uk
Feedback
ژوزفین

ژوزفین

Відкрити в Telegram

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
373
Підписники
-124 години
+37 днів
+1230 днів
Архів дописів
روزی هشت لیوان آب بنوشید و بشاشید به روابطی که تک نفره زنده نگهش داشتید.

پس بزرگسالی این شکلیه؟ نه ممنون.

وارد اون قسمت از زندگی مجردی شدم که از ظروف یکبار مصرف استفاده می‌کنم.

همین الان حاضرم برای یه اسلایس تیرامیسو کلاسیک روحم رو بفروشم

امروز هم بنده‌ی تغییرات هورمونی هستم. مثل دیروز و همه‌ی روزهای پیش از آن.

من غم‌آشنام عزیزم؛ غم چشم‌هات رو می‌شناسم. می‌دونم غم بی‌صدا نشست تو دلت که چای‌ات سرد شد.

سگ گله باشی ولی وسواس نداشته باشی. روانی شدم.

اینجوریه که من بدو، چیزهای موردعلاقه‌م بدو.

Repost from آذر
جان‌کاه است از جنگی به جنگ دیگر فراری باشی و خیال کنی این تویی که جنگ را دنبال خودت می‌کشانی. کورسرخی| یک خرداد چهارصد و پنج

اون‌جا می‌فهمی واقعا دلتنگی که از شباهت دست‌های یک نفر به دست‌های عزیزِ سفر کرده‌ت، گریه می‌کنی.

از تغییرات هورمونی به ستوه آمده و سر به کوه و بیابان می‌گذارد.

آدم‌ها فکرت رو درگیر می‌کنن بعد می‌گن بخواب. جالب.

جز لاله‌ی خونبار كه روید ز زمینت كس نیست نهد گوش به فریادِ حزینت
جز لاله‌ی خونبار كه روید ز زمینت كس نیست نهد گوش به فریادِ حزینت

افسوس که بی‌فایده فرسوده شدیم خیام ۲۸ اردیبهشت

photo content

این مرحله‌ای که تراپیست برات بغض می‌کنه چقدر جدیه؟

جالبه که آدمیزاد عموماً نمی‌دونه چه خاکی تو سرش کنه ولی در کمال تعجب، تهش سروایو می‌کنه.

بی‌قرارم و فریادرسی نیست.