💌 دلنوت
Відкрити в Telegram
دلنوت (Delnote) اشعار و نوشتههای زیبا و ماندگار منتشر میکند. در انتشار زیباییهای دنیا با معرفی ما به دوستانتان سهیم باشید https://t.me/delnote
Показати більше944
Підписники
Немає даних24 години
+47 днів
+1930 день
Архів дописів
944
♥️
تو درختِ روشنایی، گُلِ مِهر برگ و بارت
تو شمیمِ آشنایی، همه شوقها نثارت
تو سرودِ ابر و باران و طراوتِ بهاران
همه دشت، انتظارت.
هله، ای نسیمِ اشراقِ ترانههای قُدسی
بگشا به روی من پنجرهای ز باغِ فردا
که شنیدم از لبِ شب
نفسِ ستارهها را.
چو نگاهِ روشنت هست چه غم که برگها را
به سحرگهان نشویند به روشنانِ باران.
به ستاره برگِ ناهید
نوشتم این غزل را
که بر این رواقِ خاموش
به یادگار مانَد
ز زبانِ سرخِ آلاله شنیدم این ترانه:
که اگر جهان بر آب است
محبتِ تو باقیست
همیشه، جاودانه
#محمدرضا_شفیعیکدکنی
@delnote
944
امیل چوران مینویسد:
چرا از غصههایمان اندوهگین شویم و از شادیهایمان مشعوف؟ چه فرقی میکند اشکهایمان از سر لذت باشد یا درد؟ به اندوه خود عشق بورزید و از شادمانی خود بیزار باشید، همه چیز را درهم بریزید و با هم بیامیزید. برف دانهای باشید رقصان در باد، غنچهای شناور بر جویبار! شجاع باشید وقتی نیازی به آن ندارید و بزدل باشید آنجا که باید شجاعت به خرج دهید!
#دلنوشته
@delnote
944
♥️
امروز، در دومین روز زمستان داشتم به این فکر میکردم که صلح با جهان بزرگترین دارایی ماست. دو روز پیش، در آخرین روز پاییز، نمایش مالی سویینی را دیدم. داستان زن نابینایی که در صلح با خود زندگی میکند تا اینکه پزشکی از راه میرسد و با این استدلال که زن چیزی برای از دست دادن ندارد چشمان او را جراحی میکند. زن بینایی را به دست میآورد ولی صلح پیشین را از دست میدهد. پزشک جایی در انتهای نمایش میگوید اشتباه ما این بود که فکر کردیم مالی چیزی برای از دست دادن ندارد.
هر کس لابد چیزهایی دارد, که ممکن است از دست بدهد، و چیزهایی ندارد که ممکن است آرزوی به دست آوردنشان را داشته باشد. از میان همه اینها صلح درونی اما پر ارزشترین است. همان که از دست دادنش جبران ناپذیر و به دست آوردنش بزرگترین موفقیت است. انگار هیچ دستاوردی ارزش از دست دادن آرامش نهفته در صلح درون را ندارد.
#امیرعلی_بنیاسدی
@delnote
944
♥️
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
ایمان بیاوریم به ویرانههای باغهای تخیل
به داسهای واژگون شدهی بیکار
و دانههای زندانی.
نگاه کن که چه برفی میبارد...
شاید حقیقت آن دو دست جوان بود، آن دو دست جوان
که زیر بارش یکریز برف مدفون شد
و سال دیگر، وقتی بهار
با آسمان پشت پنجره همخوابه میشود
و در تنش فوران میکنند
فوارههای سبز ساقههای سبکبار
شکوفه خواهد داد ای یار، ای یگانهترین یار
#فروغ_فرخزاد
@delnote
944
♥️
فصلیست میان پاییز و زمستان
من آن را فصل گریه مینامم!
فصلی که جان از همیشه به آسمان نزدیکتر است
و در لحظههایی که همهی زنها شبیه یکدیگرند
در لحظههایی که نه ایستگاهی وجود دارد
نه عشقی، نه نفرتی، نه برقی، نه رعدی، نه شعری، نه نثری
نه هیچچیز دیگری...
من پشت سر تو سفر میکنم
به همهی فرودگاهها سر میزنم،
از همهی هتلها سراغ تو را میگیرم
شاید ناگهان تو را یافتم.
#نزار_قبانی
@delnote
