🎨 کورنلیس / Cornelis
Открыть в Telegram
⋆༺طرح لبخند تو پایان پریشانی هاست༻⋆ جایی برای هنر و آرامش☕🖼️
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
4 896
Подписчики
+424 часа
-277 дней
+53630 дней
Архив постов
4 897
Repost from 𝙼𝚈 𝙵𝚞𝚌𝚔𝚒𝚗𝚐 𝙵𝚎𝚎𝚕𝚒𝚗𝚐𝚜
شامگاه یکشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۵ (۲۰ سپتامبر ۲۰۲۶) ویدئوهایی از یک یا دستکم دو جسم نورانی ناشناس در آسمان تهران منتشر شد؛ گفته میشود یکی از ویدئوها در محدوده بزرگراه آزادگان گرفته شده است. در تصاویر، نورهای رنگی و چشمکزن با آرایش خمیده یا نیمدایرهای دیده میشود و جسم با سرعت نسبتاً کم حرکت میکند. این تصاویر در شبکههای اجتماعی با عنوان UFO یا بشقابپرنده پخش شدهاند، اما تاکنون هیچ مقام رسمی تأیید نکرده که این اجسام واقعاً یوفو یا منشأ فرازمینی داشتهاند. احتمال پهپاد، هواپیما، بادبادک نورانی و حتی دستکاری دیجیتال مطرح شده، ولی هیچکدام قطعی نیست. بنابراین فعلاً میتوان گفت «شیء پرنده ناشناس» دیده شده. و دیروز پنجاهمین سالگرد رویت یوفو تو آسمون تهران بود. اون حادثه معروف سال ۱۹۷۶ که باز یه یوفو در تهران دیده شد#UFO #History 𝙼𝚈 𝙵𝚞𝚌𝚔𝚒𝚗𝚐 𝙵𝚎𝚎𝚕𝚒𝚗𝚐𝚜
4 897
نام فیلم: آندری روبلف (Andrei Rublev) کارگردان: آندری تارکوفسکی (Andrei Tarkovsky) تاریخ: ۱۹۶۶ سبک: درام، تاریخی، هنری زمان: ۲ ساعت و ۳۰ دقیقه کشور: اتحاد جماهیر شوروی 🇷🇺
بیوگرافی: «آندری روبلف» روایتی شاعرانه و فلسفی از زندگی آندری روبلف، نقاش و شمایلنگار بزرگ روس، در روسیهٔ قرون وسطی است. فیلم در فضایی آکنده از جنگ، خشونت، فقر و آشوب مذهبی و سیاسی، زندگی روبلف و سفر او در میان شهرها و صومعهها را دنبال میکند. او در مواجهه با رنج و بیرحمی انسانها، بهتدریج دربارهٔ ایمان، هنر و مسئولیت هنرمند دچار تردید میشود و تلاش میکند معنای واقعی آفرینش هنری را پیدا کند. تارکوفسکی با ساختاری اپیزودیک و تصاویری شاعرانه، زندگی روبلف را به تأملی عمیق دربارهٔ خلاقیت، ایمان، رنج و جایگاه هنر در جهانی خشن تبدیل میکند. «آندری روبلف» بیش از آنکه یک زندگینامهٔ تاریخی باشد، جستوجویی فلسفی دربارهٔ وظیفهٔ هنرمند و توانایی هنر برای حفظ انسانیت در تاریکترین دوران است.
لینک دانلود#Film #Cinema 🎨 کورنلیس / Cornelis
4 897
نام نقاشی: نیمتنه یا پیکرهٔ نیمهنقاشیشده (Torse ou demi-figure peinte) نقاش: ویلیام-آدولف بوگرو (William-Adolphe Bouguereau) تاریخ: ۲۹ ژوئن ۱۸۵۰ سبک: آکادمیسم (Academicism) کشور: فرانسه 🇫🇷
این اثر در سال ۱۸۵۰، در دورهٔ آموزش بوگرو در مدرسهٔ عالی هنرهای زیبای پاریس، بهعنوان مطالعهای آکادمیک از بدن انسان خلق شد. نقاشی با رنگروغن روی بوم و در ابعاد ۱۰۰ در ۸۱ سانتیمتر اجرا شده و امروزه در مجموعهٔ بوزار پاریس نگهداری میشود. عنوان فرانسوی اثر، «Torse ou demi-figure peinte»، مستقیماً به سنت مطالعات نیمتنه و پیکره در آموزش آکادمیک اشاره دارد؛ تمرینی که در آن هنرجو باید با دقت ساختار بدن، حجم، نور و تناسبات انسانی را مطالعه کند. در اینجا خبری از داستان اسطورهای، شخصیت تاریخی یا رویدادی روایی نیست؛ خودِ بدن موضوع نقاشی است. بوگرو در این اثر به جای آنکه انسان را در قالب یک قهرمان یا شخصیت ادبی معرفی کند، او را به موضوعی برای مشاهده و شناخت تبدیل میکند. نور بر اندام متمرکز شده و....
