یک بار برای همیشه
Відкрити в Telegram
This time, I finish it once and for all.
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
370
Підписники
Немає даних24 години
-167 днів
+6030 днів
Архів дописів
دوساله تمام هم زندگیو برا خودن جهنم کردم هم برا اونا
دوساله تمام هیچ جا نرفتم
دوساله تمام با اعتمادشون بازی کردم
دوساله که دارم هم خودمو هم بقیه رو زجر میدم و میدونم امسالم قرار نیس چیزی بشه
نه نتیجه ای نه حاصلی
هرروز بیشتر نفرتم به خودم به چشمم میاد
هرروز بیشتر به قیافه مامان بابا موقع اعلام نتایج فکر میکنم
هرروز بیشتر از قبل میشکنم
واقعا خستم...خیلی...خسته.
ولی جدا از هر چیزی بچه ها جدی دارم خفه میشم از بغض
من خیلی اذیتشون کردم خیلی زیاد تر از شماها
متاسفانه متاسفانه این شرایط لعنتی باعث شده ما با ارزش ترین دارایی هامونو داریم خیلی راحت از دست میدییم متاسفانه باعث شده عمرمون وقتمون خانوادمون زندگیمون اعصابمون روانمون ارامشون خیلی چیزای که ما اومدیم به اون خاطر رو زمین خیلی چیزایی که درواقع میشه گفت یه زندگی عادی اونم از ما سلب شده
رونیکا یه چیزی رو خواستم بگم
تو هیچ چنلی به اندازه نوشته هات نمیتونم همزادپنداری کنم
واقعا این شرایط برا خیلیامون ایجاد شده
خوده من دائم تو مود پرخاش و بی حوصلگیم فقط کافیه یکی نزدیکم شه تا با حال بد ازش پذیرایی کنم
ذات این دورانه کثیف برا ما همین سوغاتیارو گذاشت با تاسف
مامان من دارم خفه میشم مامان کاش خدا به منو تو اونقدر عمر بده که میدونم نمیتونم این عذابو جبران کنما ولی کاش بتونم بعد این همه عذاب از ته دل خوشحالت کنم
ببخش مامان
ببخش که تو چه به صلاحم چه به خاطر من خودتو به آب و آتیش زدی ولی من سر بی ارزش ترین چیزا خودمو سرتو خالی کردم
ببخش که به خاطرم این همه عذاب دیدی
ببخش که به خاطرم این همه درد کشیدی
ببخش مامان که نتونستم خوشحالت کنم
مامان قلمبه سلمبه حرف زدنمو نبین به خدا که من بدون تو هیچم من بدون تو میمیرم من بدون تو حتی بلد نیستم نفس بکشم
ببخش که به خاطر من مجبور شدی به خیلی چیزا رو بزنی
ببخش که به خاطر من تو عذاب بیماری سوختی
به خاطر من تو عذاب جوونی سوختی
به خاطر من حتی الانم عذاب میکشی
ببخش که من جز عذاب برات چیزینبودم
ولی نمیدونم چطوری قرارع با خودم کنار بیام به خاطر فشارهایی که به مامان وارد کردم به خاطر ناراحتی های مه به بابا وارد کردم
غیر درس این روند چند ساله رو مخ باعث شده خیلی پرخاش شدم خیلی زننده شدم خیلی اذیت کننده شدم
دروغ چرا خیلی ناراحتم
درسته این چنل سعی میکنم خودمو جمع کنم وگذشته رو بزارم کنار
حقیقتا تک تک حرفایی که اینجا میزارم خیلی حساسیت به خرج میدم
چون سعی کردم یه مسئولیتی رو بر عهده داشته باشم شاید برای شما یه چنل دیلی الکی باشه ولی برام حتی یه نفرم باشه خیلی خاصه
شاید خودتون متوجه نشدین ولی خیلی جاها یه نیرویی تو این مسیر بهم دادین که تونستم دووم بیارم تونستم قوی بمونم تونستم محکم باشم تونستم سر حرفام بمونم قولامو عملی کنم زیرشون نزنم وخیلی خیلی کارا
نمیدونم ته این مسیر چی هست چی میتونه باشه تا کجا پیش میره اصلا تا کی من قراره زنده باشم ولی ته دلم خواستم امشب یه تشکر کنم
عین یه مرز بودین برام گاها که باید و نباید هامو مشخص کردم و بهشون احترام گذاشتم وارادم رو کنترل مردم که عمل کنم به باید و نباید هاییی
ممنونم ازتون واقعا
امیدوارم تک به تک این ۳۶۸نفر به هر خواسته ای که عمق قلبتونه برسید وحتی کسایی که اومدنو رفتن قبلنا بودن ویا خواهند بود💙
Repost from girl in 'blue'
یک گلوله استرس و تپش قلب و ترس و وحشتم؛ولی یکجوری ویترینُ حفظ کردم حتی مامان بابا هم نگرانم نمیشن.
من تَهِ چاهَم،ریسمونام دستمو زخمی کردن و نجاتم ندادن،آدما نااُمیدم میکنن،ولی هنوز عجیب غریب سَرِ پام و دنبالِ نور و اُمید میگردم.
