03
Відкрити в Telegram
206
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
206
رو تنش پرِ زخم، زخم یادگاری
آفتاب از پشت ابرا صداش زد یهو'کی گفته تو بی کس و کاری؟'
میکوبید شلاق و رو شونه هاش غم
تنه میزد به امید بهاری
باد اومد، باد اومد تو گوشش خوند
'کی گفته تو بی کس و کاری؟'
206
توام
با من تو این قاب عکسی مگه نه؟
من و تو و دایناسور های مهربون
میخندیم و دستامونو
انداختیم رو شونه های هم
برای ساختن
دنیایی از نوع بهترش.
