ch
Feedback
هنوز نرسیدیم؟

هنوز نرسیدیم؟

前往频道在 Telegram

مثلا به رُم یا توکیو؟ فارغ‌التحصیل زبان و ادبیات انگلیسی، مدرس زبان، دوستدار کتاب و دفتر‌ها. تمام عکس‌ها و متن‌ها کار دست خودمونه🍸 . . @Roadtriiipbotbot

显示更多
未指定国家未指定类别
557
订阅者
+124 小时
-107 天
+6730 天
帖子存档
ژورنالم این روزها بهترین خودش نیست اما داره ادامه می‌ده. 🗃
+1
ژورنالم این روزها بهترین خودش نیست اما داره ادامه می‌ده. 🗃

فقط باید هربار یک پات رو بذاری جلوی اون یکی دیگه و به خاطر همون میزان پیشرفت، برای خودت دست بزنی‌.

اولین کشف پاییز. 🍂
+2
اولین کشف پاییز. 🍂

اولین کشف پاییز.
+1
اولین کشف پاییز.

راستش، چیزی که با خودم این‌روزها دائم تکرار می‌کنم، اون ویدیوییه که یه مدت معروف شده بود: درست می‌شه، دایی جان! مهم اینه تنش سالمه.

این‌قدر اتفاقات و حرف‌ها رو (به همراه جزئیات و ساعت و روز و زاویه‌ی نور آفتاب) فراموش نمی‌کنم که اگه بعد از آخرالزمان، نیاز بود کسی تاریخ شفاهی قبل از هجوم ربات‌ها یا زامبی‌ها رو روایت کنه، داوطلب خواهم شد.

Good thing I fell for the "Nora Ephron propaganda." :)))

تموم شد. زیبا بود و غمگین. خیلی از چیزهایی که اخیراً و یا سال‌های پیش بهش فکر کرده بودم رو بررسی کرده بود؛ خصوصاً راجع به فضا
تموم شد. زیبا بود و غمگین. خیلی از چیزهایی که اخیراً و یا سال‌های پیش بهش فکر کرده بودم رو بررسی کرده بود؛ خصوصاً راجع به فضای آکادمیک، معنای زندگی، جادوی ادبیات و پناه بردن به چیزهای کوچک با وجود جنگ و بحران‌های سیاسی و اجتماعی در پس‌زمینه.

یه چیزی که هرروز بهم ثابت می‌شه، اینه که مهم‌ترین چیزی که بین ما و خیلی اتفاقات فاصله می‌اندازه اینه که اغلب اوقات، ما نمی‌دونیم که چه‌چیزی رو نمی‌دونیم‌؛ حتی نمی‌دونم چه کوچه‌پشتی‌هایی وجود دارن که بخوایم نگران قدم نزدن توشون باشیم. نمی‌دونیم یه سری انتخاب‌ها اصلاً روی میز وجود دارن. نمی‌دونیم یه گزینه‌ی پنجم هم هست و الف، ب، ج و د، تمام راه‌های ممکن نیستن.

وااای ممنونم- 😭❤️

ماعم دوستش میداریم

بچه‌ها، من این پستم رو خیلی دوست داشتم.🫐
بچه‌ها، من این پستم رو خیلی دوست داشتم.🫐

چند وقته که در پاسخ به بحران‌های شناختی نسل ما (نسل Z) یه جنبشی شکل گرفته و آدم‌ها دارن سعی می‌کنن توجه بقیه رو به این جلب کنن که حتی اگه قبولش سخته، وقتی پرده‌های اتاق توی یه داستان آبیه، مسئله فقط یه رنگ نیست و این‌که بدونیم چرا نویسنده تصمیم گرفته پرده‌ها رو آبی به تصویر بکشه، می‌تونه در نهایت سواد رسانه‌ای و قدرت تحلیل ما رو بیش‌تر کنه. بحث اصلی که خیلی گسترده‌تر از این حرف‌هاست اما این رو یادم آورد که این‌روزها، گاهی به این فکر می‌کنم که اگه می‌خواستم امروزم رو به یه داستان تبدیل کنم، اتاقم رو چطوری توصیف می‌کردم یا کدوم جزئیات ِبه ظاهر بی‌اهمیت (مکث‌های بین کلمات، نگاه‌های کوتاه، چراغ‌های قرمز خیابون و...) رو ثبت می‌کردم. در نهایت دسته‌گل‌های خشک‌شده‌ی روی قفسه می‌تونن به اندازه‌ی هر اتفاق دیگه‌ای که توی اون اتاق میفته، به ما راجع به صاحب اتاق اطلاعات بدن و هربار کسی تغییری توی شخصیتش می‌ده، احتمالاً چیزهایی در اتاقش رو هم عوض می‌کنه؛ حتی یه اتفاق ساده، مثل نامه‌ای که دیگه روی میز نیست و ته کشو خوابیده‌.

Repost from A Long Dream
视频消息00:06

درخت‌ها و چای بعد از کلاس☕️
+3
درخت‌ها و چای بعد از کلاس☕️

اینجا بیش‌تر ازش گفتم.🍏