uk
Feedback
مرثیه فرمانده. ‌ ‌

مرثیه فرمانده. ‌ ‌

Відкрити в Telegram

درد فرمانده را به زانو در آورده؛ بشنو فریادهایش را. @Weaponmintbot

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
326
Підписники
-1024 години
-107 днів
+19330 день
Архів дописів
photo content

sticker.webp0.00 KB

تو که نمی‌بینی ولی می‌خوام، باشی کنارم حتی تو خوابم. اون همه خاطره رو کجا بزارم؛ سخته باور کنم تو رو دیگه ندارم.

photo content
+1

sticker.webp0.00 KB

اما به خاطر تو تمام وجودم رو زخم و التهاب گرفته. قلبم نزدیک ایستگاه از تپش می‌ایسته؛ همان‌جا که ستاره‌ها هستند.

photo content
+1

sticker.webp0.00 KB

من از همه‌ی آدما سرگیجه دارم.

رفتی ما نرفتیم از یاد هم چرا گذاشتی من تنها بشم؟

بی‌تو با تموم ِحال خوب‌م هر غصه‌ای رد شه آوار ِرو من

تا با منی احساس خطری نکن ما باهمیم احساس خطری نکن

می‌بردم دلیل ِبردم تو بودی شبی که غصه می‌خوردم تو بودی شروع ِاصلی‌‍ه جملم تو بودی پشت این آدم محکم تو بودی

photo content
+1

sticker.webp0.00 KB

دور شدی تو برای همیشه. مانده‌ام باز با غصه‌هایم.

photo content
+1

sticker.webp0.00 KB

قرار بود اگه می‌خوای ترکم کنی آروم انجام‌ش بدی. پس چرا انقدر ناگهانی زندگی‌م از حضور و وجودت خالی شد؟

𝖢𝗈𝗅︎𝖽 𝗌𝗄︎𝗂𝗇︎, 𝖽𝗋𝖺𝗀︎ 𝗆︎𝗒 𝖿︎𝖾𝖾𝗍 𝗈𝗇︎ 𝗍𝗁︎𝖾 𝗍𝗂𝗅︎𝖾 تنم سرد می‌شد، پاهام روی کاشی کشیده می‌شد