ادامه ماجرا📘
پل والری: «دیدن، فراموش کردن نام چیزی است که میبینیم»#William_Adolphe_Bouguereau 🎨کورنلیس / Cornelis
4 897
نام نقاشی: هفت گناه کبیره و چهار چیز واپسین (The Seven Deadly Sins and the Four Last Things) نقاش: هیرونیموس بوش (Hieronymus Bosch) — انتساب اثر همچنان محل بحث است تاریخ: ۱۵۰۵–۱۵۱۰ سبک: رنسانس شمالی (Northern Renaissance) کشور: هلند 🇳🇱 محل نگهداری: موزه پرادو، مادرید 🇪🇸
این اثر با رنگ روغن روی تخته چوب در قالب یک صفحهٔ بزرگ طراحی شده و انسان را در میان چرخهای از گناه، مرگ، داوری و سرنوشت ابدی قرار میدهد. در مرکز تصویر، دایرهای عظیم مانند چشم خدا دیده میشود و در مردمک آن، مسیحِ رستاخیزکرده ظاهر شده است؛ زیر او عبارت لاتین «Cave cave d[omi]n[u]s videt» به معنای «بترس، بترس؛ خداوند میبیند» نوشته شده است. در چهار گوشه نیز چهار چیز واپسین انسان یعنی مرگ، داوری نهایی، جهنم و شکوه یا بهشت به تصویر کشیده شدهاند. در حلقهٔ مرکزی، بوش هفت گناه کبیره را نه به شکل موجوداتی افسانهای، بلکه در زندگی روزمرهٔ انسانها نشان میدهد:....
ادامه توضیحات📘
دانته آلیگیری: «راه زندگی، میان جنگلی تاریک آغاز میشود؛ و انسان تنها با شناخت راه و پایان خویش میتواند از گمشدن رهایی یابد.»#Hieronymus_Bosch 🎨 کورنلیس / Cornelis
4 897
قطعهای از بیل اِلم و وودی جکسون است که با حالوهوای تاریک، آرام و نوستالژیک خود، فضایی شبیه قدمزدن در خیابانی خلوت و فراموششده را تداعی میکند. عنوان «Dead End Alley» به معنای «کوچه بنبست» است و همین نام، تصویر ذهنی مناسبی از فضای اثر میسازد؛ جایی خاموش، قدیمی و دور از هیاهوی شهر. ملودی و تنظیم قطعه حالتی ساده و سینمایی دارند و بدون تلاش برای ایجاد هیجان زیاد، بیشتر روی ساختن فضا و احساس تمرکز میکنند. صدای سازها و فضای ضبط، حس موسیقیهای قدیمی و فراموششده را زنده میکند؛ انگار قطعه از نوار صوتی یک فیلم جنایی یا صحنهای شبانه در شهری متروک بیرون آمده باشد. جذابیت «Dead End Alley» بیشتر در همین فضای مبهم و تصویری آن است؛ این قطعه در بازی Red dead redemption نیز مورد استفاده قرار گرفت.🎨 کورنلیس / Cornelis
4 897
نام نقاشی: درس آناتومی دکتر نیکولاس تولپ (The Anatomy Lesson of Dr Nicolaes Tulp) نقاش: رامبرانت فان راین (Rembrandt van Rijn) تاریخ: ۱۶۳۲ سبک: باروک هلندی / عصر طلایی هلند کشور: هلند 🇳🇱
این نقاشی صحنهای از کالبدشکافی عمومی در آمستردام را به تصویر میکشد که در ژانویهٔ ۱۶۳۲ به رهبری دکتر نیکولاس تولپ برگزار شد. جسد متعلق به آریس کیندت (Aris Kindt)، مردی بود که به جرم سرقت لباس زمستانی اعدام شده بود و پس از مرگ در اختیار انجمن جراحان قرار گرفت. تولپ در حال نشان دادن ساختار تاندونهای ساعد به جراحان است و نگاه هر یک از افراد به نقطهای متفاوت، صحنه را از یک تصویر رسمی به روایتی زنده از مشاهده و دانش تبدیل میکند. در اینجا دانش پزشکی تنها موضوع نقاشی نیست؛ مرز میان زندگی و مرگ، کنجکاوی انسان و تلاش او برای شناخت بدن خویش نیز به تصویر کشیده شده است. درسهای آناتومی در آن دوره علاوه بر آموزش پزشکی، به رویدادهایی اجتماعی تبدیل شده بودند و نقاشیهایشان بخشی از هویت و اعتبار انجمن جراحان محسوب میشدند.
