نوشین شادفام
Відкрити в Telegram
روز نوشتههای من @Shadfam حرف یا گفتنی داشتید👆 لینک ناشناس من https://t.me/BoldChat_Bot?start=sec-iejijaefji
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
302
Підписники
+124 години
-47 днів
+2130 день
Архів дописів
302
چیزی نیست که بشود با قرص و آمپول و
نمیدانم قدمزدن کنارِ خیابان یا روشنکردنِ یکی دو سیگار کاریش کرد. اینجا، باور کنید من گاهی انگار دیگر نمیتوانم نفس بکشم.
- هوشنگ گلشیری
302
عاشق زنی مشو که می خواند
که زیاد گوش می دهد
زنی که می نویسد
عاشق زنی مشو که فرهیخته است
افسونگر ، وهم آگین ، دیوانه
عاشق زنی مشو که می اندیشد
که می داند ، که داناست
که توان پرواز دارد
زنی که خود را باور دارد
عاشق زنی مشو که هنگام عشق ورزیدن
می خندد یا می گرید
که قادر است روحش را به جسم بدل کند
و از آن بیشتر ، عاشق شعر است
اینان خطرناک ترین ها هستند
و یا زنی که می تواند
نیم ساعت مقابل یک نقاشی بایستد
و یا که توان زیستن بدون موسیقی را ندارد
عاشق زنی مشو که
پُر ، مفرح ، هشیار و جواب ده است
که پیش نیاید که هرگز عاشق چنین زنی شوی
چرا که وقتی عاشق زنی از این دست میشوی
که با تو بماند یا نه
که عاشق تو باشد یا نه
ازین گونه زن ، بازگشت به عقب
ممکن نیست
هرگز
#مارتا_ریورا_گراید
(هرگز ممکن نیست🥺)
302
طلاق بگیرید
فرار کنید
مهاجرت کنید
استعفا بدهید
ضربه متقابل بزنید
بجنگید، نابود کنید ...
ولی تحمل نکنید!
تحمل دروازه جهنم است!
اشعار ققنوس
302
یکجوری بود که نمیشد دوستش نداشته باشم. رفتارش خیلی دلنشین بود. خنده هایش قند تو دلم آب میکرد. شوخیهایش را که نگو! آخ از نگاهش!
مثل آن نگاه را هیچ جایی ندیده بودم. به نظرم می آمد همه عاشقش هستند. با خودم میگفتم مگر میشود کسی تو دنیا باشد که دوستش نداشته باشد؟ کسی هست که از شوخیهایش از ته دل نخندد؟ کسی هست که نخواهد ساعتها چشم به چهرهاش بدوزد؟ اصلا این صورت دلنشین را مگر میشود نخواست؟
صدایش که بهترین موزیک دنیا بود. آهنگی که در بدترین وضعیت هم اگر میشنیدم امکان نداشت حالم را خوب نکند. به همه حسادت میکردم. به همهی آدمهایی که وقتی نبودم از کنارش رد میشدند. تمام کسانی که حتی یک کلمه با او حرف میزدند. گاه و بیگاه نفرین میکردم کسی را که او را تنها میبیند و من کنارش نیستم.
روزی رسید که ترکم کرد و مسیر زندگیمان از هم جدا شد. بعد از مدتها که عکسش را دیدم. فهمیدم اصلا هم زیبا نیست! رفتارش هم اصلا دلنشین نیست شوخیهایش اصلا خنده دار نیست و آدمهایی که کنارش هستند هیچ هم آدمهای خوشبختی نیستند! چرا باید از حضور یک آدم معمولی خوشحال باشند و بخواهند ساعتها بهش خیره شوند؟
فاصلهی او از یک آدم "خاص" تا یک آدم "معمولی" فقط دوست داشتنِ من بود. او معمولی شده بود، چون من دیگر "دوستش نداشتم"
#زیور_شیبانی
302
چهره های نا امید و بدون انگیزه مردمان دیارم تبدیل به بزرگترین درد نوزده سال عمرم شده.
خدایا! عاقبت بخیرمان بگردان.
302
پیر دل و جانم،یار و دلدار می خواهم چکار
محمود و احمد یا سردار می خواهم چکار
سال ها در غربت و تنهایی ام سر کرده ام
یک بلندبالای خوش رفتار می خواهم چکار
بعد سالها یاد تو در سینه غوغا میکند
زین حقیقت مهربان انکار می خواهم چکار
چون زمانه دست من را باطناب ها بسته ست
همچو دخت مدرسه پرکار می خواهم چکار
بی حضوری دلبر و آن دوست دوران دیرین
نغمه ی بلبل و یا آب شار می خواهم چکار
روزگاری سوژه نابم دو چشمان او بود
در فراقش من دیگر اشعار می خواهم چکار
حال با فصل خزان عمر که عادت کرده ایم
یگ گلستان و گلی پر بار می خواهم چکار
رونق آلاله و هم یاس و شقایق ها گذشت
رودی دیگر اندرین گلزار می خواهم چکار
بعد مدتت ها از من بخوانید❤️
302
خوش خیال های که در فیسبوک ماجرای توماس را قومی کردن فکر میکنن انگار که هر پست فیسبوکی شان موشک بالستیکی اس و میاید و در قلب هزاره ها شلیک میشود😂😅🤣
302
این ماجرا باز هم فقط و فقط در پای هزاره ها ختم شد. شبکه های مجازی را ببینی پور است از دعو و دشنام دادن به هزاره ها که آبروی افغانستانه بورده و 90 میلیون شان ره توماس بورده...
بدگ نیست ما ملت پیش از اینکه گپ بزنیم گپ خود را ده بالخانه یکبار گردش بدیم باز تیلو تا کنیم😁😁
302
«چراغهای کوچه را شکستهاند، زورشان به صبح که نمیرسد!
درختهای قدکشیده را سر زدند، زورشان به جوانه که نمیرسد!
زمستان است
زمستان است، قبول؛
زورشان به بهار که نمیرسد...»
#مجتبی_رجبی
به امید روزهای روشن!
🥹✌🏻
302
امروز رفته بودیم ماهی گرفتن عکس هایش را اگر اینجا بگذارم همین حالا تمام کار و زندگی تان را رها می کنید و میاید بامیان
ولی نمیگذارم به زندگی تان برسید...
😄😁
302
من نسبت به هر چیزی کم بیاورم نسبت به کانالم کم نمی آورم باز هم توصیف ها دارم... ولی تا همینجا کفایت میکنه زیادیش بیخی دیگه رمانتیک میشه😁😁
302
نه نه کانال من پل سرخ است...
کانال من شرنگ شرنگ دلنواز صدای چوری یک دخترگ است
کانال من فاصله بین گردن و گردنبند یک کد بانو هست
کانال من به زیبایی صدای هی هی یک چوپان، چیغ چیغ گنجشک ها، و بع بع گوسفندان است
کانال من زیبایی و قدامت یک بامیان هست
کانال من شبیه یک خانه امن در پایان یک دهکده است
کانال من فاصیله بین صلصال و شمامه هست
کانال من همانند گل فروشی نوربند آغیل در انتهای یک خیابان است
و...
