uk
Feedback
my soul...

my soul...

Відкрити в Telegram

خودم : https://t.me/SendHarfBot?start=976aba209475

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
217
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
+1430 день
Архів дописів
نکن اعتماد اینا از غریبه غریبه‌ترن.

مرحله داد زدن، گریه کردن و دعوا کردن یعنی هنوز چیزی برای گفتن و درست کردن یا تخلیه کردن هست؛ اونجا که ساکت میشی دیگه هیچی نیست، هیچی یه وضع خنثی مطلق تو پوچ‌ ترین و تاریک‌ ترین حالت ممکن.

وقتی اونقدری تو خودت ریختی که دیگه همیشه عصبی ای...

در رویای آینده غرق و در کابوسِ حال سرگردانیم.

او یاد گرفته بود چطور قوی باشد، اما نه از روی شجاعت بلکه از روی اجبار. چون هیچ‌کس نیامده بود نجاتش دهد و خودش هم دیگر باور نداشت که نجاتی در کار باشد.

اینکه راحت میتونم کسی رو کنار بزارم و بابتش خم به ابرو نیارم بهترین بلاییه که سرم اومده...

در حسرتِ یک لبخند عمیق، می‌گریست!

موضوع بر سر امید بود؛ چیزی بسیار مقدس تر از زندگی...

آموختم که دنیا درونت را نمی‌بیند ذره‌ای عین خیالش نیست که در زیر این پوست و استخوان و قالب ظاهری، چه امیدها و رویاها و غم‌ها نهفته است..

درخت اگر چه تنهاست، اما ایستادن را خوب بلد است.

‏زندگی هر چی private تر ، بهتر.

آیا زندگی هرچه هم عزیز باشد، به این خفت، به تحملِ این همه رنج می‌اَرزد؟!

اونجایی که شاعر میگه : در قمار زندگی بدشانس تر از ما نبود، ماجوانی رادر اینجا دست اول باختیم...:))

یه قسمتی از بزرگسالی اونجاست که میفهمی زندگی منتظرت نمیمونه بعد هرشکست باید خودت تیکه‌هات رو از زمین جمع کنی و با زخم‌هات ادامه بدی، تو مسیر که حرکت کنی کم کم دوباره ترمیم میشی! زندگی با هر اتفاقی در جریانه پس تو هم باید ادامه بدی.

بعد از یه سنی، ترکیب برنده‌ی زندگی میشه؛ آرامش شب، تنهایی، موزیک آروم و خونه...

و در آخر آدمها کاری میکنند که دودستی بچسبی به تنهاییت و نخوای تو هیج جمعی پا بذاری.

می‌گفت "حس می‌کنم درونم چند نفر وجود دارند؛ یک نفر بلند می‌خندد و دیگری تلخ اشک‌ می‌ریزد و سومی به هیچ‌چیز اهمیت نمی‌دهد."

چه میخواهی؟ دور شدن، گم شدن و دیگر هرگز نبودن.

مشکل از خودت بوده. همه جوره پای یه عده موندی، همیشه با همه چیز ساختی، بی چشم داشت خوبی کردی، همه جوره بخشیدی، همه جوره جنگیدی، همه جوره برگشتی، در صورتی که باید می‌رفتی و پشتتم نگاه نمی‌کردی.

الان اینطوریم که حس میکنم با دوستام دوست نیستم آدم مورد علاقه هیچکس نیستم چه میدونم کلا به این دنیا تعلق ندارم.