uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

آموختن: علوم پایه، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی

آموختن: علوم پایه، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی

Відкрити в Telegram

Показати більше
732
Підписники
Немає даних24 години
+17 днів
+130 днів
Залучення підписників
жовт '26
жовтень '26
+20
в 5 каналах
вересень '260
в 1 каналах
Get PRO
серпень '260
в 2 каналах
Get PRO
липень '260
в 2 каналах
Get PRO
червень '260
в 2 каналах
Get PRO
травень '260
в 1 каналах
Get PRO
квітень '26
+1
в 0 каналах
Get PRO
березень '260
в 1 каналах
Get PRO
лютий '26
+26
в 3 каналах
Get PRO
січень '26
+3
в 1 каналах
Get PRO
грудень '25
+20
в 4 каналах
Get PRO
листопад '25
+12
в 6 каналах
Get PRO
жовтень '25
+13
в 3 каналах
Get PRO
вересень '25
+7
в 6 каналах
Get PRO
серпень '25
+25
в 5 каналах
Get PRO
липень '25
+18
в 5 каналах
Get PRO
червень '25
+15
в 4 каналах
Get PRO
травень '25
+16
в 3 каналах
Get PRO
квітень '25
+15
в 3 каналах
Get PRO
березень '25
+14
в 2 каналах
Get PRO
лютий '25
+27
в 6 каналах
Get PRO
січень '25
+28
в 4 каналах
Get PRO
грудень '24
+28
в 5 каналах
Get PRO
листопад '24
+32
в 4 каналах
Get PRO
жовтень '24
+35
в 3 каналах
Get PRO
вересень '24
+22
в 4 каналах
Get PRO
серпень '24
+29
в 5 каналах
Get PRO
липень '24
+54
в 3 каналах
Get PRO
червень '24
+24
в 2 каналах
Get PRO
травень '24
+35
в 1 каналах
Get PRO
квітень '24
+22
в 0 каналах
Get PRO
березень '24
+29
в 1 каналах
Get PRO
лютий '24
+34
в 3 каналах
Get PRO
січень '24
+23
в 2 каналах
Get PRO
грудень '23
+20
в 3 каналах
Get PRO
листопад '23
+10
в 3 каналах
Get PRO
жовтень '23
+45
в 6 каналах
Get PRO
вересень '23
+19
в 0 каналах
Get PRO
серпень '23
+26
в 0 каналах
Get PRO
липень '23
+29
в 0 каналах
Get PRO
червень '23
+22
в 0 каналах
Get PRO
травень '23
+29
в 0 каналах
Get PRO
квітень '23
+42
в 0 каналах
Get PRO
березень '23
+37
в 0 каналах
Get PRO
лютий '23
+34
в 0 каналах
Get PRO
січень '23
+22
в 0 каналах
Get PRO
грудень '22
+48
в 0 каналах
Get PRO
листопад '22
+13
в 0 каналах
Get PRO
жовтень '22
+20
в 0 каналах
Get PRO
вересень '22
+13
в 0 каналах
Get PRO
серпень '22
+32
в 0 каналах
Get PRO
липень '22
+18
в 0 каналах
Get PRO
червень '22
+43
в 0 каналах
Get PRO
травень '22
+51
в 0 каналах
Get PRO
квітень '22
+30
в 0 каналах
Get PRO
березень '22
+22
в 0 каналах
Get PRO
лютий '22
+11
в 0 каналах
Get PRO
січень '22
+16
в 0 каналах
Get PRO
грудень '21
+24
в 0 каналах
Get PRO
листопад '21
+13
в 0 каналах
Get PRO
жовтень '21
+15
в 0 каналах
Get PRO
вересень '21
+19
в 0 каналах
Get PRO
серпень '21
+12
в 0 каналах
Get PRO
липень '21
+14
в 0 каналах
Get PRO
червень '21
+35
в 0 каналах
Get PRO
травень '21
+24
в 0 каналах
Get PRO
квітень '21
+25
в 0 каналах
Get PRO
березень '21
+33
в 0 каналах
Get PRO
лютий '21
+41
в 0 каналах
Get PRO
січень '21
+33
в 0 каналах
Get PRO
грудень '20
+668
в 0 каналах
Дата
Залучення підписників
Згадування
Канали
16 жовтня0
15 жовтня0
14 жовтня0
13 жовтня+1
Дописи каналу
2
Немає тексту...
35
3
@amookhtan 🔴 #حافظه_تاريخي 🔴 #ديالکتيک_طبيعت 🔴در هر ميلي‌مترمكعب خون انسان حدود 5 ميليون گلبول قرمز وجود دارد. حال اگر مقداري خون گوسفند را با خون گرگ مخلوط كنيم گلبول‌هاي قرمز خون گوسفند بلافاصله خراب مي‌شود و از بين مي‌رود. اما اگر خون گرگ را با خون سگ مخلوط كنيم همه چيز خوب مي‌گذرد و تغييري حاصل نمي‌شود. گلبول‌هاي قرمز خون سگ مي‌توانند در خون گرگ و برعكس، زنده‌گي كنند. اين كيفيت نشان مي‌دهد كه سگ و گرگ خويشاوندي نزديكي به هم دارند. سگ‌ها از اجداد گرگ‌ها بوده‌اند كه از قديم آن‌ها را اهلي كرده‌اند. اگر اين عمل را با خون انسان و ميمون‌ها انجام دهيم گلبول‌هاي قرمز خراب نمي‌شوند. (با رعايت مثبت يا منفي بودن خون) زيرا انسان و ميمون‌ها خويشاوندي خوني نزديكي به هم دارند. @amookhtan
40
4
Немає тексту...
