🎨 کورنلیس / Cornelis
Відкрити в Telegram
⋆༺طرح لبخند تو پایان پریشانی هاست༻⋆ جایی برای هنر و آرامش☕🖼️
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
4 897
Підписники
+224 години
-167 днів
+49830 днів
Архів дописів
4 894
نام نقاشی: آتشسوزی روم (The Fire of Rome) نقاش: هوبر روبر (Hubert Robert) تاریخ: حدود ۱۷۸۵ سبک: منظرهٔ تاریخی و کَپریچیو نئوکلاسیسیسم و زیباییشناسی «امر والا» (Sublime) کشور: فرانسه 🇫🇷
این نقاشی روایتی هنری از آتشسوزی بزرگ روم در سال ۶۴ میلادی در دوران امپراتوری نرون است؛ حادثهای که بخش بزرگی از شهر را دربر گرفت و بعدها در تاریخ روم با روایتهای گوناگونی دربارهٔ علت و مسئولیت آن همراه شد. روبر بهجای بازسازی دقیق تاریخی، لحظهای نمایشی و هولناک را به تصویر کشیده است: شعلههای عظیم در میان بناهای باشکوه باستانی زبانه میکشند، مردم برای نجات جان خود میگریزند و معماری عظیم روم در برابر قدرت آتش، شکننده و ناپایدار به نظر میرسد. در مرکز اثر، زنی کودکش را از پلکان پایین میبرد و پیکرهای باستانی بالای سر او قرار گرفته است؛ تقابلی نمادین میان جهان مادی و جهان اسطورهای، و میان زندگی انسان و شکوه تمدنی که در آتش فرو میرود نور سرخ آتش، ستونها، طاقها و سنگهای معماری را روشن کرده و منظرهای ساخته که همزمان باشکوه تراژیک است
سنکا: «هر چیزی که میبینی، روزی دگرگون خواهد شد»#Hubert_Robert 🎨کورنلیس / Cornelis
4 894
نام نقاشی: کوپید و پسوخه در چشمهٔ جوانی جاودان (Cupid and Psyche at the Fountain of Eternal Youth) نقاش: فرانک او. سالزبری (Frank O. Salisbury) تاریخ: ۱۹۳۳ سبک: رمانتیسیسم / نقاشی اسطورهای (Romanticism / Mythological Painting) کشور: بریتانیا 🇬🇧
این نقاشی داستان عشق «کوپید» و «پسوخه» را از اسطورههای کلاسیک و روایت مشهور آپولیوس در دگردیسیها یا الاغ طلایی به تصویر میکشد. پسوخه، دختری فانی با زیبایی خارقالعاده، مورد حسادت ونوس قرار میگیرد و پس از رنجها و آزمونهای بسیار، سرانجام به جاودانگی میرسد. در این اثر، کوپید در کنار پسوخه در «چشمهٔ جوانی جاودان» زانو زده و قطرات آب مقدس را در ظرفی جمع میکند؛ آبی که نمادی از جوانی عشق جاودانه و رهایی از محدودیتهای زندگی انسانی است داستان اصلی از جایی آغاز میشود که کوپید، پسر ونوس و خدای عشق، مأمور میشود پسوخه را به مردی زشت و سزاوار سرنوشت سخت عاشق کند؛ اما خود کوپید گرفتار زیبایی او میشود پسوخه به قصر اسرارآمیز او میرود و هر شب معشوق ناشناسش را..
