uk
Feedback
سایت پانویس

سایت پانویس

Відкрити в Telegram

مینیمال‌های پانویس جهت شرکت در کلاس‌ها ادمین: @PanevisAdmin صفحهٔ اینستاگرام: https://www.instagram.com/Panevis نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است. محمدجعفر مصفا: @Mossaffadotcom جیدو کریشنامورتی: @Krishnamurti نیکول لپرا: @NicoleLePera

Показати більше
2 685
Підписники
-224 години
+17 днів
+430 днів
Архів дописів
‌‌ چکیده کنیم دیدگاه کریشنامورتی دربارهٔ این موضوعات را: کریشنامورتی هیپنوتیزم را مضر می‌داند و مخالف آن است. مواد مخدر و روان‌گردان را مضر می‌داند و با مصرف آنها به روشنی مخالف است. یوگا را در حد یک ورزش می‌داند و نه بیشتر. فقط برای سلامت بدن، نه برای کارِ معنوی. خدا را قبول دارد، اما نه خدایی که ادیانِ سازمان‌یافته معرفی می‌کنند. نه خدایی که انسان‌ها با فکر خودشان ساخته‌اند و می‌پندارند خداست. مذهب را قبول دارد، اما جوهر مذهب را. یعنی تجربۀ یگانگی را. نه عقاید و باورها را که کار فکر هستند. + در کانال کریشنامورتی همهٔ این موارد را جستجو کنید تا شواهد را بیابید. اینجا: @Krishnamurti

اگر یکی از والدین‌تان آزارگر باشد و با وجودِ تلاش‌های بسیارِ شما تغییر نکرده باشد، بین «حفظ رابطه با والد» و «حفاظت از خود» کدام را انتخاب می‌کنید؟
Anonymous voting

‌ سلام به دوستان و اوقات‌تان به خیر، یکی از موضوعاتی که گاهی میان خوانندگان آثار کریشنامورتی مطرح می‌شود، این است که بعضی از
‌ سلام به دوستان و اوقات‌تان به خیر، یکی از موضوعاتی که گاهی میان خوانندگان آثار کریشنامورتی مطرح می‌شود، این است که بعضی از باورها و برداشت‌هایی که خودِ خوانندگان، معتبر و درست می‌دانند، با آنچه کریشنامورتی صراحتاً درباره‌شان گفته است، تفاوت دارد. برای مثال، دربارهٔ موضوعاتی مانند یوگا، مصرف مواد روان‌گردان، یا ادعای «رسیدن به حقیقت» از طریق روش‌ها و شیوه‌های خاص، یا موضوعاتی مانند مذهب، کریشنامورتی در آثار و گفت‌وگوهایش مواضع روشنی دارد. گاهی بعضی‌ها تصور می‌کنند اگر ما عبارتی را از آثار او نقل می‌کنیم که با عقاید و تصورات این افراد در مورد نگاهِ کریشنامورتی به این موضوعات تفاوت و بلکه تخالف دارد، حتماً برداشت شخصی خودمان را إعمال کرده‌ایم! یا حتی ممکن است فکر کنند آن جمله را به کریشنامورتی نسبت داده‌ایم، یا سخن او را تحریف کرده‌ایم. حال آنکه این‌ها دقیقاً سخنان اوست و از آثار وی أخذ شده است. به نظرم راه درست برای این عزیزان این است که در چنین مواردی، به‌جای اینکه ببینیم «من چه چیزی را درست می‌دانم»، ابتدا ببینیم خودِ کریشنامورتی دقیقاً چه گفته است؛ سپس می‌توانیم دربارهٔ آن، نظر موافق یا مخالف داشته باشیم. لزومی ندارد سخنان او را وحیِ مُنزَل بدانیم اما به عنوان یک صاحب‌نظر نیز وزنه‌ای برای آن قائل هستیم. وحی منزل دانستن سخن او(یا سخن هر کس) به دلیل تمایل ما به تکیه‌گاه روانی داشتن است. دلیل اصلی اتوریته‌سازی همین است. اگر قرار است با رویکردی آزاد آثار کریشنامورتی(و اساساً آثار هر کسی) را بخوانیم، اجازه بدهیم خودِ او نیز ما را، باورها و دگم‌های ما را، به چالش بکشد؛ مخصوصاً در جاهایی که حرف‌هایش با باورها و برداشت‌های ما سازگار نیست. @PanevisDotCom