49
5
Немає тексту...
89
6
5x – 3 = 32 5x = 32 + 3 5x = 35 X = 35/5 = 7
81
7
Немає тексту...
81
8
با مرکز... @amookhtan
1
9
@amookhtan 🔴 #حافظه_تاريخي 🔴گوشه ایی از هنرهای آقای استاندار! ✍️علی مرادی مراغه ای ✅عبدالله مستوفی که در اواخر حکومت رضاشاه استاندار آذربایجان گردیده فکر نمی کنم در تاریخ آذربایجان، استانداری رذل تر، پست تر و شخصیتی سادیسمی تر از این آدم نسبت به آذربایجانی ها وجود داشته باشد. میزان ستمگری او در حق آذربایجان شگفت انگیز است! منتظم الدوله دبیر اسرار که خودش از دولتمردان پهلوی بوده در مورد مستوفی می نویسد: «میرزا عبدالله خان مستوفی گرکانی را که دیوانه ای و ابلهی بیش نیست برای استانداری آذربایجان فرستاده بودند که انواع حرکات بی رویه را نسبت به مردم آنجا بطور نابجا روا میداشت». (خاطرات منتظم الدوله...ص۲۱۴) یکی از کارهای ابلهانه ی او این بود که: «در تابستان ۱۳۱۹ش غله آذربایجان را که خرواری ۳۵۰ الی ۴۰۰ ریال در محل قیمت داشت، بدون این که به احتیاجات مردم تبریز اعتنایی کند بزور سرنیزه خرواری ۱۴۰ ریال خریده تماما به مرکز حمل کردند. در فصل زمستان شهر تبریز به مجاعه گرفتار و بی آذوقه ماند. ناچار غله گندیده و از چند سال مانده گرگان را که تماما "متعلق به املاک اختصاصی(رضاخان) بود به تبریز حمل و از قرار خرواری ۶۰۰ ریال به خورد مردم بیچاره دادند و چون نان این گندمهای فاسد غیر مأکول بوده هزاران فقیر و بدبخت، مریض و یا از گرسنگی قربانی اغراض آقای مستوفی شدند». غله حمل شده از گرگان به قدری فاسد و غیرمأكول بود که فرمانده ارتش تبریز قبول نکرده بود مقداری از آن را به اسبهای ارتش بدهد و به استاندار مستوفی نوشته بود به علت فاسد شدن، اسبهای ارتش نمی خورند»!. البته استاندار مستوفی هم در حضور جمعی با نهایت بیشرمی گفته بود: «باکی نیست حالا که اسبهای ارتش نمی خورند می دهم خرهای تبریز بخورند!» ! برخوردهای مستوفی چنان تحقیرآمیز بود که سلطانزاده تبریزی در نامه ای به او نوشت : «آقای مستوفی سوء رفتار و ترش رویی و تلخ زبانی شما مردم تبریز را به قدری متنفر می ساخت که زبان فارسی سهل است از زندگی سیر می شدند»!. استاندار مستوفی که سرشماری تبریز را «خرشماری» نامیده بود پی در پی به دربار رضاشاه نامه فرستاده و در آن گزارش می داد که: «آذربایجانی ها نسبت به دولت مخالف و متمایل به بلشویکی هستند»! و هر ماموری که مردم را آزار می داده و مردم از دستش شاکی بودند استاندار مستوفی«اسباب بقای او می شد و برعکس، رضایت مردم از هر ماموری سبب انفصال قطعی آن مامور می شد». (خاطرات منتظم الدوله...صص۲۱۴_۲۱۵) این پاداش تبریز برای جان فشانی هایش در پای مشروطه ایرانی بود! که البته، مستوفی این را به درستی گفته بود که: «اینها ترک اند یونجه خورده مشروطه گرفته اند»! این هم نظر استاندار مستوفی در مورد زبان ترکی: «تركها، اهل آذربايجان و ايرانى ‌نژاده هستند. اگر خودشان خيلى پاى «بيزيمكى» و «اوزگه»(خودى و غريبه) را به ميان نكشند مخصوصا خيلى پاپى حفظ زبان تركى كه بزور شمشير مغول و تهديد بريدن زبان بر آنها تحميل شده نباشند، مثل ساير اهالى كشور كه هر يك لهجۀ خاصى دارند، كسى پاپى لهجۀ تركى آنها در فارسى گوئى نيست. منتهى من نميدانم اين آقايان به چه چيز اين زبان تحميلى مغرورند و باد ببوق اين لهجۀ وحشى يعنى زبان تركى كرده اند...». (‌شرح زندگانی من...