uk
Feedback
Light Workers🔆

Light Workers🔆

Відкрити в Telegram

چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شب‌روی کن که تا زآن ماه بی‌همتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers

Показати більше
376
Підписники
Немає даних24 години
+27 днів
+530 день
Архів дописів
Path of Compassion #Karunesh @lightworkers

Path of Compassion #Karunesh @lightworkers

Karunesh - Way of the Winding Valley (320).mp313.49 MB

Karunesh - Stargazing (320).mp312.86 MB

Karunesh - Zensual (320).mp317.28 MB

Karunesh - Shruti s Song (320).mp315.21 MB

Karunesh - Dazzled by the Light (320).mp313.21 MB

Karunesh - Oasis Moon (320).mp315.65 MB

💽 Album: Path of Compassion 👤 Artist: #Karunesh 📅 Date: 2010-04-20 🎧 Tracks amount: 11 @lightworkers
💽 Album: Path of Compassion 👤 Artist: #Karunesh 📅 Date: 2010-04-20 🎧 Tracks amount: 11 @lightworkers

مناظره مرغ با صیاد درباره ترک دنیا کردن ((صیادی که خود را در گیاه پیچید و دسته گل بر سر نهاد)) بخش دوم (پایانی) حکایت پرنده و صیاد یکی از عمیق ترین و جذابترین حکایات مثنوی است. محور اصلی این حکایت مسئلۀ خلوت و صحبت است. آیا سالک برای تکمیل نَفس و تهذیب قلب باید به کُنجِ انزوا رود و از حشر و نشر با مردم تن زند. یا باید داخل جمع شود و با عوامل تحریکِ نَفس که لازمۀ زندگی اجتماعی است دست و پنجه نرم کند و با مقهور کردن آنها به تکمیل نَفس رسد. کدامیک از دو مورد مذکور ارجح است؟ مولانا بقدر زیبا دلایل رجحان خلوت بر صحبت و صحبت بر خلوت را بیان داشته است که خواننده دچار اعجاب و حیرت می گردد. لطف مطلب در این است که هم دلایل صیّاد محکم و قانع کننده است و هم دلایل پرنده متقن و ایمان آور. خواننده با شنیدن دلایل هر یک از طرفین، بحث را خاتمه یافته می انگارد در حالی که مولانا با ذهن روشن و نقادِ خود همان دلایل مقبول را رد می کند و بحث اوجی دیگر می گیرد. «صیاد» نمادِ سالکِ اهلِ خلوت است و «پرنده» نمادِ سالک اهلِ صحبت. شیوۀ قصه گویی مولانا به گونه ای است که شخصیت های داستان در نقش منفی و مثبت ثابت نمی مانند بلکه به اقتضای مقاصد معنوی مولانا پیوسته دگرگون می شوند. یعنی منفی، مثبت می شود و مثبت، منفی. از اینرو در بخشی از این حکایت، صیّاد نمادِ زاهدان ریایی است که برای نیل به اغراض نفسانی، طالبان حقیقت را به دام می افکند. بخش دوم (پایانی) #مثنوی_معنوی #حضرت_مولانا @lightworkers

