uk
Feedback
᯽حُب᯽

᯽حُب᯽

Відкрити в Telegram

و روزی دیگر خواستنش را به یاد نمی‌آوری، اما همیشه بخشی از قلبت غمگین است، بی‌آنکه دلیلش را بدانی... برای روزهایی که نبودم.... من @Yass2223bot آرشیو حُب @arhob2223

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
486
Підписники
-324 години
-417 днів
-2030 днів
Архів дописів
- دل‌ به‌ دریا‌ زدنت گرچه تماشا دارد تو نباشی چه تماشا لبِ دریا دارد؟! تاری از پیرهن‌اَت نیز‌ به من بازنگشت این چه تقدیر غریبی‌ست زلیخا دارد؟! آب در دیده و آتش به دلم غیر از من آنچه خوبان همه‌ دارند که یکجا دارد؟! من تو را سیر ندیدم که گذشتی از من با نگاه تو نگاهم چه سخن‌ها دارد سیبِ از شاخه جدا گشته‌ی من، بعد از تو مرگ ‌بر‌ جاذبه‌ای باد، که دنیا دارد...

اما… هیچ انسانی، به اندازهٔ کسی که از دوست‌داشتنِ آدمِ اشتباه برگشته، خسته، بی‌پناه و غمگین نیست.

روح‌های زخمی در کالبدهای خندان:))

#نوشته_ها🖇
#نوشته_ها🖇

خیلی از آدم ها تو زندگیشون یه نقطه تاریک درد دارن که بعد از اون دیگه اون آدم سابق نشدن، از يه جايى به بعد احساسشون يخ میزنه، ديگه دردى حس نمیكنن و هيچ كس هم نمیتونه يخ احساسشون رو باز كنه و اين خودش از هر دردى دردتره...

امشب ای ماه به درد دل من تسکینی آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی کاهش جان تو من دارم و من می‌دانم که تو از دوری خورشید چه‌ها می‌
+2
امشب ای ماه به درد دل من تسکینی آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی کاهش جان تو من دارم و من می‌دانم که تو از دوری خورشید چه‌ها می‌بینی..
- ‌شهریار

هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود از دماغ من سرگشته خیال دهنت به جفای فلک و غصه دوران نرود در ازل بست دلم با سر زلفت پیوند تا ابد سر نکشد وز سر پیمان نرود هر چه جز بار غمت بر دل مسکین من است برود از دل من وز دل من آن نرود آن چنان مهر توام در دل و جان جای گرفت که اگر سر برود از دل و از جان نرود گر رود از پی خوبان دل من معذور است درد دارد چه کند کز پی درمان نرود هر که خواهد که چو حافظ نشود سرگردان دل به خوبان ندهد وز پی ایشان نرود.

‏کنار گذاشته شدن جز تلخ‌ترین تجربه‌های بشریه. فرقی هم نمیکنه از کار کنار گذاشته شی، از دوستی یا حتی یک رابطه عاشقانه. در هر حالت، اول همه وجودت خشم میشه و بعد حسرت. اون آخر سر هم یه غمِ سمجی تو دلت میمونه که تا ابد تنهات نمیذاره...

و چه تلخ است که با تمامِ جانم هنوز دلتنگِ اویم… دلتنگِ صدایش، دلتنگِ سکوتِ آرامش، دلتنگِ خنده‌هایی که روزی جان به دلم می‌بخشید، دلتنگِ حرف‌هایی که ساده بودند اما تا عمقِ قلبم می‌نشستند… و دردناک‌تر از همه، این دلتنگیِ بی‌پایان برای تمامِ «او»ست… برای تمامِ خاطراتی که هنوز در گوشه‌گوشه‌ی روحم نفس می‌کشند.

Repost from چنل ابطحی
وقتی دلم برات تنگ میشه میرم و صحبت‌های قدیمی‌مون‌رو میخونم و مثل یه‌ احمق لبخند میزنم. و به آهنگ‌هایی گوش میدم که تورو به یا‌دم میارن و بیشتر از همیشه دلم برات تنگ میشه :)

«و ناگهان، به یاد آنچه با تو گذرانده بودم، گریستم.»

نوشته بود: «‌بی شک اگر دوستت داشت، این چنین پژمرده نبودی.»

- اگر تو باز نگردی ؛ امید آمدنت را به گور خواهم برد . . و کس نمی‌داند که در فراق تو ؛ دیگر چگونه خواهم زیست . . و چگونه خواهم مُرد:))!

کاش یه خبر از ادمینمون برسه

نمی‌دونم چطور بگم، اما آدمایی که بعدِ تو میان تو زندگیم دیگه اون اهمیتی که باید رو برام ندارن. نه اینکه بد باشن، نه … فقط دیگه هیچکی شبیه اون حسی نیست که من با تو تجربه کرده بودم. انگار یه جایی از وجودم، بعد از تو خاموش شد؛ یه جوری که دیگه بودن و نبودنِ آدما اون‌قدرها فرقی برام نمی‌کنه، حرف نزدن باهاشون آزارم نمیده، دلتنگم نمی‌کنه، ذهنمو درگیر نمی‌کنه :) چون من یه بار، با تمامِ وجودم به یکی اهمیت داده بودم و بعد از اون، دیگه هیچ احساسی نتونست اون‌قدری عمیق بشه که بخواد منو بلرزونه. بعد از تو آدما اومدن، حرف زدن، نزدیک شدن، حتی بعضیاشون سعی کردن بمونن؛اما من؟ من دیگه اون مَن قبل نبودم!! انگار یه بخش بزرگی از احساسم، همون‌جایی جا موند که تو رفتی. الان اگه کسی نباشه، چیزی ازم کم نمی‌شه. اگه حرف نزنه، منتظرش نمی‌مونم. اگه بره، دنبالش نمی‌گردم. از سر غرور نیستا ، از سر خستگیه :) از سر اینکه بعضی رفتنا، آدمو به جایی می‌رسونن که دیگه دلش نمی‌خواد برای هیچکی خودش رو زیادی خرج کنه. من بعد از تو یاد گرفتم که میشه زنده بود، خندید، حرف زد، حتی کنار آدمای جدید نشست . . اما تهِ دل، هیچ‌کدومشون مهم نباشن، هیچ‌کدومشون نتونن اونجایی از قلبتو لمس کنن که یه زمانی فقط برای یه نفر بود.

- در آخرین نامه‌اش نوشت : تو را فراموش نمیکنم . . اما این که چقدر دوستت داشتم را فراموش میکنم . و از همان چشمی تو را میبینم که بقیه آدم‌ها میبینند :))!

چقدر اینجا دلگیر شده

«یا مَن یُعطِی الکَثیرَ بِالقَلیل.» تو در اِزای‌ هیچ، همه‌ چیز می‌دهی .!

#نوشته_ها🖇
#نوشته_ها🖇

قرار ما:)))