لحظه هایِ آبی
Відкрити в Telegram
399
Підписники
Немає даних24 години
-17 днів
+1230 днів
Архів дописів
واقعا با تمام وجودم عاشق زن بودنم ، عاشق دختر بودنم ، امیدوارم در تمام زندگی ها یک زن باشم💘
Repost from پریچهره
زندگی به عنوان یک زن جوریه که بله عجیب و سخته اما اگر قرار باشه ده تا زندگی دیگه داشته باشم میخوام تمامش در جسم یک زن باشه. چجور ممکنه مثل خود طبیعت پر از چرخههای متفاوت باشی؟ چجور مثل درختها تغییر میکنی و مثل گرگها زخمی میشی؟ چجور مثل میوهها پخته میشی و مثل ماه هرماه میچرخی و میچرخی و میچرخی... زن همونجور آسیب میبینه که طبیعت آسیب میبینه. میخوام در یک جسم بارور باشم. یک جسم زنده که توانایی خلق کردن یک موجود دیگه رو داره. بله سخته، خصوصا در خاورمیانه، اما من هربار زن بودن رو انتخاب میکنم.
آخری هم باز شد.
با شادلین داشتیم نگاهشون میکردیم که گفتیم شبیه خانواده ما هستن دقیقا پنج تا و شادلین گفت اونی که تازه باز شده منم🌱
چرا واقعا باید با ساعت کلاس زبانم یکی باشهههه من الان میخوام فوتبال ببینم نمیخوام سر کلاس باشمممم
اینو میگم که بزاری تا بدونن چکار میکنن با اونایی که گرفتن سال ۴۰۱ رفیق نخبه ی من روگرفتن انقدر این آدم باهوش بود که و دیگه بعد آزادیش هیچوقت مثل قبل نشد میگفت تنها چیزی که همش برام مهم بوده صدای دخترا بوده که معلوم نبوده چکار میکردن باهاشون وقتی اومد مشکل کلیه پیدا کرده بود میگفت و خیلی چیزا از اتاق شیشه بگیر تا...اونی که زندانی میشه زنده به گور میشه در واقع
امروز باید انتخاب واحد ترم ۳ رو انجام بدم و وقتی یادم میفته رها نتونست ترم ۳ رو تموم کنه قلبم آتیش میگیره.