مناظره مرغ با صیاد درباره ترک دنیا کردن ((صیادی که خود را در گیاه پیچید و دسته گل بر سر نهاد)) بخش دوم (پایانی) حکایت پرنده و صیاد یکی از عمیق ترین و جذابترین حکایات مثنوی است. محور اصلی این حکایت مسئلۀ خلوت و صحبت است. آیا سالک برای تکمیل نَفس و تهذیب قلب باید به کُنجِ انزوا رود و از حشر و نشر با مردم تن زند. یا باید داخل جمع شود و با عوامل تحریکِ نَفس که لازمۀ زندگی اجتماعی است دست و پنجه نرم کند و با مقهور کردن آنها به تکمیل نَفس رسد. کدامیک از دو مورد مذکور ارجح است؟ مولانا بقدر زیبا دلایل رجحان خلوت بر صحبت و صحبت بر خلوت را بیان داشته است که خواننده دچار اعجاب و حیرت می گردد. لطف مطلب در این است که هم دلایل صیّاد محکم و قانع کننده است و هم دلایل پرنده متقن و ایمان آور. خواننده با شنیدن دلایل هر یک از طرفین، بحث را خاتمه یافته می انگارد در حالی که مولانا با ذهن روشن و نقادِ خود همان دلایل مقبول را رد می کند و بحث اوجی دیگر می گیرد. «صیاد» نمادِ سالکِ اهلِ خلوت است و «پرنده» نمادِ سالک اهلِ صحبت. شیوۀ قصه گویی مولانا به گونه ای است که شخصیت های داستان در نقش منفی و مثبت ثابت نمی مانند بلکه به اقتضای مقاصد معنوی مولانا پیوسته دگرگون می شوند. یعنی منفی، مثبت می شود و مثبت، منفی. از اینرو در بخشی از این حکایت، صیّاد نمادِ زاهدان ریایی است که برای نیل به اغراض نفسانی، طالبان حقیقت را به دام می افکند. بخش دوم (پایانی) #مثنوی_معنوی #حضرت_مولانا @lightworkers

مناظره مرغ با صیاد در باره ترک دنیا کردن ((صیادی که خود را در گیاه پیچید و دسته گل بر سر نهاد)) بخش اول پرنده ای به سوی لاله زاری پرواز کرد در حالی که دامی در آنجا گسترده شده بود و دانه هایی نیز در آن. در کنار دام صیادی به کمین نشسته بود و برای اغفالِ پرندگان ، خود را با شاخه ها و برگ ها و گل ها استتار کرده بود. پرنده در فضای اطراف چرخی زد و به دام نزدیک شد و صیاد را دید. به صیاد گفت: ای سبزپوش تو کیستی که در وسط این صحرا تنها نشسته ای؟ صیاد گفت: مردی راهب هستم و از مردم بُریده ام و به برگ گیاهان صحرا قناعت کرده ام. پرنده گفت: رُهبانیّت در دین اسلام جایز نیست. مرغ گفتش: خواجه در خلوت مایست دینِ اَحمد را ترهّب نیک نیست از خلوت به در آی و با مردم حشر و نشر کن. صیاد گفت: اینکه تو می گویی حکم مطلق نیست. زیرا انزوا اگر هم مذموم باشد از آمیزش با بَدان که بَدتر نیست. آیا تا به حال دیده ای که سنگ و کلوخ صحرا کسی را گمراه کند؟ ولی از مردم جفاکار دنیا گمراهی های بسیار سر بر زند. پرنده گفت: اشتباه می کنی. اگر در جامعه به سر بردی و گمراه نشدی هنر کرده ای. واِلّا از ترس گناه به بیغوله ها رفتن شرط هدایت نیست. صیاد گفت: بله، به شرط آنکه بر عوامل شرّ آفرینِ جامعه غالب آیی. ولی اگر چنین قدرتی را در خود سراغ نداشته باشی. همان بهتر که به کُنجِ انزوا پناه بری. و بعلاوه برای آنکه راه را از چاه تمییز دهی نیازمند رفیق صادقی. حال بگو ببینم در این زمانه کو رفیق صادق؟ پرنده گفت: اساس سلوک صِدق قلب است نه رفیق طریق. تو صادق باش، رفیقان صادق تو را می یابند. راه چه بود؟ پر نشان پای ها یار چه بود؟ نردبان رای ها بحث میان آن دو بالا گرفت. پرنده چون گرسنه بود دانه ها را زیر نظر داشت و ناچار از صیاد پرسید: این دانه های گندم از آنِ توست؟ صیاد گفت: نه، از آنِ طفلی یتیم است و چون قیّم ندارد آن ها را موقتاََ به منِ زاهد سپرده است. و می دانی که خوردن مالِ یتیم هم حرام است. پرنده چون از گرسنگی بی طاقت شده بود گفت: ولی من در حال حاضر در اضطرار به سر می برم و شرعاََ به قدرِ سدّ جوع جایز است از آن بخورم. صیاد گفت: حتّی شخصِ مضطر هم اگر خویشتن داری کند بهتر است و حال که می خواهی از آن بخوری باید تعهد کنی که بهای آن را بپردازی. بدین ترتیب صیاد آن پرنده را فریب داد. پرنده که صبر و قرار نداشت قبول کرد و همینکه آمد دانه ها را برچیند به دام افتاد و آه و حنین اش بلند شد. بخش اول #مثنوی_معنوی #حضرت_مولانا @lightworkers