ادامه داستان📘
آپولیوس: «عشق، رنجی است که انسان را به جاودانگی میرساند»#Frank_O_Salisbury 🎨 کورنلیس / Cornelis
4 894
نام: موزه عکسخانه شهر تاریخ تأسیس: ۱۳۷۴ / ۱۹۹۵ سبک معماری: معماری معاصر با طراحی موزهای و فضاهای نمایشگاهی تخصصی آدرس: #تهران، میدان هفتم تیر، خیابان بهار شیراز، میدان بهار شیراز، بوستان بهار شیراز تلفن: ۰۲۱-۸۸۸۴۸۹۹۳ / ۰۲۱-۸۸۸۲۰۸۸۵ وبسایت رسمی: iranphotomuseum.com دسترسی راحت: مترو هفت تیر + تاکسی
موزه عکسخانه شهر در اردیبهشت ۱۳۷۴ به کوشش بهمن جلالی و با همکاری شهرداری تهران افتتاح شد و به عنوان نخستین موزه تخصصی تاریخ عکاسی در ایران و از موزههای تخصصی عکاسی در خاورمیانه شناخته میشود. این موزه با هدف گردآوری، حفاظت، آموزش و پژوهش در زمینه عکاسی و تاریخ آن شکل گرفته است. مجموعه موزه شامل دوربینهای قدیمی، نگاتیوهای شیشهای، عکسهای تاریخی، کارتپستالها، ابزار و ادوات عکاسی و تجهیزات مربوط به دورههای مختلف است. در بخشهای نمایشگاهی، نمونههایی از دوربینهای قطع بزرگ، متوسط و کوچک، تجهیزات ظهور و چاپ عکس، پروژکتورها و نمونهای از استودیوهای قدیمی عکاسی به نمایش درآمده و نمایشگاههای موقت و پژوهشی نیز در آن برگزار میشود.🏛️#Museum 🎨کورنلیس / Cornelis
4 894
نام نقاشی: بهار در حال پاشیدن ستارهها (Spring Scattering Stars) نقاش: ادوین بلاشفیلد (Edwin Blashfield) تاریخ: ۱۹۲۷ سبک: کلاسیسیسم آکادمیک و تمثیلگرایی کشور: آمریکا 🇺🇸
پیکرهای زنانه که خودِ «بهار» را مجسم میکند، بر هلال ماهی خیس نشسته و با حرکتی آرام، ستارگان درخشان را در پهنهٔ آسمان میپراکند. پشت سر او کودکی کوچک از میان پیکره و پارچههای روانش پدیدار میشود؛ گویی زایش و زندگی تازه همزمان با آمدن بهار از دل تاریکی متولد میشوند. هلال ماه که به شکل کاسهای حاوی آب دیده میشود، در سنت تصویری «ماه خیس» نامیده میشود و سطح درخشان آن نور ستارهها را بازتاب میدهد. بلاشفیلد که بهویژه به نقاشیهای دیواری و ترکیببندیهای کلاسیک و تمثیلی شهرت داشت، در این اثر بهار را نه فقط یک فصل، بلکه نیرویی کیهانی برای زایش، نور و تجدید حیات تصویر میکند. زن، ماه، کودک و ستارگان در روایتی نمادین به یکدیگر پیوند خوردهاند؛ تاریکی پسزمینه به صحنهای تبدیل میشود که در آن زندگی تازه، آرام و بیصدا آغاز میشود.
رالف والدو امرسون: «زمین با گلها میخندد.»#Edwin_Blashfield 🎨کورنلیس / Cornelis
4 894
نام نقاشی: حوا، غرق در پشیمانی (Eve Overcome with Remorse) نقاش: آنا لیا مریت (Anna Lea Merritt) تاریخ: ۱۸۸۵ سبک: نقاشی آکادمیک ، پیشارافائلی کشور: آمریکا / بریتانیا 🇺🇸🇬🇧
این نقاشی یکی از مشهورترین آثار اولیه Anna Lea Merritt است که داستان حوا پس از خوردن میوهٔ ممنوعه را به تصویر میکشد. حوا در باغ عدن تنها بر زمین نشسته و در لحظهای سرشار از پشیمانی و اندوه، پیامد انتخاب خود را درک کرده است. در پسزمینه، درختی بزرگ و در پیشزمینه، سیبی دیده میشود که یادآور همان میوهای است که مار او را به خوردنش وسوسه کرد. مریت بهجای نمایش لحظهٔ وسوسه یا خودِ گناه، لحظهٔ پس از آن را انتخاب کرده؛ لحظهای که انسان برای نخستین بار با احساس پشیمانی و پیامد انتخاب خویش روبهرو میشود. مریت در این اثر، حوا را بدون حضور آدم به تصویر کشیده و تمام روایت را بر حالت روحی او متمرکز کرده است. بدن برهنهٔ حوا در میان طبیعت، در تضاد با وضعیت درونی او قرار دارد؛ پیکری زیبا و....
