Ōne And Onlఌ
Відкрити в Telegram
𝑾𝒂𝒔 𝒊𝒕 𝒚𝒐𝒖 𝒘𝒉𝒐 𝑰'𝒗𝒆 𝒃𝒆𝒆𝒏 𝒔𝒆𝒂𝒓𝒄𝒉𝒊𝒏𝒈 𝒇𝒐𝒓 𝑺𝒑𝒆𝒏𝒕 𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒇𝒆 𝒂𝒍𝒐𝒏𝒆 𝒂𝒏𝒅 𝒘𝒂𝒊𝒕𝒆𝒅 𝒇𝒐𝒓? ຯ @MoonSpeakerbot ⋆
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
640
Підписники
-124 години
-127 днів
-5830 днів
Архів дописів
640
+7
تیل هیچوقت نگفت ایوان رو دوست داره اما همیشه میدونست اون تنها راه نجاتش از فروپاشیه.
640
تیل احساسش به میزی رو یه عشق کودکانه خطاب کرد اما احساسش به ایوان به قدری قوی بود که تونست یک سال تمام رو با اون زندگی کنه، حتی اگه فقط توی ذهن خودش بود.
640
+1
شاید اگه داشتیمش همه چیز آسون تر میبود:)
برای تیل مفهوم کلمه ی خانواده توی ایوان خلاصه میشد:)
640
+2
باید یادآوری کنم که این ایوان زاده ی ذهن تیله.
یعنی اینجا خود تیل بود که داشت میگفت:«نمیشد من اول بگم؟»«کاش من اول میگفتم.»
640
+2
باشه اما تیل اعتراف کرد که بارها و بارها ایوان رو کشیده و صرفا چون خجالت میکشیده بهش نشون نداده:)
اما تیل هیچوقت فکرش رو میکردی روزی برسه که بخوای نقاشیاتو بهش نشون بدی اما نتونی؟
640
+2
از دست دادن ایوان اونقدر براش غم بزرگی بود که ذهنش یه ایوان خلق کرد، به خودش درد داد تا فراموش نکنه و با سکوت جریان زندگی خودش رو متوقف کرد.
640
امروز تصمیم گرفتم دوباره کمیکارو بخونم و خودمو غمگین کنم. الانم تصمیم دارم این کارو با شما بکنم چون چرا که نه؟
640
صدا وسیله ی ارتباطی تیل با دنیا بود.
خوندن، نواختن و حتی فریاد زدن.
اما بعد از اینکه ایوان رو از دست داد خاموش شد؛ شاید ایوان اون دنیایی بود که تیل دلش میخواست توسطش شنیده بشه؟
640
"بیا خوبت شد؟ بخاطر اسم مسخرت فکر کردن دختری و یه تخت دو نفره بهمون دادن!"
"مطمئنی بخاطر این نیست که اسم خودت دخترونس؟"
640
حاضرم براش چکار کنم؟ حاضرم از هرچیزی که دوست دارم و منو به زندگی پیوند میزنه دست بکشم.
فقط بخاطر اون.