ج۲، ۴۶) بی خود نبوده که منتظم الدوله او را «دیوانه ای ابله» نامیده است چون برای لحظه ای در نظر بگیرید که پانصد سال پیش چگونه مغول با اسب و بدون امکانات ارتباطی دنیای جدید و با آن روستاهای دور افتاده آذربایجان، توانسته زبان آنها را ترکی کند اما تمام کارشناسان حلقه بگوش رضاشاهی با تمام امکانات حمل و نقل و پول نفت نتوانستند حتی زبان یک روستای آذربایجان را فارس کنند؟! و چرا مغولها زبان ترکی را تحمیل کردند نه زبانِ مغولی خودشان را...؟! مستوفی برجسته ترین نمونه از دولتمردانِ مرکزگرای ایرانی است که هیچ ابایی از تحقیرِ نه تنها ترکها بلکه اقوام دیگر دریغ نکرده! ببینید در مورد کردها چه می نویسد: «من، در اين هفتاد سالۀ عمر خود، مردمى دزدتر، غارتگرتر، و بى‌مروت ‌تر، و از پذيرفتن تمدن و تربيت دورتر، و بيك كلمه، وحشى‌ تر از كردهاى مكرى نديده‌ام»! (همان...ج۳، ص۳۶۷) این هم توصیه اخلاقی اوست به افسران رضاشاه جهت رعایت حال زنان لُر: «به افسران ارتش برادرانه توصيه مى‌كنم، كه برخلاف گذشته، در خلع سلاح با آنها(ایلات) مدارا كرده و رعايت مال و حال آنها را بفرمايند و از فرستادن سرپرستى كه زنهاى ايل را به شير دادن سگهاى خود وادار كند، بپرهيزند ...بدانيد كه جهان را صاحبى باشد خدانام. او خبير و بصير است و مزد و مجازات هر كس را بكف دستش می گذارد». (همان...ص ۵۱۴) یعنی قبلا چنین می کردند و خدا را خوش نمی آید لذا دیگر نکنند...! 🔺کشور ایران، هرگز نمی تواند دارای عدالت و برابری باشد مگر شرط اول آن، تضمین برابری برای دو گروه: برابری زنان با مردان و اقوام و تمام اقلیتها
94
10
Немає тексту...
77
11
ادامه از👆 این بحث تنها به اختلاف نظر درباره یک نمونه محدود نمی شود؛ مسئله مهمتر، وضعیت حفاظت از فسیل ها و محوطه های فسیل دار در ایران است. فسیل صرفا یک شیء جداشده از سنگ نیست؛ موقعیت زمین شناسی و مکانی، لایه ای که در آن یافت شده، ارتباط آن با نمونه های دیگر و شرایط حفظ آن می توانند بخش مهمی از اطلاعات علمی را در خود داشته باشند. برداشت غیراصولی، تخریب لایه ها یا انتقال نمونه بدون ثبت اطلاعات محل کشف، ممکن است شواهدی را برای همیشه از بین ببرد؛ حتی اگر خود نمونه سالم باقی بماند. به همین دلیل، جمع آوری و نگهداری فسیل ها باید بر پایه ی اصول علمی و ملاحظات حفاظتی انجام شود، نه بر اساس هیجان ناشی از کشف یک شکل غیرمعمول یا ادعای بزرگ درباره ی اهمیت آن. ایران برای حفاظت از این میراث طبیعی به مقررات روشن و سازوکاری اجرایی نیاز دارد که برداشت، انتقال، نگهداری، مطالعه و نمایش فسیل ها را سامان دهد. تدوین چنین مقرراتی باید با مشارکت رسمی انجمن دیرینه شناسی ایران، متخصصان دانشگاهی، موزه ها و نهادهای مسئول حفاظت از میراث طبیعی انجام شود. هدف نباید جلوگیری از پژوهش یا محدود کردن دسترسی علمی باشد؛ بلکه باید میان پژوهش مسئولانه، آموزش عمومی، حفاظت از محوطه ها و جلوگیری از تخریب یا خروج بی ضابطه ی نمونه ها تعادل برقرار شود. مقرراتی که بدون مشارکت جامعه ی تخصصی تدوین شوند، ممکن است نیازهای واقعی پژوهش و حفاظت را به اندازه ی کافی در نظر نگیرند. در کنار مقررات، آموزش عمومی نیز اهمیت زیادی دارد. اگر کسی نمونه ای پیدا کرد که احتمال می دهد فسیل باشد، بهترین اقدام این است که محل کشف و وضعیت نمونه را تا حد امکان ثبت کند، از جابجایی یا تخریب غیرضروری آن بپرهیزد و برای بررسی به متخصصان مرتبط مراجعه کند. لازم است میان مشاهده، فرضیه و نتیجه ی علمی تفاوت بگذاریم: مشاهده ی یک شکل غیرعادی، فرضیه ی فسیل بودن آن را مطرح می کند؛ اما پذیرش این فرضیه به بررسی شواهد نیاز دارد. این تمایز ساده، هم از گسترش ادعاهای بی پشتوانه جلوگیری می کند و هم به حفظ اطلاعات ارزشمند زمین شناختی کمک می رساند. در نهایت، دفاع از علم به معنای پذیرش بی چون و چرای نظر متخصصان نیست؛ بلکه یعنی مطالبه ی شواهد، رعایت انصاف در نقد، پرهیز از مغالطه و حفاظت مسئولانه از میراثی که ارزش آن بسیار فراتر از یک تصویر شگفت انگیز یا یک ادعای جنجالی است. ✍️سعید افتاده
73
12