ارسطو: «طبیعت هیچ کاری را بیهوده انجام نمیدهد.»#Rembrandt_van_Rijn 🎨کورنلیس / Cornelis
4 897
نام نقاشی: مدل هنرمند، تی (The Artist’s Model, Tea) نقاش: آنجلو گارینو (Angelo Garino) تاریخ: ۱۹۲۰ سبک: رئالیسم آکادمیک با تأثیرات هنر نو و زیباییشناسی بلاپوک کشور: ایتالیا 🇮🇹
این نقاشی یکی از مشهورترین آثار آنجلو گارینو و تصویری از مدل و موزهٔ محبوب او، «تی» (Tea) است اثری که در سال ۱۹۲۰ در نیس خلق شد و با عنوان The Artist’s Model, Tea ثبت شده است گارینو، نقاش متولد تورین، پس از فعالیت در نقاشی منظره و ژانر، بیش از همه بهخاطر چهرهها و پیکرههای زنانه و صحنههای داخلی شهرت یافت. او در اواخر قرن نوزدهم به نیس رفت و در فضای هنری و اشرافی ساحل مدیترانه فعالیت کرد. در مرکز تصویر، تی با موهای بلند و قرمز، در میان پارچههای مجلل، بالشهای مخملی و اشیای تزئینی یک اتاق خصوصی آراسته، بهصورت عریان و با وقاری نمایشی آرمیده است پرهای تزئینی در دست او نیز بخشی از فضای تئاتری و اروتیک صحنه را شکل میدهند. این فضا هنوز شکوه و تجمل بلاپوک را در خود دارد، اما نقاشی درست در سالی خلق شده که آن جهان پس از جنگ جهانی اول دیگر وجود سابق را نداشت
کییرکگور: «زندگی را باید رو به جلو زیست.»#Angelo_Garino 🎨 کورنلیس / Cornelis
4 897
نام نقاشی: مرگ سنکا (The Death of Seneca) نقاش: مانوئل دومینگز سانچز (Manuel Domínguez Sánchez) تاریخ: ۱۸۷۱ سبک: نقاشی تاریخی با گرایش رئالیستی (History Painting / Realism) کشور: اسپانیا 🇪🇸
این نقاشی یکی از مشهورترین آثار مانوئل دومینگز سانچز است که مرگ سنکا، فیلسوف و نمایشنامهنویس رومی، را در واپسین لحظات زندگی به تصویر میکشد. اثر در سال ۱۸۷۱ در نمایشگاه ملی هنرهای زیبا به نمایش درآمد و مدال درجهٔ اول دریافت کرد. بوم عظیم ۲۷۰ در ۴۵۰ سانتیمتری، سنکا را درون حمام و در میان دوستان سوگوارش نشان میدهد؛ در پسزمینه نیز منقل بخوردیدهای دیده میشود که به پایان تراژیک زندگی او اشاره دارد. داستان از سال ۶۵ میلادی آغاز میشود؛ زمانی که نرون سنکا، آموزگار و مشاور پیشین خود، را به ارتباط با توطئهٔ پیسو متهم کرد و فرمان مرگ او را صادر کرد. سنکا که میدانست گریزی از مرگ ندارد، تصمیم گرفت به انتخاب خود به زندگی پایان دهد. مطابق روایت تاسیتوس، ابتدا رگهایش را گشود، سپس زهر نوشید، اما مرگ فرا نرسید...
سنکا: «ما بیشتر در خیال رنج میبریم تا در واقعیت.»
