uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку 👈

نشانیِ سوّم

نشانیِ سوّم

Відкрити в Telegram

کلمه‌هایی که از ما به‌جا خواهد ماند، بی‌خوابیِ عجیبی خواهند کشید‌‌... بی‌خوابیِ عجیبی. کانالِ کتابخونیمون: @ketaberira راه‌هایِ ارتباطی: @Asemanam_Bot http://t.me/HidenChat_Bot?start=5821566175

Показати більше
813
Підписники
Немає даних24 години
+137 днів
-12330 днів
Архів дописів
شوخی می‌کنی باهام؟ شوخی می‌کنی باهام.

sticker.webp0.13 KB

فـوروارد ڪنید ؛ 🤍 ‌‌  ‌         فولدر بزنم 𝟣𝟢𝟢+ جذب داشته باشید.
‌‌  🤩 ‌ ‌   "  ‌جوین بودنتون چک میشه " 🖤

photo content

So tell me, where shall i go? To the left, where nothing's right? Or to the right, where nothing's left?

+1
She says: "BILL I BELIEVE THIS IS KILLING ME!"

در روندِ موو‌آن کردن از چاوشی، هشتاد و هفت تا آهنگش تو پلی لیستم رو دونه دونه پاک کردم، به کلمه‌ی "چهره‌ی هنرِ انقلاب" فکر کر
+1
در روندِ موو‌آن کردن از چاوشی، هشتاد و هفت تا آهنگش تو پلی لیستم رو دونه دونه پاک کردم، به کلمه‌ی "چهره‌ی هنرِ انقلاب" فکر کردم، با باقیِ طرفدار‌هایِ "به‌معنایِ واقعیِ کلمه سینه سوخته" دردِ دل کردم و این عکسارو گذاشتم این‌جا تا بمونه به یادگار.

16 right where you left me.mp39.44 MB

ما هم این‌جا موندگار شدیم. _بسیار خب.

اونا دیگه رفته‌ن. رفته‌ن دنبالِ زندگیشون. _بسیار خب.

کدام آواز از آنی که وقتی گوشش می‌دادی یادِ من می‌افتادی زیبا‌تر بود؟ می‌خواهم بدانم. می‌خواهم شب‌ها گوشش بدهم تا تو را بفهمم. به من بگو خطِ چه‌کسی رویِ صفحه‌ی اولِ کتابت از مالِ من پر اضطراب‌تر بود؟ ده‌ها بار نوشته بودم و پاک کرده بودم. نوشته بودم و پاک کرده بودم. نوشته بودم و.. برقِ چشمانِ مرا به کدام چشم‌ها فروختی؟ نه حالا، بگو. دلم نمی‌سوزد. بعد از این‌همه ماه و سال، بگو. من چه نداشتم که او داشت؟

sticker.webp0.13 KB

یک پروفایلی گذاشتم که در وهله‌ی اول بر همگان این‌طوریه که disappointing. باشد که تلافیِ پروفایل unexpected شما دربیاید. آدمِ مسخره. اه.

sticker.webp0.04 KB

این‌روزا هی تو ذهنم می‌شنوم که: از معنا و آسمونا بیا بیرون. رویِ زمین یک‌چیز‌های بی‌معنیِ قشنگی هست. و واقعا هم بود. واقعا هم هست.

Sogand - Daad Nazan (1).mp38.11 MB

از هر کی که دیده شنیدم، گفته اه این چه فیلمی بود! ولی من از دیدنِ این فیلم لذت بردم. چون بازیگراشو دوست داشتم. چون برعکسِ نظرِ بیشتر آدما، حال‌و‌هوایِ سینمای ایران رو با وجودِ بدی‌هاش و حاشیه‌هاش، دوست دارم. چون خیلی وقت بود صرفاً برایِ سرگرمی فیلم ندیده بودم. چون قسمتی از تهرانِ قشنگ و شیک رو واقعی و خوب نشون داد؛ فارغ از خوب یا بد بودنش. چون از دیدنِ فیلمایِ بی‌سر‌و‌ته لذت می‌برم. چون جدیدا فهمیدم می‌تونم تو بی‌معنی هم معنی پیدا کنم. چون خوشگل پوشیده بودن و خوشگل بازی می‌کردن. چون مدلِ حرف زدناشون همون‌جوری بود که ما روزمره حرف می‌زدیم. چون تو فیلم کلی نشونه بود که هر دو دقیقه یک بار با چشمای گرد شده برگردم سمت نگین و اون بفهمه چی می‌خوام بگم و بخنده و هی تند تند تند بزنه به شونه‌م. چون والا هر فیلمی رفتیم دیدیم باهاش حال می‌ده. چون سوگند منو یادِ اوایلِ نوجوونیم می‌ندازه. چون هر‌چند‌وقت یک بار دیدنِ این‌جور زندگیا و پفیلا خوردن جذابه. چون یه فیلم می‌تونه کلش درباره‌ی یک احساس باشه نه یک داستان. چون از پرشِ صحنه و خطی نبودنِ فیلما خوشم میاد. چون بعد از دیدن برتا عاشق آناهیتا افشار شده بودم. چون خیلی وقت بود فکر می‌کردم دلم می‌خواد تو بیست و خورده‌ای سالگی‌م غیر از کیوت و سافت بودنم همچین استایل و نوع نگاه‌کردنی که قدرت رو می‌رسونه رو داشته باشم. که الانم دارم. ولی اون‌موقع بیشتر به آدم میاد. پایان.

و امشب متتتنننفرم متنننفرم‌ متنننفرم.

She's my partner in all my little crazy ridiculous adventures. We step onto the cinema stage and dance with the end credits rolling behind us, not caring who's watching. We run through the streets. We sing along, skip around, and laugh out loud. We share our songs with each other, then somehow end up with actually liking them too. We eat ice cream as we walk through the city. And none of it ever, ever gets old.