ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

این‌گوشه؛

این‌گوشه؛

الذهاب إلى القناة على Telegram

• ماما و دنبالِ قصه‌‌‌ • در گوشه‌ سَرگَردانی ⌁ • ضِدامپریالیسم و در مَسیر •حالا تو: t.me/HidenChat_Bot?start=1847259082

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
407
المشتركون
+824 ساعات
+607 أيام
+6130 أيام
أرشيف المشاركات
خب درواقع ممکنه بعضی مواقع اینقدرا هم احساسات رو برانگیخته نکنه👈🏽👉🏽

تو تنها یک‌بار به ذهن من آمدی؛ آمدی و دیگر هرگز نرفتی! "محمود درویش"

📮معانی برخی لغات سخت: ●اِد نوزاد: شخصی که پس از زایمان، نوزاد را تحویل گرفته و به اموراتش رسیدگی می‌کند. ●شان پِرفوره: پارچه‌ای سبزرنگ با سوراخ بزرگی در وسط. ●جیغ‌جیغو: مادری که در هر حال جیغ می‌زند، حتی وقتی کاری با او نداریم. ●پرسنل: مامای بداخلاق بیمارستان. ●سیرک: محلی برای ادا و خنده.

اِد نوزادم این بار! تندی نوزاد را با شانِ پرفوره‌ای که چون کمبود داریم و مجبورم از آن استفاده کنم، در آغوش می‌گیرم. در ذهنم می‌آید: «نکند لیز بخورد و از آن زیر بیفتد، بدبخت شویم؟!» این فکر همیشه به سراغم می‌آید. هرچه شب‌ها در دفترم می‌نویسم که «به چیزهای منفی فکر کنی، اتفاق می‌افتند هاا!»، از ذهنم بیرون نمی‌رود. دقایقی نگاهش می‌کنم تا مهدیه فشارِ مامانِ نینی را بگیرد. چه زشتِ بانمکی تو، خاله! اشکال ندارد؛ من هم نینی بودم، چندان زیبا نبودم. ولی نگاه کن حالا تو چطور به من زل زده‌ای! خوانده‌ایم تماس پوست با پوستِ نوزاد با مادر، برای هر دو واجب و الزامی‌ست؛ بچه باهوش‌تر می‌شود، بهتر نفس می‌کشد، بهتر شیر می‌خورد و... زود می‌گذارمش روی سینه‌ی مامان فاطمه‌ی جیغ‌جیغوتر از خودش. می‌گویم: «این تماس پوست با پوسته، مامان...» (این «مامان» را از استاد میرزاییِ بزرگ یاد گرفته‌ام؛ به پیر و جوانِ بستری در زایشگاه می‌گوید «مامان»!) «نیم ساعت، یک ساعتی باید روی سینه‌ات باشد؛ هم برای خودت خوب است، هم برای بچه‌ات.» هومی می‌کند؛ می‌فهمد چه می‌گویم. خوشحالم. کنارش می‌ایستم. ساعت ۱۰:۴۵ است. فقط پنج دقیقه شده که پرسنل می‌آید و نوزاد را می‌کشد و می‌برد سر جایش. آرام می‌پرسد: «چند دقیقه شد؟» می‌گویم: «هیچی!» می‌گوید: «طوری نیست...» و بعد فریاد می‌زند: «خانم فلانی! یک ساعتم تماس پوست با پوست شدی با بچه‌ت، خب؟!» مامان می‌گوید: «باشه.» باز فریاد می‌زند: «اومدن پرسیدن، می‌گی چند دقیقه؟!» سرش را آن‌طرفی می‌کند: «یک ساعت دیگه...» می‌خندم.
عجب سیرکی‌ست این کارمندِ جایی بودن!

اینا مهم نیست عزیزانم؛ مهم اینه که ایرانی با پرچم اسرائیل؟! بی‌ناموسه🎀

منم این بچه بی‌پدرو به فرزندی گرفتم و باهاش مثل عقاب رفتار می‌کنم از هرچیزی که خودم نمیخورم بهش می‌دم؛ ولی وقتی بهش میگم باید
منم این بچه بی‌پدرو به فرزندی گرفتم و باهاش مثل عقاب رفتار می‌کنم از هرچیزی که خودم نمیخورم بهش می‌دم؛ ولی وقتی بهش میگم باید دکتر شی، من زندگیمو به پات ریختم اینطوری واسم قیافه میگیره!

خدای من☺️؛ دقایقی پیش متوجه شدم یکی از اقوام عزیزِ کوچولومون که تقریبا ۷_۸ سالی از من کوچیک‌تره، بیبی‌دار شده!

ساسا خرسی احمق!