ادامه توضیحات📘
جان میلتون: «ذهن جایگاه خود است و میتواند از جهنم، بهشت بسازد؛ و از بهشت، جهنم.»#Anna_Lea_Merritt 🎨 کورنلیس / Cornelis
4 894
نام فیلم: در دروازهٔ ابدیت (At Eternity’s Gate) کارگردان: جولیان اشنابل (Julian Schnabel) تاریخ: ۲۰۱۸ سبک: درام، زندگینامهای، هنری زمان: ۱ ساعت و ۵۱ دقیقه کشور: بریتانیا، فرانسه، ایالات متحده آمریکا 🇬🇧🇫🇷🇺🇸
بیوگرافی: «در دروازهٔ ابدیت» روایتی شاعرانه و شخصی از سالهای پایانی زندگی وینسنت ونگوگ، نقاش بزرگ هلندی، است. فیلم بیشتر از آنکه یک زندگینامهٔ کلاسیک باشد، تلاش میکند جهان را از نگاه خود ونگوگ نشان دهد؛ هنرمندی که طبیعت، نور و رنگ را با شدتی متفاوت از دیگران تجربه میکرد. داستان در جنوب فرانسه و در میان رابطهٔ ونگوگ با پل گوگن، دوستی عمیقش با برادرش تئو و تلاش بیوقفهاش برای نقاشیکردن شکل میگیرد. فیلم به تنهایی، رنج، سوءتفاهم، ناتوانی جامعه در درک هنرمند و میل شدید او به خلق اثر میپردازد. «در دروازهٔ ابدیت» تصویری احساسی از هنرمندی است که با وجود طردشدن و رنج فراوان، نقاشی را راهی برای لمس حقیقت و معنا در جهان میدانست.
لینک دانلود#Film #Cinema 🎨 کورنلیس / Cornelis
4 894
نام نقاشی: سربازِ حمامکننده (Soldier Bather) نقاش: گریت دو (Gerrit Dou / Gerard Dou) تاریخ: حدود ۱۶۶۰–۱۶۶۵ سبک: عصر طلایی هلند / مکتب لیدن (Dutch Golden Age / Leiden School) کشور: هلند 🇳🇱
این نقاشی مردی برهنه را در حال شستوشو در کنار آب نشان میدهد که سلاحش، یک شمشیر یا راپیر، در کنار او قرار گرفته است. اثر داستان یا رمان مشخصی را روایت نمیکند و شخصیت تصویر نیز فرد تاریخی شناختهشدهای نیست؛ بلکه نمونهای از نقاشی ژانر در هلند قرن هفدهم است که گریت دو در آن یک صحنهٔ ظاهراً ساده از زندگی روزمره را با دقتی بسیار بالا ثبت کرده است. این اثر اکنون در موزهٔ آرمیتاژ سنپترزبورگ نگهداری میشود و ابعادی کوچک، حدود ۲۵٫۲ در ۱۹ سانتیمتر، دارد. نکتهٔ مهم تابلو تضاد میان «سرباز بودن» و «حمام کردن» است؛ مردی که در زندگی با جنگ و خشونت پیوند دارد، برای لحظهای سلاح خود را کنار گذاشته و در حال شستوشو و استراحت است. قرار گرفتن راپیر در کنار بدن برهنه، هم هویت او را مشخص میکند و هم آسیبپذیری انسان را یادآور میشود.