ادامه ماجرا📘#Manuel_Domínguez_Sánchez 🎨کورنلیس / Cornelis
4 897
(«گنوسیِن شماره ۱») یکی از مشهورترین قطعات پیانویی اریک ساتی، آهنگساز فرانسوی، است که در حدود سال ۱۸۹۰ نوشته شد. نام «Gnossienne» واژهای ساختهشده توسط خود ساتی است و معنای دقیق و مشخصی ندارد، اما حالوهوای عجیب و مرموز قطعه باعث شده اغلب آن را با عرفان و فضای رازآلود مرتبط بدانند. این قطعه برخلاف بسیاری از آثار پیانویی آن دوره، فاقد میزانبندی و نشانهگذاری معمول موسیقی است و ساتی بهجای دستورهای استاندارد، روی پارتیتور جملههای عجیب و شاعرانهای برای نوازنده نوشته است. ملودی ساده، تکرارشونده و آرام آن، همراه با هارمونیهای غیرمعمول، فضایی سرد، رویاگونه و کمی وهمآلود ایجاد میکند؛ انگار موسیقی از یک سالن قدیمی و خالی در اواخر قرن نوزدهم به گوش میرسد. نکته جالب این است که Gnossienne No. 1 با وجود سادگی ظاهری، یکی از آثاری است که بعدها بر موسیقی مینیمال و موسیقی فیلم تأثیر گذاشت و امروزه بارها در سینما و تلویزیون برای ایجاد حس رمزآلود و نوستالژیک استفاده شده است.🎨 کورنلیس / Cornelis
4 897
نام نقاشی: ثبت ازدواج (The Wedding Register) نقاش: ادموند بلر لیتون (Edmund Blair Leighton) تاریخ: ۱۹۲۰ سبک: رمانتیسیسم و نقاشی ژانر تاریخی (Romanticism / Genre Painting) کشور: بریتانیا 🇬🇧
این نقاشی از آثار متأخر ادموند بلر لیتون است و مراسم ثبت رسمی ازدواج یک زوج جوان را در فضایی متعلق به انگلستان دورهٔ رِجِنسی به تصویر میکشد. عروس در مرکز صحنه، با لباس سفید و تور بلند، خم شده و در حال امضای دفتر ازدواج است؛ داماد در کنار او ایستاده و کلاهش را در دست گرفته است. پشت سر آنها خانواده، شاهدان و مهمانان مراسم دیده میشوند و کودکی نیز با کنجکاوی به لحظهٔ ثبت ازدواج نگاه میکند. اثر در سال ۱۹۲۰ نمایش داده شد و اکنون در موزه و گالری هنری شهر بریستول نگهداری میشود. در اینجا اتفاقی بزرگ، بدون شکوه و هیاهوی معمول جشنهای عروسی روایت میشود: لحظهای که عشق شخصی به یک تعهد اجتماعی و قانونی تبدیل میشود. قلم عروس که روی دفتر حرکت میکند، در حقیقت مرز میان «پیش از ازدواج» و «زندگی مشترک» را ترسیم میکند.
ویکتور هوگو: «بزرگترین شادی زندگی، اطمینان از دوست داشته شدن است.»#Edmund_Blair_Leighton 🎨کورنلیس / Cornelis
4 897
نام اثر: اسکلت تکیهداده بر بیل (Skeleton Leaning on a Spade) آفریننده: آندریاس وسالیوس (Andreas Vesalius)؛ وابسته به کارگاه ژان استفان فان کالکار (Jan Steven van Calcar) تاریخ: ۱۵۴۳ تکنیک: چاپ چوبی کشور: سوئیس، بازل 🇨🇭
این اثر یکی از مشهورترین تصاویر کتاب «درباره ساختار بدن انسان» اثر وسالیوس، پزشک و کالبدشناس برجستهٔ رنسانس، است که در سال ۱۵۴۳ در بازل منتشر شد. در تصویر، اسکلت انسانی در میان منظرهای طبیعی ایستاده و با یک دست بر بیلی تکیه کرده است؛ استخوانها با حروف مشخص شدهاند تا در متن علمی کتاب شناسایی شوند. این تصویر در صفحهٔ ۱۶۳ کتاب، در بخش مربوط به استخوانهای بدن، قرار دارد و هدف آن تنها نمایش هنری مرگ نیست، بلکه توضیح دقیق ساختار اسکلت انسان است. بااینحال، وسالیوس صحنه را مانند یک نمودار خشک پزشکی طراحی نکرده است. اسکلت در حالت ایستاده، در چشماندازی کوهستانی، به بیل تکیه داده و حالتی اندیشناک دارد؛ بیل نیز بهطور نمادین یادآور حفر قبر است
اپیکور: «مرگ برای ما هیچ است؛ زیرا هنگامی که ما هستیم، مرگ نیست و هنگامی که مرگ فرا میرسد، ما دیگر نیستیم»#Andreas_Vesalius 🩻#Anatomy 🎨کورنلیس / Cornelis
4 897
نام نقاشی: برابری در برابر مرگ (Égalité devant la mort) نقاش: ویلیام-آدولف بوگرو (William-Adolphe Bouguereau) تاریخ: ۱۸۴۸ سبک: آکادمیسم فرانسوی (French Academic Art) کشور: فرانسه 🇫🇷
این نقاشی یکی از نخستین آثار مهم ویلیام-آدولف بوگرو و اثری تمثیلی درباره مرگ است که در سال ۱۸۴۸، زمانی که هنرمند تنها ۲۳ سال داشت، خلق شد. بوگرو دو سال پیش از آن وارد مدرسهٔ عالی هنرهای زیبای پاریس شده بود و این اثر را برای نخستین حضور خود در سالن پاریس آماده کرد. تابلویی عظیم با ابعاد ۱۴۱ در ۲۶۹ سانتیمتر که در آن فرشتهٔ مرگ، پیکر برهنهٔ جوانی مرده را با کفن میپوشاند. اثر بعدها در مجموعهٔ موزهٔ اورسی قرار گرفت. جوانی که اکنون بیحرکت بر زمین افتاده، دیگر هیچ نشانی از جایگاه، ثروت، قدرت یا موقعیت اجتماعی ندارد؛ بدن انسان در برابر مرگ به سادهترین حقیقت خود بازمیگردد. فرشتهٔ مرگ با گستردن کفن، آخرین مرز میان زندگی و نیستی را ترسیم میکند؛ تمام تفاوتهایی که انسانها در طول زندگی برای خود میسازند، در برابر این لحظه بیمعنا میشوند.
