uk
Feedback
اشعار امیرحسین آرین نژاد

اشعار امیرحسین آرین نژاد

Відкрити в Telegram

کاری باری: @Amirhossein_AryanNezhad

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
280
Підписники
+124 години
+217 днів
+5930 днів
Архів дописів
به بر و بحر نخواهی دید کسی چنین که منم آتش دو سوم بدنم آب است، تو سوم بدنم آتش نهنگ شعله‌وری هستم که می‌توانم اگر باشی میان آبیِ اقیانوس محیط را بزنم آتش چه کرده داغ تو با قلبم که با تپیدن این کوره رسوخ کرده به‌جای خون، به پاره‌های تنم آتش؟ چه کرده‌ای که منِ آرام میان پیله‌ی ابریشم چو اژدها شوم و یکسر بریزد از دهنم آتش؟ چه دوزخی‌ست حیات من که روز واقعه هم حتی بعید نیست که چون ققنوس، برآید از کفنم آتش نه شیخم و نه ز صنعانم، جوان کافر زنجانم که چشمِ خیره‌سری انداخت میان پیرهنم آتش زهی زبان پر از قندی، که سوخت جان مرا چندی نداد آب حیات اما، نهاد در سخنم آتش غلامرضا طریقی

🌿 اگر از دوستداران شعر اصیل فارسی هستید، به «ختایی» بپیوندید. غزل، قصیده، مثنوی، شعر آیینی و سروده‌های فاخر با زبانی کلاسیک و ادبی. 📜 منتظر حضور ارزشمند شما هستیم. @Khataee_peome

هم‌صحبت مزار تو ام گرچه دست کم می‌شد هنوز پیش تو باشم، خدا نخواست... 🎥 شعرخوانی #محمد_مصطفی_احمدی اینستاگرام 🎞 #انجمن_ادبی_آغاز🎙 🆔 @anjoman_adabi_aghaz ♨️

قند زائر همیشه می افتد از تماشای قد ایوانش بی جهت نیست اینکه می گویند نجف  است و دهین فروشانش.. آه، ای شهر دوست داشتنی کوچه پس کوچه های عطرآگین ای مرور تمام خاطره هات چون دهین ابوعلی شیرین شهر آغشته با حرارت باد فصل خرماپزان پیوسته کوشش پنکه های بی تاثیر فُندق سالخوردهء خسته سرخوشی های بی حدم می زد پرسه در کوچه های بی هدفی دعوتم کرد سمت طعم بهشت ناگهان عطر قیمهء نجفی. _سیدی! گم شدم... حرم... مولا... از کجا می شود به او برگشت؟ عربی گفت و من نفهمیدم باید از شارع الرسول گذشت سنگ، دُر می شود در این وادی صاحبان جواهرند همه واژه در واژه با امین الله زائران تو شاعرند همه بین این چارپاره خوابم برد رفتم از خویش و دفترم جا ماند یک نفر مثل من درون حرم داشت شعری برایتان می خواند: زخمی ام التیام می خواهم التیام از امام می خواهم السلامُ علیک یا ساقی من علیک السلام می خواهم سید حمید رضا برقعی

نام شاعر چه بود ؟ یادم رفت

قند زائر همیشه می‌افتد از تماشای قد ایوانش بی سبب نیست اینکه می‌گویند #نجف است و دهین فروشانش.
قند زائر همیشه می‌افتد از تماشای قد ایوانش بی سبب نیست اینکه می‌گویند #نجف است و دهین فروشانش.

تمام خانه سکوت و تمام شهر صداست از این سکوت گریزان از آن صدا بیزار #نظری

به سوی عشق میرویم

Відеоповідомлення00:18

دل از «تو» کندم عزیزم! حریف «غم» نشدم... #ارمیا_کیش_بافان

نمیتونی بگی عوض شد نسبت به تو رفتارم از دور و بر و اطرافیان بپرس دربارم وقتی من پات واستادم منم بدون حق دارم! ولی کسی پای من واینستاد بجز شلورام #یاس

وَ الصُّبْحِ إِذا تَنَفَّسَ و به صبح، هنگامى که تنفّس کند

از دلم این پل نشسته به خاک بعد تو هیچکس نکرده عبور #سید_محمد_امین_موسوی

خدا بیامرزه 🖤 دوستان لطف کنید فاتحه ای بخوانید

به مادرم که بعد رفتنش بیشتر بزرگم کرد: ملحفه‌های سفید خانه را دور ریختم چادرنماز کهنه ات را هم... آن‌ها که تو را در کفن‌ ندیدند نمی‌دانند چه مرگم است! از وقتی لباس هایم بوی اسپند تو را ندادند زود به زود به دستگیرۀ در می‌گیرند و پاره می شوند لیوان ها بیشتر از دستم سُر میخورند و دست و پایم بیشتر از قبل زخم می شود سپر بلای خانه که نباشد همین است مرا ببخشید اگر موقع راه رفتن کمی قوز میکنم چند سال است کسی شانه‌ام را نتکانده این روزها بی قرارتر از همیشه‌ام ازین اتاق به آن اتاق سردرگم یک جا که بنشینم جای خالی تو آوار می شود روی سرم... بعد از تو به سیگار پناه نبردم مویم مثل برادرم سپید نشد خطی روی پیشانیم نیفتاد لکنت زبان نگرفتم... تنها دلم شکست... هنوز حرف که می‌زنم صدای خرده شیشه می آید... نمی‌شود یک بار که کلید می‌چرخانم پشت در به استقبالم بیایی؟ اصلا مگر نمی‌گویند دعای یتیم ها می‌گیرد؟ آنقدر دلتنگ سر گذاشتن به روی زانوی تو‌ام که هر شب منتظر مرگ می‌نشینم تا تو را به بالینم بیاورد... به خدا قسم که روز قیامت نامه اعمالم را زیر بغل می زنم و به دنبال تو می‌دوم هراسان درست مثل کودکیم که آستینت را در بازار گم‌ کرده بودم.... مرا ببخش که وقتی خاکت را گل می‌کردند تازه از آب و گل در آمدم... قد کشیدم بزرگ شدم... خیلی بیشتر از سنم خیلی وقت‌ها یک نفر زیر خاک می‌رود اما دو نفر می‌میرند میخواهم چارستون بدنم را سپر سنگ مزارت کنم تا کسی روی نامت پا نگذارد هر چه باشد ته تغاری ها بیشتر روی مادرشان حساس اند... #عباس_تافته

و خداوند هرکس را بخواهد بدون حساب روزی میدهد
و خداوند هرکس را بخواهد بدون حساب روزی میدهد

_برادری کن و مارا درون چاه بینداز برادرانه مرا کُشت مثل بچه‌ی آدم #ارمیا_کیش_بافان #امیرحسین_آرین‌نژاد

Hushang Ebtehaj - Be Dar Negah Mikonam 128.mp31.07 MB

این شعر زیبا هم تقدیم به اونی که بچه اش ۰۵:۰۶ به دنیا اومد 👇👇👇