Light Workers🔆
Відкрити в Telegram
چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شبروی کن که تا زآن ماه بیهمتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers
Показати більше376
Підписники
Немає даних24 години
-17 днів
+330 день
Архів дописів
شاید ایمان داشتن به خدا از زمانی آغاز میشود که شروع به نگریستن به یکدیگر و دیدن چهرههای هم میکنیم.
#کریستین_بوبن
یافتنِ حقیقت هم جز از مسیرِ مشارکتی فعال و دوستانه حاصل نمیشود. رشد شخصی از رهگذر پیوندهای دوستانه حاصل میشود. تکهای آینه که در همسایگی آینههای دیگر قادر خواهد بود به فراوانی نورها پی ببرد. شمس تبریز از کسانی بود که مقصود آفرینش را ملاقات دوست میدانست و رسالت اصلی خود را دیدار:
«مقصود از وجود عالَم ملاقات دو دوست بود که روی در هم نهند.»
«در عالم هیچ کاری ندارم الا دیدار»
«چه شادم به دوستیِ تو - که مرا چنین دوستی داد خدا. این دلِ مرا به تو دهد، مرا چه آن جهان، چه این جهان، مرا چه قعرِ زمین، چه بالای آسمان، مرا چه بالا، چه پست.»
مقالات #شمس_تبریز
@lightworkers
میخواهم جسم و ذهنم آزاد و آرام باشد.
از این رو دوست دارم ببینم چه چیز انسان را ناآرام و اسیر میکند.
هر چه بیشتر میفهمم چه چیزی مرا اسیر می کند شانس بیشتری برای آزادی به دست می آورم.
پاسخ ساده است : " وابستگی و غرور " اما مهمترین چیز دیدن آنها درست در هنگامی است که در حال عملاند،نه فقط اندیشیدن درباره آنها...
#سایادویو_جوتیکا
#برف_در_تابستان
@lightworkers
چه ویژگی نزیستهای در زندگی والدینتان، پدربزرگ و مادربزرگتان وجود داشت؟
زندگی نزیسته آنها چه تأثیری بر زندگی شما گذاشته است؟
شما چطور با انجام دادن کاری مخالف آنچه که آنها انجام میدادند به دام زندگی نزیسته آنها افتادهاید؟
وقتی به زندگی نزیسته والدینمان میپردازیم، منزجر شدن از آنها دردی را دوا نمیکند. ضدیت با والدین تنها چسبیدن به الگوهای کهنه خانوادگی را محکمتر میکند. سعی کنید خطاهای آنها را با دلسوزی و شفقت بپذیرید، و علیهشان واکنش نشان ندهید. آنها فقط آگاهی لازم برای بهتر عمل کردن در شرایط موجود زمان خودشان را نداشتند.
هدف از تعمق درباره شرایط کودکی خودتان این نیست که مقصر را پیدا کنید بلکه این کار، گام اول در راه آگاه شدن از الگوهایی است که همچنان تجربههای کنونی زندگیتان را شکل میدهند. آن عکسالعملهای روانی کاملاً میتوانست متفاوت از چیزی باشند که اکنون هست و هنوز هم میتوان تغییرشان داد.
شما نمیتوانید از شر عقدهها خلاص شوید، اما میتوانید چنگالشان را شل کنید و تنوع و دامنه واکنشهاتان را وسیعتر کنید. تغییر دادن این عقاید تکراری مستلزم آگاهی بیشتر و وسیعتر است. دفترچه یادداشتی بخرید و بنویسید که کی، کجا و چطور احساس میکنید گیر افتادهاید، محدود یا کوچک شدهاید.
وقتی از اثر عقدههاتان آگاه میشوید، نباید درباره خودتان قضاوت کنید یا مأیوس شوید. فقط با آگاه شدن بیشتر از این روندهایِ جهان زیرین، زندگی شما شروع به تغییر میکند. هرگاه برنامه قدیمی محدودکننده را رها کنید، توان بالقوه نزیستهتان به طرز کاملتری ظهور خواهد کرد.
#رابرت_الکس_جانسون
#زندگی_نزیستهات_را_زندگی_کن
@lightworkers
من صدای ذهن را به اسبی وحشی تشبیه می کنم که شما را هر کجا که بخواهد میبرد ،
و شما اغلب هیچ کنترلی بر آن اسب ندارید.
اما اگر شما نمیتوانید اسب را نگه دارید، میتوانید سعی کنید رامش کنید.
من به شاگردانم میگویم : وقتی یاد گرفتید اسب را رام کنید میتوانید از او سواری بگیرید ، و تفکر برای شما ابزاری میشود که بوسیله آن هر کجا که بخواهید میروید...
