عصفورة قلبي🕊
Відкрити в Telegram
[گنجشکک دل من] -دفتری مجازی برای آن زمان که خاطرات و واژههایم ماندهاند و من رفتهام. لینک ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=c7274f32c2eb کانال ترجمهها: https://t.me/loqatalqalb
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
240
Підписники
-124 години
-47 днів
+1030 днів
Архів дописів
241
Repost from | لغة القلب |
أخبرني أين يباع النسيان
وأين أجد ملامحي السابقة
وكيف لي أن أعود لنفسي...
به من بگو کجا فراموشی میفروشند
و کجا حالات سابقم را پیدا کنم
و چگونه میتوانم به خودم برگردم...
#محمود_درویش
|@loqatalqalb|
241
نصرت، چه میکنی سر این پرتگاه ژرف؟+
با پای خویش، تن به دل خاک میکشی
گم گشتهای به پهنهی تاریک زندگی
نصرت، شنیدهام که تو تریاک میکشی!
نصرت، تو شمع روشن یک خانوادهای!
این دست کیست در ره بادت نشانده است؟
پرهیز کن ز قافلهسالار راه مرگ
چون چشمبسته بر سر چاهت کشانده است
بیش از سهماه رفته که شعری نگفتهای
ای مرغ خوش نوا، ز چه خاموش گشتهای؟
روزی به خویش آیی و بینی که ای دریغ
با این همه هنر، تو فراموش گشتهای
هر شب که مست، دست به دیوار میکشی
از خواب میجهد پدرت، آه میکشد
نجواکنان به ناله سرآید که این جوان
گردونهی امید، به بیراه میکشد
دیشب ملیحه دختر همسایه طعنه زد
آمد دوباره شاعر بد نام شهر ما
مادر! بس است... وای... فراموش کن مرا
باید که گفت شاعر ناکام شهر ما
مادر، به تنگ آمدهام از دست ناکسان!
دست از سرم بدار، نمیدانی چه میکشم
دردیست بر دلم که نگنجد به عالمی
این درد کِی به گفته درآید که میکشم؟
نصرت از آن مردم خویشی نه مال خود
زنهار! تیرگی زند راه نام تو
هر گوش، منتظر به سرود تو مانده است
نصرت، شرنگ مرگ نریزد به جام تو!
#نصرت_رحمانی
241
خداروشکر فارسیزبون جماعت نتونستن برام کاری کنن یه عربزبون اومده ناشناس میپرسه چی الان خوشحالت میکنه.
241
Repost from | لغة القلب |
عايزة ألملم قلبي وأحضن نفسي وأمشي بعيد
عايزة أطيب جرحي
أيوة هطيب جرحي أكيد
عايزة حبك يبعد عني
عايزة جرحك يخرج مني
لازم أعلم قلبي أنا يقسی
ولازم ينسی ولازم أعيش
كنت بعيشلك كل سنيني
قلت زماني هعيشه معاك
كنت بحبك أوي ياحبيبي
لما بتبعد بستناك
كنت بحس معاك حاجة تانية
كنت في عيني كل الدنيا
میخوام دلم رو جمع کنم
و خودم رو بغل کنم و برم یه جای دور
میخوام زخمم رو درمان کنم،
آره، حتما زخمم خوب میشه
میخوام عشقت از من دور بشه
میخوام زخمت از وجودم خارج شه
باید سنگ شدن رو به دلم یاد بدم
و باید فراموش کنه و زندگی کنم
یه موقع تمام سالهای عمرم رو با تو میگذروندم و به روزگارم میگفتم اون رو با تو زندگی میکنم
یه موقع خیلی دوستت داشتم عزیزم
وقتی دور میشدی هم منتظرت میموندم
با تو احساس دیگهای داشتم
تو به چشمم تمام دنیا بودی
#شيرين_عبدالوهاب
مترجم: زهرا ایزدینیا
#لهجه_مصری
|@loqatalqalb|
