uk
Feedback
"دخترِ شعر"

"دخترِ شعر"

Відкрити в Telegram

اینجا، مأمنِ واژه‌هایی‌ست که از سکوت زاده می‌شوند. شعرها، نوشته‌ها، و ردّ روحِ من بر کاغذ. تخلّص: ارغوان «من از تبارِ شعرم...» 🖇📚✒️

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
569
Підписники
+1724 години
+297 днів
+22530 днів
Архів дописів
اینجا بنظر هاتون بگید

نظرتون درباره شعر روز تولدم چیه؟!🥲✨

"شمعِ نوزدهم"🕯️✨
یک سالِ دیگر از من گذشت؛ نه از آن منِ دیروز، از کسی که میانِ کتاب‌ها، شعرها و رؤیاهایش آرام‌آرام به خویشتن نزدیک‌تر شد. بزرگ شدم؛ تلخیِ صبر را چشیدم و طعمِ شکستنِ رؤیاهایم را. نه از راه بازگشتم، و نه در میانهٔ آن ایستادم؛ در مسیرِ روشنِ زندگی قدم برداشتم، برای رسیدن به جهانی نو. از گذشته‌ای که خود ساخته‌ام، می‌گذرم؛ برای روشناییِ آینده. و امروز، هجدهمین شمعِ شب‌افروزِ زندگی‌ام خاموش شد، تا نوری تازه در جانم بدرخشد. و من آماده‌ام؛ با خودم بجنگم، تا آنچه سهمِ من است، به حقیقت از آنِ من شود. امروز، نخستین قدم را در سالِ نوزدهمِ زندگی‌ام برمی‌دارم؛ به سوی آینده‌ای که من، شاه‌دختِ آن خواهم بود. #ارغوان

:))

این پیام رو فور کنید، اگر نویسنده اید، بهترین نوشته، اگر هنرمندید، بهترین هنر، و اگر چنل نویسید بهترین پستتون رو ریپ بزنید، من فور کنم اینجا ، برید رای جمع کنید.🌱
جایزه نفر اول: استارز. جایزه نفر دوم: تبلیغ ۲۴ ساعت چنلش. جایزه نفر سوم تبلیغ ۱۲ ساعت چنلش.


گریه کنیم؟! چرا اینقدر با شانس💔

شانس من و بچه های تیم ملی شبیه همه:/

²⁷ژوئن؛²⁰²⁶ در آستانه آخرین روز هجده سالگی ایستادم که پر از لحظاتی بود؛ برای خود سازی، خود شناسی، و خود باوری،آموختن صبر و ادامه دارد این راه..... و من ایستاده ام،با باور به آینده ای که برای من است... ارغوان نترس تر از آنچه هست که در گمان خودش رشد کرده؛) خیلی منتظر این روزها بوده ام... پس نخواهم ترسید و لذت خواهم برد.
امضاء: ارغوان

من؛ تو؛ تابستون بستنی انبه💕✨ یک کافه خلوت بعد از کمی قدم زدن یک گفت و گو شیرین یک پیراهن نیم آستین سفید دکمه دارپوشی و شلوار کتونی مشکی راست من یک شلوار پارچه قهوه ای با یک کت به رنگ موکا یک شال نسکافه یا قهوه ای:)

Repost from N/a
4_6039777805581950518.m4a4.07 MB

امروز روز جهانی بخشیدنه.

_ با روح تان بخوانید:) و با جسم تان درک کنید:)

"آغوش ذهن"
چشم دوخته‌ام به خاطراتِ مبهمت؛ می‌ترسم روزی نامت از گوشه‌ای از ذهنم فرو بریزد. غصه را پنهان کرده‌ام تا اگر باز آمدی اندوه را در چشم‌هایم نبینی. تو را در آغوشِ تنگِ ذهنم نگه داشته‌ام؛ آن‌قدر نزدیک که حتی فراموشی راهی به تو پیدا نکند. و در فروپاشیِ این ذهنِ مغموم هنوز تو آخرین چیزی هستی که باقی مانده است. #ارغوان

هنوزم نمیدونم این شعر چه کسی سروده:))) ولی عجیب به دلم نشسته روزی دوبار میخونم🙂💕✨

اگرچه جانِ تو افتاده در غبارِ جهان تو نورِ پنهانی و راهِ صبح در جریان بیا به خویش برگرد و از خودت برخیز که آینه نشود صاف، جز به سوزِ زمان تو ارغوانیِ باغی که در دلِ خاکی به هر شکوفه رسانده هزار رنگِ نهان مپرس از شب اگر راه روشن است یا نه که نور می‌دود از دل، نه از چراغِ عیان اگر شکست تو را لرزاند از درونِ خودت بدان که ریشه‌ی رویش همین زمینِ گران بچرخ، چون نفَسِ باد در میانِ عدم که هیچ لحظه نمی‌ماند، جز حضورِ روان

"همدم"
و عشق همان جا می شود همدم ات که با یک نگاه دل ببازی و مجنون شوی مثل فرهاد برایش کوه بتراشی تا جان بدھی مثل مجنون سر به بیابان عشق بگذاری مست شوی مانندبیدی در برابر بار به ایستی، اما در برابر نسیم بشکنی آن وقت میفهمی عشق چیست! گاه باید عاشق بشوی تا بیایی عشقی را تا بفهمی عشق واقعی کیست چیست! تو دل می دهی نگاه میکنی دلت برایش می لرزد ولی... نیست نیست آنچه باید باشد و چِ بهتر که می دانی نیست؟ و چِ بهتر که لیلی او نشدی و او مجنونی می شود در دلت و در دلت کفن میپوشد و دفن می‌شود تو دوباره ترمیم می کنی دلی را که یک بار دل داده بود... #ارغوان

فکت نامحبوب: "آدم ها در شما دنبال چیز هایی هستند؛ که خودشان فاقد آن هستند.."

یه تابستون خوش آمدید:)