یاس بنفش
Відкрити в Telegram
گذشتن و رفتن پیوسته به سمت ِ امید، آرزو، شور و شوق، ذوق و کمی زندگی.
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
275
Підписники
Немає даних24 години
+57 днів
+330 днів
Архів дописів
275
Repost from نباید میماندیم - معین دهاز
خودکشی فرزند یالوم برخی روانشناسان رو بههم ریخت، چون نمیدونستند به مخاطب حالا باید چی بگن؟ تا دیروز درباره انسان و جهان طوری حرف میزدند که انگار همهچیزش رو میشه فهمید و میشه رام کرد. همیشه با مخاطب و مراجع خودشون طوری حرف زدند که انگار در همهچیز معنایی قابل فهم و قابل تفسیر هست و به این معنا هم به واسطه چند کتاب و مقاله دسترسی دارند. حالا چه چیزی رو تفسیر کنند و معنای این مرگ چیست؟ سخن ریلکه درخشانه: "با هر آنچه حلناشدنیست، شکیبا باش و بکوش نفسِ پرسش را دوست بداری" ریلکه شاعر بود و این حکمت رو از کجا داره؟ از شعر داره. هنر و ادبیات و شعر، به ما یاد میدن که تماشا کنیم و معنی نکنیم و توقع نداشته باشیم همهچیزش رو بفهمیم. بارها و بارها چنین حرفی رو در این کانال و اینستاگرام نوشته بودم. چندین بار گفته بودم که "برخی روانشناسان" جهان و انسان رو زیادی قابلفهم، تفسیرشدنی، ماشینی و فرموله و جزوهای میبینند. درحالیکه خیلی چیزها رو اصلا نمیشه فهمید و نمیشه تفسیر کرد، صرفا باید چنانکه هست پذیرفت و باهاش کنار اومد _ دهاز
@nabayad_m
275
Repost from Maybe In Another Life🍁
کاش بتونیم درباره احساساتمون همون لحظه که بهمون هجوم میارن، حرف بزنیم و نذاریم تلنبار بشن.
275
Repost from کُنجی در هیاهوی زمان
احترام، بیشتر از اینکه نشونهی حالِ خوبِ آدمها باشه، نشونهی انتخابشونه. همهی ما روزهایی داریم که خستهایم، عصبانیایم یا از چیزی دلخوریم؛ اما هنوز میتونیم انتخاب کنیم با آدمی که هیچ نقشی در رنج ما نداشته، چطور رفتار کنیم. شاید نتونیم همیشه مهربون باشیم، اما دستکم میتونیم رنجِ خودمون رو به رنجِ یک نفر دیگه تبدیل نکنیم. شاید فرقِ آدمها، بیشتر از هر چیز، همینجاست.
275
آهنگ رو پلی میکنم، چشمام رو میبندم، وارد دنیای خیالاتم میشم، برای چند دقیقه فراموش میکنم دختری در خاورمیانه هستم که کل زندگیش روی هواست و سعی میکنم زنده بمونم.
275
گاهی اوقات هم از یک چیزهایی ناراحت میشم اما چون منطقی به نظر نمیرسه، بیانش نمیکنم. اینجور وقتها فقط گذر زمان میتونه کمک کنه.
275
Repost from Echoes I keep
میگفت آدمی که در کتاب غرق نشود و با طبیعت زندگی نکند و خیالپرداز نباشد، هیچچیز ندارد، هیچچیز.
275
هیچی دیگه، طی میکنیم. با همهی سختیهاش اما طی میکنیم. دست به گریبان جزئیات و باریکههای نور زندگی میشیم، خودمون رو با اونا به زندگی وصل میکنیم و میریم جلو، تا ببینیم چی میشه.
275
خیلی بده که خسته باشی، یک دنیا کار داشته باشی، ولی از فکر اون همه کار نتونی استراحت کنی که بعد پاشی به کارات برسی، ولی اینقدر هم خسته باشی که نتونی کاری انجام بدی.