سنکا: «آنچه برای همه یکسان است، مرگ است.»#William_Adolphe_Bouguereau 🎨کورنلیس / Cornelis
4 897
کسانی که به هر دلیلی چنل رو ترک کردن شاید فکر کنن چیز خاصی رو از دست ندادن ولی واقعیت اینه که اینجا هر روز داره کاملتر و ارزشمندتر میشه
هدف ما اینه که کمکم این چنل تبدیل بشه به یه آرشیو جامع برای هنرمندها جایی که هر چیزی که یه هنرمند برای یادگیری الهام رشد و فعالیتش نیاز داره جمع بشه ،محتواها هر روز بیشتر و متنوعتر میشن و در آینده حتی میتونه اینجا تبدیل به یه جامعه و جنبش هنری فعال بشه که اعضاش کنار هم رشد کنن و از فرصتهای مختلف بهره ببرن
پس موندن توی این چنل فقط عضویت توی یه کانال نیست
دارید از همون اول همراه یه آرشیو بزرگ هنری میشید که قراره روزبهروز کاملتر بشه
و این تازه شروعشه 🚀🔥
4 897
پست هایی ارسال میکردیم به عنوان (طراحی فنی) که اصولا سبک شماتیک و اسکیس یا مطالعهی اولیه یک سازه بود که از نیکولا تسلا، توماس ادیسون، لئوناردو داوینچی و .... بود
حالا سبک جدیدی اضافه میشه برای رشته ی تجربی
(آناتومی های بدن) یا مطالعات پزشکی
4 897
نام نقاشی: سفر پوزیدون بر فراز دریا (The Journey of Poseidon by Sea) نقاش: ایوان کنستانتینویچ آیوازوفسکی (Ivan Konstantinovich Aivazovsky) تاریخ: ۱۸۹۴ سبک: رمانتیسیسم (Romanticism) کشور: امپراتوری روسیه 🇷🇺
این نقاشی یکی از آثار اسطورهای آیوازوفسکی است که در آن پوزیدون، خدای دریا در اساطیر یونان، با ارابهای بر فراز دریای طوفانی حرکت میکند. او در دست راست خود نیزهٔ سهشاخه، یعنی نماد قدرت و فرمانروایی بر دریا، را در دست دارد و آمفیتریته، همسرش، در کنار او دیده میشود. اثر در سال ۱۸۹۴ و با ابعاد حدود ۲۱۵ × ۳۲۲ سانتیمتر، با رنگروغن روی بوم خلق شده است. در این اثر، آیوازوفسکی اسطوره را با یکی از اصلیترین موضوعات هنری خود، یعنی دریا، پیوند میدهد. موجهای عظیم، آسمان تیره، صاعقه و نور درخشان میان ابرها، فضایی میان ترس و شکوه ایجاد کردهاند. با وجود آشفتگی دریا، حضور پوزیدون حالتی از اقتدار و فرمانروایی بر نیروهای طبیعت دارد؛ گویی طوفان نیز در برابر خدای دریا سر فرود میآورد.
جبران خلیل جبران: «زندگی بدون طوفان، هرگز قدرت بادبان را به ما نمیآموزد.»#Ivan_Aivazovsky 🎨کورنلیس / Cornelis