فسیل، ادعای علمی و ضرورت حفاظت از میراث دیرینه شناختی ایران هر سنگ یا کلوخه ای که ظاهری شبیه جمجمه، استخوان یا ماهی داشته باشد، لزوما فسیل نیست. ذهن انسان در تشخیص الگوها توانایی زیادی دارد، اما همین توانایی گاهی باعث می شود در شکلهای تصادفی، تصویر آشنایی مانند چهره، اندام جانور یا ساختار زیستی ببینیم. این پدیده که در روان شناسی با عنوان "پاریدولیا" شناخته می شود، می تواند زمینه ساز برداشتهای نادرست از پدیده های طبیعی باشد. بنابراین، شباهت ظاهری یک سنگ به اندام جاندار، تنها می تواند پرسشی برای بررسی بیشتر ایجاد کند، نه اینکه به تنهایی دلیلی برای اثبات فسیل بودن آن باشد. در منطق استدلال، پذیرفتن یک ادعا صرفا بر اساس شباهت ظاهری، نمونه ای از نتیجه گیری شتاب زده است. همین اصل درباره استفاده از روشهای تصویربرداری مانند رادیوگرافی و سی تی اسکن نیز صدق می کند. این ابزارها ممکن است اطلاعات مفیدی درباره ساختار داخلی یک نمونه فراهم کنند، اما مشاهده ی یک الگوی داخلی به خودی خود هویت فسیلی یا تشریحی آن را اثبات نمی کند. تفسیر داده ها به شناخت زمین شناسی، بررسی بافت و ساختار نمونه، مقایسه با نمونه های معتبر و ارزیابی توضیحات جایگزین نیاز دارد. روش علمی تنها گردآوری تصویر یا داده نیست؛ بلکه فرایندی است که در آن باید روشن شود شواهد دقیقا چه چیزی را نشان می دهند و چه نتیجه ای را نمی توان از آنها گرفت. اگر درباره ی هویت یک نمونه ادعایی مطرح می شود، راه معتبر در بررسی آن، مطالعه ی نظام مند، مستندسازی دقیق، مقایسه با نمونه های مرجع و انتشار نتایج در یک مجله ی علمی معتبر است. فرایند داوری علمی این فرصت را فراهم می کند که روش تحقیق، کیفیت شواهد، اعتبار تفسیرها و سازگاری نتیجه گیری ها با داده های ارائه شده، از سوی متخصصان مرتبط بررسی شود و ایرادهای احتمالی پیش از انتشار یا در جریان اصلاح مقاله مشخص شوند. ادعاهایی که شواهد کافی ندارند، بر روشهای نامعتبر تکیه می کنند یا نتیجه گیری آنها از داده های موجود فراتر می رود، ممکن است در این فرایند رد شوند یا برای اصلاحات اساسی بازگردانده شوند. به همین دلیل، انتشار مقاله در یک مجله علمی معتبر و عبور از داوری تخصصی، مسیر مناسبی برای سنجش ادعاها و قرار دادن آنها در معرض ارزیابی جامعه علمی است؛ مسیری که جایگزین برای آن، صرفا تکیه بر تصاویر، برداشت های شخصی یا اصرار بر درستی یک ادعا نیست. در چنین شرایطی، نسبت دادن مخالفت متخصصان به توطئه ی سیاسی، بدون ارائه ی شواهد مستقل، پاسخ علمی محسوب نمی شود. این استدلال که "متخصصان ادعا را نمی پذیرند، پس حتما انگیزه ی سیاسی دارند"، در واقع دارد به جای بررسی کردن شواهد، درباره ی انگیزه ی منتقدان داوری می کند. اگر تنها دلیل این نسبت، مخالفت آنان با ادعا باشد، استدلال گرفتار مغالطه ی "توسل به توطئه" می شود؛ یعنی مخالفت یا نبود پذیرش علمی، بعنوان نشانه ای از وجود یک طرح پنهانی تفسیر می شود، بی آنکه شواهد مستقلی برای آن ارائه شود. البته احتمال خطا، تعصب یا حتی تعارض منافع در هر حوزه ای وجود دارد، اما اثبات چنین مواردی به شواهد مشخص نیاز دارد، نه صرفا بدگمانی. همچنین نباید اجازه داد که توهین به متخصصان و زیر سوال بردن صلاحیت علمی آنان، جایگزین پاسخگویی به نقدهای مستدل شود. گاهی فردی به جای دفاع از ادعای خود، تخصص پژوهشگران را به حوزه ی محدود مطالعاتشان تقلیل می دهد و برای مثال، با اشاره به اینکه زمینه ی تخصصی یک پژوهشگر کنودونت یا آمونیت است، صلاحیت او را برای اظهارنظر درباره ی موضوعی دیگر زیر سوال می برد. البته هیچ متخصصی در همه ی شاخه های دیرینه شناسی تخصص یکسانی ندارد و میزان اعتبار نظر هر فرد باید با توجه به دانش مرتبط او سنجیده شود؛ اما صرف اشاره به