Anliliy اساطیر ایـران و
Відкрити в Telegram
زادهی خـاک و خورشــید 🌞 دانشجوی هوافـضا «و سرانجام روزی دختری که ریشه در خاک ایران داشت، خواست از شکفتن بنویسد.» message: @Anliliybot .. ̥✿ یه گپ کوچیک دورهمی برای اینجا https://t.me/+POztvByvTBplMWFk
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
1 107
Підписники
+524 години
+717 днів
+16830 днів
Архів дописів
گاهشمار کهن: ۴ شهریور، جشن شهریورگانهمونطور که پیش از این هم گفتیم در فرهنگ ایران باستان، هر روز، نامی داشت. و هرگاه نام ماه و نام روز یکی میشد، ایرانیان جشن میگرفتن. به این جشنها «جشن همنامی» گفته میشد و در سراسر فلات ایران رایج بود. روز چهارم از هر ماه شهریور نام داشت و در روز شهریور از ماه شهریور جشنی برپا میشد به نام «شهریورگان».
واژهی «شهریور» از کجا میاد؟ریشهاش اوستاییه «خْشَثْرَهوَئیریَه». بخش اول، «خشثره»، یعنی شهریاری و کشور و بخش دوم، «وئیریه»، صفتیه به معنای برگزیده و مطلوب. پس رویهم، معنی میشه «شهریاری آرمانی» یا «کشور آرزوشده». در پهلوی این کلمه شد «شهرِوَر» و بعد در پارسی امروزی، «شهریور».
امشاسپند شهریورشهریور، نام یکی از امشاسپندان هم بود. امشاسپندها شش موجود مینَوی بزرگ بودن که هرکدوم نمایندهی یک بُعد از آفرینش محسوب میشدن. میشه گفت همکاران اهورامزدا در نگهداری از جهان بودن. شهریور، سومین امشاسپند، نمایندهی «شهریاریِ مینوی» و قدرت آرمانی بود؛ در آسمان نماد فرمانروایی بهشتی اهورامزدا، و در زمین نگهبان فلزات. در متن «بندهش» به این امشاسپند نقش حمایت از فقرا و بینوایان هم داده شده.
در باور زرتشتی، هر امشاسپند علاوه بر بُعد مینوی، یک بُعد مادی هم داشت که باید در جهان ازش پاسداری میکرد. اردیبهشت مثلاً نگهبان آتش بود؛ شهریور نگهبان فلزات. و چون فلز با آتش ذوب و شکل میگرفت، یه ارتباط طبیعی بین شهریور و آتش وجود داشت. پس شهریورگان هم بهعنوان یکی از «جشنهای آتش» شناخته شد. در این روز آتش روشن میکردن؛ بهعنوان نماد پاکی، نیرو، و البته شهریاریِ آرمانی که شهریور ازش نمایندگی میکنه.
یه روایت جالب دربارهی کوروشدر کتاب «برهان قاطع»، این روز بهعنوان زادروز «داراب» ثبت شده. و خیلیها این داراب رو با کوروش بزرگ یکی میدونن. البته این روایتها قطعی نیست. اما نشون میده که شهریورگان تو ذهن ایرانیان قدیم، بهقدری باشکوه بوده که روایت تولد یه پادشاه بزرگ رو به خودش جذب کرده. این گوشه اشاره کنم که هفت آبان بزرگداشت کوروش بزرگ هست نه زادروزش. و همچنین در دیدگاههای نو جامعه زرتشتی چون چهارم شهریور، زادروز شاه کوروش بزرگ بوده، به عنوان روز پدر در تقویم باستانی ایران گرامی داشته میشه.
