fa
Feedback
مرثیه فرمانده. ‌ ‌

مرثیه فرمانده. ‌ ‌

رفتن به کانال در Telegram

درد فرمانده را به زانو در آورده؛ بشنو فریادهایش را. @Weaponmintbot

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
326
مشترکین
-1024 ساعت
-107 روز
+19330 روز
آرشیو پست ها
همه‌چیز تاریکه. درحال حاضر فقط یه امید سه‌حرفی داره منو زنده نگه می‌داره و وادار به نفس‌کشیدن می‌کنه.

گاهی اوقات حس می‌کنم این تن زخمی دیگه جای جدیدی نداره. نمی‌دونم زندگی این‌بار کدوم نقطه رو هدف گرفته.

sticker.webp0.00 KB

شاید آن‌وقت بفهمید بعضی آدم‌ها، پیش از آن‌که از دنیا بروند، بارها در سکوت‌شان جان داده‌اند؛ و با این حال، هر بار دوباره برخاسته‌اند تا یک صفحه‌ی دیگر بنویسند.

وقتی باران گرفت، وقتی بوی کاغذ ِکهنه آمد، یا وقتی جمله‌ای آن‌قدر واقعی بود که گلویتان را فشرد، یادی از او بکنید.

sticker.webp0.00 KB

او بیش از آنچه حقش بود، داغ دید. بیش از آنچه باید، از دست داد. و با این حال، هیچ‌وقت اجازه نداد تلخی ِجهان، آخرین چیزی باشد که از او به جا می‌ماند. برای همین، رنجش را به کلمه تبدیل کرد؛ شاید کسی، جایی، میان سطرهایش خودش را پیدا کند و احساس نکند تنهاست.

sticker.webp0.00 KB

او هم ادامه داد. نه چون زندگی آسان بود؛ چون چاره‌ی دیگری نداشت.

او باور داشت آدم‌ها همیشه با گلوله نمی‌میرند؛ بعضی‌ها خیلی زودتر، با یک خبر، یک نبودن یا یک خداحافظی ِناتمام، چیزی در وجودشان دفن می‌شود و بعد از آن، فقط راه رفتن را ادامه می‌دهند.

sticker.webp0.00 KB

تظاهر به شناخت بازی‌ای می‌کنی که قوانینش توسط من نوشته شده.

آخرش یا فرار می‌کنی؛ یا تبدیل به داستانی میشی که بقیه ازش درس عبرت می‌گیرن.

sticker.webp0.00 KB

بخواب عزیزم. بخواب که دنیا عجیب داره طاقت‌فرسا میشه.