استنادات نامربوط
Відкрити в Telegram
ـ کارشناسی حقوق #intp🎀 من اینجا فقط غر میزنم!!! مامانِ ببری و نارنجی ( امیر پرتقال )🐈 🐈 🧡 Books📚 , cats🐈 , tea ☕ = Me * نجات از جهنم *
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
271
Підписники
-124 години
Немає даних7 днів
+1530 днів
Архів дописів
احساس خوبی نسبت به شرایط ندارم ، همش منتظرم اتفاقی که باید بیفته ، بیفته
ولی خبری نیست
و این کلافم میکنه احساس میکنم تا یکم دیگه دوتا اتفاق میفته یا صبرمو به صورت کلی از دست میدم ، یا یه جوری نسبت به همه چی سر میشم که پشمام .
Repost from نخی متصل به زندگی 🪽
منو زینب تا انتهای شب کع باهمیم خوبه همه چی همین که میخوایم بخوابیم جای خالی پارتنرامون پا میزاره رو گلومون هر کدوم یع گوشه جمع میشیم تو خودمون تا خوابمون ببره.
Repost from نخی متصل به زندگی 🪽
بچه های ایران یا جاویدنامن یا جاویدالاثر...
یه روز خوب کیه ما که نصف عمرمون رفت:)
راستی نه تنها امروز عمه شدم و الان تولد مهدیه است ، مناسبت ها تمومی نداره تولد زیدی هم هست (((:
پنج مرداد و سه مناسبت ((((((((:
نمیدونم از کجا شروع کنم، فقط میدونم خیلی خوشحالم که تو رو توی زندگیم دارم.
همیشه برام بیشتر از یه خواهر بودی؛ همصحبت، همدل و کسی که توی هر شرایطی کنارم بوده.
پایه تموم حرفایی که میشد گفت ، تو تموم غصه های منو نگفته فهمیدی و بغلم کردی...
خیلی تلاش کردی که من خوشحال باشم ، هزار بار خداروشکر میکنم که دارمت با وجود تموم کلکل ها ، دعوا ها ، قهر ها و اشتی ها ..
هرسال تولدت برمیگردم به همون اولین باری که دیدمت ...
تو آرزوی بچگی من بودی که به حقیقت پیوسته و من چقدر خوشحالم که دارمت .
ممنونم بابت همه خاطرههای قشنگی که با هم ساختیم و همه لحظههایی که کنار هم بودیم.
خیلی دوستت دارم. تولدت مبارک بهترین خواهر دنیا. 🤍🎂
امروز نه تنها عمه شدم ، بلکه شانزدهمین سالیه که بزرگترین آرزوی بچگیم به حقیقت پیوسته و من شدم آبجی بزرگه (((:
تولد مهدیه است (((:❤️