ما که افتنده‌تر از پرتو ماه آمده‌ایم کس چه داند که چسان این همه راه آمده‌ایم با رقیبان سخن از درد دل ما گفتی شرمسار از اثر نا
ما که افتنده‌تر از پرتو ماه آمده‌ایم کس چه داند که چسان این همه راه آمده‌ایم با رقیبان سخن از درد دل ما گفتی شرمسار از اثر ناله و آه آمده‌ایم پرده از چهره برافکن که چو خورشید سحر بهر دیدار تو لبریز نگاه آمده‌ایم عزم ما را به یقین پخته ترک ساز که ما اندرین معرکه بی خیل و سپاه آمده‌ایم تو ندانی که نگاهی سر راهی چه کند در حضور تو دعا گفته به راه آمده‌ایم   #اقبال_لاهوری @lightworkers

+7
#Russill_Paul @lightworkers

💽 Album: Shabda, Mantra Mysticism 👤 Artist: #Russill_Paul 📅 Date: 2008-03-24 🎧 Tracks amount: 8 @lightworkers
💽 Album: Shabda, Mantra Mysticism 👤 Artist: #Russill_Paul 📅 Date: 2008-03-24 🎧 Tracks amount: 8 @lightworkers

سورات شابد یوگا، شکلی از ممارست معنوی است که در سانت مات و بسیاری دیگر از سنت‌های معنوی پیروی می‌شود. سورات به معنی توجه یا رویارویی می‌باشد که بیان بیرونی از روح است، شابد به معنی کلمه است و یوگا به معنی اتحاد می‌باشد. اصطلاح کلمه به معنی جریان صوت می‌باشد، جریان حیات قابل شنیدن یا ذات عالی مطلق، که نیروی دینامیکی از انرژی خلقت است که از وجود اعظم به سمت ژرفای فضا در آغاز تجلی کائنات همچون ارتعاش صدایی به بیرون فرستاده می‌شود و به پیش فرستاده می‌شود، در طول اعصار، همه چیزهایی که این جهان را تشکیل می دهند و زنده نگه می دارند را شکل می‌دهد. #سورات_شابد_یوگا #شابد_یوگا @lightworkers

نه حرف عقل بزن با کسی نه لاف جنون که هر کجا خبری هست، ادعایی نیست #فاضل_نظری @lightworkers
نه حرف عقل بزن با کسی نه لاف جنون که هر کجا خبری هست، ادعایی نیست #فاضل_نظری @lightworkers

+5
Album: Bhava 👤 #Russill_Paul @lightworkers

💽 Album: Bhava: Ecstatic Heart 👤 Artist: #Russill Paul 📅 Date: 2010-01-26 🎧 Tracks amount: 6 @lightworkers
💽 Album: Bhava: Ecstatic Heart 👤 Artist: #Russill Paul 📅 Date: 2010-01-26 🎧 Tracks amount: 6 @lightworkers

ای بُـرده دلـم بـه غمزه، جـان نیز ببر بُردی دل و جان، نام و نشان نیز بِبَر گر هیچ اثر بماند از من بـه جهان تـاخیر روا مـدار آ
ای بُـرده دلـم بـه غمزه، جـان نیز ببر بُردی دل و جان، نام و نشان نیز بِبَر گر هیچ اثر بماند از من بـه جهان تـاخیر روا مـدار آن نیز ببر منسوب به #عین_القضات_همدانی @lightworkers