حوزه ی تخصصی یک فرد، بدون بررسی استدلال و شواهد او، پاسخ نقدشده به حساب نمی آید. اگر هدف، رد نظر یک پژوهشگر باشد، باید نشان داد کدام بخش از استدلال یا شواهد او نادرست است. حمله به شخصیت یا اعتبار فرد به جای پاسخ به استدلال او، مصداق مغالطه ی "حمله ی شخصی" است. به همین ترتیب، تقلیل صلاحیت علمی فرد به یک ویژگی یا حوزه ی محدود تخصصی، بدون توضیح ارتباط آن با موضوع مورد بحث، می تواند شکل دیگری از تخطئه ی ناموجه اعتبار گوینده باشد. اعتبار یک ادعا را نه با تحقیر منتقدان می توان افزایش داد و نه با توهین به آنان می توان از پاسخگویی به پرسشهای علمی گریخت. ادامه در👇
68
13
#حافظه_تاريخي @amookhtan   «همان‌طور كه اقتصاددانان نماينده‌گان علمي طبقه بورژوا هستند، سوسياليست‌ها و كمونيست‌ها هم تئوريسين‌هاي طبقه پرولتاريا هستند. تا زماني كه پرولتاريا هنوز به اندازه كافي تكامل نيافته باشد كه خود را به عنوان طبقه سامان دهد و مبارزه پرولتاريا عليه بورژوازي هنوز خصلت سياسي نداشته باشد، تا زماني كه نيروهاي توليد هنوز در دامن خود بورژوازي به آن اندازه تكامل نيافته باشند، كه شرايط مادي‌يي را كه براي رهايي پرولتاريا و تشكيل جامعه نوين ضروري هستند، عرضه نمايند، اين تئوريسين‌ها فقط خيال بافاني هستند كه به خاطر رفع نيازمندي‌هاي طبقات تحت ستم، سيستم‌هايي مي‌سازند و به دنبال يك علم نوساز مي‌گردند. اما با اين شتاب كه تاريخ به پيش مي‌رود و توأم با آن، مبارزه پرولتاريا آشكارتر پديدار مي‌گردد، آن‌ها ديگر احتياج به آن ندارند كه علم را در مغزهاي خود جست‌وجو كنند و فقط بايد به آن‌چه در مقابل چشمان‌شان مي‌گذرد، توجه مبذول دارند و سخن‌گوي آن باشند. تا زماني كه آن‌ها به دنبال علم مي‌گردند و سيستم مي‌سازند، تا زماني كه در آغاز مبارزه هستند، در فقر فقط فقر را مي‌بينند، بدون آن‌كه به جنبه انقلابي و واژگون سازنده آن- كه جامعه كهنه را درهم فرو خواهد كوبيد – توجه داشته باشند. از اين لحظه به بعد، علم محصول آگاهانه حركت تاريخي است و ديگر دكتريني نبوده و انقلابي شده است.» ✍️مارکس. کارل؛ 📚فقر فلسفه صص 124-125ترجمه آرتين آراكل، چاپ سوم سال 1383 انتشارات اهورا @amookhtan
81
14
@amookhtan 🔴 #حافظه_تاريخي 🔴 #ديالکتيک_طبيعت 🔴جدول زمانی النینو؛ چه زمانی اوج می‌گیرد و پایان می‌یابد؟ آخرین بیانیه سازمان جهانی هواشناسی می‌گوید پیش‌بینی می‌شود النینو در دسامبر به اوج برسد و تا سال آینده ادامه پیدا کند. دبیرکل سازمان جهانی هواشناسی، سلسته سائولو، هشدار داد: «النینو به طور کامل تثبیت شده و به سرعت در حال تقویت است.» او افزود: «پیش‌بینی‌های سازمان جهانی هواشناسی نشان می‌دهد احتمال نزدیک به صد درصدی وجود دارد که این وضعیت تا فوریه ۲۰۲۷ ادامه یابد و احتمالا یکی از قدرتمندترین رویدادها دست‌کم از سال ۱۹۵۰ تاکنون باشد.» این احتمال تقریبا قطعی بر پایه یک مدل اقلیمی واحد به دست نیامده است. سازمان جهانی هواشناسی داده‌های به‌دست‌آمده از شناورهای اقیانوسی، ماهواره‌ها و رادیوسوندها را در ۱۳ مرکز ملی و بین‌المللی هماهنگ کرده تا این پیش‌بینی را ارائه کند. پیش‌بینی نمی‌شود النینو تا پیش از بهار ۲۰۲۷ پایان یابد، اما تاثیرات آن احتمالا فراتر از این تاریخ ادامه خواهد داشت. به همین دلیل کارشناسان هشدار می‌دهند که سال آینده ممکن است به گرم‌ترین سال ثبت‌شده تبدیل شود. گرمایش جهانی ناشی از فعالیت‌های انسانی و سوزاندن سوخت‌های فسیلی میانگین دمای سطحی جهان را ۱٫۳ تا ۱٫۴ درجه سانتی‌گراد بالاتر از سطح پیشاصنعتی برده است. همین روند زمینه‌ساز تابستان سوزان اروپا، خشکسالی‌های طولانی‌مدت و آتش‌سوزی‌های مرگبار جنگل‌ها در این قاره شد./یورونیوز @amookhtan
89
15
Немає тексту...
