کافه مستاجر پلاک ۱۲
Відкрити в Telegram
سلام. حامد هستم. عکاس و ادیتورم. قصه مینویسم؛ گاهی با کلمه، گاهی با عکس، گاهی با موسیقی. به دنیاهای خیالی، فیلمها، شبهای طولانی علاقه دارم. اینجا ردپای نوشتهها، پلیلیستها، و هر چیزی رو پیدا میکنی که شاید کمک کنه چند دقیقه از این دنیا فاصله بگیری.
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
2 236
Підписники
+624 години
+1547 днів
+27130 днів
Архів дописів
2 240
کل امروز رو با این پلیلیست گذروندم با فکر به اینکه اگه شرایط هر طور دیگهای بود، من الان شاید میتونستم کافهی خودم رو داشته باشم، توی شهرِ مورد علاقهام و لوکیشنِ مورد علاقهام باشم. با دکور و استایل مورد علاقهام، کنارِ مشتری و دوستای مورد علاقهم. نمیدونم یه دفعه چرا انقدر این قضیه برام پررنگ شد توی ذهنم ولی خب رویای قشنگ و شیرینی بود. شاید یه روزی که همه چی بهتر شد، افتتاحش کنم.
2 240
یه چیزی وجود داره به اسمِ نگاهِ اول. شما توی نگاهِ اول، هر شکلی که خودت رو به بقیه نشون بدی. تا آخرش همون تصویر رو ازت دارن اگه یه روزی تغییر کنی سخت باورت میکنن. حالا بیا و ثابت کن که تغییر کردی و اون چیزی که بهشون نشون دادی نبودی. همه میگن نه، اولین باری که باهات برخورد داشتم، اون شکلی بودی.
2 240
سوگواری برای چیزی که از دستش دادی، برای خودت، برای آدم یا مکانی که دوستش داری باید بگذره، کنار بیای باهاش و به پذیرش برسه، و در مدت زمانی که یک نفر سوگواره هیچچیزی نمیتونه حالش رو بهتر کنه. فقط گذر زمان، و پذیرِ شخصیِ اون فرد میتونه بهش کمک کنه. در هر صورت باید سپرد به زمان، تا هر طوری که میشه این سوگواری و غم و اندوه و رنجِ شخصی، به همدردی، و پذیرش برسه.
2 240
ورزش کردن تاثیرِ مستقیم روی خالی شدنِ خشمم داره میذاره. چه بخواد باشگاه رفتنم باشه چه شناهای آخرِشبِ توی خونه.
2 240
در آیندهای نه چندان دور، رنگ و شکلِ پول برامون میشه آرزو، و بعید نیست به جای حقوق گرفتن، گوشت و مُرغ بندازن جلومون که فقط زنده بمونیم.
2 240
من واقعاً ذوق مرگ شدم وقتی دیدم فیلمش اومده، مخصوصاً با بازیِ شاهکارِ Andrew Garfield. جدی حس میکردم قراره یک شاهکار ببینم :( ولی خب اشکال نداره، فدای سرم. لذت بردم. توی معرفی نکاتِ منفیش رو هم گفتم. ولی خیلی زیاد شبیه به شرایطِ این روزهای ما بود :))
2 240
کافه فیلم - شماره ۱
.
The Uprising 2026
.
قرارِ ما با یک دنیای واقعیه؛ انگلستانِ قرنِ چهاردهم. دنیایی پر از جنگ، فقر، بیماری، قلعهها، روستاهای قرونوسطایی و مردمی که تصمیم میگیرن در برابر پادشاه بایستن. The Uprising بر اساسِ وقایع واقعی شورش دهقانان در سال ۱۳۸۱ ساخته شده؛ روایتی تاریخی که بعدها با افسانهها و داستانهای مربوط به رابینهود هم گره خورد. این فیلم حسِ سفر کردن به یک دورهی دیگهست. این فیلم منو به جایی برد که قوانین، لباسها، شهرها و حتی شکلِ زندگیِ آدمها با چیزی که امروز میشناسیم فرق داشت. برای چند ساعت، انگار از دنیای خودمون فاصله میگیری و واردِ انگلستانِ قرونوسطی میشی؛ جایی که یک کشاورز معمولی میتونه تبدیل به رهبرِ یک شورش بشه و شاید همین یکی از جذابترین چیزها دربارهی سینما باشه. لازم نیست همیشه یک دروازهی جادویی وجود داشته باشه تا به یک دنیای دیگه سفر کنیم. گاهی فقط کافیه یک فیلم خوب ساخته بشه و ناگهان، چند صد سال از زندگیِ خودت فاصله بگیری. سفری به گذشته، به یکی از مهمترین شورشهای تاریخ انگلستان، و به دنیایی که قرنهاست از بین رفته، اما سینما دوباره برای چند ساعت زندهش کرده. البته این فیلم نکاتِ منفی هم داشت. فیلمبرداریش اصلاً مورد پسندم نبود، و خیلی میتونست بهتر باشه. ریتم داستان و شورشها از وسطاش و یه جایی به بعت کند شده بود انگار، یه سرس جلوههای ویژهها خیلی بیش از حد مصنوعی بودن، با توجه به تریلری که ازش دیده بودم و انتظاری که براش داشتم، خیلی بیشتر از اینا انتظارِ یک فیلمِ شاهکار رو داشتم. ولی در کل، لذت بردم.
2 240
از امشب میخوام فیلمهایی رو ببینم که وایرال و معروف نشدن، و کمتر کسی درموردشون حرف زد. از قدیمیها، تا جدیدترها. هرکدوم رو پسندیدم و موردعلاقهام بود رو اینجا بهتون معرفی میکنم. اسمِ این مجموعه رو " کافه فیلم " میذارم.
2 240
بالاخره یه روزی خودم رو پیدا میکنم و همهی تلاشم رو میکنم این اتفاق بیوفته.