Repost from سفرنامه
‌ بنده در سفرِ «اون پایین‌مایینا» هستم و در »این رشته استوری‌ها« گزیده تأملاتی را بصورت ویدیوهای مینیمال می‌گویم و به سمع و نظرتان می‌رسانم. در کانالِ سفرنامه هم شاید ویدیوهای طولانی‌تر و یا صوتی‌هایی را بگذاریم. بهرحال هر کدام را که دوست دارید، دنبال کنید. اگر هم دوست ندارید، دنبال نکنید. زورتان که نکرده‌ام! آخر یک آقایی بود که همهٔ کلاس‌های ما را عضو بود و یک طوری حرف می‌زد که انگار مجبورش کرده‌ایم عضو باشد! خدا عقل بدهد. پول هم بدهد البته. حرفش پیش آمد، این رو هم بگوییم که همان آقا می‌گفت یکی هست که در ماه پنج میلیارد تومان برای مولانا خرج می‌کند! خب خمسِ این پنج میلیارد رو به ما بدهید. این همه از مولانا گفتیم. چرا با ما دشمنی دارید آخه؟ به عُشرش هم راضی هستیم. ماهی پونصد میلیون. چرا دشمنی؟ چرا لجاجت؟ چرا عداوت؟ باری، اگر زنده بودیم، در این سفرنامه و در »این استوری‌ها« یاوه‌گویی‌ها خواهیم کرد. شما از خرابه گنج دربیارید. + («اون پایین‌مایینا» ترجمۀ دقیقِ Down under هست. استرالیایی‌ها به استرالیا میگن: down under. یعنی استرالیا اون پایین‌مایین‌های دنیاست.) @PanevisAdventures

‌ «چرا آن کار را کردم؟» کتاب «چرا آن کار را کردم؟» در اصل دربارهٔ یک سؤال ساده است: چرا گاهی کاری می‌کنیم که خودمان هم می‌دان
‌ «چرا آن کار را کردم؟» کتاب «چرا آن کار را کردم؟» در اصل دربارهٔ یک سؤال ساده است: چرا گاهی کاری می‌کنیم که خودمان هم می‌دانیم به ضررمان است؟ چرا از کسی عصبانی می‌شویم، در حالی که علت خشممان چیز دیگری است؟ چرا بعضی آدم‌ها را بیش از حد خوب و بعضی دیگر را کاملاً بد می‌بینیم؟ چرا گاهی وقتی اشتباه می‌کنیم، به‌جای پذیرفتن اشتباه، شروع می‌کنیم به توجیه کردن خودمان؟ چرا گاهی احساسات ناخوشایند خودمان را در دیگران می‌بینیم و فکر می‌کنیم مشکل از آنهاست؟ پاسخ اصلی برگو به این پرسش‌ها، «مکانیسم‌های دفاعی» است. منظور از «مکانیسم‌های دفاعی» یا «دفاع روانی» این است که ذهن برای اینکه ما را از یک احساس دردناک یا تهدیدکننده دور نگه دارد، کاری می‌کند که آن احساس را نبینیم، انکار کنیم، به چیز دیگری نسبت بدهیم یا به شکل دیگری با آن برخورد کنیم. دفاع‌ها در اصل دشمن ما نیستند؛ اتفاقاً برای محافظت از ما شکل گرفته‌اند. مشکل از جایی شروع می‌شود که دفاعی که زمانی لازم بوده، سال‌ها بعد هم به‌صورت خودکار به کارش ادامه می‌دهد. برگو در این کتاب، انواع دفاع‌های روانی را بررسی می‌کند و نشان می‌دهد چطور می‌توانیم در موقعیت‌های روزمره متوجه شویم چه احساسی در ما فعال شده و چه دفاعی در برابر آن به کار می‌گیریم. نویسنده: عباس: @life_notes_75 + این کتاب را اگر خدا بخواهد، به زودی در گروه «رابطه» شروع به کار می‌کنیم. گروه «رابطه» برای اعضای دوره‌های خودشناسی رایگان است. شرکت کنید! فایده می‌برید. ‌

