Light Workers🔆
Відкрити в Telegram
چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شبروی کن که تا زآن ماه بیهمتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers
Показати більше396
Підписники
Немає даних24 години
+77 днів
+530 день
Архів дописів
همهی ما موجودات پیچیدهای هستیم.
وجوه مختلفی در شخصیت ما وجود دارند: خواستهها، آرزوها و ترسهای متناقض.
دنیای بیرونمان نیز همینقدر گیجکننده و متناقض است.
اگر حواسمان نباشد، فشارهای بیرونی و درونی درنهایت ما را از بین خواهند برد. نمیتوانیم هم دکتر جکیل باشیم هم آقای هاید، حداقل نه برای مدت طولانی...
باید انتخاب کنیم: همقطار فیلسوف باشیم و مجاهدانه بر درونمان متمرکز باشیم، یا مثل سردسته گروهی عوام، هر لحظه همان چیزی باشیم که جمعیت طلب میکند...
اگر بر یکپارچگی درونی، یعنی خودآگاهی، تمرکز نکنیم، ممکن است فشارهای بیرونی نابودمان کنند....
@lightworkers
همهی ما موجودات پیچیدهای هستیم.
وجوه مختلفی در شخصیت ما وجود دارند: خواستهها، آرزوها و ترسهای متناقض.
دنیای بیرونمان نیز همینقدر گیجکننده و متناقض است.
اگر حواسمان نباشد، فشارهای بیرونی و درونی درنهایت ما را از بین خواهند برد. نمیتوانیم هم دکتر جکیل باشیم هم آقای هاید، حداقل نه برای مدت طولانی...
باید انتخاب کنیم: همقطار فیلسوف باشیم و مجاهدانه بر درونمان متمرکز باشیم، یا مثل سردسته گروهی عوام، هر لحظه همان چیزی باشیم که جمعیت طلب میکند.
اگر بر یکپارچگی درونی، یعنی خودآگاهی، تمرکز نکنیم، ممکن است فشارهای بیرونی نابودمان کنند...
@lightworkers
در قلبم همچنان به معجزه عقیده دارم...
خدا بزرگترین معجزهگر است،
او که یک کرم زشت و بدترکیب را
به پروانهای زیبا تبدیل میکند،
حتما قادر است که از نفرت و ترس
هم عشق بیافریند...!
#سوزان_کی
@lightworkers
نقل است که یکی از بوعثمان حیری پرسید که:
به زبان ذکر میگویم
اما دل با آن یار نمیگردد....
گفت:
شکر کن که یک عضو باری مطیع شد،
و یک جزء را از تو راه دادهاند،
باشد که دل نیز موافقت کند...
#تذکرة_الأولیاء
@lightworkers
و کسی از وی پرسید:
چگونهای؟
گفت:
چگونه باشد کسی که عمرش میکاهد
و گناهش میافزاید؟
#تذکرة_الاولیاء
ذکر محمد واسع
@lightworkers
من راه رفتن را از یک سنگ آموختم،دویدن را از یک کرم خاکی و پرواز را از یک درخت!
بادها از رفتن به من چیزی نگفتند، زیرا آن قدر در حرکت بودند که رفتن را
نمیشناختند!
پلنگان دویدن را یادم ندادند، زیرا آنقدر دویده بودند که دویدن را از یاد برده بودند.
پرندگان نیز پرواز را به من نیاموختند، زیرا چنان در پرواز خود غرق بودند که آن را به فراموشی سپرده بودند!
اما سنگی که درد سکون را کشیده بود، رفتن را میدانست و کرمی که در اشتیاق دویدن سوخته بود، دویدن را میفهمید و درختی که پاهایش در گل بود، از پرواز میدانست.
آنها از حسرت به درد رسیده بودند و از درد به اشتیاق و از اشتیاق به معرفت...
وقتی راه رفتن آموختی، دویدن بیاموز.
و دویدن که آموختی، پرواز را...
#عرفان_نظر_آهاری
@lightworkers
دو قطعه از آلبوم ((در آینه ی آسمان))
کمانچه #کیهان_کلهر
تنبور #علی_اکبر_مردای
@lightworkers
قلمت را بردار دفترت را باز کن و به خلوت آفرینش برو جادو در واژه ها نيتها و مکالمات جاری ست - کافی ست گوش جانت را تیز کنی و اجازه دهی تا ذهن و قلبت از هر ابر نوری بتاباند.
بنويس:
نیت میکنم ذهنم دریچه ای باشد رو به نور ایده های نو و هر فکری که در من جوانه میزند هدیه ای از آسمان باشد.
نیت میکنم گفت و گوهایی را آغاز کنم که جانم را بیدار کند و صدایم را با صداقت، لطافت و شهامت بیان کنم
نیت میکنم حقیقت هایی را که پنهان مانده اند با نوری درونی ببینم و با ذهنی گشوده بپذیرم
نیت میکنم کنجکاوی ام را دنبال کنم بی آن که از ندانستن بترسم زیرا در ندانستن، جادوى كشف نهفته است.
