uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

•𝑻𝒊𝒔𝒈𝒖𝒊𝒔𝒆•

•𝑻𝒊𝒔𝒈𝒖𝒊𝒔𝒆•

Відкрити в Telegram

“از دلِ آتش تا آبیِ سکوت” @Bluetpbot : 🕊️ارتباط با پَریلا گپ اتاقِ آبی🫂 : @Familyblueroom

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
654
Підписники
-124 години
-97 днів
-5530 днів
Архів дописів
اگه دنیای بعدی ، نور باشم میخوام به چشم تو بیام قاصدک … “پَریلا”

کاش میشد ریسمان خاطراتت را پاره کنم و رها شوم اما انگار باید با آنها زندگی کنم … “پَریلا”

اگه دنیای بعدی ، مسافر بشم مقصدم تویی قاصدک … “پَریلا”

شایدم هنوز عاشقشی عزیزکرده که اینطوری جایی واسه من توی قلب و زندگیت نیست … “پَریلا”

به چشمانت فکر کردم به آن دو گوی خورشیدی که از همان ابتدا گرفتارشان شدم همان گوی هایی که برایشان زمین و زمان را جا به جا میکنم دو گویی که پرتوی نورشان زندگی کردن را پررنگ میکنند آری همان دو گویی که هرگز بر من نتابیدند … “پَریلا”

اگه روز آخر زندگیم در حال رسیدن باشه چکار میکنم؟ منتظر میمونم برسه اما با تو میخوام وقتی ثانیه های آخر عمرم داره سپری میشه بدون پلک زدن نگاهت کنم به اندازه روزهایی که ازت دور بودم،نفس بکشمت بدون اینکه ثانیه ای رو از دست بدم به چشمای دریاییت خیره میمونم تا قبل مردن ، مثل هربار توی اون دریای خمار تو غرق بشم “پَریلا”

شکوفه ی احساسم

گردنبند را از گردنش باز نکرد… می‌ترسید اگر عکس از روی قلبش برداشته شود،آخرین راهِ رسیدنِ معشوقش به تپش‌های او نیز برای همیشه
گردنبند را از گردنش باز نکرد… می‌ترسید اگر عکس از روی قلبش برداشته شود،آخرین راهِ رسیدنِ معشوقش به تپش‌های او نیز برای همیشه گم شود “پَریلا”

در میام انبوهی از غم های خاکستری گم شدم و من بیشتر از آنها خاکستری بودم منی که روزی آبی ترین بودم … “پَریلا”

تو روزی در ذهنِ من هم‌قدِ هیچ‌کس نبودی؛ بلندتر از آن بودی که خیال کنم روزی نبودنت عادی شود. اما هیچ قله‌ای با یک سقوط فرو نمی‌ریزد؛این فرسودنِ آهسته است که ارتفاع را به خاک می‌رساند. تو با هر نبودن،با هر سکوت،با هر نخواستن ذره‌ذره از جایگاهت در من کوچ کردی… دیگر در من چیزی سهمِ تو نیست … فقط نامی مانده که دیگر هیچ تپشی را به خاطر نمی آورد “پَریلا”

چنان رفتی با شتاب از نزد من که خوشا بحال مقصدت … “پَریلا”

تمام شدی… نه از آن جنسِ تمام شدن‌هایی که زمان رقم می‌زند؛ تو را ، اصرارِ خودت به نبودن به پایان رساند. روزی آن‌قدر در چشمِ من بلند بودی که گمان می‌کردم هیچ فاصله‌ای به قامتت نمی‌رسد. اما تو،با هر سکوت،با هر نخواستن،با هر بار که پشتِ نبودنت پنهان شدی از همان بلندی ذره‌ذره فروریختی. و امروز… دیگر نه گلایه‌ای مانده، نه انتظاری، نه حتی اندوهی. جایی که روزی نامت در آن شکوه داشت،اکنون سکوتی‌ست که حتی خاطره‌ات را هم به یاد ندارد “پَریلا”

+ ازم متنفری جونگکوک ؟ - نه. + هستی. - نه تهیونگ.من از خودم متنفرم.از خودم متنفرم چون دل به دریایی زدم که میدونست غرق میشم ام
+ ازم متنفری جونگکوک ؟ - نه. + هستی. - نه تهیونگ.من از خودم متنفرم.از خودم متنفرم چون دل به دریایی زدم که میدونست غرق میشم اما فقط موج آخرم رو تماشا کرد. “پَریلا”

بحث نخواستن نیست تو حتی اگه بخوای هم نمیتونی عاشقم باشی تو نمیتونی تا آخرش برای کوچکترین چیزای من ذوق کنی تو نمیتونی هر لحظه اشکای منو بغل کنی تو نمیتونی لحظه به لحظه به من فکر کنی تو نمیتونی هرچیز خاصی که دیدی یاد من بیفتی منم نمیخوام با این حجم از نتونستن رو به روت کنم برای همین میگم تو حتی اگه بخوای هم نمیتونی عاشقم باشی عزیزکرده “پَریلا”

بین من و تو ، من نباید با قلبم بجنگم که ازت ناامید نشه تو باید مراقبش میبودی دونه برف باختی … باختیم “پَریلا”

اگه دنیای بعدی ، خورشید بشم هیچ وقت برات غروب نمیکنم قاصدک … “پَریلا”