‌‌ مرز رازی را رد کرده‌ایم و منتظر هستیم ماشین‌ها بیایند و ببرندمان به شهر. در این انتظار و در این مکان مرزی، خیلی‌ها دنبال ا
‌‌ مرز رازی را رد کرده‌ایم و منتظر هستیم ماشین‌ها بیایند و ببرندمان به شهر. در این انتظار و در این مکان مرزی، خیلی‌ها دنبال اینترنت هستند. برای بعضی هنوز همراه‌اول خط و اینترنت می‌دهد و برای بعضی، نه. چند خانم، که می‌بینند من مشغول پیام دادن با گوشی‌ام هستم، می‌آیند جلو و می‌پرسند که شما اینترنت دارید؟ به آنها هات‌اسپات می‌دهم. پس از چند دقیقه می‌بینم چهره‌شان درهم است و با گوشی‌شان درگیرند. می‌پرسم و متوجه می‌شوم که می‌خواهند با واتس‌اپ به کسی پیام دهند، اما «نمی‌شود». می‌گویم: «واتس‌اپ در ایران فیلتر است و اینترنت گوشی من هم همراه‌اول است.». می‌گویند: «ولی اینجا که ترکیه‌ست». برایشان توضیح می‌دهم که ربطی ندارد به اینکه اینجا کجاست. تلفن من دارد هنوز از اینترنت ایران، همراه‌اول، استفاده می‌کند. لذا واتس‌اپ فیلتر است و نمی‌توانید به واتس‌اپ وصل شوید. باید از فیلترشکن استفاده کنید. اما مگر متوجه می‌شوند؟! اصرار دارند که: نه، اینجا دیگه ایران نیست، ترکیه است، و در ترکیه واتس‌اپ فیلتر نیست. هات‌اسپات را خاموش می‌‌کنم و به این فکر می‌کنم که «نرود میخ آهنی در سنگ». خدا نکند سر و کار آدمی با آدم زبان‌نفهم بیُفتد. کسانی که در ارتباطات‌شان، چه کاری و چه عاطفی و چه هر نوع ارتباطی با اینطور ساختارهای عقلی و روانی سر و کار دارند، چه می‌کشند! بعد به این فکر می‌کنم که بعید نیست که ما هم که خودمان را زبان‌فهم می‌دانیم، در ارتباط با کسانی، زبان‌نفهم باشیم. بعد، می‌بینم که همینطور است و درست فکر می‌کنم! زبان‌نفهمی نسبی‌ست. @PanevisDotCom

‌ خداوند با هر کسی بطور کاملاً شخصی، خصوصی ارتباط دارد. این فرد است که این موضوع را نادیده می‌گیرد. تا وقتی که او را ملاقات ک
‌ خداوند با هر کسی بطور کاملاً شخصی، خصوصی ارتباط دارد. این فرد است که این موضوع را نادیده می‌گیرد. تا وقتی که او را ملاقات کند و بگوید: «عه! پس خدا تو بودی؟! این همه مدت که همراهم بودی! عجب! چطور متوجه نبودم؟! «تو یوسفی؟!»». و این ارتباطِ کاملاً شخصی و خصوصی را هیچکسِ دیگر، مطلقاً هیچکسِ دیگر، نمی‌داند و نمی‌تواند بفهمد. لذا اصلاً نگران مرگ نباشید. بر اساس دلایل کاملاً شخصی‌تان، دلایلی که همراهِ ازلی همیشه با شما می‌دیده و همراه بوده و درک‌تان می‌کرده، قضاوت می‌شوید. حتی چیزهایی و دلایلی بر اعمال و رفتارتان می‌دیده که خودتان نمی‌دیده‌اید و نمی‌بینید و نمی‌دانید. لذا مرگ اصلاً نگرانی ندارد. با خیال راحت بمیرید و به ملاقات کسی روید که شما را حتی بهتر و عمیق‌تر از خودتان درک می‌کند. @PanevisDotCom

‌ «آدم ممکن است از زیادیِ غرور بمیرد.» — «گرسنه»، کنوت هامسون ابتدا »این مطلب« را دربارهٔ خواندنِ قصه و داستان بخوانید تا اثر
‌ «آدم ممکن است از زیادیِ غرور بمیرد.» — «گرسنه»، کنوت هامسون ابتدا »این مطلب« را دربارهٔ خواندنِ قصه و داستان بخوانید تا اثرِ چنین کارِ فرهنگی‌ای را بر اساسِ تبیینِ پژوهش‌های جدید، متوجه شوید. اما «گرسنه»: «گرسنه» داستانِ نویسنده‌ای جوان و بی‌نام است که در خیابان‌های کریستیانیا ــ اُسلوِ امروزی ــ زندگی می‌کند. پولی ندارد، روزها چیزی نمی‌خورد و مدام تلاش می‌کند با نوشتنِ مقاله و پیدا کردنِ کار از وضعیتی که در آن افتاده بیرون بیاید. اما مسئله فقط فقر نیست؛ غرور، حساسیت و رفتارهای گاه نامعقولِ خودش نیز وضع را دشوارتر می‌کند. هامسون بخشِ عمدهٔ داستان را از درونِ ذهن همین شخصیت روایت می‌کند. گرسنگی به‌تدریج بر قضاوت، احساسات و حتی ادراکِ او از واقعیت اثر می‌گذارد؛ بااین‌حال، او همچنان می‌خواهد عزت‌نفس و تصویری را که از خودش دارد حفظ کند. نتیجه، روایتی است دربارهٔ فقر و تنهایی، اما به همان اندازه دربارهٔ غرور، خودفریبی، نیاز به تأیید و رفتارِ انسان وقتی تحتِ فشار قرار می‌گیرد. رمان در سال ۱۸۹۰ منتشر شد و امروز یکی از آثار مهمِ آغاز ادبیات روان‌شناختیِ مدرن به شمار می‌رود. داستان نسبتاً سرراست و متمرکز بر یک شخصیت است. این روزها رمانِ «گرسنه» را با ترجمهٔ احمدِ گلشیری در گروهِ «رمان‌خوانی و فیلم» به‌صورتِ گروهی می‌خوانیم. @PanevisDotCom

