ar
Feedback
『آوای دریا』

『آوای دریا』

الذهاب إلى القناة على Telegram

ناشناسمون: @A_aAVvAa_bot

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
3 298
المشتركون
+16024 ساعات
+4117 أيام
+1 03330 أيام
أرشيف المشاركات
بلد بودن آدم‌ها خیلی مهم‌تر از دوست داشتنشونه.

در خواب ناز بودم دیدم کسی در می‌زند در را گشودم روی او دیدم غم است در می‌زند ای دوستان بی‌وفا از غم بیاموزید وفا غم با همه بیگانگی هر شب به من سر میزند

در این سرزمین مرده ، انان که ظالمند اسوده ترند و هرکس ذات درستی دارد در رنج است..

عارف 🎧

بعضی وقتا یه آهنگ، حالتو بهتر می‌فهمه تا همه‌ی آدمای دور و برت.

من سالهاست گرفتار مهربانی خودم هستم مهربانی که برای دیگران شاید یک فضیلت باشد اما برای من بار سنگینی بوده که بی صدا کمرم را خم کرده. هیچکس نمیفهمد آدمی که همیشه نرم تر است، همیشه کوتاه می آید، همیشه میگذرد، چقدر زیر سایه همین نرمی له شده. من از داغ مهربانی خودم سوختم؛ از اینکه هربار درد را قورت دادم، هربار سکوت را انتخاب کردم،هربار خودم را کوچک کردم تا دل کسی نگیرد، غرور کسی نشکند، رابطه ای خراب نشود، اما آخرش چه شد ؟ سهمم همیشه همان نادیده گرفته شدن آرامی بود که کسی حتی متوجه زخم بودنش هم نشد، آدم ها نامهربانی را با بی تفاوتی نشان میدهند؛ با دیر جواب دادن، با سرد شدن، با فراموش کردن، با یک لبخند نصفه و نیمه. و من؟ با اینکه میدیدم، با اینکه میسوختم، با اینکه هزار بار دلم شکست ، باز نمی‌توانستم مثل آنها باشم، نمیتوانستم بی تفاوت بگذرم. نمی‌توانستم همانقدر سرد شوم. انگار دل من مثل قبل نبود؛ یک زخم همیشه تازه بود، یک زخم که مدام میسوخت ،ولی باز هم راه میداد، باز هم میبخشید، باز هم ادامه می‌داد. گاهی نشستم و با خودم گفتم:((اگر کمی سنگ تر بودی..... اگر کمی بی رحم تر بودی..... شاید کمتر له میشدی.)) ولی نه ، من اینطور نبودم. من زجر کشیدم اما نه از مردم، از مهربانی بی حساب خودم. از گذشت هایی که لیاقتشان نبود. از دلسوزی هایی که حتی دیده نشد. از محبت هایی که جوابش سکوت بود. و حالا می‌ماند یک سوال.. سوالی که مدت هاست ته دلم می‌چرخد، اما تازه جرئت گفتنش را پیدا کردم : منکه مهربان بودم منی که از داغ همین مهربانی سوختم، تقدیرم شد این؛ این همه فرسودگی ، ابن همه زخم ، این هنه تنهایی بی صدا اما تو..‌ تو که سنگدل بودی، تو که سخت گذشتی ، تو که هرجا لازم بود بریدی و رد شدی، تو که نا مهربانی را آسان زندگی کردی... تقدیر تو چه خواهد شد؟ اگر من با این همه نرمی چنین ساختم، تو با آن هنه سختی چه خواهی ساخت؟ _A @Avay_eDaryaa

آدمی است دیگر، تمام داشته‌ها و نداشته‌هایش بند حوصله‌اش است؛حوصله که نداشته باشد، حتی ممکن است از آدم بودن استعفا دهد.

هرچیزی که مورد توجه قرار نگیرد، می‌میرد. احساسات، روابط، گل‌ها، حتی آدم‌ها A

شایدم عشق، فریب طبیعت برای بقای نسل است..

Angelica Anathema.mp35.41 MB

از ی جایی به بعد میفهمی که پذیرش مهم ترین چیزه، پذیرش غم ها، پذیرش از دست دادن، پذیرش تنهایی، پذیرش واقعیت های که نمیشه تغییرشون داد و درنهایت پذیرش همون چیزی که هستی.

‏اگه ازم بپرسی خونه کجاست؟ میگم اونجایی که برای درک شدن نیاز به جنگیدن نداشته باشی.

اگر کسی امروز پول نداشت، ممکنه فردا داشته باشه، ولی اگر کسی امروز شرف نداشت، مطمعن باش فردا هم نداره.

هم سری هم در سری هم دردسر ها را سری پادشاهی میکنی ای عشق ، تاجت برقرار

یعنی امشب به کی گفتی شب بخیر ..

photo content

فرقی ندارد، چه ساعت از شبانه روز باشد صدایت را که میشنوم خورشید در دلم طلوع میکند. A

و تو هرگز نخواهی دانست که من ، چه روزها مانده بودم کنار تویی که رفته بودی.

«اون روزایی که فکر می‌کردم عادی‌ان… همون معجزه بودن…» Atresa🖋️ Darya 🎙️ @Avay_eDaryaa