『آوای دریا』
Відкрити в Telegram
3 298
Підписники
+16024 години
+4117 днів
+1 03330 днів
Архів дописів
3 297
من همیشه سعی کردم از همه چیز سر در بیارم...
خوب نیست...
بعضی وقتا باید به روی خودت نیاری که میدونی.
3 297
و گاهی فقط خودت میدانی که چقدر خالی شده ای و هیچوقت آنطور که بوده ای، زنده نخواهی شد
حتی اگر به تمام آرزوهایت رسیده باشی🩵
3 297
و از خطاهای بزرگم آن بود
که لحظات دلخوشی را سرسری میگذراندم اما غم و اندوه را با همه ی وجود زندگی کردم
A
3 297
آشنا میشوی و عادت میکنی
تغییر میکنند و غریبه میشوند
تعییر میکنی و نه دیگر آشنا میشوی ونه عادت میکنی؛
با تمام جهان غریبه میشوی و سکوت میکنی..
3 297
وقتی طوفان تمام شد یادت نمی آید چگونه از آن گذشتی و جان سالم به در بردی حتی در حقیقت مطمئن نیستی طوفان واقعا تمام شده باشد.
اما یک چیز مسلم است، وقتی از طوفان بیرون آمدی دیگر همان آدم نیستی که قدم به درون طوفان گذاشت.
3 297
تنهایم نگذار عزیزم! آدم همیشه نیرومند نیست. هر چقدر هم فکر کند تواناست ممکن است نتواند بر رنجهایش چیره شود.
-البر کامو.
3 297
او در این لحظه از زندگی سیر شده بود و در نهایتِ نومیدی با خود میگفت: آیا این زندگی به زحمتِ زندهماندنش میارزد؟
3 297
کاش میشد زمان را به عقب برگرداند، به همان روزهایی که بودنت، تمام دلخوشیام بود. حالا فقط خاطرات شیرین و این دلتنگی تلخ باقی مانده است. دوستت دارم، و چقدر دلم برایت تنگ است.