سنکا: «آرامش، آزادی از ترس است.»#Gerrit_Dou 🎨 کورنلیس / Cornelis
4 894
نام اثر: طرح ثبت اختراع دوربین کداک شماره ۱ (Kodak No. 1 Camera Patent Drawing) طراح: جرج ایستمن (George Eastman) تاریخ ثبت اختراع: ۶ اوت ۱۸۸۹ سبک: طراحی فنی و نقشهٔ ثبت اختراع کشور: ایالات متحده آمریکا 🇺🇸
این نقاشی فنی، طرح ثبت اختراع نخستین دوربین جعبهای کداک را نشان میدهد؛ دوربینی که توسط جرج ایستمن، بنیانگذار شرکت کداک، توسعه یافت و نقش مهمی در عمومی شدن عکاسی داشت. پیش از این دوره، عکاسی فرآیندی پیچیده، گران و محدود به متخصصان بود؛ اما ایستمن با ساخت دوربینهای ساده و قابل استفاده برای مردم عادی، مسیر تاریخ تصویر را تغییر داد. در این طرح، ساختار داخلی دوربین، جایگاه فیلم رول، بخش لنز، مکانیزم کنترل و بدنهٔ جعبهای دستگاه با جزئیات مهندسی نمایش داده شده است. این طراحی پایهٔ دوربینهای سادهای شد که بعدها با شعار معروف کداک، «شما دکمه را فشار دهید، ما بقیه کار را انجام میدهیم»، عکاسی را به تجربهای روزمره برای میلیونها نفر تبدیل کردند.
جرج ایستمن: «پیشرفت جهان به کسانی تعلق دارد که جرئت میکنند روشهای تازهای برای دیدن و ساختن بیافرینند.»#George_Eastman 💡#Genius 🎨کورنلیس / Cornelis
4 894
Repost from 𝙼𝚈 𝙵𝚞𝚌𝚔𝚒𝚗𝚐 𝙵𝚎𝚎𝚕𝚒𝚗𝚐𝚜
شامگاه یکشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۵ (۲۰ سپتامبر ۲۰۲۶) ویدئوهایی از یک یا دستکم دو جسم نورانی ناشناس در آسمان تهران منتشر شد؛ گفته میشود یکی از ویدئوها در محدوده بزرگراه آزادگان گرفته شده است. در تصاویر، نورهای رنگی و چشمکزن با آرایش خمیده یا نیمدایرهای دیده میشود و جسم با سرعت نسبتاً کم حرکت میکند. این تصاویر در شبکههای اجتماعی با عنوان UFO یا بشقابپرنده پخش شدهاند، اما تاکنون هیچ مقام رسمی تأیید نکرده که این اجسام واقعاً یوفو یا منشأ فرازمینی داشتهاند. احتمال پهپاد، هواپیما، بادبادک نورانی و حتی دستکاری دیجیتال مطرح شده، ولی هیچکدام قطعی نیست. بنابراین فعلاً میتوان گفت «شیء پرنده ناشناس» دیده شده. و دیروز پنجاهمین سالگرد رویت یوفو تو آسمون تهران بود. اون حادثه معروف سال ۱۹۷۶ که باز یه یوفو در تهران دیده شد#UFO #History 𝙼𝚈 𝙵𝚞𝚌𝚔𝚒𝚗𝚐 𝙵𝚎𝚎𝚕𝚒𝚗𝚐𝚜
4 894
نام فیلم: آندری روبلف (Andrei Rublev) کارگردان: آندری تارکوفسکی (Andrei Tarkovsky) تاریخ: ۱۹۶۶ سبک: درام، تاریخی، هنری زمان: ۲ ساعت و ۳۰ دقیقه کشور: اتحاد جماهیر شوروی 🇷🇺
بیوگرافی: «آندری روبلف» روایتی شاعرانه و فلسفی از زندگی آندری روبلف، نقاش و شمایلنگار بزرگ روس، در روسیهٔ قرون وسطی است. فیلم در فضایی آکنده از جنگ، خشونت، فقر و آشوب مذهبی و سیاسی، زندگی روبلف و سفر او در میان شهرها و صومعهها را دنبال میکند. او در مواجهه با رنج و بیرحمی انسانها، بهتدریج دربارهٔ ایمان، هنر و مسئولیت هنرمند دچار تردید میشود و تلاش میکند معنای واقعی آفرینش هنری را پیدا کند. تارکوفسکی با ساختاری اپیزودیک و تصاویری شاعرانه، زندگی روبلف را به تأملی عمیق دربارهٔ خلاقیت، ایمان، رنج و جایگاه هنر در جهانی خشن تبدیل میکند. «آندری روبلف» بیش از آنکه یک زندگینامهٔ تاریخی باشد، جستوجویی فلسفی دربارهٔ وظیفهٔ هنرمند و توانایی هنر برای حفظ انسانیت در تاریکترین دوران است.