75
16
فهرست منابع و آثاری که مارکس در کتابخانه‌ی خود نگهداری می‌کرد، یا در آثار، مقالات و نامه‌های خود به آن‌ها اشاره کرده و از آن‌
فهرست منابع و آثاری که مارکس در کتابخانه‌ی خود نگهداری می‌کرد، یا در آثار، مقالات و نامه‌های خود به آن‌ها اشاره کرده و از آن‌ها نقل‌قول می‌آورد، چنان گسترده، غنی و شگفت‌آور است، که به‌رغم کوشش‌های متعددِ پژوهش‌گران آثار مارکس، تاکنون یک فهرست کامل از آن‌ها منتشر نشده است. حتی یک نگاه ساده به کتاب «سرمایه»، خواننده را نسبت به گستردگی ارجاعات مارکس حیرت‌زده می‌کند. اما متن حاضر فقط محدود به یک عرصه‌ی معین است که صرفاً شامل شاعران و ادبا و ارجاعات مارکس به آثار آنان می‌‌شود. ___________ 👈متن کامل
67
17
ادامه پست قبلی👆👇 «قبل از هر چيز، ملي‌کردن در روسيه‌ي پيش از دوره‌ي زمام‌داري پطر اول را در نظر بگيريد. ما به اين واقعيت نمي‌پردازيم که ديدگاه‌هاي پلخانف درباره‌ي تاريخ روايت اغراق شده‌يي از ديدگاه ليبرال_ناردونيکي روس است. بي‌هوده است که درباره‌ي ملي‌شدن زمين در روسيه پيش از دوره‌ي زمام‌داري پطر اول صحبت کنيم؛ فقط کافي است که به آثار کليوچفسکي(klyucheysky)، يفي‌منکو (yefimenko) و ساير مورخين مراجعه کنيم. اما بگذار اين سير و سياحت‌ها را به تاريخ واگذاريم. براي لحظه‌يي فرض مي‌کنيم که قبل از دوران پطر اول در قرن هفدهم در روسيه زمين واقعا" ملي شده است. از اين موضوع چه نتيجه‌يي حاصل مي‌شود؟ به موجب منطق پلخانف، نتيجه آن است که ملي‌کردن، بازگشت شرايط مسکو را تسهيل خواهد کرد. اما چنين منطقي سفسطه است نه منطق، بازي با کلمات است بدون آن‌که مباني اقتصادي توسعه يا محتواي اقتصادي تحليل شوند. تا آن‌جا که (يا اگر) زميني در مسکو ملي شد، مبناي اقتصادي اين ملي‌شدن شيوه‌ي توليد آسيايي بود. اما آن‌چه در نيمه‌ي دوم قرن نوزدهم در روسيه استقرار يافت و در قرن بيستم مطلقا" مسلط است، شيوه‌ي توليد سرمايه‌داري‌ است. در اين صورت، چه چيزي از استدلال پلخانف باقي خواهد ماند؟ او ملي‌کردن براساس شيوه‌ي توليد آسيايي و ملي‌کردن بر اساس شيوه‌ي توليد سرمايه‌داري‌ را خلط کرده است. او به دليل يک‌ساني کلمات، نتوانسته است تفاوت بنيادين اقتصادي، يعني تفاوت مناسبات توليد‌ را به‌بيند.» (استفن پ. دون:افول و ظهور شيوه‌ي توليد آسيايي:23: 1397)       لنين مرتبا" به پيش‌گفتار مارکس بر «نقد اقتصاد سياسي» اشاره مي‌نمود، و آن عباراتي را که به شيوه توليد آسيايي اشاره دارند، به‌طور کامل نقل مي‌کرد. به عنوان مثال، لنين در سال ۱۸۹۴ در مقدمه «دوستان مردم کيانند و چه‌گونه بر ضد سوسيال‌دمکرات‌ها مي‌جنگ‌اند؟» و هم‌چنين در سال ۱۹۱۴ در بيوگرافي و شرح کارهاي مارکس تحت عنوان «کارل مارکس» پيش‌گفتار را نقل مي‌کند. دوما" کار لنين به نام «چکيده مکاتبات ک. مارکس و ف. انگلس ۱۸۸۳-۱۸۸۴» که در سال ۱۹۵۹ در مسکو منتشر شد به وضوح کامل نشان مي‌دهد که لنين مفهوم شيوه توليد آسيايي را مطالعه کرده بود. او در اين يادداشت‌ها، نوشت: «کليد» نظام‌هاي شرقي غيبت مالکيت خصوصي بر زمين است. تمام زمين دارايي صدر حکومت است ... روستاهاي آسيايي، محصور در خود و خودکفا (اقتصاد طبيعي)، به علاوه‌ي کارهاي عمومي دولت مرکزي، شالوده نظام‌هاي آسيايي را تشکيل مي‌دهند.»( لنين:کارل مارکس: 9)       لنين در ۱۸۹۴ پيرامون ساختار اجتماعي روسيه نوشت: «استثمار فئودالي دهقانان در فاحش‌ترين اشکال آسيايي، که نه تنها ابزار توليد به توليدکننده تعلق نداشت، بل‌که توليدکننده‌گان خود تفاوت چنداني با «ابزار توليد» نداشتند.»