اینگوشه؛
Відкрити в Telegram
• ماما و دنبالِ قصه • در گوشه سَرگَردانی ⌁ • ضِدامپریالیسم و در مَسیر •حالا تو: t.me/HidenChat_Bot?start=1847259082
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
407
Підписники
+824 години
+607 днів
+6130 днів
Архів дописів
407
📮معانی برخی لغات سخت:
●اِد نوزاد: شخصی که پس از زایمان، نوزاد را تحویل گرفته و به اموراتش رسیدگی میکند.
●شان پِرفوره: پارچهای سبزرنگ با سوراخ بزرگی در وسط.
●جیغجیغو: مادری که در هر حال جیغ میزند، حتی وقتی کاری با او نداریم.
●پرسنل: مامای بداخلاق بیمارستان.
●سیرک: محلی برای ادا و خنده.
407
اِد نوزادم این بار!
تندی نوزاد را با شانِ پرفورهای که چون کمبود داریم و مجبورم از آن استفاده کنم، در آغوش میگیرم. در ذهنم میآید: «نکند لیز بخورد و از آن زیر بیفتد، بدبخت شویم؟!» این فکر همیشه به سراغم میآید. هرچه شبها در دفترم مینویسم که «به چیزهای منفی فکر کنی، اتفاق میافتند هاا!»، از ذهنم بیرون نمیرود.
دقایقی نگاهش میکنم تا مهدیه فشارِ مامانِ نینی را بگیرد.
چه زشتِ بانمکی تو، خاله!
اشکال ندارد؛ من هم نینی بودم، چندان زیبا نبودم. ولی نگاه کن حالا تو چطور به من زل زدهای!
خواندهایم تماس پوست با پوستِ نوزاد با مادر، برای هر دو واجب و الزامیست؛ بچه باهوشتر میشود، بهتر نفس میکشد، بهتر شیر میخورد و...
زود میگذارمش روی سینهی مامان فاطمهی جیغجیغوتر از خودش.
میگویم: «این تماس پوست با پوسته، مامان...» (این «مامان» را از استاد میرزاییِ بزرگ یاد گرفتهام؛ به پیر و جوانِ بستری در زایشگاه میگوید «مامان»!) «نیم ساعت، یک ساعتی باید روی سینهات باشد؛ هم برای خودت خوب است، هم برای بچهات.»
هومی میکند؛ میفهمد چه میگویم. خوشحالم. کنارش میایستم.
ساعت ۱۰:۴۵ است. فقط پنج دقیقه شده که پرسنل میآید و نوزاد را میکشد و میبرد سر جایش. آرام میپرسد: «چند دقیقه شد؟»
میگویم: «هیچی!»
میگوید: «طوری نیست...»
و بعد فریاد میزند:
«خانم فلانی! یک ساعتم تماس پوست با پوست شدی با بچهت، خب؟!»
مامان میگوید: «باشه.»
باز فریاد میزند:
«اومدن پرسیدن، میگی چند دقیقه؟!»
سرش را آنطرفی میکند:
«یک ساعت دیگه...» میخندم.
عجب سیرکیست این کارمندِ جایی بودن!
407
منم این بچه بیپدرو به فرزندی گرفتم
و باهاش مثل عقاب رفتار میکنم
از هرچیزی که خودم نمیخورم بهش میدم؛ ولی وقتی بهش میگم باید دکتر شی، من زندگیمو به پات ریختم اینطوری واسم قیافه میگیره!
407
خدای من☺️؛ دقایقی پیش متوجه شدم یکی از اقوام عزیزِ کوچولومون که تقریبا ۷_۸ سالی از من کوچیکتره، بیبیدار شده!
407
🔕ادامه خبر نوشته:او در جمع خبرنگاران گفت از اینکه میتواند نشان دهد زنان نباید میان مسئولیتهای سیاسی و مادری یکی را انتخاب کنند، خوشحال است.
❗️جدای از اینکه ایران هم جزو ۶_۷ تا کشور خوب جهانه توی مرخصی زایمان و حداقل ۹ ماه به مادر و چندین روز هم به پدر مرخصی با حقوق میدن(که هنوزم درصدد بهتر شدنش هستیم و هستن)
❗️و جدای از اینکه اصلا بلایی سر خانومای ایرانی آوردن که نمیتونن بگن بچه دارن! چه برسه باخودشون ببرن محل کارشون...(روایت یکی از دانشجوهای دکتری دانشگاه خودمون)
⚠️الان اگه همییین همیین خوشمزه بازیارو یه زن ایرانی درمیوورد؛ و بچشو با خودش میبرد تیتر چیبود؟!
●زنانِ خدازده ایرانی مجبورند با فرزند در جامعه حاضر شوند.
●نبود دم و دستگاه پیشگیری، عامل اصلی فرزندانِ دستوپاگیر در جلسات.
407
پاشید از همین الان کارای گذرنامه، سماح، سربازی، اجازه و قرضاتونو ردیف کنید.
سهچار هفته دیگه استوری؛ «یعنی اندازه یه نفر فقط برای ما جا نداشتی؟»
و «جاماندهام، حوصلهٔ شرح قصه نیست»
برامون نذارید!
طلبکار ما و امام حسین(ع) نباشید.
407
همتون به یه داروساز جیبی نیاز دارید تو زندگیتون خودتون نمیفهمید!
واقعاً رفیق داروساز دستگیر آدمه؛
-حانیه سرفه میکنم، چی بخورم؟
-حانیه بچههای اتوبوسمون دارن میمیرن چی بهشون بدم؟!
-حانیه بجای این دارو چی بخوریم اثرش بهتر باشه؟
-حانیه ترکیبات کرم ضدآفتابمو بخون ببینیم خوبه؟
407
از پشت زدمش، چه کار کنم؟
میخواست وارونه روی اسب بنشیند تا رویش به من باشد. من که از او نخواسته بودم به من پشت کند. اگر قرار باشد همهٔ نامردها بکشند و بعد پشت کنند تا در امان بمانند، جهان پر میشود از نامردهایی که به دنیا پشت کردهاند.
نامرد که پشتورو ندارد.
[آتش بدون دود نمیشود/ جوان بدون گناه]
407
آخرین قطره شیر؛🏷آوریل ۱۹۷۲، ارتش آمریکا به روستای باک لیو در ویتنام یورش برد و نگوین تیتو (یک زن مبارز ویتکنگ) را پس از شکنجه به ضرب گلوله اعدام کردند؛ او پیش از مرگ، برای آخرین بار فرزند ۱۰ ماههاش را شیر داد و این عکس لحظاتی پیش از تیراندازی ثبت شد...
407
یه شیشه روغن بادام شیرین بگیرید و باهاش دوست باشید؛
- موخورهتون رو از بین میبره.
- خشکی و اگزمای پوست رو بهبود میده.
- تلاش میکنه سیاهی زیر چشمهاتون رو برطرف کنه.
اگه خیلی باهاش دوست شدید،
شاید جوونتونم کرد!
407
تاابد؛ هیئت تماماً زنونه>>>>
-دوستداشتنی و صمیمی
-راحت و آروم و نوای خوب
-باسلیقه و زیبا
-به دور از هیجاناتِ بعضاً کاذبِ مردونه...