#میگوئل_رویز
@lightworkers
از پیشم مرگ،
نقابی سهمگین بر چهره، میآید
به هر گام هراس افکن،
مرا با دیدهی خونبار میپاید
به بال کرکسان گرد سرم پرواز میگیرد،
به راهم مینشیند، راه میبندد؛
به رویم سرد میخندد؛
به کوه و در ّه میریزد طنین زهرخندش را؛
و بازش باز میگیرد
دلم از مرگ بیزار است؛
که مرگ اهرمن خو، آدمی خوار است
ولی، آن دم که ز اندوهان روانِ زندگی تار است؛
ولی، آن دم که نیکی و بدی را گاهِ پیکار است؛
فرو رفتن به کام مرگ شیرین است
همان بایستهی آزادگی این است
#سیاوش_کسرایی
@lightworkers
ما آمده ایم که با حضورمان،
جهان را دگرگون کنیم،
نیامده ایم تا پس از مرگمان بگویند:
از کرم خاکی هم بی آزارتر بود و از گاو مظلومتر،
ما باید وجودمان و نفس کشیدنمان،
و راه رفتنمان، و نگاه کردنمان،و لبخند زدنمان هم
مانند تیغ به چشم و گلوی بدکاران و ستمگران برود...
ما نیامده ایم فقط به خاطر آنکه همچون گوسفندی زندگی کرده باشیم که پس از مرگمان، گرگ و چوپان و سگ گله، هر سه ستایشمان کنند ...
#نادر_ابراهیمی
@lightworkers
فکر زنجیری کنید ای عاقلان
بوی گیسویی مرا دیوانه کرد
فکر زنجیری کنید ای عاقلان
بوی گیسویی مرا دیوانه کرد
پیش هر بیگانه گویم راز خود
آشنارویی مرا دیوانه کرد....
@lightworkers
"ایگو" یا "من" سرچشمه رنجها و دردمندیهاست،
اما اگر رنج وارد قلمرو آگاهی انسان گردد و او آگاهانه رنج کشیدن را مشاهده کند،
همین رنج آگاهانه موجب رهائی او از ایگو خواهد شد...
یکی از اشتباهترین فرضیههای ایگو ، و یکی از افکار متعدد گمراه کننده این است که "من نباید رنج بکشم" .
گاهی این افکار را به اطرافیان خود نیز منتقل میکنیم. مثلا "فرزند من نباید رنج بکشد". خود ِ این فکر در ریشه رنج کشیدن قرار دارد.
رنج کشیدن هدف ناب و اصیلی دارد،تکامل و دمیدن خورشید آگاهی و فروپاشی ایگو...
#اکهارت_تله
@lightworkers
اگر دين نداريم، آزاده باشيم....
امام (ع) در روز عاشورا وقتی که دشمنان به حرم و خانوادهی ایشان حمله کردند،این جمله را گفتند:
"إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دِين؛فَكُونُوا أَحْرَاراً فِي دُنْيَاكُم"
اگر دین ندارید؛آزاده باشید.
روضهخوانها معمولا این جمله را این چنین ترجمه میکنند:
اگر دین ندارید «لااقل» آزاده باشید. ولی در کلام امام حسین «لااقل» نیامده است و این کلمه را آوردن، لطف و حسن و عمق این جمله را کاملاً میگیرد. در واقع در کلام امام، یک معادلهی بسیار مهمی برقرار شده است؛ گویا آزاده بودن، عِدل دینی بودن است.
اگر کسی «آزاده» بود درست شبیه این است که کسی دیندار است.
از یک «دیندار»،انتظار میرود که آزاده باشد و اگر آزاده نباشد دیندار نیست.
از یک «انسان»، ولو اینکه در حوزهای از حوزههای دینی قرار ندارد، انتظار میرود که آزاده باشد و اگر آزاده بود ولو دینی هم نداشته باشد و به گوش او نخورده باشد، همچنان یک انسانِ شریف و مقبول درگاه خداوند است.
این آزادگی، هم تفسیر بیرونی دارد هم تفسیر درونی دارد، هم از درون باید از رذایل پیراسته بود و هم از بیرون باید بردهی کسی نبود، غلامی پیشه نکرد، خوی نوکری نداشت و استقلال و منش مستقل داشت و از این طریق، هم دین خود را تصحیح کرد و هم دنیای خود را.
«إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دِين؛فَكُونُوا أَحْرَاراً فِي دُنْيَاكُم»
این را به خاطر داشته باشید و مطمئن باشید که اگر در طریق «آزادگی» سیر کنید، بدون تردید مسیری است که شما را به سعادت و به حقیقت میرساند....