لینک دانلود#Film #Cinema 🎨 کورنلیس / Cornelis
4 894
نام نقاشی: نیمتنه یا پیکرهٔ نیمهنقاشیشده (Torse ou demi-figure peinte) نقاش: ویلیام-آدولف بوگرو (William-Adolphe Bouguereau) تاریخ: ۲۹ ژوئن ۱۸۵۰ سبک: آکادمیسم (Academicism) کشور: فرانسه 🇫🇷
این اثر در سال ۱۸۵۰، در دورهٔ آموزش بوگرو در مدرسهٔ عالی هنرهای زیبای پاریس، بهعنوان مطالعهای آکادمیک از بدن انسان خلق شد. نقاشی با رنگروغن روی بوم و در ابعاد ۱۰۰ در ۸۱ سانتیمتر اجرا شده و امروزه در مجموعهٔ بوزار پاریس نگهداری میشود. عنوان فرانسوی اثر، «Torse ou demi-figure peinte»، مستقیماً به سنت مطالعات نیمتنه و پیکره در آموزش آکادمیک اشاره دارد؛ تمرینی که در آن هنرجو باید با دقت ساختار بدن، حجم، نور و تناسبات انسانی را مطالعه کند. در اینجا خبری از داستان اسطورهای، شخصیت تاریخی یا رویدادی روایی نیست؛ خودِ بدن موضوع نقاشی است. بوگرو در این اثر به جای آنکه انسان را در قالب یک قهرمان یا شخصیت ادبی معرفی کند، او را به موضوعی برای مشاهده و شناخت تبدیل میکند. نور بر اندام متمرکز شده و....
ادامه ماجرا📘
پل والری: «دیدن، فراموش کردن نام چیزی است که میبینیم»#William_Adolphe_Bouguereau 🎨کورنلیس / Cornelis
4 894
نام نقاشی: هفت گناه کبیره و چهار چیز واپسین (The Seven Deadly Sins and the Four Last Things) نقاش: هیرونیموس بوش (Hieronymus Bosch) — انتساب اثر همچنان محل بحث است تاریخ: ۱۵۰۵–۱۵۱۰ سبک: رنسانس شمالی (Northern Renaissance) کشور: هلند 🇳🇱 محل نگهداری: موزه پرادو، مادرید 🇪🇸
این اثر با رنگ روغن روی تخته چوب در قالب یک صفحهٔ بزرگ طراحی شده و انسان را در میان چرخهای از گناه، مرگ، داوری و سرنوشت ابدی قرار میدهد. در مرکز تصویر، دایرهای عظیم مانند چشم خدا دیده میشود و در مردمک آن، مسیحِ رستاخیزکرده ظاهر شده است؛ زیر او عبارت لاتین «Cave cave d[omi]n[u]s videt» به معنای «بترس، بترس؛ خداوند میبیند» نوشته شده است. در چهار گوشه نیز چهار چیز واپسین انسان یعنی مرگ، داوری نهایی، جهنم و شکوه یا بهشت به تصویر کشیده شدهاند. در حلقهٔ مرکزی، بوش هفت گناه کبیره را نه به شکل موجوداتی افسانهای، بلکه در زندگی روزمرهٔ انسانها نشان میدهد:....
