uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

هنوز نرسیدیم؟

هنوز نرسیدیم؟

Відкрити в Telegram

مثلا به رُم یا توکیو؟ فارغ‌التحصیل زبان و ادبیات انگلیسی، مدرس زبان، دوستدار کتاب و دفتر‌ها. تمام عکس‌ها و متن‌ها کار دست خودمونه🍸 Instagram: yegaaneh_rhvd . . @Roadtriiipbotbot

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
597
Підписники
+224 години
-77 днів
-2830 днів
Архів дописів
🦙
+4
🦙

sticker.webp0.39 KB

برای اینکه چند دقیقه فکر نکنین و به جاش، دامن‌ بچرخونین و برقصین🌂

یازدهم آبان.
یازدهم آبان.

قبل از این‌که صنعت چاپ فراگیر بشه، آدم‌ها به جای چندین کتاب مختلف، تعداد اندکی کتاب رو در طول زندگی‌اشون بارها و بارها و بارها می‌خوندن؛ اغلب کتاب‌های مربوط به مذهبی که دنبال می‌کردن یا دیوان اشعاری که خیلی معروف بودن؛ مثل بوستان سعدی‌ای که هوشنگ مرادی کرمانی می‌گفت به جز قرآن، تنها کتاب خونه‌ی مادربزرگش بود. فکر می‌کنم حالا هم که دریایی از انواع رسانه از جمله فیلم و کتاب و موسیقی در اختیار همه‌امون هست، هنوز ته دلمون تعداد اندکی‌اشون رو با همون احترام و علاقه‌ای توی دلمون نگه می‌داریم و بارها و بارها می‌خونیم و می‌بینیم که آدم‌ها زمانی حواسشون به اون یکی، دوتا کتابشون بود‌. خیلی‌هاشون رو دوست داریم اما اگه مجبور باشیم انتخاب کنیم، در جهان قبل از صنعت چاپ، فقط چندتا رو توی یه آتش‌سوزی ِ فرضی با خودمون می‌بریم پناهگاه‌. امشب به این فکر کردم چون بر‌گشتم تا دوباره بخشی از یکی از همین کتاب‌ها رو بخونم و دیدم تکرار، چیزی از قدرتش کم نکرده.

پرنده‌ها و خطوط برق🐦‍⬛️
+1
پرنده‌ها و خطوط برق🐦‍⬛️

🫙
+1
🫙

این چند روز که بگذره -ترجیحاً به خیر بگذره- برای خودم کتاب می‌خرم. 🤲

Repost from A Long Dream
Forward this message and I'll give you a random philosophical world.

این قضیه که نمی‌خوایم بخوابیم چون اگه بخوابیم، فردا زودتر می‌رسه رو حتی بانو سیلویا هم تجربه کرده بود‌. یه جایی از دفتر خاطراتش نوشته: I wonder why I don't go to bed and go to sleep. But then it would be tomorrow, so I decide that no matter how tired, no matter how incoherent I am, I can skip one hour more of sleep and live. همین در ادبیات تسکین‌دهنده‌است که یادت میاره تجربه‌ی انسان بودن، در عین اینکه کاملاً مختص هر شخصه، در تاریخ بارها و بارها تکرار شده و صدها نفر سوالات و نگرانی‌های تو رو داشتن.

+1
Mac Demarco - Chamber of Reflection.mp39.01 MB

🫎
+1
🫎

اگه فرار از احساس اضطراب یه ورزش رقابتی بود، من تا الان چند تا مدال طلا داشتم. یه بار توی فصل امتحانات، در عرض دو هفته چهارتا کتاب خوندم -که از سرعت میانگین کتاب خوندنم خیلی بیش‌تره- فقط برای اینکه از شیمی و فیزیک فرار کنم. رکورد بیست ساعت خواب رو هم دارم چون نمی‌خواستم فکر کنم. 🧎‍♀️ امروز هم از صبح شبیه یکی از این ماریونت‌ها (عروسک‌های نخی خیمه‌شب بازی) هستم که نخ‌هاش قطع شده و خوابیده گوشه‌ی صحنه.

های! ای مرغان دریا! های! دور از این مرداب آب و آفتاب و آسمانی هست آیا یادتان رفته‌ست؟ چشم در راه شما مانده‌ست اقیانوس راه گم کردید؟ می‌دانیم اما: از جا خوش کرده‌اید؟ افسوس... [فریدون مشیری]

توی کتاب I Who Have Never Known Men چهل‌ نفر خانمی که زندانی شده بودن، آینه و ساعت و تقویم نداشتن و نمی‌تونستن بفهمن چقدر زمان از اول اسارتشون گذشته اما جوون‌ترین عضوشون از سن خیلی کمی به زندان اومده بود و همه از روی رشد اون بچه می‌تونستن تقریبی متوجه بشن خودشون چقدر پیرتر شدن. جایی از کتاب راجع به این نوشته بود که اون چهل نفر، ساعت و معیار سنجش زمانشون رو در همراهانشون، در سفید شدن موها و خستگی جسمی افراد کنارشون پیدا کرده بودن و زمان، یه جورهایی در تقابل و ارتباط با باقی انسان‌ها معنا پیدا می‌کنه. هروقت می‌بینم یکی دیگه از بچه‌های فامیل هم به سن کنکور و دانشگاه رسیده، به این فکر می‌کنم و قلبم تیر می‌کشه که طبق تخمین زمان نسبی هم دارم واقعاً پا به سن می‌ذارم.

🍁۶ آبان.
+1
🍁۶ آبان.

Repost from A Long Dream
photo content
+1

Repost from N/a
photo content
+1