کاملترین تحیّات بر سرور ما محمد ﷺ و بر خاندان و یاران او باد.
نخستین نام (ذکر): «لا إله إلا الله» است.
تعداد تلاوت: یکصد هزار مرتبه
با قصد و نیت: خدایا، سلطهی «لا إله إلا الله» را بر ظاهر من آشکار کن، لا إله إلا الله، لا إله إلا الله، لا إله إلا الله.
و باطن مرا به حقایق «لا إله إلا الله» محقّق گردان، لا إله إلا الله، لا إله إلا الله، لا إله إلا الله.
و ظاهر مرا در احاطهی «لا إله إلا الله» غرق گردان، لا إله إلا الله، لا إله إلا الله، لا إله إلا الله.
و خدایا، مرا در مراتب وجودت، بهوسیلهی شهود خودت، حفظ کن تا جز افعال و صفات تو را، با وجه حقّ تو، نظاره نکنم، لا إله إلا الله، لا إله إلا الله، لا إله إلا الله.
پس این، نخستین اسم (ذکر) برای نفس امّاره (نفس سرکش) است.
پس نور آن (نَفْس) آبی است، و جایگاه آن سینه است، و نشانهی آن گواهی (شهادتین) است، و منبع وارداتی آن شریعت است.
❗️ نکته: حدالامکان با مشورت مرشدی دانا شروع به اذکار فرمایید.
https://t.me/abdolghader1
1 482
📗 «رِسَالَةٌ فِي الْأَسْمَاءِ الْعَظِيمَةِ لِلطَّرِيقِ إِلَى اللَّهِ»
✍ تألیف امام شیخ عبدالقادر گیلانی رحمهالله.
ستایش مخصوص خداست، او بس است و کافی. این رسالهای است دربارهٔ نامهای بزرگ (اسماء عظیمه) برای راه (سیر و سلوک) به سوی خداوند عزوجل. از تألیفات ارزشمند عارف ربانی امام شیخ عبدالقادر گیلانی رحمة الله علیه.
ستایش مخصوص خداست، و درود خدا بر کسی که پس از او پیامبری نیست.
امّا بعد:
پس این رسالهای است شامل بیان آنچه به راه و روش ما (طریقت قادری) مربوط میشود؛ از جمله توضیح نامهای اصلی و فرعی آن، و اینکه هر نفس (مرتبهی نفسانی) چه نامهایی دارد، و نیز سایر مطالبی که بیان آنها ضروری است، چنانکه به زودی برایت به تفصیل خواهد آمد. و خداوند راهنماست و او توفیقدهنده به راه صواب است.
بدان که برای طریقت ما (سالکان طریقت قادری)، سیزده نام (ذکر) وجود دارد: هفت نام اصولی و شش نام فرعی.
پس آن هفت نام اصولی، برای هفت مرتبهی نفس هستند، و هر یک از این هفت نام، تعداد (تکراری) دارد و نیز توجّه (نیت و قصدی) که پس از شمارش (تلاوت) خوانده میشود.
پس نخستین نام (اسم) برای: نفس امّاره (نفس سرکش و فرماندهنده به بدی) است.
نفس دوم: نفس لوّامه (نفس سرزنشگر)
نفس سوم: نفس مُلهَمه (نفس الهامیافته)
نفس چهارم: نفس مُطمئنّه (نفس آرامیافته)
نفس پنجم: نفس راضیه (نفس خشنود)
نفس ششم: نفس مُرضیّه (نفس خشنود کنندهی خدا)
نفس هفتم: نفس کامله (نفس کامل)
پس تو ملازمت کن این نام (ذکر) را به همراه تعداد (تکرار) آن، و پس از آن توجّه (نیت و دعای مخصوص) را تلاوت کن. و از نامی که در آن هستی رَد نشو تا زمانی که سزاوار نام دیگر شوی؛ پس به یکی از دو صورت به نام بعدی منتقل میشوی:
۱. با اشارهی شیخ (مرشد) که آن را درمییابد.
۲. یا با امدادی از سوی خداوند متعال که برایت آشکار میشود، همراه با نشانهها و علائم و قرائنی که آن را نمایان میسازد.
چراکه هر نفس (مرتبهی نفسانی) مرحلهای دارد با نشانهای، و رنگی معیّن.
پس این راز بزرگ را بدان و آن را جز از اهلش و شایستگانش پوشیده بدار (و به دیگران نگو).
پس هنگامی که از هفت نام اصولی فارغ شدی، به شش نام دیگر که فروع هستند منتقل شو، یکی پس از دیگری.
و هنگامی که همهی نامها را به پایان بردی، به نخستین نام بازگرد، همانگونه که پیش از این بود، تا آنکه خداوند متعال گشایش را از نزد خودش روزیات فرماید.
پس بر تو باد به اخلاص و قصد خالصانهی ذکر برای عبادت (و تقرّب به خدا)، و خداوند بر هر چیزی تواناست، و ستایش مخصوص پروردگار جهانیان است.
https://t.me/abdolghader1