ادامه توضیحات📘
دانته آلیگیری: «راه زندگی، میان جنگلی تاریک آغاز میشود؛ و انسان تنها با شناخت راه و پایان خویش میتواند از گمشدن رهایی یابد.»#Hieronymus_Bosch 🎨 کورنلیس / Cornelis
4 894
قطعهای از بیل اِلم و وودی جکسون است که با حالوهوای تاریک، آرام و نوستالژیک خود، فضایی شبیه قدمزدن در خیابانی خلوت و فراموششده را تداعی میکند. عنوان «Dead End Alley» به معنای «کوچه بنبست» است و همین نام، تصویر ذهنی مناسبی از فضای اثر میسازد؛ جایی خاموش، قدیمی و دور از هیاهوی شهر. ملودی و تنظیم قطعه حالتی ساده و سینمایی دارند و بدون تلاش برای ایجاد هیجان زیاد، بیشتر روی ساختن فضا و احساس تمرکز میکنند. صدای سازها و فضای ضبط، حس موسیقیهای قدیمی و فراموششده را زنده میکند؛ انگار قطعه از نوار صوتی یک فیلم جنایی یا صحنهای شبانه در شهری متروک بیرون آمده باشد. جذابیت «Dead End Alley» بیشتر در همین فضای مبهم و تصویری آن است؛ این قطعه در بازی Red dead redemption نیز مورد استفاده قرار گرفت.🎨 کورنلیس / Cornelis
4 894
نام نقاشی: درس آناتومی دکتر نیکولاس تولپ (The Anatomy Lesson of Dr Nicolaes Tulp) نقاش: رامبرانت فان راین (Rembrandt van Rijn) تاریخ: ۱۶۳۲ سبک: باروک هلندی / عصر طلایی هلند کشور: هلند 🇳🇱
این نقاشی صحنهای از کالبدشکافی عمومی در آمستردام را به تصویر میکشد که در ژانویهٔ ۱۶۳۲ به رهبری دکتر نیکولاس تولپ برگزار شد. جسد متعلق به آریس کیندت (Aris Kindt)، مردی بود که به جرم سرقت لباس زمستانی اعدام شده بود و پس از مرگ در اختیار انجمن جراحان قرار گرفت. تولپ در حال نشان دادن ساختار تاندونهای ساعد به جراحان است و نگاه هر یک از افراد به نقطهای متفاوت، صحنه را از یک تصویر رسمی به روایتی زنده از مشاهده و دانش تبدیل میکند. در اینجا دانش پزشکی تنها موضوع نقاشی نیست؛ مرز میان زندگی و مرگ، کنجکاوی انسان و تلاش او برای شناخت بدن خویش نیز به تصویر کشیده شده است. درسهای آناتومی در آن دوره علاوه بر آموزش پزشکی، به رویدادهایی اجتماعی تبدیل شده بودند و نقاشیهایشان بخشی از هویت و اعتبار انجمن جراحان محسوب میشدند.
