هنوز نرسیدیم؟
رفتن به کانال در Telegram
مثلا به رُم یا توکیو؟ فارغالتحصیل زبان و ادبیات انگلیسی، مدرس زبان، دوستدار کتاب و دفترها. تمام عکسها و متنها کار دست خودمونه🍸 . . @Roadtriiipbotbot
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
554
مشترکین
+124 ساعت
-107 روز
+6730 روز
آرشیو پست ها
من فکر میکردم با افزایش سن، ترس از چطور به نظر اومدن قراره کم بشه ولی راستش فکر میکنم همونطور که تراپیستم سالها پیش گفت، این ترسها هیچجایی نمیرن، دنبال دلیل و منطق هم نیستن که ما براشون مدرک بیاریم و ثابت کنیم بیاساس هستن. فقط ما قراره حرفهایی که هیولاهای زیر تختمون میزنن رو نادیده بگیریم.
Repost from هنوز نرسیدیم؟
فقط باید هربار یک پات رو بذاری جلوی اون یکی دیگه و به خاطر همون میزان پیشرفت، برای خودت دست بزنی.
راستش، چیزی که با خودم اینروزها دائم تکرار میکنم، اون ویدیوییه که یه مدت معروف شده بود: درست میشه، دایی جان! مهم اینه تنش سالمه.
اینقدر اتفاقات و حرفها رو (به همراه جزئیات و ساعت و روز و زاویهی نور آفتاب) فراموش نمیکنم که اگه بعد از آخرالزمان، نیاز بود کسی تاریخ شفاهی قبل از هجوم رباتها یا زامبیها رو روایت کنه، داوطلب خواهم شد.
تموم شد. زیبا بود و غمگین. خیلی از چیزهایی که اخیراً و یا سالهای پیش بهش فکر کرده بودم رو بررسی کرده بود؛ خصوصاً راجع به فضای آکادمیک، معنای زندگی، جادوی ادبیات و پناه بردن به چیزهای کوچک با وجود جنگ و بحرانهای سیاسی و اجتماعی در پسزمینه.
یه چیزی که هرروز بهم ثابت میشه، اینه که مهمترین چیزی که بین ما و خیلی اتفاقات فاصله میاندازه اینه که اغلب اوقات، ما نمیدونیم که چهچیزی رو نمیدونیم؛ حتی نمیدونم چه کوچهپشتیهایی وجود دارن که بخوایم نگران قدم نزدن توشون باشیم. نمیدونیم یه سری انتخابها اصلاً روی میز وجود دارن. نمیدونیم یه گزینهی پنجم هم هست و الف، ب، ج و د، تمام راههای ممکن نیستن.