( لنين:مضمون اقتصادي نارودنيسم و انتقاد از آن در کتاب آقاي استروه) لنين در ۱۹۰۶ با اعلام مخالفت بلشويک‌ها با طبقه حاکم نوشت: «ما از صميم قلب تا به آخر از مبارزه دهقانان عليه زمين‌داري نيمه فئودالي و عليه نظام‌هاي سياسي آسيايي در روسيه حمايت مي‌کنيم.»( لنين:اعلاميه گروه ما در دوما) لازم است اين نيز گفته شود که واژه «پدرسالاري» به جاي «آسيايي» در «تزها درباره مسأله ملي و استعماري» در کنگره دوم انترناسيونال کمونيستي،[کمينترن] نيز به کار برده شد.       بر اين منوال، لنين طي محکوم کردن کوبنده روسيه تزاري و هواداران آن، مکررا" از واژه‌هايي مانند «استبداد پليسي آسيايي»، «سانسور آسيايي»، «محافظه‌کاري آسيايي استبداد»، «توحش آسيايي استبداد»، «بربريت آسيايي»، «بي‌فرهنگي آسيايي»، «روسيه تزاري برده، آسيايي»، «توحش آسيايي»، «مقامات روسي به‌طور آسيايي فاسد»، «تاول لعنتي استبداد آسيايي»، و «استبداد آسيايي» استفاده کرده است. لنين اين موضوع را قبلا" کاملاً روشن کرده است که واژه فئوداليسم تنها مي‌تواند در بستر روسيه به طور نادقيق به کار گرفته شود. او نوشت «فئودال (اجازه بدهيد از اين اصطلاح عمومي، نه خيلي دقيق اروپايي استفاده کنيم) زمين‌داران...»(لنين:ساختار اجتماعي و قدرت دولتي، چشم‌اندازها و انحلال‌طلبان)       به علاوه، لنين آگاه از اين تفاوت براي توصيف شرايط در روسيه از واژه بنده‌گي (krepostichestvo)  به جاي فئوداليسم (feodalizm) استفاده مي‌کرد. حال اگر مترجمي واژه‌ي بنده‌گي را با واژه‌ي فئوداليسم جاي‌گزين کرده است ديگر به لنين ربطي ندارد، بل‌که به دارودسته‌ي استالين و هوادران او مانند «حزب توده» و «اکثريت» بسته‌گي دارد. ساده‌ترين و سرراست‌ترين توضيح اين است که لنين به شيوه توليد آسيايي اشاره مي‌کند که موجب ظهور اعمال ددمنشانه‌ي سرکوب‌گرانه و استبداد آسيايي شده بود.   منبع @amookhtan
76
18
@amookhtan 🔴 #حافظه_تاريخي 🔴لنين و شيوه‌ي توليد آسيايي         لنين با توجه به حجم کارهاي عظيمي که در رابطه با انقلاب روسيه در پيش داشت، فرصت بررسي و تحليلي از شيوه‌ي توليد آسيايي نداشت. او حتا آن‌قدر زنده نماند تا گروندريسه را مطالعه نمايد. اما از وجود شيوه‌ي توليد آسيايي مطلع و آگاه بود و در منابعي که موجود است به شيوه‌ي توليد آسيايي اشاره‌هايي داشته است. يعني «لنين شخصا" هيچ‌گاه خود را به مفهوم شيوه‌ي توليد آسيايي متعهد نکرد: کليه‌ي کوشش‌هايي که صورت گرفته و مي‌گيرد تا تعهد او را به اين مفهوم نشان دهد به همان اندازه سطحي است که کوشش مخالفان شيوه‌ي توليد آسيايي براي جدا کردن مارکس از اين مفهوم.» (استفن پ. دون:افول و ظهور شيوه‌ي توليد آسيايي:20: 1397) اما بعد از مرگ لنين و تقويت حاکميت بلامنازع استالين، همه چيز در خدمت ناسيوناليسم روس در پوشش «سوسياليسم در يک کشور» قرار گرفت. ريازانوف که شيوه‌ي توليد آسيايي را با استفاده از آثار مارکس و در گروندريسه آشکار نمود، قافيه‌ي اوضاع شعور اجتماعي استالين به تنگ آمد. آن‌ها براي نجات خود از مخمصه‌يي که گرفتارش شده بودند نه از روش مارکس، و انگلس و لنين که منطبق با علم روز بود و اطلاعات خود را با آن به روز مي‌کردند، بل‌که به دليل بي‌دانشي استالين و مجموعه‌اش، علم را کنار نهادند و با استفاده از تصويب‌نامه و دستورنامه‌ها، آن‌چه خود مي‌خواستند به صورت مکانيکي، غالب کردند. استالين کمينترن را مجبور کرد که تصويب کند که درک درست از  ماترياليسم تاريخي، سيستم تک خطي آن‌ها يعني جامعه‌ي‌ اشتراکي اوليه، برده‌داري، فئوداليسم، سرمايه‌داري‌ و سوسياليسم