uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

Anliliy

Anliliy

Відкрити в Telegram

زاده‌ی خاک و خورشـید‌ 🌞 دانشجو مهندسی هوافضا «و سرانجام روزی نهالی که ریشه در خاک داشت، خواست از شکفتن بنویسد.» message: @Anliliybot .. ̥✿ personal: t.me/+9ZOUZ6MQHlBjNWQ0

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
1 109
Підписники
Немає даних24 години
-87 днів
+5430 днів
Архів дописів
Anliliy
1 109
البته فعلا هیچی به پای درامای پرواز ابوظبی-تل‌آویو نمی‌رسه. با‌سپاس از خاورمیانه که نمی‌ذاره حوصله‌مون سر بره. همچنان منتظرم دوستم بیدار شه تا براش تعریف کنمممم.

Anliliy
1 109
البته فعلا هیچی به پای درامای پرواز ابوظبی-تل‌آویو نمی‌شه. با‌سپاس از خاورمیانه که نمی‌ذاره حوصله‌مون سر بره. همچنان منتظرم دوستم بیدار شه تا براش تعریف کنمممم.

Anliliy
1 109
من تو روال روزمره کتاب می‌خوندم، پادکست گوش می‌دادم و مستند می‌دیدم؛ الان تو خوابگاه تنها دیتایی که تو مغزم انباشته می‌شه دراماهای بی‌نهایت آدمای دانشگاهه. به طرزی که شب خواب می‌بینم میون اون داستان بی در و پیکر گیر کردم و صبح با کلی پرسش کنار تخت هم‌اتاقیم منتظر می‌شینم تا بیدار شه و بپرسم:« یعنی فلانی اون تایم با بهمانی هم دوست بود و این کارو کرد؟»

Anliliy
1 109

Anliliy
1 109
sticker.webp0.05 KB

Anliliy
1 109
کتابفروشی محله،آب طالبی،تد لسو و جورنال جدید🍵🍥
+4
کتابفروشی محله،آب طالبی،تد لسو و جورنال جدید🍵🍥

Anliliy
1 109
«درخت آسوریگ 🌴» ‌
بخش دوم: راند یک؛ طوفانِ غرورِ نخل در برابر بز
پرده می‌ره بالا! یک طرف میدون، یه درخت خرمای تنومند و سر به فلک کشیده ایستاده که ریشه‌هاش تهِ خاکِ خیس و چاقِ بین‌النهرینه؛ برگ‌های سبزش تو باد دلربایی می‌ککن و خوشه‌های طلاییش زیر آفتاب برق می‌زنن. اون‌طرف میدون هم یه بزِ بی‌قرار و پرانرژی روی یه تکه‌سنگ جا خوش کرده، زل زده به نخل و شاخ‌های تیزش رو به رخ می‌کشه. نخل سینه سپر می‌کنه، ژستِ خان‌ها رو می‌گیره و خودش رو بی‌رقیب‌ترین و خفن‌ترین موجودِ زمین می‌دونه. پس سکوتِ دشت رو می‌شکنه و با یه صدای بم و مغرور، کل‌کل رو شروع می‌کنه!
۱. خط و نشون کشیدن؛ «من آخرِ زیبایی و شکوهم!»
درخت آسوریگ اول از همه هیکل و قیافه‌اش رو می‌کوبه تو چشمِ بز:
درختی رسته اندر کشور آسور زشت‌آیین بنش خشک و سرش تر، برگ آن ماننده‌ی زوبین بر آن چون بر انگور، در کام کسان شیرین شنیدستم که شد با بز، درخت اندر سخن‌بازی که از تو برتر و والاترم در چاره‌پردازی به «خونیرس» که مرز چارم گیتی‌ست، همسان نیست درخت دیگری با من به زیبایی و طنازی
نخل با همین چند تا جمله، رسماً بز رو می‌پیچونه و تحقیرش می‌کنه. طوری حرف می‌زنه که یعنی: «تو یه موجودِ کوچولو و بی‌مقداری که رو خاکی، ولی من سرم به عرش می‌رسه!»
۲. قطار کردنِ دارایی‌ها؛ ۵۴ تا فایده
بعدش نخل شروع می‌کنه یکی‌یکی فایده‌هاش رو ردیف کردن تا ثابت کنه اگه نباشه، چرخ زندگی آدما اصلاً نمی‌چرخه:
تو ساخت‌وساز: «از چوبِ سفت و محکمِ من، ستون و سقفِ کاخ‌های مجلل رو می‌سازن. منم که بارِ سنگینِ سقف‌ها رو رو دوشم نگه می‌دارم!» تو ابزارِ خونه: «از برگ و لیفِ من زنبیل می‌بافن، طناب درست می‌ککن، بستر و بادبزن و حصیر می‌سازن، حتی بادبانِ کشتی‌ها از منه!» سر سفره: «میوه‌ام هم غذای فقراست، هم برکتِ سفره شاه‌ها! از من شراب، سرکه، دوشاب و انواع شیرینی‌های مشتی می‌گیرن.» پوشاک: «از برگام پاپوش و کفش‌های محکم درست می‌کنن برای راه رفتن.»
نخل چنان با باد و غمزه این لیست رو قطار می‌کنه که انگار هیچ‌کس تو دنیا به پاش نمی‌رسه!
۳. ضربه نخل از تسلطش به بز
نخل برای اینکه کارِ بز رو یک‌سره کنه و کلاً غرورش رو له کنه، می‌خنده و می‌گه:
رسن بر گردن تو در بیابان در، ز من سازند مر آن چوبی که کوبیدت شبان بر سر، ز من سازند
نخل با یه لبخند فاتحانه سکوت می‌کنه، برگ‌هاشو تو باد تکون میده و منتظر می‌مونه تا بز جلوش زانو بزنه و کوتاه بیاد... رسن به معنای طنابیه که از فیبر درخت خرما می‌بافن. 🌴
۴. سکوتِ قبل از طوفان...
اما بز چه کار می‌کنه؟ جا می‌زنه و سرشو می‌ندازه پایین؟ عمراً! بزِ تیزپای کوهستان، سم‌شو محکم می‌کوبه زمین، زل می‌زنه تو چشمای نخل و یه لبخندِ تلخ و زیرکانه می‌زنه. اون تمامِ لاف‌های نخل رو شنیده، نقطه ضعفِ بزرگش رو پیدا کرده و حالا وقتشه که بدجور پاسخش رو بده. منابع درخت آسوریگ رو اینجا تو انباری پیدا کنین. 📌 تو قسمت بعدی (قسمت سوم): پاتکِ آتشین و دندان‌شکنِ بز! بز چطوری تمامِ بافته‌های نخل رو پنبه می‌کنه و بدجور حالشو می‌گیره؟