نيت میکنم با خود و دیگران با نرمی و شفافیت حرف بزنم و اجازه دهم که کلماتم پلی باشد میان دلها نه دیواری میان ذهنها
@lightworkers
بدن،ظرف احساسات: رویکردی نوین در مدیریت هیجانات
در دنیای پرهیاهوی امروز، احساسات و هیجانات ما گاه چنان شدت میگیرند که گویی طوفانی سهمگین، وجودمان را در مینوردد.این هیجانات طاقتفرسا، نه تنها آرامش و تعادل ما را بر هم میزنند، بلکه میتوانند بر سلامت جسمی و روانی ما نیز تأثیرات منفی بگذارند.اما آیا راهی برای مدیریت این هیجانات وجود دارد؟
آیا میتوانیم به جای غرق شدن در این دریای متلاطم، بر امواج آن سوار شویم و به ساحل آرامش برسیم؟
یکی از رویکردهای نوین در مدیریت هیجانات، توجه به بدن به عنوان "ظرف احساسات" است. این رویکرد بر این اصل استوار است که احساسات و هیجانات ما، در واقع انرژیهایی هستند که در بدن ما جریان دارند. وقتی این انرژیها آزادانه در بدن جریان داشته باشند و ما بتوانیم آنها را در "ظرف" بدن خود احساس کنیم، دیگر طاقتفرسا و غیرقابل تحمل نخواهند بود.
اما چگونه میتوانیم بدن خود را به عنوان ظرف احساسات تجربه کنیم؟
در اینجا به برخی از راهکارها اشاره میکنیم:
توجه به تنفس:
تنفس، پلی است میان ذهن و بدن. با توجه به دم و بازدم خود، میتوانیم به احساسات و هیجانات خود در لحظه حال آگاه شویم و آنها را در بدن خود احساس کنیم.
تمرینات ذهنآگاهی:
تمرینات ذهنآگاهی به ما کمک میکنند تا بدون قضاوت، به احساسات و هیجانات خود توجه کنیم و آنها را در بدن خود تجربه کنیم.
یوگا و حرکات کششی:
یوگا و حرکات کششی، با افزایش آگاهی ما از بدن و ایجاد انعطافپذیری در آن، به ما کمک میکنند تا احساسات و هیجانات خود را در بدن خود احساس کنیم و آنها را رها کنیم.
هنر و خلاقیت:
هنر و خلاقیت، راهی برای بیان احساسات و هیجانات ما هستند. با خلق آثار هنری، میتوانیم احساسات خود را به شکلی ملموس تجربه کنیم و آنها را از درون خود بیرون بریزیم...
وقتی بتوانیم بدن خود را به عنوان ظرف احساسات تجربه کنیم، دیگر از هیجانات خود نمیترسیم و آنها را سرکوب نمیکنیم.
در عوض، به آنها اجازه میدهیم که در بدن ما جریان داشته باشند و سپس به آرامی فروکش کنند. این رویکرد، نه تنها به ما کمک میکند تا هیجانات خود را مدیریت کنیم، بلکه به ما امکان میدهد تا با خودمان و دیگران ارتباط عمیقتری برقرار کنیم و زندگی شادتر و رضایتبخشتری را تجربه کنیم...
در پایان، باید به این نکته اشاره کنیم که تجربه بدن به عنوان ظرف احساسات، نیازمند تمرین و ممارست است. اما با صبر و حوصله، میتوانیم این مهارت را در خود پرورش دهیم و از مزایای آن بهرهمند شویم. پس بیایید از امروز، به بدن خود به عنوان ظرف احساسات توجه کنیم و اجازه دهیم که این ظرف، ما را به سوی آرامش و تعادل هدایت کند....
@lightworkers
ما آرزو داریم از طریق دیگران آنچه را که در خود به تحقق نمیرسانیم، تجربه کنیم.
ما انتظار داریم جاهطلبیهایمان از طریق فرزندانمان برآورده شود،
ما میخواهیم توسط شخص دیگری پر از عشق شویم وقتی که نتوانستهایم منابع توانایی دوست داشتن درون خود را کشف کنیم...
#ادوارد_سی_ویتمونت
@lightworkers
اصرار من بیهوده بود
خاکسترت با باد رفت
من سوختم تا سوختم
خاکسترم از یاد رفت....
@lightworkers
مرا چون نی درآوردی به ناله
چو چنگم خوش بساز و بانوا کن
اگر چه می زنی سیلیم چون دف
که آوازی خوشی داری صدا کن
چو دف تسلیم کردم روی خود را
بزن سیلی و رویم را قفا کن....
@lightworkers
از پنجره به پیادهرویِ مملو از جمعیّت نگاه کرد.
