Anliliy اساطیر ایران و
الذهاب إلى القناة على Telegram
زادهی خـاک و خورشــید 🌞 یکم دربارهی مـن : https://t.me/Anliliiy/37 @Anliliybot .. ̥✿
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
825
المشتركون
+7224 ساعات
+2267 أيام
+32830 أيام
أرشيف المشاركات
یه نکته کم اهمیت تر ولی جالبم بگم
تو کتیبه های هخامنشی از واژهٔ martiya برای اشاره به به گروهی از انسان ها، یا خود انسان استفاده شده. بعد از پیدایش واژه ی مَرد در پارسی میانه، «مَردُم»، از ریشهٔ مرد، به مفهوم گروهی از انسان ها رواج پیدا کرد
حالا که تابستون شروع شده، یادآوری کنم که ما ماه مرداد نداریم، یعنی نام ماه مرداد از اساس با گاهشمار خورشیدی همخوان نیست. شکل درستترش امُرداد هست؛ که از ریشه باستانی Amərətāt به معنای جاودانگی میاد و از پیشوند نفی ا و ریشهٔ مِرت / مَرِت به معنای مرگ و میرایی ساخته شده. در نتیجه امرداد به معنای بیمرگی یا نامیراییه
در پارسی امروزی، واژهٔ مَرد به معنی man و مُرد به معنی died از نظر نوشتار یکسانن اما در گفتار آوای متفاوتی دارن، این تفاوت آوایی نتیجه ی تحول تاریخی زبانه، و پیوند معنایی بین انسان و میرایی تو ریشه زبان قابل ردگیریه :
Maretan martiya mart mard mordبه همین دلیله که با وجود هم ریشه بودن مَرگ و مُردن، نمیگیم مُرگ، بلکه هنوز به ریشه کهن تر تکیه میکنیم در مورد امرداد هم میشه این مسیر تحول آوایی رو دنبال کرد :
Amərətāt Amərədād Amurdādاگه از زاویه ی معنایی نگاه کنیم مَرد در سنت ایرانی بیشتر به معنای انسان بوده و به مفهوم بشرِ فانی اشاره داره. درواقع میخواد برسونه به انسانی که در برابر مفهوم جاودانگی، ذاتاً میرا و فانیه. در نتیجه، واژههای مَرد، مرگ و مُردن رو میشه تو یه شبکهٔ ریشهای مشترک دید که در اون مفهوم اصلی، میرایی انسانه. هرچند در پارسی نو، این پیوند معنایی تو نگاه روزمره پنهان شده؛ خلاصه، چندان الکی نیست که مَرد و مُرد نوشتار مشابهی دارن.
من متوجه شدم که انسان بسیار زبون نفهمی هستم، هزاران بار منطقی اتفاقی که افتاده رو به خودم توضیح دادم، با این درد کنار اومدم،پذیرفتمش! اما هنوز مچ خودمو میگیرم، حین ویس دادن به اکانتی که دیگه هیچوقت انلاین نمیشه
یه مولفه از سلامت روان شاید ظرفیت بازنمایی هیجانی باشه. یعنی بتونی غمت رو توضیح بدی و دربارش حرف بزنی، ابراز و بیانش کنی. نقطه مقابلش میتونه چیزی شبیه به "بازداری هیجانی" باشه. و ما بین این دو یه state وجود داره به اسم Disenfranchised Grief, وقتی که درد تو اجازه ابراز نداشته و به مرور زمان، با وجود این که میخوای، دیگه نمیتونی دربارش حرف بزنی، و من اینجام؛
خواهش میکنم «ایرانی و نیک ذاتی» رو با «ایرانی و کینخواهی» جدای از هم نبینید.
