امیر نوشت :)
Відкрити в Telegram
بندهِ خدا نکند ما خواب کسی باشیم که سال ها پیش در زیر درخت بلوطی به خواب رفته باشد یادداشت هام...
Показати більшеІран141 882Категорія не вказана
271
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
+830 днів
Архів дописів
271
گفتی مرا نبوس، به قرآن نمی شود
من باشم و تو باشی و باران...، نمی شود
اصلاً بیا قواعدمان را عوض کنیم
دیگر نگو میان خیابان نمی شود!
بگذار باد روسری ات را تکان دهد
آخر بدون زلف پریشان نمی شود
باید لبان سرخ تو را دانه کرد و خورد
این بیت ها برای کسی نان نمی شود
می خواستم که شعر بگویم برای تو
می خواستم که شعر... کماکان نمی شود
#محمدعلی_علمی
271
امشب چند شعر خیلی خوب خوندم
شعر بعدی خیلی خوب بود
ولی خب یکم فقط یکم +18 است
به بزرگی خودتون ببخشید...
271
اگر امشب بت من دست به ابرو ببرد
خبر مرگ مرا باد به هر سو ببرد
هر کسی شعر به چشمان تو تقدیم کند
مثل این است که رقاصه به باکو ببرد
روسری های تو باعث شده زنبور عسل
جای گل،حسرت و اندوه به کندو ببرد
لب من عطر تو را دارد و من میترسم
نکند مادرم از بوسه ما بو ببرد
باز هم خیره به عکست شده ام تا شاید
این سری چشم تو را،چشم من از رو ببرد
#حسین_زحمتکش
271
چهرهات را میپسندم، چشمهایت بیشتر
لحن شیرین صدایت، خندههایت بیشتر
پیش از اینها گمان کردم که عاشق نیستم
بعد از آن دیدار گشتم مبتلایت بیشتر
با تو هر لحظه برایم عشق معنا میشود
با تو بودم من ولیکن با خیالت بیشتر
گرچه بر لطف خدا من تکیه میکردم ولی
تکیهگاهم بودهای تو ، شانههایت بیشتر..
271
من نگاه از مردم شهر میدزدم ولی
انکه را سیری ندارم از تماشایش تویی
#واسه همون مخاطبی که گفتم چنلتونرو داره:)
#برنامهناشناسپلاس
271
رفتم از شهر تو هرگز نگرانم نشدی
سوختم در غم و پیگیرِ جهانم نشدی...
من به پایت همهی زندگی ام رفت به باد
بعد مرگم تو ولی فاتحه خوانم نشدی...
قلب دیوانهی من بند به چشمان تو بود
پلک بر هم نگشودی ضربانم نشدی...
من به پاییز تو دل بستم و پژمرده شدم
حیف یک بار تو درگیرِ خزانم نشدی...
سیلِ غم بر دل من بود و تو با قایق خود
بی تفاوت بگذشتی و امانم نشدی...
فرق ها بین تو با من ز همان آغاز بود
من دلم تنگ و تو اصلا به گمانم نشدی...
ای که رفتی و مرا خون به جگر کرده غمت
باز با این همه هم سیر ز جانم نشدی؟
#حسین_وصالپور
271
Repost from رندان پارسا
ﺩل بستهﺍﻡ ﺑﻪ ﻏﻢ ﮐﻪ ﺟﺰ ﺍﻭ ﻫﺮ ﮐﻪ ﺩﯾﺪﻩﺍﻡ
ﯾﺎ ﺩﯾﺮ ﺁﻣﺪهﺳﺖ ﻭ ﯾﺎ ﺯﻭﺩ ﺭفته اﺳﺖ
- مژگان عباسلو
271
Repost from - سیاره گلآبتون ☁️ -
«لم يَتَغيِر، لقد تهشمَ قلبهُ...»
- او تغییر نکرده و عوض نشده؛
فقط قلبش در هم شکسته است...
271
تاریکی مطلق!
تا الان چند بار Dark Knight 2008 نولان را دیدهام... چندین بار هم Joker 2019 فینیکس... شخصیت جوکر برایم یک تاریکی مطلق ترسناک دارد؛ یک تاریکی در انسان که انتها ندارد.
میدانید، یک تکه از یک نامه خودکشی بود که زیاد وایرال میشد:
«به سمت پل میروم؛
اگر در مسیر حتی یک نفر
به من لبخند بزند،
نخواهم پرید...»
وقتی به جوکر فکر میکنم یا تمام آدمهای طردشده، دزد، قاتل یا حتی دیوانه این جامعه، تهته به این داستان میرسم... انسان روز اول تاریکی مطلق نیست، تاریکی مطلق میشود. تاریکی مطلق تهش یا خودکشی است یا جوکر.
بیمار زن ۵۴ سالهای بود؛ به شکل ناگهانی او را در کف خانهاش مییابد، در حالی که با سر و صورت خونین به هیچ محرکی واکنش نشان نمیدهد...
هیستوری بیمار فاجعهبار، ترسناک بود.
بیمار مبتلا به سرطان مثانه، به شکل اورژانسی به اتاق عمل برده شد تا جراحی شود. به دلیل سابقه اعتیادی که داشت، شیشه و هروئین را ترکیبی مصرف میکرده، مبتلا به هپاتیت C شده بود و مقدار زیادی داروهای اعصاب و روان همراهش بود که برای اسکیزوفرنی مصرف میکرد.
زنی مطلقه که تک و تنها در خانهاش زندگی میکرد؛ سابقه بستری در کمپ ترک اعتیاد، سابقه بستری در بیمارستان اعصاب و روان و بعد از ترک هم مصرف متادون... زن را تاریکی مطلق میدیدم.
میدانید، از تاریکی مطلق میترسم.
او فعلاً در ICU بستری است و منتظر آینده، ولی خب، میدانید، او روزهای آخر میدانسته سرطان دارد؛ ولی نه رادیوتراپی، نه شیمیدرمانی، نه حتی یک مراجعه ساده برای درمان نداشته.
با این همه سختی، همچنان چهره روشنی داشت و هنوز رگههایی از زیبایی در او نمایان بود.
خیلی کنجکاو بودم در مورد عاشق شدنش بدانم، سرگذشتش... دوستانش... واقعاً دوست داشتم داستان زندگیاش را ریز به ریز بشنوم.
او از اول تاریکی مطلق نبود.
چه چیزی او را به تاریکی مطلق هُل داده بود...
271
Repost from نگار حسینی 🌱
شبی قــلبم؛
سـراسیمه دچـارت شد ، نفهمیدی
برایت مُرد و از جان دوستدارت شد ، نفهمیدی
تو از شبهای سرد و بیچراغت
شعر میگفتی
دلــم تا صبـح ،
شـمعِ رازدارت شد، نفهمیدی..!
✍️#نگار_حسینی🌱
🎙#شاهین شاهدوست🎶
ای که نداشتنت پیداتر از داشتنت است چه افسوس دردناکیست تو را دوستداشتن و نداشتن..
