『آوای دریا』
Відкрити в Telegram
3 298
Підписники
+16024 години
+4117 днів
+1 03330 днів
Архів дописів
3 298
در خواب ناز بودم دیدم کسی در میزند
در را گشودم روی او دیدم غم است در میزند
ای دوستان بیوفا از غم بیاموزید وفا
غم با همه بیگانگی هر شب به من سر میزند
3 298
من سالهاست گرفتار مهربانی خودم هستم مهربانی که برای دیگران شاید یک فضیلت باشد اما برای من بار سنگینی بوده که بی صدا کمرم را خم کرده.
هیچکس نمیفهمد آدمی که همیشه نرم تر است، همیشه کوتاه می آید، همیشه میگذرد، چقدر زیر سایه همین نرمی له شده. من از داغ مهربانی خودم سوختم؛ از اینکه هربار درد را قورت دادم، هربار سکوت را انتخاب کردم،هربار خودم را کوچک کردم تا دل کسی نگیرد، غرور کسی نشکند، رابطه ای خراب نشود، اما آخرش چه شد ؟
سهمم همیشه همان نادیده گرفته شدن آرامی بود که کسی حتی متوجه زخم بودنش هم نشد، آدم ها نامهربانی را با بی تفاوتی نشان میدهند؛ با دیر جواب دادن، با سرد شدن، با فراموش کردن، با یک لبخند نصفه و نیمه. و من؟
با اینکه میدیدم، با اینکه میسوختم، با اینکه هزار بار دلم شکست ، باز نمیتوانستم مثل آنها باشم، نمیتوانستم بی تفاوت بگذرم.
نمیتوانستم همانقدر سرد شوم. انگار دل من مثل قبل نبود؛ یک زخم همیشه تازه بود، یک زخم که مدام میسوخت ،ولی باز هم راه میداد، باز هم میبخشید، باز هم ادامه میداد. گاهی نشستم و با خودم گفتم:((اگر کمی سنگ تر بودی..... اگر کمی بی رحم تر بودی..... شاید کمتر له میشدی.)) ولی نه ، من اینطور نبودم. من زجر کشیدم اما نه از مردم، از مهربانی بی حساب خودم. از گذشت هایی که لیاقتشان نبود. از دلسوزی هایی که حتی دیده نشد. از محبت هایی که جوابش سکوت بود. و حالا میماند یک سوال.. سوالی که مدت هاست ته دلم میچرخد، اما تازه جرئت گفتنش را پیدا کردم : منکه مهربان بودم منی که از داغ همین مهربانی سوختم، تقدیرم شد این؛ این همه فرسودگی ، ابن همه زخم ، این هنه تنهایی بی صدا
اما تو..
تو که سنگدل بودی، تو که سخت گذشتی ، تو که هرجا لازم بود بریدی و رد شدی، تو که نا مهربانی را آسان زندگی کردی... تقدیر تو چه خواهد شد؟
اگر من با این همه نرمی چنین ساختم، تو با آن هنه سختی چه خواهی ساخت؟
_A
@Avay_eDaryaa
3 298
آدمی است دیگر، تمام داشتهها و نداشتههایش بند حوصلهاش است؛حوصله که نداشته باشد، حتی ممکن است از آدم بودن استعفا دهد.
3 298
از ی جایی به بعد میفهمی که پذیرش مهم ترین چیزه،
پذیرش غم ها،
پذیرش از دست دادن،
پذیرش تنهایی،
پذیرش واقعیت های که نمیشه تغییرشون داد
و درنهایت پذیرش همون چیزی که هستی.
3 298
اگر کسی امروز پول نداشت، ممکنه فردا داشته باشه، ولی اگر کسی امروز شرف نداشت، مطمعن باش فردا هم نداره.
3 298
فرقی ندارد، چه ساعت از شبانه روز باشد صدایت را که میشنوم خورشید در دلم طلوع میکند.
A
