206
订阅者
-124 小时
-17 天
-130 天
帖子存档
206
رو تنش پرِ زخم، زخم یادگاری
آفتاب از پشت ابرا صداش زد یهو'کی گفته تو بی کس و کاری؟'
میکوبید شلاق و رو شونه هاش غم
تنه میزد به امید بهاری
باد اومد، باد اومد تو گوشش خوند
'کی گفته تو بی کس و کاری؟'
206
توام
با من تو این قاب عکسی مگه نه؟
من و تو و دایناسور های مهربون
میخندیم و دستامونو
انداختیم رو شونه های هم
برای ساختن
دنیایی از نوع بهترش.