با قلبت احساس کن، اما با قلبت فکر نکن.

🔕ادامه خبر نوشته:او در جمع خبرنگاران گفت از اینکه می‌تواند نشان دهد زنان نباید میان مسئولیت‌های سیاسی و مادری یکی را انتخاب
🔕ادامه خبر نوشته:او در جمع خبرنگاران گفت از اینکه می‌تواند نشان دهد زنان نباید میان مسئولیت‌های سیاسی و مادری یکی را انتخاب کنند، خوشحال است. ❗️جدای از اینکه ایران هم جزو ۶_۷ تا کشور خوب جهانه توی مرخصی زایمان و حداقل ۹ ماه به مادر و چندین روز هم به پدر مرخصی با حقوق میدن(که هنوزم درصدد بهتر شدنش هستیم و هستن) ❗️و جدای از اینکه اصلا بلایی سر خانومای ایرانی آوردن که نمیتونن بگن بچه دارن! چه برسه باخودشون ببرن محل کارشون...(روایت یکی از دانشجو‌های دکتری دانشگاه خودمون) ⚠️الان اگه همییین همیین خوشمزه بازیارو یه زن ایرانی درمیوورد؛ و بچشو با خودش می‌برد تیتر چی‌بود؟! ●زنانِ خدازده ایرانی مجبورند با فرزند در جامعه حاضر شوند. ●نبود دم و دستگاه پیشگیری، عامل اصلی فرزندانِ دست‌وپاگیر در جلسات.

پاشید از همین الان کارای گذرنامه، سماح، سربازی، اجازه‌ و قرضاتونو ردیف کنید. سه‌چار هفته دیگه استوری؛ «یعنی اندازه یه نفر فقط برای ما جا نداشتی؟» و «جامانده‌ام، حوصلهٔ شرح قصه نیست» برامون نذارید! طلبکار ما و امام حسین(ع) نباشید.

ما دیگه فقط منتظر انفجارات نگران کننده‌ایم...🔪

همتون به یه داروساز جیبی نیاز دارید تو زندگیتون خودتون نمی‌فهمید! واقعاً رفیق داروساز دستگیر آدمه؛ -حانیه سرفه میکنم، چی بخورم؟ -حانیه بچه‌های اتوبوسمون دارن میمیرن چی بهشون بدم؟! -حانیه بجای این دارو چی بخوریم اثرش بهتر باشه؟ -حانیه ترکیبات کرم ضدآفتابمو بخون ببینیم خوبه؟

از پشت زدمش، چه کار کنم؟ می‌خواست وارونه روی اسب بنشیند تا رویش به من باشد. من که از او نخواسته بودم به من پشت کند. اگر قرار باشد همهٔ نامردها بکشند و بعد پشت کنند تا در امان بمانند، جهان پر می‌شود از نامردهایی که به دنیا پشت کرده‌اند. نامرد که پشت‌ورو ندارد. [آتش بدون دود نمی‌شود/ جوان بدون گناه]

🖇[کتاب دوم از هفت جلد آتش بدون دود _ نادر ابراهیمی]
🖇[کتاب دوم از هفت جلد آتش بدون دود _ نادر ابراهیمی]

sticker.webp0.04 KB

آخرین قطره شیر؛ 🏷آوریل ۱۹۷۲، ارتش آمریکا به روستای باک لیو در ویتنام یورش برد و نگوین تی‌تو (یک زن مبارز ویت‌کنگ) را پس از ش
آخرین قطره شیر؛
🏷آوریل ۱۹۷۲، ارتش آمریکا به روستای باک لیو در ویتنام یورش برد و نگوین تی‌تو (یک زن مبارز ویت‌کنگ) را پس از شکنجه به ضرب گلوله اعدام کردند؛ او پیش از مرگ، برای آخرین بار فرزند ۱۰ ماهه‌اش را شیر داد و این عکس لحظاتی پیش از تیراندازی ثبت شد...

یه شیشه روغن بادام شیرین بگیرید و باهاش دوست باشید؛ - موخوره‌تون رو از بین می‌بره. - خشکی و اگزمای پوست رو بهبود می‌ده. - تلاش می‌کنه سیاهی زیر چشم‌هاتون رو برطرف کنه. اگه خیلی باهاش دوست شدید، شاید جوون‌تونم کرد!

تاابد؛ هیئت تماماً زنونه>>>> -دوست‌داشتنی و صمیمی -راحت و آروم و نوای خوب -باسلیقه و زیبا -به دور از هیجاناتِ بعضاً کاذبِ مردونه...

واسم تکیه‌ گاهی به تو تکیه کردم تو از خیمه رفتی چقدر گریه کردم...