‌ بعضی هستند که گزیده‌ای دلخواه از زندگی‌‌شان را استوری می‌کنند و بعضی دیگر تصور می‌کنند که همهٔ زندگیِ آن‌ها را می‌دانند! نیست لٰکن اینطور. یعنی نمی‌دانند. توهم می‌زنند، خودشان در ذهن‌شان می‌سازند. و علت این توهم، علاقمندی به زندگی خصوصی دیگران است. و علت این علاقمندی، فقدان معنیٰ در زندگی‌ِ خودشان است. کریشنامورتی بخوانید! کریشنامورتی کار کنید. عملی. @PanevisDotCom

تلاشِ زائد پنجره باز هست. چون باز بوده، نتوانسته‌ای بازش کنی! @PanevisDotCom

‌ بحث جدیدی در گروه «رابطه» باز کرده‌ایم با عنوان «جمع‌خوانی و بررسی آثار جوزف برگو». ایشان از معدود روانکاوهای نسبتاً عمیق ا
+2
‌ بحث جدیدی در گروه «رابطه» باز کرده‌ایم با عنوان «جمع‌خوانی و بررسی آثار جوزف برگو». ایشان از معدود روانکاوهای نسبتاً عمیق است که قبلاً نیز کتاب «خودشیفته‌ای که می‌شناسی» را از ایشان کار کرده‌ایم. گروه «رابطه» مباحث عمیق و متنوعی از شناخت خود را در برمی‌گیرد که مستقیماً روابط انسانی را هدف قرار می‌دهد. علاقمندان به شرکت در گروه «رابطه» به »ادمین طوبیٰ« پیام دهند. این گروه برای اعضای دوره‌های خودشناسی باشگاه خودشناسی مهمان‌کُش رایگان است. @PanevisDotCom

شوخی، میل آزار، نظر دادن دربارهٔ اندام و بدن و غذا خوردن @PanevisDotCom

مهارتِ حدومرزگذاری @PanevisDotCom

موضوعات: ارضای خشم، میل آزار و اذیت @PanevisDotCom

‌ اگر می‌دانید کارتان صحیح است، بر آن استوار باشید و دل قوی دارید. یاوه‌گویان همیشه بوده‌اند، هستند و خواهند بود. جزو کارند.
‌ اگر می‌دانید کارتان صحیح است، بر آن استوار باشید و دل قوی دارید. یاوه‌گویان همیشه بوده‌اند، هستند و خواهند بود. جزو کارند. @PanevisDotCom

«انتخاب» اشتباه؟! بسیاری ازدواج‌ها و روابط منتج به این می‌شوند که «چرا اشتباه انتخاب کردم؟»، «این اونی نبود که فکر می‌کردم».
«انتخاب» اشتباه؟! بسیاری ازدواج‌ها و روابط منتج به این می‌شوند که «چرا اشتباه انتخاب کردم؟»، «این اونی نبود که فکر می‌کردم». فکر می‌کنید چرا؟ @PanevisDotCom

‌ ساعت(زمان روانی) اگر انسان از «ساعت» - به ترم مولانا جلال‌الدین - یا همان زمان رها باشد، به ذات انسانی خود، به منبع، متصل ا
‌ ساعت(زمان روانی) اگر انسان از «ساعت» - به ترم مولانا جلال‌الدین - یا همان زمان رها باشد، به ذات انسانی خود، به منبع، متصل است. مادامی که زمان‌مندی وجود دارد، «شدن» هست و بناچار، رنج. حال سوال این است که خلاصی از زمان چگونه ممکن است؟ اگر ممکن است. موضوع زمان روانی را ذیل دو داستان «پیر چنگی» و «داستان دقوقی» در کلاسها و نیز فیلم «بین ستاره‌ای» از کریستوفر نولان به تفصیل مورد بررسی قرار داده‌ و خواهیم داد. بر این ابیات از مثنوی معنوی تأمل کنید: ساعتی با آن گروه مجتبی چون مراقب گشتم و از خود جدا هم در آن ساعت ز ساعت رست جان زانک ساعت پیر گرداند جوان جمله تلوین‌ها ز ساعت خاسته‌ست رست از تلوین که از ساعت برست چون ز ساعت ساعتی بیرون شوی چون نماند محرم بی‌چون شوی ساعت از بی‌ساعتی آگاه نیست زان کش آن سو جز تحیر راه نیست ‌ @Panevisdotcom