Anliliy
1 109
+2

Anliliy
1 109
photo content
+1

Anliliy
1 109
درود حتمااا ولی فکر کنم لینکتون درست نیست🥲

Anliliy
1 109
امروزز✨✨

Anliliy
1 109
سلام من یه کانال شاهنامه دارم حمایت میکنید؟ @shah_nameh1| شاهنامه فردوسی

Anliliy
1 109
خانوم قسمت بعدی کی میاد کنجکاویم رو برانگیخته کردی

Anliliy
1 109
یه دختری تو راهرو خوابگاه با تلفن صحبت می‌کرد و یهو گفت: «ما زنده نگه داشته شدیم که نفرای بعدی باشیم.»

Anliliy
1 109
photo content
+4

Anliliy
1 109
«درخت آسوریگ 🌴»
بخش یکم: پرده‌برداری از یک داربست سه هزار ساله
اگر فکر می‌کنین رپ بتل‌ها یا کل‌کل‌های منظوم، دستاورد دنیای مدرن یا شعرهای معاصر هستن، باید بیاین بریم به حدود ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ سال پیش؛ به روزگار اشکانیان و حتی پیش تر! زمانی که یکی از هوشمندانه‌ترین، رندانه ترین و ادبی‌ترین مناظره‌های تاریخ بشر در نجد ایران و بین‌النهرین شکل گرفت: «منظومه درخت آسوریگ» درخت آسوریگ صرفاً یک قصه قدیمی برای سرگرمی نیست، یه «مناظره مفاخره‌ای» منظوم به زبان پهلوی اشکانیه که در قالب ۶۵ تا ۱۲۰ بیت بسته به نسخه‌ها، به دست ما رسیده.
۱. «آسوریگ» یعنی چی؟
واژه «آسوریگ» تو زبان پهلوی، صفت نسبی از «آشور» یا همون منطقه بین‌النهرین، عراق امروزیه. بنابراین «درخت آسوریگ» یعنی «درخت آشوری»؛ که منظورش همون درخت خرما یا نخله.🌴
🍃درخت خرما یا نخل: نماد بوم‌شناختی، کشاورزی و تمدن یکجانشینِ دشت‌های حاصلخیز بین‌النهرین و آشور.
🐏 بز : نماد مراتع، کوهستان‌ها، زندگی کوچ‌نشینی، دامداری و فرهنگِ فلات ایران در نژادهای پارت و ماد.
این اثر در واقع به تفاوت، یا بهتره بگیم تقابل دو شیوه زیست، دو اقتصاد و دو جهان‌بینی متفاوت در خاورمیانه باستان اشاره می‌کنه.
۲. ساختار ادبی و زبان‌شناسی درخت آسوریگ
یکی از ارزشمندترین چیزهای درخت آسوریگ، جنبه زبان‌شناختیشه. زبان نژادینش: درواقع درخت اسوریگ به زبان پارتی سروده شده، اما متنی که امروز دستمونه، در دوره ساسانیان به پهلوی ساسانی ترانویسی شده و یه دستکاری‌هایی هم تو نگارشش صورت گرفته. با این حال، هنوزم اثر وزن و واژه های پارتی توش پیداست. وزن هجایی: برخلاف شعر عروضی پس از اسلام، شعر درخت آسوریگ بر پایه وزن هجایی-تکیه‌ای سروده شده؛ یعنی هر مصراع معمولاً دارای ۶ تا ۹ هجا با تکیه‌های مشخصه؛ مثل ترانه‌های فهلویات یا سروده‌های گاهان. قافیه: در این متن، نشانه‌هایی از «قافیه درونی» و «هم‌حروفی» دیده می‌شه که نشون‌دهنده خنیاگری و شفاهی خوندنش توسط «گوسان‌ها» هست.
۳. صحنه‌چینی؛ داستان از کجا شروع می‌شه؟
داستان بدون مقدمه‌چینی اضافی، از جایی آغاز می‌شه که درخت خرما بالای تپه‌ای یا در بوستانی ایستاده و با غرور، سرشو به آسمون کشیده. درخت آسوریگ خودشو شاه درختان و بخشنده زندگی می‌دونه‌. در متن پهلوی، آغاز منظومه با توصیفی از اندام و شکوه درخت خرما شروع می‌شه. درخت برای بز، فهرستی از افتخارها و دستاوردش ردیف می‌کنه تا بهش ثابت کنه که برترینه. اما این غرور، خشمِ بزِ چابک و تیززبانِ کوهستان رو برانگیخته می‌کنه... ‌ 📌 در قسمت بعدی (قسمت دوم): وارد اولین راندِ مبارزه می‌شیم! «خطابه غرورآمیز درخت خرما»