کذايي خودشان است و آلترناتيو ديگري در برابر جوامع وجود نداشته و ندارد و هرکس جز اين به‌گويد ضد کمونيست، ضد لنين، و ... غيره است. بسياري از داخل و خارج قانع شدند و در اين زمينه فعاليت‌هايي گسترده‌يي هم انجام دادند و بر چشم ميليون‌ها تن، خاک رس پاشيدند. و عده‌يي از ترس جان‌شان دم فروبستند و عده‌يي هم که شجاعانه دفاع کردند مانند #ريازانوف، #سلطان‌زاده و صدها نفر ديگر، به جوخه اعدام سپرده شدند. استالين و دارودسته‌اش کار را به جايي رساندند که نوشته‌هاي کشف شده‌ي قبلي مارکس را که مغاير با تصويب‌نامه‌هاي آن‌ها بود از چاپ و نشر معاف کردند. همين نقطه ضعف آن‌ها که ناشي از ساده‌بيني و بي‌دانشي و اهداف عظمت‌طلبانه روسي بود، به‌دست دشمنان مارکس افتاد و با برجسته‌کردن آن‌ها، حملات خود را به مارکسيسم ضد سرمايه‌داري‌ آغاز کردند. يکي از اين فاکت‌ها شيوه‌ي توليد آسيايي بود. مدافعين سرمايه‌ نشان مي‌دادند که چه‌گونه مارکسيسم به چنين نظام وسيعي بي‌توجه بوده است! چه‌طور مارکسيسم درک محدود خود را بي‌جهت تعميم داده است! از نظر آن‌ها «مارکسيسم روسي استاليني» عين مارکسيسم، مارکس است! وقتي که آن‌ها از انتشار آثار مارکس جلوگيري مي‌کردند، بهترين فرصت و زمان لازم را براي حمله‌ي مدافعين سرمايه‌ به مارکس فراهم آوردند. تئوريسين‌هاي دست‌آموز حزب کمونيست شوروي و کمينترن مقوايي،[1928 به بعد] به دستور استالين با چنان عجله و شتابي مي‌خواستند تمام تاريخ را در مقولات منجمد خودساخته به‌گنجانند که براي آن‌ها صرف ديدن يک برده در يک جامعه‌، مساوي برده‌داري بود. اين شد ماترياليسم تاريخي استاليني و اين را غالب کردند به جاي انديشه‌ها و کارهاي بزرگ و جاودانه مارکس و انگلس که با روش علمي مورد تحقيق و بررسي قرار گرفته بود. از منظر مارکس جوامع از روي جبر و يا سرنوشت از پيش تعيين‌شده‌اي حرکت نمي‌کنند، بل‌که هر جامعه ديالکتيک حرکت خاص خود را دارد. هر جامعه‌ي‌ طبقاتي برحسب ويژه‌گي‌هاي خود که ناشي از خصوصيات رواني افراد آن جامعه‌، شرايط طبيعي و جغرافيايي، هم‌جواري و تاثيرپذيري با قبايلي ديگر با ويژه‌گي‌هاي ديگر، حوادث طبيعي و عوامل بي‌شمار ديگر مانند فاکتور اقتصادي راه تکامل تاريخي خود را در پيش مي‌گيرند که داراي وجوه مشترک نيز هستند.       عده‌يي از مدافعان سرمايه‌ بيان مي‌دارند که لنين مخالف وجود شيوه‌ي توليد آسيايي بوده است. اما سرمايه‌ به خوبي مي‌داند که اين استالين بوده است که با کنترل کمينترن بعد از سال 1928، اهداف خود را از طريق آن‌ها[کمينترن] به کرسي مي‌نشاند. برخلاف نظر دشمنان لنين و حافظان سرمايه‌، لنين نه با مفهوم شيوه توليد آسيايي و نه با توصيف روسيه به عنوان کشوري که شيوه‌ي توليد آسيايي در قسمت‌هايي از آن وجود دارد، مخالفتي نداشت. لنين که گروندريسه را نه‌ديده و نه‌خوانده، در گزارش خود به کنگره‌ي حزب کارگران سوسيال دموکرات روسيه در استهکلم در جريان مجادله با پلخانف در مورد برنامه ارضي پيشنهادي حزب مي‌نويسد: 👇👇👇ادامه
77
19
@amookhtan 🔴 #حافظه_تاريخي 🔴«ممکن است شکل معيني از مزدبگيري سوء استفاده‌هاي شکل ديگر را تصحيح کند اما هيچ‌يک از شکل‌هاي مزدبگيري قادر به اصلاح معايب ذاتي نظام توليدي مزدبگيري نيست. يک اهرم ممکن است در برابر سکون ماده‌ي بي‌حرکت به‌تر از اهرم ديگر مقاومت کند اما همه‌ي آن‌ها براي آن‌که به منزله‌ي اهرم عمل کنند به مقاومت ماده نياز دارند.» ✍️کارل. مارکس؛ 📚گروندريسه جلد يکم ص52ترجمه باقر پرهام و احمد تدين انتشارات آگاه، تهران 1362 @amookhtan
91
20
Немає тексту...
89