استنادات نامربوط
الذهاب إلى القناة على Telegram
ـ کارشناسی حقوق #intp🎀 من اینجا فقط غر میزنم!!! مامانِ ببری و نارنجی ( امیر پرتقال )🐈 🐈 🧡 Books📚 , cats🐈 , tea ☕ = Me * نجات از جهنم *
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
269
المشتركون
+124 ساعات
-17 أيام
+1630 أيام
أرشيف المشاركات
Repost from نخی متصل به زندگی 🪽
بچه های ایران یا جاویدنامن یا جاویدالاثر...
یه روز خوب کیه ما که نصف عمرمون رفت:)
راستی نه تنها امروز عمه شدم و الان تولد مهدیه است ، مناسبت ها تمومی نداره تولد زیدی هم هست (((:
پنج مرداد و سه مناسبت ((((((((:
نمیدونم از کجا شروع کنم، فقط میدونم خیلی خوشحالم که تو رو توی زندگیم دارم.
همیشه برام بیشتر از یه خواهر بودی؛ همصحبت، همدل و کسی که توی هر شرایطی کنارم بوده.
پایه تموم حرفایی که میشد گفت ، تو تموم غصه های منو نگفته فهمیدی و بغلم کردی...
خیلی تلاش کردی که من خوشحال باشم ، هزار بار خداروشکر میکنم که دارمت با وجود تموم کلکل ها ، دعوا ها ، قهر ها و اشتی ها ..
هرسال تولدت برمیگردم به همون اولین باری که دیدمت ...
تو آرزوی بچگی من بودی که به حقیقت پیوسته و من چقدر خوشحالم که دارمت .
ممنونم بابت همه خاطرههای قشنگی که با هم ساختیم و همه لحظههایی که کنار هم بودیم.
خیلی دوستت دارم. تولدت مبارک بهترین خواهر دنیا. 🤍🎂
امروز نه تنها عمه شدم ، بلکه شانزدهمین سالیه که بزرگترین آرزوی بچگیم به حقیقت پیوسته و من شدم آبجی بزرگه (((:
تولد مهدیه است (((:❤️
Repost from N/a
هیچوقت بلد نبودم نصفه وارد رابطهای بشم؛ نه تو عشق، نه تو دوستی.
یا تمام خودم رو گذاشتم یا اصلاً نبودم.
شاید برای همین بیشتر از هر کسی خودم آسیب دیدم.
|آلا|
هزار کیلومتر کوبیدم واسه پسر خوشگله ولی تهش با عنوان عمه فش خواهم خورد .
فدا کله ی کیوتعلیش😭❤️
با مردی صحبت کردم ، به اندازه تموم روزهایی که تو راه دانشگاه بودم و تموم مسیر چهار ساعته رو تلفنی حرف میزدیم .
خیلی جدی از آخرین باری که این مسیر رو با اتوبوس رفتم هفت سال میگذره.
از اون دختر بچه چی مونده؟((((:
