uk
Feedback
مَه‌خوربانو‟

مَه‌خوربانو‟

Відкрити в Telegram

🔴 واپسین ستارهٔ خاندان | به‌زودی 🔴 نویسندهٔ «واپسین ستارهٔ خاندان» «آواز زِره‌ها و زُلف‌ها» | «منظومهٔ مِهر و مَه» «خورشیدِ درون، مهتاب بر کمان» 🌞🌙🏹 ارتباط: @mahkhorbanoobot راحت تریم اینجا: https://t.me/+Fxk1tMnH0WQxNmM0

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
280
Підписники
-1924 години
+427 днів
+5230 днів
Архів дописів
قراره کتابمون، الفبا و زبان خاص خودشو داشته باشه🥹

🥹🥹🥹🥹🥹🥹 خانم ماه امشب قصد دلبری داشتن🌕💛

Відеоповідомлення00:31

sticker.webp0.13 KB

🌞𖧧

Ciao

🌞𖧧

⭕️بخشی از گاه نخست، از کتاب واپسین ستاره خاندان مه بر ریشه‌های سرو کهن می‌خزید و شب‌تابان، چون ستارگان گمشده، گرد نوزاد خاموش می‌چرخیدند. آنگاه سپیدرویان از دل تاریکی پدیدار شدند؛ بلندبالا، سپیدچهره و خاموش، چنان‌که گویی خودِ جنگل آنان را زاده بود. وَرآیین، کهن‌ترینِ ایشان، بر کودک نگریست و چشم بر گردنبند فرّه‌کیان دوخت. سکوتی سنگین بر جنگل افتاد. سپس گفت: ««سه هزاره گذشت، و ما پنداشتیم نورِ فربد خاموش گشته است…»» دست بر سرو نهاد و آهسته افزود: ««اما درخت او را شناخت.»» یکی از سپیدرویان پرسید: ««آیا فرّه بازگشته است؟»» وَرآیین نگاه از نوزاد برنداشت. ««نه… فرّه بازنمی‌گردد. فرّه راه خویش را ادامه می‌دهد.»» و در آن شبِ باران‌زده، زیر سایهٔ درختی که از روزگار کیومرث برپا مانده بود، سرنوشتِ آرتادیس آغاز شد. نویسنده: آرتمیس

یه بخشی میخوام براتون بزارم و یکمی هم ذوق کنیم براش😭🥹🥹❤️

بچه ها، قراره نقشه جهان کتاب واپسین ستاره خاندان رو براتون بزارم، یکمم حدس بزنید اون حسی که قراره داشته باشه کتابمون😉😉

معرفی کتاب واپسین ستارهٔ خاندان

🌞𖧧 Forever..

Boungiorno

من عاشق این شدم دوستان

Repost from ژرفــا
«گریه نکن عزیزم؛ در دنیا هرکه قوی‌تر بود، سهمِ بیشتری از درد داشت.»
سووشون ​سیمین دانشور

او با سلام صبح خندان گلی ز آیینه میچید دستی به گیسوانش میبرد وشب را کنار میزد و خورشید را در آیینه میدید 🌞𖧧