هیچچیز درست نیست و تلاشام بازم شبیهِ با دست جمع کردنِ شن شدن،ولی من بازم ایمان دارم تلاشا جواب میدن.
طولِ روز بارها گُم میشم،همهچی از دستم در میره،ولی بازم جون میکَنَم تا درستِش کنم.
هیچوقت نااُمید نمیشم،همیشه یکجوری خودمو برمیگردونم به بازی،همیشه واسش یه راهی پیدا میکنم.
Repost from girl in 'blue'
دفتر خلاصه نویسی.
برگِ برنده یا تَله؟!
دفتر خلاصه نویسی واسَت یه تلهَست اگه:
-حجم خلاصه هات بیشتر از درسنامه میشن(اسمِش روشه،خلاصه!)
-خلاصه نویسیت خیلی عجیب غریب وقت میگیره(تایم استاندارد خودشو داره)
-نکته نکته مینویسی و بیانِت دقیقا بیانِ کپی شده استاد یا شخصِ دیگری هست (بهترین نوعِ خلاصه،خلاصه ای هست که به زبانِ "تو" نوشته شده باشه)
-تویِ خلاصه نویسیت از اشتباهات استفاده نمیکنی(باید غلط هاتو بنویسی تا موقع مرور کردن جلو چشمِت باشن)
-تویِ خلاصه نویسیت مثال استفاده نمیکنی(خب چجوری قراره بدون مثال نکته رو واسه خودت تحلیل کنی؟)
-اگه قرار نیست ازَش استفاده کنی و فقط میخوای وقتتو هدر بدی یا بعداً بگی "نه،این کامل نیست بزار کلِ جزوه یا درسنامه رو بخونم"!
-خلاصه ات رو آپدیت نمیکنی(باید نکات جدید آزمون،تیپ های چالشی که جدید باهاشون مواجه شدی،نکاتی که به تازگی متوجه شدی واست فرار هستن رو بهش اضافه کنی و این آپدیت تا روزِ کنکور انجام میشه)
-فکر میکنی باید تسلط ۱۰۰ رویِ مطلب داشته باشی تا خلاصه نویسی رو انجام بدی یا برعکس،همون موقع که مبحث رو استارت زدی میری خلاصه نویسی میکنی! (وقتی هنوز چیزی راجع به مطلب نمیدونی دقیقا چیو میخوای خلاصه کنی؟!)"در نهایت خلاصه قراره کارِ شما رو برای دوران جمع بندی و مرور قبل از آزمون راحت کنه و شما فایده اش رو دقیقا نزدیک به کنکور احساس میکنید! اما اگه قراره طی سال بهتون آسیب بزنه یا همین الآن باهاش درگیرید باید روشتون رو اصلاح کنید. بعداً ازَم تشکُر میکنید:).
Repost from girl in 'blue'
تو اهمیت دفترِ ثبتِ گزارشکارِ روزانه رو نمیدونی تا وقتی که:
-آخر هفته میخوای مرور کنی ولی چون جایی غلط نزده هایِ تستی رو ثبت نکردی نمیدونی باید رو چه قسمتی بیشتر تایم بزاری!
-روز قبلِ آزمون نمیدونی دقیقا چه مبحثی تو هر درسی واست چالشی بوده چون ثبتِش نکردی!
-حین تحلیل آزمون میبینی درصدِ یِ دَرسِت کمتر از حدِ انتظاره،اما نمیدونی به خاطر اینه که تایم کم گذاشتی واسش یا تست کم زدی یا اصلاً مرور نکردی یا...؛چون ثبتِش نکردی!
-موقع جمع بندی هیچ یادداشتی نداری که بفهمی کمترین پاسخگوییت تویِ هر درس برای چه مبحثی بوده!
"دفترِ ثبتِ گزارشکار روزانه از واجباتِ شماست حتی اگر قرار نیست این گزارش ها به کسی تحویل بشه،یکسری موارد رو باید ثبت کنید تا بعداً دستتون واسه برنامه ریزی و مرور و جمع بندی باز باشه.
"تعداد تست،تعداد درست و غلط و نزده و منبع و مبحث تست زنی رو هر بار بنویسید.
"تو نوشتن هر چیزی تو این دفتر صادق باشید.
"درصد های آزمون هاتون هم ثبت کنید.
بعداً ازَم تشکُر میکنید:).
Repost from مدیکال استوز | مشاوره کنکور
🔘فایل «ثبت گزارشکار روزانه»
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
🟡فاکتور های مهم روزانه
میتونید فایل رو پرینت کنید و استفاده کنید♥️
#ابزار_کنکور۱۴۰۵
@medical_stus 💙
Repost from Born to Die "
این چک لیستی که یکی از دوستانتون نوشتن.
و تقریبا همچین ساختاری ایده آلم بوده، ببینید ایده بگیرید.
Repost from Born to Die "
برنامه ریزی"
ارتباط برقرار کردن بین تست و ویدیو برای برنامه ریزی در دروس مختلف "