ارسطو: «طبیعت هیچ کاری را بیهوده انجام نمیدهد.»#Rembrandt_van_Rijn 🎨کورنلیس / Cornelis
4 894
نام نقاشی: مدل هنرمند، تی (The Artist’s Model, Tea) نقاش: آنجلو گارینو (Angelo Garino) تاریخ: ۱۹۲۰ سبک: رئالیسم آکادمیک با تأثیرات هنر نو و زیباییشناسی بلاپوک کشور: ایتالیا 🇮🇹
این نقاشی یکی از مشهورترین آثار آنجلو گارینو و تصویری از مدل و موزهٔ محبوب او، «تی» (Tea) است اثری که در سال ۱۹۲۰ در نیس خلق شد و با عنوان The Artist’s Model, Tea ثبت شده است گارینو، نقاش متولد تورین، پس از فعالیت در نقاشی منظره و ژانر، بیش از همه بهخاطر چهرهها و پیکرههای زنانه و صحنههای داخلی شهرت یافت. او در اواخر قرن نوزدهم به نیس رفت و در فضای هنری و اشرافی ساحل مدیترانه فعالیت کرد. در مرکز تصویر، تی با موهای بلند و قرمز، در میان پارچههای مجلل، بالشهای مخملی و اشیای تزئینی یک اتاق خصوصی آراسته، بهصورت عریان و با وقاری نمایشی آرمیده است پرهای تزئینی در دست او نیز بخشی از فضای تئاتری و اروتیک صحنه را شکل میدهند. این فضا هنوز شکوه و تجمل بلاپوک را در خود دارد، اما نقاشی درست در سالی خلق شده که آن جهان پس از جنگ جهانی اول دیگر وجود سابق را نداشت
کییرکگور: «زندگی را باید رو به جلو زیست.»#Angelo_Garino 🎨 کورنلیس / Cornelis
4 894
نام نقاشی: مرگ سنکا (The Death of Seneca) نقاش: مانوئل دومینگز سانچز (Manuel Domínguez Sánchez) تاریخ: ۱۸۷۱ سبک: نقاشی تاریخی با گرایش رئالیستی (History Painting / Realism) کشور: اسپانیا 🇪🇸
این نقاشی یکی از مشهورترین آثار مانوئل دومینگز سانچز است که مرگ سنکا، فیلسوف و نمایشنامهنویس رومی، را در واپسین لحظات زندگی به تصویر میکشد. اثر در سال ۱۸۷۱ در نمایشگاه ملی هنرهای زیبا به نمایش درآمد و مدال درجهٔ اول دریافت کرد. بوم عظیم ۲۷۰ در ۴۵۰ سانتیمتری، سنکا را درون حمام و در میان دوستان سوگوارش نشان میدهد؛ در پسزمینه نیز منقل بخوردیدهای دیده میشود که به پایان تراژیک زندگی او اشاره دارد. داستان از سال ۶۵ میلادی آغاز میشود؛ زمانی که نرون سنکا، آموزگار و مشاور پیشین خود، را به ارتباط با توطئهٔ پیسو متهم کرد و فرمان مرگ او را صادر کرد. سنکا که میدانست گریزی از مرگ ندارد، تصمیم گرفت به انتخاب خود به زندگی پایان دهد. مطابق روایت تاسیتوس، ابتدا رگهایش را گشود، سپس زهر نوشید، اما مرگ فرا نرسید...
سنکا: «ما بیشتر در خیال رنج میبریم تا در واقعیت.»
ادامه ماجرا📘#Manuel_Domínguez_Sánchez 🎨کورنلیس / Cornelis
4 894
(«گنوسیِن شماره ۱») یکی از مشهورترین قطعات پیانویی اریک ساتی، آهنگساز فرانسوی، است که در حدود سال ۱۸۹۰ نوشته شد. نام «Gnossienne» واژهای ساختهشده توسط خود ساتی است و معنای دقیق و مشخصی ندارد، اما حالوهوای عجیب و مرموز قطعه باعث شده اغلب آن را با عرفان و فضای رازآلود مرتبط بدانند. این قطعه برخلاف بسیاری از آثار پیانویی آن دوره، فاقد میزانبندی و نشانهگذاری معمول موسیقی است و ساتی بهجای دستورهای استاندارد، روی پارتیتور جملههای عجیب و شاعرانهای برای نوازنده نوشته است. ملودی ساده، تکرارشونده و آرام آن، همراه با هارمونیهای غیرمعمول، فضایی سرد، رویاگونه و کمی وهمآلود ایجاد میکند؛ انگار موسیقی از یک سالن قدیمی و خالی در اواخر قرن نوزدهم به گوش میرسد. نکته جالب این است که Gnossienne No. 1 با وجود سادگی ظاهری، یکی از آثاری است که بعدها بر موسیقی مینیمال و موسیقی فیلم تأثیر گذاشت و امروزه بارها در سینما و تلویزیون برای ایجاد حس رمزآلود و نوستالژیک استفاده شده است.🎨 کورنلیس / Cornelis