بعضی منابع، عروج مانی، بنیانگذار آیین مانوی در دورهی ساسانی رو هم به همین روز نسبت میدن.میاین باهم این جشن رو زنده کنیم؟
گاهشمار کهن: آیینهای جشن شهریورگان
۱. روشن کردن آتش، قلب جشن چون شهریورگان جزو جشنهای آتش بود، هستهی اصلی مراسم، افروختن آتش در خانهها بود. پس از روشن کردن آتش، مردم دورش جمع میشدن، نیایش میکردن، و اهورامزدا رو برای نعمتهایی که داشتن سپاس میگفتن. ۲. مهمانی و خوراکهای ویژه بعد از بخش نیایش، نوبت به جمعشدن دور سفره میرسید. در خانهها مهمانی برپا میکردن و بهترین و متنوعترین خوراکهایی که در اون فصل در دسترس بود رو تدارک میدیدن. جشن، جدا از بُعد دینیاش، یک دورهمی خانوادگی و اجتماعی بود. ۳. کمک به نیازمندان اینجا یکی از قشنگترین جنبههای شهریورگانه. یادتونه گفتیم امشاسپند شهریور، در کنار نگهبانی از فلزات، مسئولیت حمایت از فقرا و بینوایان رو هم داشت؟ خب این باور درست وارد آیین جشن هم شد و در روز شهریورگان، مردم به نیازمندان غذا میدادن و اطعام میکردن. ۴. نو کردن فلزات و ابزار خانه از اونجا که شهریور نگهبان فلزات بود، رسمی هم بین مردم شکل گرفته بود که فلزهای کهنه و ابزارهای فرسودهی خونه رو از انبار بیرون میآوردن و نو یا تعمیر میکردن. یهجور «تجدید» نمادین. ۵. سوارکاری و بازیهای میدانی در برخی منابع، به برگزاری مسابقات سوارکاری هم در این روز اشاره شده. نوعی نمایش قدرت و مهارت که با روحیهی «شهریاری» و توانمندی این امشاسپند همخوانی داشت. ۶. تبریک به پادشاهان دادگر یکی از رسمهای دربار در این روز، رفتن پیش پادشاه و تبریکگفتن بهش بود. بهشرطی که پادشاه، دادگر و عادل شناخته میشد. این نکته جالبه چون نشون میده مفهوم «شهریاریِ آرمانی» که اسم جشن ازش میاد، صرفا یه ایدهی انتزاعی نبوده و توقع داشتن شهریاران واقعی هم به اون آرمان نزدیک باشن. ۷.روز پدر ایران باستان امروزه شهریورگان رو برابر با «روز پدر» در تقویم ایران باستان میدونن.بهخاطر همون نماد شهریاری و اقتدار که به شهریور نسبت داده میشد. پس به بابا های ایرانی شادباش بگید. جشن شهریورگان به همگی فرخنده و شاد باد 👑✨
#واژه های اصلونسب، اصیل، اصالت و... رو بذاریم کنار؟
نژادگی: برابر پارسی اصالت.
«نژادگیاش در رفتار و گفتارش آشکار بود.»نژاده: برابر پارسی اصیل، برای کَس.
«او از خانوادهای نژاده و ریشهدار بود که به بزرگان باستان میرسید.»نژادین: برابر پارسی اصیل. برای چیز.
«این آیین، جشنی نژادین بود که ریشهٔ ایرانی داشت.»همنژاد: برابر پارسی همتبار، هماصل.
«آن دو قبیله با هم همنژاد بودند و از یک تبار میآمدند.»بینژاد: برابر پارسی بی اصل و نسب.
«در آن دوره، اسبان بینژاد را از گله جدا نگه میداشتند.»نژادشناسی: مطالعهٔ تبار و نسب.
«سالها به نژادشناسیِ خاندانهای کهن ایران پرداخته بود.»
#واژه های اصلونسب، اصیل، اصالت و... رو بذاریم کنار؟
نژاده: برابر پارسی اصیل. برای کَس
«او از خانوادهای نژاده و ریشهدار بود که به بزرگان باستان میرسید.»نژادگی: برابر پارسی اصالت.
«نژادگیاش در رفتار و گفتارش آشکار بود.»نژادین: برابر پارسی اصیل. برای چیز.
«این آیین، جشنی نژادین بود که ریشهٔ ایرانی داشت.»همنژاد: برابر پارسی همتبار، هماصل
«آن دو قبیله با هم همنژاد بودند و از یک تبار میآمدند.»بینژاد: برابر پارسی بی اصل و نسب
«در آن دوره، اسبان بینژاد را از گله جدا نگه میداشتند.»نژادشناسی: مطالعهٔ تبار و نسب
«سالها به نژادشناسیِ خاندانهای کهن ایران پرداخته بود.»
گاهشمار کهن: ۳ شهریور، جشن کشمیندومین جشن این ماه هم برای یه منطقهی دیگه از سرزمینهای ایرانی باستان بود: سُغد. سُغد منطقهایه دور و بر سمرقند امروزی، تو ازبکستان.
جشنش چی بود؟اخر تابستون که وقت برداشت محصول میشد، مردم یه بازار بزرگ برگذار میکردن، و جشن میگرفتن. نام این جشن «کشمین» بوده. کشمین یه جنبهی اجتماعی و اقتصادی هم داشته. مردم دور هم جمع میشدن، داد و ستد میکردن، احتمالاً غذا و کالا رد و بدل میشده. یهجور بازارچهی سنتی که همزمان جنبهی جشن هم داشته.
و بازم همون داستان تکراری...دقیقاً مثل فغدیه، امروز نمیدونیم شکل درست نامش چی بوده و تلفظ درستش چطوریه. جزئیات دقیق مراسمش هم تو تاریخ گم شده.
چرا اینقدر جشنهای ناشناخته زیادن؟خیلی از این جشنهای کوچیک ماهانه، هیچوقت تو متون بزرگ و معروف مثل اوستا با جزئیات کامل ثبت نشدن. فقط اسمشون تو تقویمها و فهرستهای کهن باقی مونده، یا تو اشارههای کوتاه نویسندههای بعدی. زندگی روزمرهی ایرانیهای باستان پر بوده از اینجور جشنهای کوچیک محلی که شاید هیچوقت به اندازهی نوروز یا مهرگان بزرگ و رسمی نشدن، ولی برای مردم همون منطقه مهم بودن.
اما بههرحال، ابوریحان بیرونی در «آثارالباقیه» این جشن رو ثبت کرده و ماهم یادآوریش میکنیم.