گفت: میبینی، لباسهایی هستند که راه میروند،
دروغ میگویند،
عاشق میشوند،
میمیرند...
کمتر لباسی آن بیرون است که درونش "انسان" وجود داشته باشد.
به راستی که این دنیا یک رختکنِ بزرگ است...
#رومن_گاری
@lightworkers
کیست عاشق؟هیچ آن هم در سراب
نیست حتی نقشی از او روی آب
از دو عالم دوست او را بس بود
غیر از او بیگانه با هر کس بود
نیست جز معشوق در دنیای او
نیست جز سودای دل سودای او
هرچه خواهد دوست پیش او نکوست
نیست دلخواهش بجز دلخواه دوست
گر تمنای وصالت در سر است
این هوس باشد که راهی دیگر است
عاشق آن خواهد که یارش خواسته
از سر سودای خود برخاسته
عاشقان را با من و ما کار نیست
در دل عاشق به غیر از یار نیست
عاشق شیدا نداند کیست او
هست،اما در حقیقت نیست او
گفتن من عاشقم خود ادعاست
ادعایی ناروا و نا بجاست
هر که پیش یار کرد اظهار عشق
صحنه سازی می کند در کار عشق
با من ما چند گویی عاشقی
بگذر از خود گر حریفی صادقی
هرگز از معشوق خود چیزی مخواه
بی تمنا باش حتی در نگاه
پیش رویش دیده هستی بدوز
کافری در عشق اگر هستی هنوز
جمله معشوق است و عاشق هیچ نیست
زنده معشوق است و عاشق مرده ایست...
#دکتر_نوربخش
@lightworkers
شب هزار جفت چشم دارد
و روز بیش از یک چشم ندارد
با این همه جهانِ درخشان
تمامی نورش را از کف میدهد
هنگامی که آن یک چشم بسته شود
و همین گونه ذهن آدمی هزار چشم و چشمه دارد
که از معرفت میجوشد
و قلب بیش از یک چشم ندارد
اما تمامی زندگی در سیاهی میرود
هنگامی که عشق اُفول می.کند....
#فرانسیس_ویلیام_بوردیلون
ترجمه:#حسین_الهی_قمشهای
@lightworkers
گفتند: چونی؟!
گفت: نانِ خدای میخورم
و فرمان شیطان میبرم...
#ذکر_مالک_دینار
#تذکرة_الاولیاء
@lightworkers
"ببینید، اگر کسی دیگران را با هدف بهرهبرداری دوست دارد، این عشق نیست.
او تنها از عشق به عنوان پوششی برای پنهان کردن منافع شخصی خود استفاده میکند. برای دوست داشتن واقعی دیگران، ابتدا باید بتوانیم خود را دوست داشته باشیم؛ زیرا دوست داشتن خود، دشوارترین کار است. دوست داشتن دیگری آسان است،
اما دوست داشتن آنچه هستیم،
مثل در آغوش گرفتن آهنی داغ است: سوزاننده و دردناک.
پس، دوست داشتن دیگران اغلب فراری از خود است.
اما در نهایت، باید به سراغ خود برگردیم و ببینیم آیا توانایی دوست داشتن خود را داریم.
این پرسش اصلی است:آیا میتوانیم خود را دوست داشته باشیم؟"
#کارل_گوستاو_یونگ
@lightworkers
یکی دیگر از ویژگیهایی که به نظر میرسد این روزها کم شده، کرامت است.
کلمهای قدیمی به نظر میرسد.
به ندرت آن را امروزه میشنوم.
در عوض، زیاد در مورد قدرت میشنوم. جستجوی قدرت، امکان کرامت را منتفی میکند زیرا قدرت نمایانگر تلاش برای جبران احساس درونی تحقیر است.
اگر من قدرت داشته باشم، هیچکس جرات نمیکند مرا تحقیر کند.
اما مانند تمام مکانیسمهای جبرانی، نیاز به قدرت یا پول، احساس درونی تحقیر را، علیرغم تلاش برای انکار آن، تأیید و تقویت میکند.
کرامت شیوهای برای رفتار و منش داشتن است.این کلمه از واژه لاتین "dignitas" گرفته شده که به معنای "ارزش" یا "شایستگی" است.
در فرهنگ لغت یکی از معانی آن "شخصیتی که الهامبخش احترام است یا احترام را برمیانگیزد" ذکر شده است.
شخصیت و رفتار با هم مرتبط هستند.
رفتار و منش، شخصیت فرد را بیان میکنند. افرادی که کرامت دارند، خود را به گونهای نشان میدهند که الهامبخش احترام هستند یا احترام را برمیانگیزند.
جالب است به ارتباط بین احترام و کرامت توجه کنیم (که ریشه در حس مشترک شایستگی دارند). هر دو ویژگیهایی هستند که در افراد خودشیفته وجود ندارند....
#الکساندر_لوون
@lightworkers