#دكتر_عبدالكريم_سروش
@lightworkers
این که به سینهام میکوبد قلب نیست،
دسته دسته سینهزن است که بر طبل سینهام میکوبند.
سوگی هزارساله دارم.
برای گریستن این همه راه آمدهام؛
عزایی در دلم برپاست،به خانهام که آمدی هق هقی بیاور،کاسه کاسه اشک نذری دارم،بیا هر چقدر میخواهی ببر...
رختم سیاه است و بختم نیز،
جگرم سوخته است و بر سر نیزه است.
بوی جگر سوخته را میشنوی؟
بوی جان آتش گرفته را؟
میدانی هر جا که میروم کربلاست؟
میدانی کوفه کوفه نارفیق دارم؟
آب را بر من بستهاند و رود عشق را نیز.
زینبی در گلویم نشسته است و هزار هزار نوحه را به بغضی فرو میخورد...
روضهای برایم بخوان
که تمام امروزهایم تاسوعاست و تمام فرداهایم عاشورا
چه کنم با تقویم دلم که همه دوازده ماهش محرم است و ماتم.
از حسینم بپرسید کجا ببرم این تن بیسرم را
کجا ببرم؟
کجا بروم ؟
#عرفان_نظرآهاری
@lightworkers
در سمت توام
دلم باران ، دستم باران
دهانم باران ، چشمم باران
روزم را با بندگی تو پا گشا میکنم...
هر اذانی که میوزد
پنجرهها باز میشوند
یاد تو کوران میکند ...
هر اسم تو را که صدا میزنم
ماه در دهانم هزار تکه میشود...
کاش من همه بودم
کاش من همه بودم
با همه دهانها تو را صدا میزدم...
کفشهای ماه را به پا کردهام
دوباره عازم توام...
تا بوی زلف یار در آبادی من است
هر لب که خندهای کند از شادی من است...
زندگی با توست...
زندگی همین حالاست...
زندگی همین حالاست...
#محمد_صالحعلاء
@lightworkers
میگویند:
"تمام روزها عاشورا ، و تمام سرزمینها کربلاست".
این کلام بسیار قدرتمندی است..
هر روز پیکار میان آگاهی و غفلت ،
هوشیاری و عادت ،
در وجود ما جاریست...
@lightworkers
در تکاپوی رهائی از آزردگیها نباشیم ،
بلکه معنا و هدفش را درک کنیم و ببینیم که چه برای آموختن به ما دارد.
حتی باید بیاموزیم که سپاسگزارشان باشیم، وگرنه از آنها عبور خواهیم کرد بیآنکه از فرصت شناخت واقعیت خود بهره برده باشیم.
آزردگی تنها آن گاه از میان میرود که نگرش نادرست من را از میان ببرد.
"او ما را شفا میدهد ، نه ما او را"...
ناخوشی تلاش طبیعت است برای شفای آدمی که ناخوش است.
از خود ِ ناخوشی میتوان برای بهبودی خود آموخت.آنچه که روانِ آزرده بیارزش می پندارد و به دور میاندازد ، کیمیایی است که هیچ گاه هیچ کجا نظیرش را نمییابد...
#کارل_گوستاو_یونگ
@lightworkers
نقل است که گفت :
در سفری بودم ، صحرا پربرف بود ،
و گبری را دیدم دامن در سرافگنده
و از صحرای برف میرفت و ارزن میپاشید.
ذالنون گفت :
ای دهقان ! چه دانه میپاشی؟
گفت : مرغکان چینه نیابند.
دانه میپاشم تا این تخم به برآید
و خدای بر من رحمت کند.
گفتم : دانهای که بیگانه پاشد
از گبری نپذیرد.
گفت : اگر نپذیرد ، بیند آنچه میکنم ؟
گفتم : بیند.
گفت : مرا این بس باشد.
پس ذوالنون گفت چون به حج رفتم
آن گبر را دیدم
عاشق آسا در طواف گفت:
یا اباالفیض !
دیدی که دید و پذیرفت ،
و آن تخم به برآمد ، و مرا آشنایی داد ،
و آگاهی بخشید ، وبه خانه خودم خواند ؟
ذوالنون از آن سخن در شور شد.
گفت : خداوندا ! بهشتی به مشت ارزن به گبری چهل ساله ارزان میفروشی؟
هاتفی آواز داد :
که حق تعالی هرکه را خواند ، نه به علت خواند ، و هرکه را راند نه به علت راند.
تو ای ذوالنون !
فارغ باش که کار انفعال لمایرید با قیاس عقل تو راست نیوفتد...
#تذکره_اولیاء
#ذوالنون_مصری
@lightworkers
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
